بایگانی مطالب نشریه

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

نمایش

نمایش منهای دو در سیرجان
زمان : 22 مرداد الی 12 شهریور ساعت : 20
مکان : سیرجان – سه راهی کرمان ، تالار فردوسی

علامت‌هایH+، H، 3G، E، G و 4G چه معنایی دارند؟

علامت‌هایH+، H، 3G، E، G و 4G چه معنایی دارند؟
آیا تاکنون به علامت های مختلف H+، H، 3G، E، G و 4G که در گوشی های هوشمند و نوار وضعیت آن ها مشاهده می شود توجه نموده اید؟ و یا از خود پرسیده اید که چه تفاوتی بین این علامت ها وجود دارد؟
در واقع هر یک از این علامت ها نشان می دهد که شما به چه نوع از شبکه داده ها وصل شده اید ، و این شبکه های مختلف با توجه به علامت آن ها ، امکانات و سرعت اتصال به اینترنت بسیار متفاوتی ارائه می کنند.
معرفی نسل های اینترنت همراه
G – GPRS
جی پی آر اس ، مخفف عبارت General Packet Radio Service می باشد که با نماد G در گوشی های هوشمند قابل مشاهده می باشد.به این سرویس ، اینترنت نسل دوم نیز می گویند که سرعت تبادل اطلاعات آن چیزی در حدود ۱۱۵ کیلوبیت بر ثانیه (معادل ۱۴ کیلوبایت بر ثانیه) می باشد.
E – EDGE
اِج مخفف عبارت ، Enhanced Data Rates for GSM Evolution می باشد که مانند GPRS در نسل دوم شبکه های تلفن همراه قرار دارد با این تفاوت که سرعت دریافت اطلاعات در آن بیشتر و در حدود ۴۸ کیلوبایت بر ثانیه می باشد.
به EDGE نسل 2،5G نیز گفته می شود و در تلفن های همراه با نماد E قابل مشاهده می باشد.
3G
نسل سوم تلفن همراه که به تازگی در ایران ارائه شده است ، 3G نام دارد که مخفف عبارت UMTS می باشد. سرعت انتقال داده در این نسل حدود ۳۹۵ کیلوبایت بر ثانیه می باشد و امکان برقراری تماس تصویری نیز یکی از قابلیت های این نسل می باشد.
H – HSDPA
اچ اس دی پی ای نسخه کمی کندتر HSDPA + می باشد که سرعت انتقال داده ی آن چیزی در حدود ۱،۷۵ مگابایت برثانیه می باشد.با استفاده از این نسل می توان ویدئو های موجود در اینترنت را با وضوح HD به راحتی مشاهده کرد.
این نسل براساس 3G کار می کند و گاها به این نسل 3،5G نیز گفته می شود. در گوشی های همراه HSDPA با نماد H قابل مشاهده می باشد.
H+ – HSDPA Plus
نسل HSDPA+ نسخه سریع تر HSDPA می باشد که سرعت دریافت داده ها در این نسل ، حدود ۲۱ مگابایت بر ثانیه می باشد.
نسل HSDPA Plus در تلفن های همراه با نماد H+ نشان داده می شود.
4G – LTE
۴ جی نسل چهارم شبکه های تلفن همراه می باشد که در حال حاظر سریع ترین و جدیدترین نسل این شبکه ها می باشد.سرعت دریافت داده در این نسل حدود ۳۷ مگابایت برثانیه می باشد.
در واقع هر یک از این علامت ها نشان می دهد که شما به چه نوع از شبکه داده ها وصل شده اید ، و این شبکه های مختلف با توجه به علامت آن ها ، امکانات و سرعت اتصال به اینترنت بسیار متفاوتی ارائه می کنند.

یادداشت میرزا متعهد‌الدوله یکی از تلاشگران اهل قلم دوست دارید در آینده چه شغلی داشته باشید؟

یادداشت میرزا متعهد‌الدوله یکی از تلاشگران اهل قلم
دوست دارید در آینده چه شغلی داشته باشید؟

این سوال لعنتی از کودکی به دنبال من می‌آمد و به هیچ وجه هم دست از سرم بر نمی‌داشت از اقوام و آشنایان گرفته تا حتی دوستان و هم‌بازی‌های هم سن و سال انگار بنیادی‌ترین پرسش زندگی‌شان این بود که در آینده چکاره می‌شوید؟ از قضا من هیچ علاقه‌ای به داشتن یک شغل ثابت از همان کودکی نداشتم و همیشه دوست داشتم کار هیجان‌انگیزی داشته باشم و هر روز به کاری مشغول باشم و مثلا امروز خلبان باشم و فردا چریک و پس فردا هم اگر اندکی آرامش خواستم کتاب‌فروش و یا مربی یوگا اما از همان کودکی دریافتم که مردم حوصله‌ی شنیدن جواب‌های مخاطب را ندارند و معمولا حتی وقتی چیزی را می‌پرسند صرفا به ان قصد است که پس از اینکه تو جواب دادی آنها جواب خودشان را به این سوال با طول و تفصیل شرح بدهند و مثلا وقتی می‌پرسند در آینده می‌خواهی چکاره بشوی؟ و تو می‌گویی خلبان، وی بدون اینکه ثانیه‌ای به جواب تو فکر کند می‌گوید اما من دوست دارم استاد دانشگاه بشوم فکر کن چه کاری بهتر از اینکه تمام آدمهایی که قرار است فردا برای خودشان کسی بشوند و مملکت را سرو سامان بدهند شاگرد تو باشند و تا زنده هستند هر جایی که تو را ببیند بگویند این آقا استاد ما بوده و هرچه یاد گرفتیم از ایشان بوده و بعد هم حداقل نیم ساعت باید به خیال‌پردازی آن بنده‌ی خدا گوش بدهی.
اما در زندگی من اتفاق مهمی افتاد و آن اتفاق راه زندگی مرا تغییر داد پنج یا شش ساله بودم که پدرم من و مادرم را برای دیدن یکی از اقوام سوار ماشین کرد و به سمت خانه‌ی آن فامیل به راه افتادیم. توی راه تقریبا هرچه که مادرم می‌گفت با یک جواب دندان شکن از سوی پدرم مواجه می‌شد: پول ندارم. و چند دقیقه سکوتی سنگین در ماشین حکم‌فرما می‌شد تا بحث بعدی پیش کشیده شود، در راه به پمپ بنزین هم رفتیم تا اندکی بنزین بزنیم و با صحنه‌ای روبرو شدم که تا بحال توجه نکرده بودم، تمام کارکنان پمپ بنزین دسته‌های درشتی از پول در دست داشتند و آنقدر پول زیادی را حمل می‌کردند که هر از چندی باید بخشی از آن را می‌گذاشتند توی یکی از جیبهای‌شان و دسته‌ی پول را کمی لاغر می‌کردند تا بتوانند باز هم از بقیه‌ی مشتری‌ها پول بگیرند و این، آن تصویری بود که ساعت‌ها ذهن من را به خودش مشغول کرده بود.
چقدر رویایی بود که آنقدر پول داشته باشی که حتی نتوانی آنها را حمل کنی و مردم هم صف بکشند که پول بیشتری به تو بدهند.
وقتی به خانه‌ی آن فامیل رسیدیم طبق معمول آن لحظه‌ی کذایی سر رسید و میزبان و مهمان به یکدیگر نگاهی انداختند و هر دو به این نتیجه رسیدند که احوال‌پرسی تمام شده و سوژه‌ای هم برای حرف زدن در دسترس نیست و یکی از نوابغ حاضر صدایش را بلند کرد که: بیا اینجا ببینمت عمو اسمت چیه؟ آفرین چه اسم قشنگی خوب جاسم‌جان بگو ببینم وقتی بزرگ شدی دوست داری چکاره بشی؟
من هم بدون فوت وقت گفتم پمپ بنزینی؟ سکوت تمام مهمانی را فرا گرفت و میوه و شیرینی در دهان میزبان و مهمان ماسید و آن نابغه‌ی جمع پرسید چرا پمپ بنزین عموجان؟
گفتم : چون خیلی پول دارن.
و بمب خنده در آن مهمانی منفجر شد و بدون اینکه کسی توضیحی به من بدهد همه قاه و قاه می‌خندیدند و هنوز هم هر از چندی با استفاده‌از این خاطره سر به سرم می‌گذارند اما واقعا جائی برای رویا پردازی نمی‌ماند وقتی که با این حقیقت مواجه می‌شوی که باید صرفا کسب درآمدی بکنی و به لطف آن درآمد امروز را به فردا برسانی و هر روز همان کارهای روز گذشته را تکرار کنی و به قول معروف مزد هم فقط به اندازه‌ی معاش باشد که مبادا فکری به سرت بزند.
وقتی که دیپلم را گرفتم و همه‌ی اقوام و دوستان را در راه کلاس‌های کنکور و کتابخانه‌های مختلف دیدم که شبانه‌روز درس بخوانند و به هر حربه‌ای که شده دانشگاه بهتری قبول بشوند و از آن طرف دوستانی که دانشگاه را تمام کرده بودند و یا هنوز داشتند از ترس سربازی فوق لیسانس و دکتری را پشت سر می‌گذاشتند دائم به من می‌گفتند درس هیچ فایده‌ای ندارد و برو توی کاسبی و یک فکری برای خودت بکن.
من هم که خودم را می‌شناختم که آدم درس‌خواندن نیستم و از سویی نمی‌توانم صبح‌ها زود بیدار بشوم و تن به کار سخت بدهم با یکی از دوستان موفق مشورت کردم و با هم یک هفته‌نامه را از مدیر مسول اجاره کردیم و در اولین حرکت همه‌ی پرسنل به جز طراح را اخراج کردیم و سپس به لطف سایت‌های مختلف خبرگزاری روزنامه‌ را بدون حتی یک خط نوشتن با استفاده‌ی کلید‌های معجزه‌گر (کپی و پست) جمع و جور کردیم و با حربه‌هایی که آن دوست و راهنما به من آموختم و خودم هم در طول کار طاقت‌فرسایم باآنها آشنا شدم آنچنان تبلیغ و رپورتاژ جمع کردیم که گاهی طراح جلوی مرا می‌گرفت تا لوگو را حذف نکنم و به جای لوگو تبلیغ لوله‌کشی مظفر را منتشر نکنم هرچند هنوز معتقدم که می‌شود یک‌جایی آن گوشه و کنار‌ها اسم روزنامه را با فونت بسیار ریزی نوشت و صدمه‌ای به آگهی ها وارد نکرد.
از افتخارات من و همکارانم این است که بی طرفی را به اوج خود رساندیم و هر دولتی که سرکار بوده جز خوبی از ما ندیده و ما هم با آغوش باز یارانه‌ها، کمک‌ها، رپورتاژهای ایشان را پذیرا بوده‌ایم و کار را به جایی رساندیم که خودمان هم هر از چندی نیت می‌کنیم برویم و کانون آگهی و تبلیغات بزنیم ولی از آنجا که دیگر عادت کرده‌ایم به این شکل خدمت کردن به فرهنگ و زبان فارسی و مردم آسیب دیده نمی‌توانیم دل بکنیم و به قول شاعر:
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
در نتیجه وقتی که چشمم به مشکلات و معضلاتی که گریبان‌گیر مردم است می‌افتد نا خودآگاه به راه می‌افتم و رپورتاژی از فرمانداری و یا استاندری می‌گیرم و درباره‌ی چگونگی حل شدن تمام مشکلات به دست خردمند و پر توان مسولین می‌نویسم و یا وقتی که می‌بینم شهر با چه مشکلاتی روبه‌روست و چگونه مردم با عملیات‌های چریکی و کسب دانش در زمینه‌ی نبرد‌های شهری می‌توانند از خانه تا محل کار بروند و از شدت ترافیک و درگیری‌های ذهنی و عصبی هر از چندی هم در همان خیابان‌ها کمر به قتل یکدیگر می‌بندند، من راه دیگری ندارم جز اینکه با روابط عمومی شهرداری و یا شخص شهردار و استاندار مصاحبه‌ای بکنم و اگر رپورتاژ و تبلیغی هم فراهم نشد حداقل زمینه‌را برای رپورتاژها و تبلیغات آینده فراهم کنم چرا که، انسان دشواری وظیفه‌است، و راهی ندارم جز نوشتن و نشان دادن و شاید نتوانم مشکلاتی را حل کنم اما در راه نشان دادن آنها و آگاه کردن باقی مردم و مسولین از مشکلات و به فکر انداختن ایشان که راه حلی پیدا و اجرا کنند تمام تلاش خودم را می‌کنم . اصولا در نشریات وزینی که معمولا انفرادی و عموما به لطف طراحانی که دستی هم به موتورهای جست‌و جو و سایت‌های خبرگزاری‌ها دارند رسالت بر هر چیز دیگری اولویت دارد و هیچ بلیط و کارت استخر و سکه‌ی پارسیانی لیاقت وجدان‌ما مبارزان را ندارد.

فیش های غنی شده و فرهنگستان زبان!

فیش های غنی شده و فرهنگستان زبان!
این روزها انواع و اقسام فیش های غنی شده و ماریناد شده در جراید و سایت های مختلف دستمالی می شوند و به تبع آن توجیهات سوفسطایی فراوانی به گوش می رسد. اول کار داستان تقصیر «توماس نال» مخترع نگون بخت فتو شاپ افتاد و این اعداد و ارقام نجومی تکذیب شدند. بعد مثل موارد عدیده دیگر گردن شکسته دولت قبلی افتاد. در فاز بعدی اعلام شد این حقوق ها تجمیعی و مربوط به یک سال بوده که یکجا پرداخت شده است. سپس اعلام شد که این پول ها بلوکه شده و از بانک خارج نشده است. بعد که تعداد این فیش ها فزونی یافت، گفتند لانه زنبور است و افشا کنندگان تعقیب قضایی می شوند. در ادامه عزیز بزرگواری خاضعانه گردن گرفت و استعفا داد و دیگری را عزل کردند. نماینده دولت هم از ملت عذرخواهی کرد. وزیری این مبالغ را کارانه و وکیلی آنها را حق ماموریت خواند و حساب آنها را از حقوق جدا کرد. مخلص کلام ظاهراً داستان این فیش ها مثل ماجرای ریز گرد ها و آلودگی هوا تمامی ندارد و هرمنوتیک بغرنجی پیش آمده است. به قول دوست مان طبق اصل سوم قانون نیوتن، فیشهای نجومی از بین نمی روند بلکه از وزارتخانه ای به وزارتخانه دیگر می روند و فقط صفرهای آخرشان، گاهی کمی بیشتر و کمتر می شود!!! شوربختانه با وجود تخصص و تجارب فراوانی که حقیر در علی الاشیا و سایر علوم ارضی و سماوی دارد و دوستان به ما لقب پدر گمانه زنی کشور را داده اند ولی باید اعتراف کنیم که در این مورد به خصوص از هر گونه اظهار نظر و گمانه زنی عاجزیم که چطور می شود یک مدیر در ماه برابر با چندین سال حقوق ده ها کارمند و کارگر حقوق دریافت کند! با این وجود سعی کردیم با ارائه چند راهکار پیشگیرانه و مدبرانه لااقل راه را برای جلوگیری از اتفاقاتی از این دست سد کنیم:
حقوق نجومی
الف: آموزش از سنین کودکی:
پیشنهاد می شود به منظور جلوگیری از برخی برداشت ها و پرداختی های نامتعارف و خارج از قاعده، از همان سنین کودکی در مهد های کودک ، همراه آموزش مفاهیمی نظیر خطر، جیز، آتش، اشیاء برنده و خطرناک، چاقو و – مفاهیمی نظیر«اموال دیگران» یا« مال مردم» هم آموزش داده شود تا اگر فردی در سنین بزرگسالی با گاو صندوق های پر از پول نقد یا مقادیر معتنابهی چک پول مواجه شد در جریان باشد که این پول ها متعلق به ایشان نیست و برداشت از آنها مراتبی دارد!
ب) حذف شورای رقابت:
به نظر بعد از نقش پررنگ شورای رقابت در بالا بردن قیمت ها، سایر ادارات هم برای خودشان به صورت خودجوش «شورای رقابت» یا «شورای چشم و هم چشمی» تشکیل بودند و به صورت ادواری در حال بالابردن مبالغ ستون های فیش حقوقی خود بودند. به قول شاعر «فیش دستمزد مرا آهسته بگشا ای نسیم . . . در میان هر ستون یک پول گنده جا شده» پیگیری در خصوص حذف این شورا می تواند در به ساحل رساندن کشتی بحران زده فیش های حقوقی موثر باشد.
پ) همکاری فرهنگستان زبان:
بر و بچه های فرهنگستان زبان به ویژه آقای حداد عادل سعی کنند از طریق رسانه ملی یا شبکه های اجتماعی این موضوع را در جامعه تفهیم کنند که بر خلاف تصور عامه «پول علف خرس یا چرک کف دست نیست» و برداشت و دریافت آن در مملکت تابع مقررات خاصی است و حساب و کتاب دارد!
منتشر شده در : وحید حاج سعیدی/ روزنامه اطلاعات

شعر طنز

حذف شد
در پی یک وام، کفشم پاره شد، پا حذف شد
همچنین اعصابم از پایین و بالا حذف شد
بس هوا با هر نفس، سم در تنم پمپاژ کرد
طبق اسناد پزشکی، نصف شش ها حذف شد
با خوراکی های مصنوعی، مِری از دست رفت
بعد از آن هم معده ام با کیسه صفرا حذف شد
آب آشامیدنی از بس که پر املاح بود
کلیه ام با سی چهل من سنگ خارا حذف شد
مخچه ام هنگید و کم کم راه منگیدن گرفت
این اواخر خرده هوشی بود اما حذف شد
عینکم ته استکانی تر شده اما چه سود
شعرهایم وقت چاپ از شصت و یک جا حذف شد
چانه ام را بوکسوری خر زور در یک صف شکست
گوش من در بچگی با دست بابا حذف شد
یک هیولا نیمه شب در کوچه خفتم را گرفت
خفت من با پنجه های آن هیولا حذف شد
قلبم از بس روز و شب با استرس درگیر بود
چند دفعه اصطلاحاً قاط زد تا حذف شد
بطن و دهلیزم عمل می خواست اما اشتباه
قسمتی از روده ام درحال اغما حذف شد
خودرو ام هم پای درمان رفت حتی قالی و
مبل و جارو برقی و تخت و متکا حذف شد
هیچ وقت از زندگی چیزی نفهمیدم؛ چه بد
دلخوشی سانسور شد، دل هم مجزا حذف شد
شاعر : مصطفی مشایخی

پیش بینی
اختلاس امسال کمتر می شود
میم -الف، سین -دال، کمتر می شود
قفلِ محکم تر سفارش داده اند
دزد بیت المال کمتر می شود
حال کردن با دکل بلعیدن و
یک سری اموال کمتر می شود
رانت خواری هم به پایان می رسد
لاجرم جنجال کمتر می شود
تا کسی باری نبندد، ریسمان
همچنین حمال کمتر می شود
زیر میزی تحت نام رشوه یا
هدیه ای با حال کمتر می شود
بعد از این با حذف زیر از میزها
دیگر آن اعمال کمتر می شود
یک منجم پیش بینی کرده در
کارها اشکال کمتر می شود
چون به زودی بین مسوولان امر
تیپ آنرمال کمتر می شود
“رابطه” در سازمان ها منتفی ست
صحبت از کانال کمتر می شود
حرف تک نرخی ست در بازار ارز
یحتمل، اخلال کمتر می شود
قبل از این دلال خیلی بوده است
بعد از این دلال کمتر می شود
در دکان ها نه؛ فقط در چهره ها
جنس اورجینال کمتر می شود
بهتر از هر چیز، در اخلاقیات
رشد اضمحلال کمتر می شود!؟
شاعر : مصطفی مشایخی

خواب دیدم نانمان در روغن است
گرچه نان هم قیمتِ تیرآهن است
می خوریم املت به جای جوجه چون
مظهرِ دارایی، املت خوردن است
خواب دیدم پول پارو می کنم
شغلِ بنده، پول پارو کردن است
زایمان گردیده مجانی، هنوز
آنچه مجانی نگشته، مُردن است!
دکترا دارند مردم، کلهم
هر کسی دکتر نباشد کودن است
مغزهای ما همه در مملکت
مستقر هستند و سرها بر تن است
جنس چینی رفته از این مملکت
جای آن اجناسِ خوبِ میهن است
شهرداری همچنان پُرکار و سخت،
فکر هر جای زمین را کندن است !
دولت اما همچنان دیدم هنوز
فکر ِ یارانه به مردم دادن است
چونکه چاقی مُد شده، مامانِ من
لایقِ کسبِ مقامِ مانکن است !
مثل اینکه دوره ی قاجار بود
چونکه دیدم پایِ زنها، دامن است
چون تفاهم هست بین مرد و زن
روز مادر بعد از این مادر زن است !
در بهشتم، سیب دارم می خورم
اختیارِ سیب خوردن با من است !
خواب دیدم، خواب دیدم، خوابِ خوش
خوش خیالی مثلِ آبِ خوردن است !!
شاعر : ناهید نوری
منبع/http://shirintanz.ir

گفت و گوی اختصاصی پیام ما با بهروز رشیدی، کوهنورد با تجربه کرمانی: همنورد لهستانی به احترام ما ایستاد

گفت و گوی اختصاصی پیام ما با بهروز رشیدی، کوهنورد با تجربه کرمانی:
همنورد لهستانی به احترام ما ایستاد

روزنامه پیام ما در شماره 572 خود مصاحبه مفصلی داشت با گروهی از کوهنوردان استان کرمان که برای اولین بار در زمستان سال 1394 موفق به صعود و فتح قله کازبک گرجستان شدند. در آن مصاحبه بهروز رشیدی، عضو بمی این گروه حضور نداشت و اکنون فرصتی دست داد تا از نگاهی دیگر به ورزش زیبا و جذاب کوهنوردی بپردازیم. آنچه در ادامه می خوانید گپ و گفتی است که با این ورزشکار متولد ۱۳۶۰و دارای مدرک کارشناسی تولیدات گیاهی داشتیم.
ورزش کوهنوردی را از کی آغاز کردید؟
بنده از سال ۱۳۸۳ ورزش کوهنوردی را بصورت اصولی با گروه کوهنوردی فراز که قبلا بنام کانون کوهنوردان بم بود شروع کردم،درطی این چندسال کلاس های مربوط به کوهنوردی را زیز نظر مربیان مجرب فدراسیون کوهنوردی طی کرده ام . رشته هایی مانند کوهپیمایی،صعودهای ورزشی،یخ وبرف پیشرفته،سنگ نوردی پیشرفته وغارنوردی. همچنین مدرک داوری ملی صعودهای ورزشی را از فدراسیون کوهنوردی وصعودهای ورزشی اخذ نمودم،دراین چند سال تمامی قلل مرتفع ایران از جمله دماوند،علم کوه،سبلان،هزار،دنا،…..به دفعات ودرفصول مختلف فتح کرده ام.
شما گروهی اقدام به صعود می کنید یا انفرادی؟
معمولا گروهی برنامه ها رو اجرا میکنم مگر برنامه های خاص بدنسازی کوهنوردی یا اردوهای برون مرزی وبعضی برنامه های سنگین را انفرادی یا با تعداد محدود اعضا انجام می دهم.
اولین‌ها برای انسان همیشه در خاطره می‌ماند، اولین صعودتان را به یاد دارید؟
اولین صعود من درسال ۸۳ به همراه کانون کوهنوردان بم(گروه فراز فعلی)به قله ی چاله ی مرغک بود که قطعا یکی از بهترین وبه یادماندنی ترین برنامه ها همیشه درذهنم ماندگار خواهد ماند،
به کدام یک از قلل مرتفع جهان صعود کرده‌اید؟
بنده اولین صعود برون‌مرزی خود رادر سال ۸۶ درقالب تیم منتخب بم بر روی بام ترکیه قله ی آرارات انجام دادم،ودرسال ۹۱ موفق شدم قله ی لنین با ارتفاع ۷۱۳۴ متر را در کشورقرقیزستان صعود کنم،درزمستان ۹۳ مجددا قله ی ارارات ترکیه و درسال ۹۴ قله نوشاخ بلندترین قله ی کشور افغانستان با ارتفاع ۷۴۹۲ راصعود کردم که جز هفت هزار متری های سخت دنیا محسوب می شود،در زمستان ۹۴ نیز موفق شدیم درقالب یه تیم سه نفره بلندترین قله ی کشور گرجستان (قله ی کازبک) را با موفقیت صعود کنیم که اولین ایرانیانی بودیم که در زمستان پا بر فراز این قله گذاشتیم.
از خاطرات سفرهای خارجی بگویید؟
کوهنوردی پر از خاطره هست، ولی شاید بهترین خاطره‌ی بنده زمانی بود که در ارتفاع ۶۸۰۰ متری قله ی لنین قرقیزستان در پایین تیغه ی یخ زده معروف به نایف با یک همنورد لهستانی مواجه شدیم که جرات عبور از یخ های بلور نایف رانداشت وما او راکمک کردیم که این شیب تند یخی را پشت سر بگذارد اما وقتی که به نزدیکی نوک قله رسیدیم این همنورد لهستانی به احترام اینکه کمکش کرده بودیم ایستاد تا ما ابتدا نوک قله رالمس کنیم ، سپس بعد از چند دقیقه برفراز قله ایستاد واین یعنی کوهنوردی خالصانه واحترام به هم‌نوع وهمنورد خود.
ایستادن در یک قله مرتفع چه احساسی به شما می‌دهد؟
ایستادن برفراز یک قله ی مرتفع حس بسیار خوبی است و بیشتر به بزرگی پروردگار خویش پی می بریم و آنجاست که ما می فهمیم در مقابل عظمت او چیزی نیستیم.
از شیرینی صعود و کوهنوردی برایمان بگویید، چقدر شیرین است که به این همه سختی می‌ارزد؟
برای صعود به یک قله خصوصا قله های مرتفع باید سخت ورنج زیادی را متحمل شد وتا زمانی که عاشق این ورزش نباشید قطعا در این رشته دوام نمی آورید اما وقتی به نوک قله می رسی وخودت را نسبت به افراد دیگر به خدا نزدیک تر می بینی،حسی در وجود انسان ظاهرمی شود که واقعا وصف نشدنی است وتمامی سختی مسیر به یکباره به فراموشی سپرده می شود.
از میان قله هایی که تا کنون فتح کردید، کدام یک برایتان آنقدر جذاب بوده که بخواهید دوباره فتح کنید؟
من دوست دارم هرساله به قله ی دماوند برم چون دماوند سنبل عزت وافتخار ایران عزیزمان هست.
چند باربه قله دماوند صعود کرده‌اید؟
بنده ۸ بار موفق به صعود قله ی دماوند بلندترین قله ایران شدم که دو بار آن درزمستان بوده و اولین صعود دماوند درتابستان ۸۴ انجام شد.
هدف از کوهنوردی چیست و چه احساسی را در انسان بیدار می‌کند؟
به نظر من کوهنوردی علاوه برطراوت و سلامتی، حس انسان دوستی مهر و عطوفت و صبر واستقامت را درانسان بیدار میکند
کوهنورد باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟
هر ورزشکاری اول باید اخلاق ورزشکاری داشته باشید وکوهنوردان هم از این قاعده مستثنی نیستند،وبعدازآن منش کوهنوردی و کمک به هم نوع درشرایط سخت در رتبه های بعدی قرار دارند.
مشکلات و خطرات کوهنوردی چیست ؟
اصولا همه ی رشته های ورزشی خطراتی را بدنبال دارند، کوهنوردی هم خطراتی دوچندان بیش از رشته های دیگر دارد اما برای مقابله با این خطرات راهکارهایی دیده شده که اگر بطور کامل به انها عمل کنیم مشکلی پیش نمی اید،
به نظر خودتان یک کوهنورد حرفه ‌ای هستید؟
ببینید ورزش حرفه ای ورزشی است که همه ی درآمد شما از آن تامین شود وشما نیز تمام وقت درخدمت ان باشید اما متاسفانه در کشور ما به غیر از چند رشته ی ورزشی بقیه رشته ها به دلیل مشکلات مالی که دارند نمی توانند حرفه ای باشند،ولی سعی کردم با دید حرفه ای به این ورزش نگاه کنم. درکشور ما کوهنوردی نه تنها شغل محسوب نمی شود بلکه باید شغل دیگری داشته باشید که درآمد آن را صرف ورزش کوهنوردی بکنید، کوهنوردان ایرانی با توجه هزینه های سنگین تجهیزات کوهنوردی و صعودهای برون مرزی با مشکلات مالی فراوانی روبرو هستند.
آیا حمایت مالی از سوی وزارت ورزش صورت می‌گیرد؟
متاسفانه هیچ حمایت مالی از سوی وزارت‌ ورزش به‌ کوهنوردان نمی شود اما جا دارد از شورای اسلامی شهرستان بم و فرمانداری وبخشداری مرکزی شهرستان واداره ی ورزش وجوانان شهرستان وهمچین اتاق بازرگانی صنایع ،معادن وکشاورزی استان کرمان تشکر وقدردانی کنم، که در بعضی صعودهای برون مرزی قسمتی از هزینه های اینجانب راتامین کردند،
یک صعود داخلی و خارجی معمولا چقدر هزینه برای شما به دنبال دارد؟
همه صعودهای بلند مستلزم داشتن تجهیزات مناسب است و برای تجهیز شدن یک کوهنورد برای ارتفاعات بلند، حدود ۲۰ میلیون تومان تجهیزات لازم است،اما هزینه صعود در داخل کشور مثلا دماوند به غیر از تجهیزات، حدود 400 هزارتومان،صعودهای بلند خارج از کشور بسته به ارتفاع از ۱۵ میلیون تومان تا ۱۰۰ میلیون تومان متفاوت است ، بعنوان مثال صعود به قله ی اورست، بلندترین قله ی جهان که ۶۰ روز بطول می انجامد، حدود ۱۰۰ میلیون تومان می شود.
چه آرزویی دارید؟
بزرگترین ارزوی بنده اول سلامتی وبعد ایستادن بر فراز بام دنیا قله ی اورست هست،که واقعا دور از دسترس نیست واگر از لحاظ مالی تامین شود قابل انجام است.
و در پایان، چه برنامه هایی برای آینده در نظر دارید؟
باتوجه به اینکه در استان کرمان وتقریبا جنوب شرق کشور، صعود هشت هزارمتری انجام نشده اگر حامی مالی پیدا شود قطعا صعود به یک قله ی بالای ۸۰۰۰ متر را درسال آینده مد نظر دارم.

متنی که گلر بانوان ملوان منتشر کرد تیم ما را منحل کردند تا بیشتر معروف شوند

متنی که گلر بانوان ملوان منتشر کرد
تیم ما را منحل کردند تا بیشتر معروف شوند

دروازه بان تیم فوتبال بانوان ملوان بندرانزلی متن تند و البته دردناکی را در اینستاگرام منتشر کرده است.
به گزارش خبرآنلاین؛تیم فوتبال بانوان ملوان منحل شد.تیمی که مثل فوتبال آقایان یکی از تیم های با ریشه بود و افتخارات زیادی را برای مردم انزلی آورده بود.حالا اما دیگر خبری از این تیم نیست.همه چیز تمام شد و رفت پی کارش.همه چیز تمام شد و حالا مانده اند تعدادی فوتبالیست که برای این تیم زحمات زیادی کشیدند.با چنگ و دندان و در بدترین شرایط سختی ها را تحمل کردند و …
سمیرا رستمی دروازه بان این تیم اما حرف هایی می زند که بیشتر از درد دل است.او متنی را در صفحه رسمی اش در اینستاگرام منتشر کرده که واقعا دردناک است.رستمی در این مورد نوشته است:«متاسفم متاسف، برای مدیران و اعضای هیت مدیره مقصر دولت و وزارت ورزش است که هرکسی رو لایق تیمداری میدونه من نمیدونم کدوم مرجع ذیصلاحی این آقایون رو لایق تیمداری میدونن ، اینها میان فقط برای شهرت برای نامی شدن ، به عنوان مثال همین اقای محبوب تیم خودم حسین هدایتی رو مثال میزنم، به نظر شما اگر این اقا عکسش رو تو سراسر بیلبورد های این شهر میزد یا کل کشور می زد اسم و رسمی برای خودش دست و پا میکرد یا اینکه سالیان فقط بیاد مصاحبه کنه که کمک میکنم و شاید کمک هم بکنه مثلا سالی خوشبینانه ۲ میلیارد تومن، که من در جریان هستم تو همین نقل و انتقالات نزدیک ۲۵۰ میلیون به وحید امیری داده و ۲۰۰ میلیون چک هم به طارمی و دوتا ۱۵۰ میلیون هم به اکراینی ها و ۱۰۰ میلیون چک هم به گولچ فقط چک داده و شما ببینید تو همین فصل نقل و انتقالات با ۱ میلیارد چک چقدر اسم و محبوبیت برای خودش دست و پا کرد همه جا اسمش بود تو همه صفحات اسمش بود و همه ادمین های از همه چیز بی خبر عکسش رو میذاشتن بدون هیچ هزینه روزانه ۱ میلیون بازدید کننده از هر فضای مجازی میشه روزانه حدود ۳ میلیون روزانه حداقل ۴ روزنامه ورزشی هم تو تیترشون میاوردن اسمش رو و تو تموم اخبار ورزشی هم اسمش بود، حالا کدوم راه بهترین راه برای شهرتش بود ؟ این اقای دنیا مالی هم همینطور الان برای مطرح کردن اسمش اومده این تیم رو منحل کرد و این رو بدونید ۵ روز دیگه دوباره تیمداری میکنه ولی شما ببینید با این حرکت منحل کردن چندبار تو اخبار ورزشی اسمش مطرح میشه ؟ و بعد دوباره با درست کردن و تیمداری کردن چندبار اسمش تو محافل ورزشی و غیر ورزشی میاد.
اینها بازی تبلیغاتی است که این روزها این افراد برای شهرتشون این بازی ها رو میکنن و جالب بدونید مثلا اقای هدایتی اومده شده اسپانسر پشت لباس پرسپولیس با مبلغی بالغ بر ۲/۵ میلیارد و میدونید با این کارش باعث میشه از تمام مالیات شرکت نامبرده معاف بشه که حدودا این مبلغ بالغ ۵۰ میلیارد تومن میباشد ، جالبه نه ، شما هم اگر صاحب شغل و منصبی هستید میتونید با ۱۰۰ میلیون تومن به صورت اقساطی در یک سال میتونید معاف از مالیات چند میلیاردی باشید ، یا علی»»

طنز ورزشی

مصاحبه تخیلی فرهاد دادوندی با مسئولین ورزش کشور
در این استان مشکل ورزشی ندارید؟
– نعععخیر!
– کمی، کسری ندارید؟
– نعععخیر!
– اگر موردی دارید بگوئید تا آن کمیودها را رفع کنم!
— نعععخیر، ما مشکلی نداریم!
– مطمئنید؟!
– بعععله!
– خوب باشه ، پس امیدتان به خدا ! اما ….
– اما چی؟
– اما من به عنوان مسئول ورزش کشور هر جا می روم، هر استانی سر کشی می کنم، یک تریلی خواسته دارند و یکسره از کمبودها برایم می گویند و برای رفع مشکلات شان التماس دعا دارند، اما شما …
– اما، ما چی؟!
– اما عجیبه با اینکه همیشه می گویند این استان از لحاظ امکانات ورزشی محروم است، چرا شما هیچ خواسته ای برای شهر های دور و نزدیک تان، از من به عنوان متولی ورزش ندارید؟
– داررریم!
– جالب شد، خوب بگوئید چه خواسته ای دارید؟
– خواسته نداریم!
– پس چی دارید؟
– برای شما آرزوی موفقیت داررریم!

جونم وشتون بگه

آقای گل فوتسال جهان پس از شکست تیمش مقابل ارژن شیراز در بیمارستان بستری شد.
وحید جون، قربونت بشم باخت که ماتم نداره، اَ مربیا فصل قبل مس خودمون یاد بگیر
فرزاد مجیدی: فقط باید از منصوریان حمایت کنیم
فرزاد نگرونتم یهویی آخر فصل علی منصورهم بشه پرویز وشت.
باشگاه مس: در بازی با پارس جنوبی، هیچ در گیری انجام نشده.
درداتون بشم، اصلا خودتون درگیر نکنن، اینا بیکارن، هنطو یه چیزی ور خودشون می گن
بازیکن جدید پرسپولیس نیامده 5 هفته از دست داد!
ای بابا، خیلیا اومدن و یه عالمه پول بی زبون گرفتن و تموم فصل از دست دادن و هشطو نشد.
ورزش بانوان باز هم مظلوم واقع شد.
اااای جونم، گفتی عمه کبابم کردی.
محسن بنگر اشک کودک سرطانی را درآورد.
این که چیز نوظهوری نیس، فوتبال ما اشک و جون همه رو در اورده.
زن و شوهری که در یک روز فاتح المپیک شدند
ماشالله به جونشون، خدا نصیب مملکت ما هم بکنه.
حمله جدید مایلی به کی روش
باااابو از دست ای حاجی مایلی، قوی سفید هم نتونست ارومش کنه

منصور ابراهیم زاده سرمربی؛ تیم منتخب لیگ برتری های لیگ یک

منصور ابراهیم زاده سرمربی؛ تیم منتخب لیگ برتری های لیگ یک

حضور تیم های متمول در لیگ دسته اول پیش رو باعث شده تا به نسبت سالیان گذشته بازیکنان سابقا لیگ برتری بیشتری به تیم های لیگ یکی بپیوندند.به همین بهانه در ادامه مروری خواهیم کرد بر تیمی منتخب از 11 بازیکن سابق لیگ برتری حاضر در لیگ یک فصل 95-96.
1-دروازه بان:محسن فروزان(خونه به خونه بابل)
گلر شمالی فصل گذشته تیم های سیاه جامگان و راه آهن تهران که سابقه پوشیدن پیراهن استقلال تهران را نیز در کارنامه دارد این فصل به تیم متمول خونه به خونه بابل پیوسته است.
2-مدافع وسط:حنیف عمران زاده(خونه به خونه بابل)
مدافع وسط آبی های پایتخت در فصل نقل و انتقالات تابستانی جنجال به پا کرد و پس از آنکه ابتدا با مسئولان صنعت نفت آبادان به توافق رسیده بود نهایتا به خونه به خونه بابل پیوست.
3-مدافع وسط:ابراهیم کریمی(راه آهن تهران)
مدافع وسط با تجربه راه آهنی ها پس از آنکه همراه این تیم 11 فصل پی در پی را در لیگ برتر توپ زد با سقوط لوکوموتیورانان فصل آینده را همراه این تیم در لیگ دسته اول خواهد گذراند.
4-مدافع راست:حسین کعبی(سپیدرود رشت)
مدافع راست خوزستانی که از وی به عنوان دومین مدافع راست برتر فوتبال ایران پس از انقلاب یاد می شود پس از یک فصل دوری از میادین به تیم لیگ یکی سپیدرود پیوسته است.
5-مدافع جپ:محسن ایران نژاد(گل گهر سیرجان)
مدافع چپ سابق تیم های شاهین بوشهر،سپاهان اصفهان و راه آهن تهران این فصل را در تیمی توپ خواهد زد که فوتبال را از آن آغاز کرده است.وی که متولد سیرجان است پس از 7 فصل بازی در لیگ برتر این فصل را در گل گهر سیرجان در لیگ دسته اول توپ خواهد زد.
6-هافبک دفاعی:مازیار زارع(خونه به خونه بابل)
هافبک سابق ملوان و پرسپولیس تهران که با پرسپولیس سابقه قهرمانی در جام حذفی را در کارنامه دارد روز گذشته به خونه به خونه پیوست تا فصل آینده را در لیگ دسته اول سپری کند.وی تا پیش از این هیچ گاه در این لیگ توپ نزده بود.
7-هافبک طراح:محمد آبشک(ملوان بندرانزلی)
هافبک رشتی ملوان که حضورش در این تیم در دو فصل پیش حواشی زیادی برایش ایجاد کرد فصل آینده را همراه این تیم در لیگ دسته اول توپ خواهد زد.وی در فصول اخیر همراه داماش گیلان،مس کرمان و راه آهن تهران در لیگ برتر توپ زده بود.
8-وینگر:امین منوچهری(بادران تهران)
وینگر-مهاجم فصل گذشته سپاهان که سابقه بازی در استقلال تهران،نفت تهران و راه آهن را نیز در کارنامه دارد پس از یک دهه حضور در سطح اول فوتبال ایران این فصل به تیم لیگ یکی بادران پیوسته است تا شاگرد میثاقیان شود.
9-امیرحسین فشنگچی(خونه به خونه بابل)
وینگر فصل گذشته فولاد خوزستان که در فصول گذشته در تیم هایی چون پرسپولیس تهران و ملوان نیز توپ زده است این فصل را در تیم لیگ یکی خونه به خونه سپری خواهد کرد.وی این فصل برای اولین بار در لیگ دسته اول توپ خواهد زد.
10-فوروارد:محمد عباس زاده(نساجی مازندران)
فوروارد فصل گذشته راه آهن که سابقه بازی در پرسپولیس را نیز در کارنامه دارد امروز رسما به نساجی پیوست.وی که زاده قائمشهر است سه فصل پیش همراه نساجی آقای گل لیگ یک شده بود.
11-فوروارد:میلاد میداوودی(راه آهن تهران)
فوروارد گلزن سابق تیم های استقلال اهواز،استقلال تهران،استقلال خوزستان و سایپا که سابقه بازی در فوتبال امارات را هم در کارنامه دارد، 29 بار پیراهن تیم ملی را به تن کرده است و 6 گل ملی نیز به ثمر رسانده است.

گزارش «کرمان‌نو» از تب بازی «پوکمون‌گو» در کرمان شکارچیان شب

گزارش «کرمان‌نو» از تب بازی «پوکمون‌گو» در کرمان
شکارچیان شب

«پوکمون گو» نام بازی آنلاین مشهوریست است که در مدت کوتاهی توانست توجه کاربران زیادی را به خود جلب کند. حالا پای این بازی به خیابان‌های کرمان کشیده شده است . بازی که چالش‌هایی را به همراه دارد.
هنوز به‌صورت رسمی وارد ایران نشده که سر از کرمان درآورد. بازی Pokemon GO این روزها دنبال کنندگان فراوارنی در دنیا دارد. بازی که توانسته در مدت کوتاه شروع به کار توجه تعداد زیادی را به خود جلب کند. تا جایی که میزان استقبال از بازی باعث بروز مشکلاتی در سرورهای شرکت تولید کننده Pokemon GO شده است. افراد با نصب این بازی بر روی موبایل‌های داری سیستم عامل «اندروید» و یا «آی او اس» با ترکیبی از دنیای واقعی و مجازی روبرو می‌شوند.
با «پوکمن گو» چگونه بازی می‌کنند؟
این بازی از اینترنت ، دوربین موبایل و GPS گوشی استفاده ‌می‌کند. هنگام شروع موقعیت جغرافیایی شما با بهره‌گیری از GPS نمایش داده می‌شود و بازیکن شروع به پیاده‌روی می‌کند. در طول مسیر نرم‌افزار محل اختفای موجوداتی به نام «پوکمون» را به شما نشان می‌دهد . به محض شناسایی هر یک از این موجودات روی آن با انگشت کلیک می‌کنید تا دوربین موبایل فعال شود. حالا «پوکمون» را در کنار خود می‌توانید ، ببینید. بدین ترتیب موقعیتی که در آن قرار دارید به فضای بازی تبدیل می‌شود. با پرتاب توپ ( پوکبال ) سعی در شکار «پوکمون» می‌کنید. باید دقت داشته باشید که توپ‌ها (پوکبال‌ها) ارزشمند هستند و سعی کنید درست به هدف بزنید! وگر نه وقتی پوکبال شما تمام شد مجبور به دست به جیب شدن و خرید بسته‌های ۲۰ تایی پوکبال به قیمت یک دلار معادل ۳۵۵۰ تومان هستید. از آنجا که ممکن است که در منطقه جغرافیایی شما، کاربران دیگری نیز حضور داشته باشند، ممکن است علاوه بر شما افراد دیگری نیز به دنبال شکار پوکمون باشند. به همین دلیل سرعت عمل در این بازی مهم است.
پوکمون‌بازها در کرمان به شکار مشغولند
تب بازی زودتر از آنچه که فکرش را می‌کردیم به کرمان رسید. این‌ را می توان از گروههای تلگرامی کرمانی‌ها به چشم دید. جاوید مدیر یکی از این گروهها به «کرمان‌نو» می‌گوید که این بازی باعث شده دیگر برای بازی کردن در یک گوشه خانه ننشینم . ماهیت بازی مجبورم می‌کند روزانه کلی پیاده روی کنم. گروهی که او در تلگرام مدیریت می‌کند ۷۷ عضو دارد. بیشتر آنها کرمانی هستند. از طریق لینک ورود مستقیم علاقه‌مندان و کاربران «پوکمون گو» به جمع اعضای گروه اضافه می‌شوند. او از تلگرام برای هماهنگی بین اعضاء استفاده می‌کند و آخرین اطلاعات در مورد نحوه نصب و عملکرد بازی را در اختیار سایر اعضاء می‌گذارد. وی در مورد هماهنگی با اعضای گروهش به ما می‌گوید که هر شب ساعت ۱۰ برای شکار پوکمون بیرون میرویم. این موضوع در گروه اعلام می‌شود . گروههای دو ، سه نفره و بعضی وقت‌ها بیشتر با هم به شکار می‌ رویم. محل‌های پر از پوکمون را در گروه معرفی می‌کنیم تا بقیه هم برای شکار به آنجا سربزنن . جاوید ادامه می‌دهد که از هشتگ # آدرس در گروه برای اعلام موقعیت تازه‌ترین پوکمون استفاده می‌کنیم. گروه «کرمان پوکمون» در طول روز فعالیت می‌کند . شب‌ها اما فعالیت گروه بیشتر است. اعضاء از شکارهای تازه خود در سطح شهر عکس می‌گیرند و خصوصیات پوکمون به دام افتاده را برای دیگران توضیح می‌دهند. دقایقی بعد تعدادی از کاربران کرمانی که عضو گروه هستند به موقعیت معرفی شده می‌آیند و پوکمون لو رفته را شکار می‌کنند. جاوید در مورد اینکه بیشتر پوکمون‌ها را در کجای شهر کرمان می‌شود پیدا کرد می‌گوید بلوار سجادیه کوچه ۹ و ۷ حدود پنج تا پوکمون داره ، هزارویکشب جنوبی و والفجر هم همینطور ، پارکینگ شهرک سلمان فارسی در بلوار جمهوری هم سه تا پوکمون منحصر به فرد دارد. کاربران عکس پوکمون‌هایی که شکار می‌کنند را در گروه می گذارند و اعضاء وقتی جای پوکمون‌ها را در لیست دارایی خود در بازی خالی می‌بینند به محل شکار می‌روند. جاوید به ما گفت که هنوز «پوک استاپ» کرمان را کشف نکردیم و کار هنوز سخت است . او در مورد «پوک استاپ» می‌گوید هر بار که شما وارد بازی Pokemon GO می‌شوید و نگاهی به نقشه می‌اندازید، ممکن است گاهی یک شیء آبی شناور در هوا را ببینید. گاهی اوقات نیز شما یک شیرینی صورتی را می‌بینید که از آن باران می‌بارد. اینها PokeStops هستند و نیاز است که شما از آنها بازدید کنید چراکه برای شما بسیار مفید هستند.
آنچه پیداست پوکمون بازها فعلا بیشتر شب‌ها به شکار مشغولند . اگر نیمه شب از خواب بیدار شده و دیدید مقابل خانه‌تان و یا روی کاپوت خودرویی که کنار خیابان پارک شده جوانی با موبایل به در حال خیره شدن به نقطه‌ای ست وحشت نکنید ، شما دزد نگرفته‌اید او یک پوکمون باز است که به شکار آمده است.