بایگانی مطالب نشریه
گفتگوی «پیام ما» با مدیرکل بهزیستی استان کرمان درباره «اتاقهای تزریق امن»
کرمان، در مسیر کنترل اعتیاد
اعتیاد، باتلاقی است که روزانه تعداد بیشماری از هموطنان و همشهریان ما را در دل خود مدفون میکند.باتلاقی که تنها فرد معتاد را درگیر خود نمیکند، خانواده و اجتماع را هم نابود میکند.آسیبهایی که به دلیل اعتیاد دامن اعضا خانواده و بهخصوص کودکان را میگیرد، بر کسی پوشیده نیست .معضل اعتیاد گروه خاصی را شامل نمیشود و میتواند کودک، سالمند و جوان را آلوده کند و به همین دلیل مبارزه با آن و تلاش برای به حداقل رساندن آسیبهای مرتبط، تبدیل به یکی از اصلیترین دغدغههای مسئولان در همه ارکان کشور شده است. زیرا اعتیاد دردی است که اگر درمان و برای کنترل آن راهی یافته نشود، همهی اجتماع را نابود میکند.
سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر «پرویز افشار» در گفتوگو با تسنیم از راهاندازی آزمایشی «اتاق تزریق امن» در استانهای خوزستان و کرمان خبر داد و گفت: «تولیت این مراکز به سازمان بهزیستی کشور سپرده شد که بیشترین مخالفان درمان اجباری اعتیاد در آن مشغول به کار هستند وهم اکنون مجری راهاندازی و فعالیت مراکز مدیریت مصرف مواد هم شدهاند. »
برای آشنایی بیشتر با طرح «اتاق تزریق امن» با «عباس صادق زاده» مدیرکل بهزیستی استان کرمان به گفتگو نشستیم.
طرح «اتاق تزریق امن» چیست؟
طرحی است که در آن مکانی برای مصرف معتادین پرخطری که تزریق انجام میدهند، در نظر گرفته میشود تا مصرف بهصورت کنترلشده باشد. یکی از اهداف این طرح کنترل شیوع بیماریهای واگیر مثل ایدز از طریق سرنگ آلوده است. کرمان بهعنوان، پایلوت برای طرح راهاندازی اتاقهای تزریق امن برای معتادان پرخطر در سطح کشور انتخابشده است و اداره بهزیستی استان کرمان اجرایی کردن این طرح را برعهدهگرفته و تصمیم برای نحو اجرایی شدن آن برعهده اداره بهزیستی و کمیته درمان و شورای هماهنگی مواد مخدر استان است. به طور مثال تصمیماتی مبنی بر اینکه آیا تزریق را هم متصدی اتاق انجام دهد و یا مواد مخدر به چه نحوی در اختیار معتاد قرار بگیرد.به هر صورت منظور از این طرح کاهش آسیب است و برای اجرایی شدن دقیق این طرح و رسیدن به اهداف آن، ملزومات و شرایطی باید محیا شود که ان شاا.. با توجه به شرایط استان، تهیه میشود.
تعریف معتادین پرخطر چیست؟
تعریف معتاد پرخطر از نظر بهزیستی، کسی که مکان و خانهای دارد تا در آن مواد از هر نوع مصرف کند، نیست. زیرا این معتادین توانایی خرید مواد و مکانی برای مصرف را دارند که بعد از مصرف در آن بمانند. پرخطر کسی است که هیچ مأمن و مکانی را برای مصرف ندارد و اصطلاحا در «کف خیابان» به سر میبرد و امکان دارد برای امرار معاش وتامین هزینههای زندگی وهم چنین مواد مورد نیازش، دست به هر کاری بزند. جیببری و کیفقاپی یا هرگونه دزدی دیگری کند تا حداقل پول مواد مصرفی خود را به دست آورد. تلاش بر این است گه اینگونه معتادین جمعآوری شوند و در مرکزهایی مورد نظر که مخصوص معتادین تزریقی است، از آنها نگهداری شود. این طرح به خصوص برای معتادین زنی که به دلیل نداشتن پول برای خرید مواد، احتمال بروز رفتارهای پرخطر جنسی به منظور کسب درآمد در آنها زیاد است و احتمال شیوع بیماریهای واگیر را در جامعه را افزایش میدهند، بسیار مفید است. قبل از این طرح مراکز DIC در بهزیستی در این زمینه فعال بودهاند.
مراکز مراقبت از مصرف و کاهش آسیب «DIC»چه فعالیتی انجام میدهند؟
مراکز DIC بهزیستی به منظور کاهش آسیب و مصرف مدیریت شده مواد فعالیت دارند و خدماتی به معتادین ارائه میدهند. بهطور مثال لوازم بهداشتی هم برای مصرف مواد و هم لوازم بهداشتی برای جلوگیری از شیوع بیماریهای واگیر در اختیار معتاد قرار میگیرد، که امری بسیار مهم است. زیرا امکان دارد سرنگ یک معتاد مبتلا به ایدز بین گروهی از معتادین ردوبدل شده و همه مصرفکنندگان را مبتلا کند. در این مراکز محدودیت تعداد دفعات مصرف وجود ندارد و همه تلاش بر این اساس است که جامعه از آسیبهای جانبی اعتیاد در امان بماند.حالا در این طرح اتاق تزریق تصمیم بر این است که معتاد علاوه برنداشتن دغدغهی وسایل بهداشتی مثل سرنگ، دغدغه تهیه مواد را هم نداشته باشد که برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزند. هدف این اتاقهای تزریق بیشتر تأمین مواد است. حتی میتوان معتاد را در این زمانی که از اتاقهای تزریق استفاده میکند وارد پروسه درمان کرد، یعنی هم با کاهش تدریجی مواد وهم با بهکارگیری روشهایی مورد تائید این امکان را به وجود آورد که بهسلامتی کامل برسد. شورای هماهنگی مواد مخدر در کشور این مسئولیت را بر دوش بهزیستی قرار داده است.اما هنوز پروتکل اجرایی آن به بهزیستی کرمان نرسیده است.
حدود ده درصد از جامعه استان کرمان دچار اعتیاد هستند و از این تعداد بر اساس شاخصی که از مصرف مواد مخدر صنعتی توسط بهزیستی استان کرمان تهیه شده است در بعضی از مناطق شهری، حتی تا هفتاد درصد اعتیاد به مواد صنعتی وجود دارد.
برای نتیجهبخشتر بودن این طرح چه باید کرد؟
برای نتیجهبخشتر بودن باید بهصورت همهجانبه به موضوع توجه شود و در کنار این اتاقهای تزریق یک سری فضاهای جانبی ایجاد شود تا معتاد بعد از مصرف در آنها ساکن شود، زیرا امکان دارد معتاد بعد انجام تزریق، اصطلاحاً «شارژ شده» و به داخل جامعه برود و آسیب جدیدی را به وجود آورند باید معتادی که در این اتاقها، تزریق را انجام میدهد بدون تائید کارشناس اجازه ورود به جامعه را نداشته باشد زیرا امکان دارد، سرخوشی ناشی از مصرف مواد باعث شود که برای دیگر اعضا جامعه آسیبزا شود. در بهترین حالت باید فضایی که در کنار این اتاقها در نظر گرفته میشود هم جنبههای تفریحی و سرگرمی را مورد پوشش قرار دهد وهم زمینههای درمان را محیا کند. انشاا…با جلساتی که با ارگانهایی مربوطه انجام میگیرد به این جمعبندی خواهیم رسید، که این فضاها را در کنار اتاقهای تزریق راهاندازی کنیم تا آسیب را از این لحاظ در جامعه به حداقل برسانیم.کرمان این طرح را به عنوان پایلوت انجام میدهد و نتیجه را به کشور ارائه میدهد که بعد از بررسی، در صورت کارآمد بودن و رسیدن به اهداف تعریفشدهی طرح، در دیگر استانها هم اجرایی شود.
در اولین رویداد «توریسم آپ» گردشگری کشور بررسی شد نقش فضای مجازی در توسعه گردشگری کرمان
در اولین رویداد «توریسم آپ» گردشگری کشور بررسی شد
نقش فضای مجازی در توسعه گردشگری کرمان
اولین رویداد « توریسم آپ» کشور دیروز در محل اتاق بازرگانی کرمان تشکیل شد. رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی کرمان در این همایش در خصوص صنعت گردشگری کرمان توضیحاتی را ارائه کرد.
مهدی سیاوشی گفت: «امیدواریم با ادامه این جلسات به هدفی که در بحث گردشگری داریم برسیم. دو برنامه خوب در کرمان اجرا شد یکی جشنواره عکس گردشگری کرمان و دیگری تور ماراتن.»
وی بابیان اینکه بعد از برجام یکی از بخشهایی که رونق گرفت گردشگری بود، اظهار کرد: «کرمان از استانهای توانا در بحث گردشگری است و 5 اثر ثبت جهانی دارد. به دلیل زلزله بم کمی از رقبایمان در گردشگری عقب افتادیم سه استان فارس، اصفهان و یزد با تشکیل مثلث طلایی گردشگری علاقهای به هدایت گردشگر به سمت کرمان ندارند.»
وی شناخته نبودن جاذبههای استان را از دیگر مشکلات گردشگری کرمان عنوان کرد و گفت: «هرکسی بخواهد سفر کند از طریق اینترنت مقصد خود را انتخاب میکند اما متأسفانه در فضای مجازی هم از چهره واقعی کرمان تصویری نیست.» سیاوشی با تأکید بر لزوم معرفی کرمان از روشهای مختلف ازجمله فضای مجازی اظهار کرد: « باید کرمان را به جایگاهی که شایسته است برسانیم.»
رشد اقتصاد گردشگری با دسترسی بیشتر به اینترنت
مدیرکل اداره ارتباطات و فناوری اطلاعات استان در این همایش با ابراز امیدواری در خصوص برگزاری مستمر این همایشها گفت: «برگزاری این همایشها میتواند منجر به تیم سازی مؤثر شود و درنتیجه بتوانیم قدم مثبتی درزمینه ارتقا جایگاه گردشگری برداریم.» مسعود الهامی ضمن توضیحاتی در خصوص محتوای دیجیتال، اظهار کرد: «با تولید محتوا در فضای مجازی میتوانیم تأثیر به سزایی در زمینه گردشگری داشته باشیم.»
وی افزود: «ما باید بدانیم کسانی که شبکهسازی میکنند و مثلث طلایی گردشگری (اصفهان، یزد، شیراز) تشکیل دادهاند با چه مقاصدی و هدفی کرمان را حذف میکنند.»
وی با تأکید بر اهمیت تولید محتوا در زمینه گردشگری در فضای مجازی، تصریح کرد: «هراندازه که فضای مجازی گسترده شود ما نیز میتوانیم گردشگر بیشتری را جذب کنیم.» الهامی گفت: «طبق آمار با افزایش توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و فضای مجازی کشورها در زمینه جذب گردشگر سیر صعودی دارند.» مدیرکل اداره ارتباطات و فناوری اطلاعات استان اظهار کرد: «آمارها نشان میدهد همه گردشگران اولین راهی که برای انتخاب مقصد گردشگری در نظر میگیرند، استفاده از فضای مجازی است. درنتیجه دسترسی بیشتر به اینترنت در کشورهای مختلف موجب رشد اقتصاد گردشگری میشود.»
وی تصریح کرد: «یکی از نیازهای اساسی صنعت گردشگری در استان طراحی نرمافزار گردشگری میباشد. باید در کرمان تور آنلاین مجازی داشته باشیم تا از هرجای دنیا بتوانند به کرمان بهعنوان مقصد دسترسی داشته باشند.»
الهامی افزود: «آمارها نشان میدهد آثار باستانی بیشترین تأثیر را در جذب گردشگر میتواند داشته باشد و متأسفانه در کرمان باوجود آثار باستانی نتوانستیم استان را بهخوبی به گردشگران معرفی کنیم.»
مدیرکل اداره ارتباطات و فناوری اطلاعات استان در خصوص اقتصاد محتوایی گفت: «در حوزه اقتصاد ICT میتوان کارهای زیادی انجام داد. 55 درصد ترافیک همراه اول از اول سال جاری صرف تلگرام میشود و محتوایی که ما ایجاد میکنیم اگر سمت و سویی به سمت گردشگری داشته باشد میتواند به صنعت گردشگری کمک کند.»
الهامی اظهار کرد: «80 درصد ترافیک اینترنت در ایران صرف دانلود فیلم میشود و ما با تهیه فیلمهایی از اماکن باستانی استان میتوانیم در زمینه گردشگری نقش به سزایی داشته باشیم.» وی تصریح کرد:« با تولید محتوا در فضای مجازی و استفاده از اپلیکیشن ها میتوانیم به درآمد برسیم.»
کارآفرینی خلق یک ارزش جدید است
مدیرعامل شرکت راهکارهای پایدار آبان گفت: «کارآفرینی خلق یک ارزش جدید است و امیدواریم بتوانیم در حوزه کاری خود ارزشهای جدید را خلق کنیم.»
جاوید مؤمنی تصریح کرد: «همیشه خلق ارزشهای جدید با ریسک و مشکلات زیادی همراه است، اما فردی که ذات کارآفرینی دارد هیچ زمانی از کار خود دست نمیکشد.» وی افزود: «در کرمان گروههای مختلفی در زمینه کارآفرینی تلاش میکنند و رویدادهای زیادی مثل استارت آپ ویکند وجود دارد که در سه روز پایانی هفته اتفاق میافتد تا به ما کمک کند اگر قرار است در کار خود به شکست برسیم این شکست را در آن سه روز تجربه کنیم.»
مدیرعامل شرکت راهکارهای پایدار آبان اظهار کرد: «افرادی که در حوزه کارآفرینی قدم برمیدارند خود را به خلق ارزشهای جدید و خلق ثروت متعهد میدانند.»
مؤمنی با تأکید بر اینکه کرمان تواناییهای ویژهای در زمینه کارآفرینی دارد، گفت: « تلاش اصلی «توریسم آپ» این است که افراد باهم ارتباط برقرار کنند و سعی ما نیز بر این است که هرماه جلسات «توریسم آپ» برگزار شود تا ارتباطات شکل گیرد و ارزشی را خلق کنیم تا سرمایهگذار را جذب کنیم.»
وی تصریح کرد:«در استان کرمان تاکنون 3 استارت آپ ویکند برگزار شده، اما همه جرقههای بیفروغی بوده که راهشان ادامه پیدا نکرده و امیدواریم در این مسیر کارآفرینی بااستعدادهای بینظیری که در زمینه آی تی و گردشگری در کرمان وجود دارد بتوانیم ارتباطات را شکل دهیم و کرمان را بهعنوان مقصد گردشگری به همه بشناسانیم.»
سید علی طبیب زاده یکی دیگر از ایده پردازان در خصوص توریسم آپ و لزوم جامع سازی آن توضیحاتی را ارائه کرد. طبیب زاده یکی از اهداف برگزاری جلسات «توریسم آپ» را استفاده از ایدهها و تجربیات افراد عنوان کرد و گفت: «در راستای یکپارچهسازی تلاشهای فعالان گردشگری این حرکت را شروع کردیم.»
دومین رویداد «توریسم آپ» کشور در ماه آتی همزمان در کرمان و تهران برگزار خواهد شد.
رئیسکل دادگستری استان کرمان: امنیت اصحاب رسانه از دغدغههای جدی من است
رئیسکل دادگستری استان کرمان:
امنیت اصحاب رسانه از دغدغههای جدی من است
رئیسکل دادگستری استان کرمان بابیان اینکه «حداقل پروندههای مطبوعاتی را در دادگستری استان داریم» گفت: «در حال حاضر دو پرونده مطبوعاتی در دادسراهای استان کرمان در حال رسیدگی است ضمن آنکه دو پرونده دیگر نیز مختومه شده و به جرات میتوان گفت که هیچگاه فشاری بر روی مطبوعات استان کرمان نبوده است».
به گزارش ایسنا، یدالله موحد در همایش «چشم بیدار» مراسم گرامیداشت روز خبرنگار در کرمان اظهار کرد: «در دستگاه قضایی توانستهایم با کمک رسانهها کار اطلاعرسانی را که در حوزه قضا لازم بوده، باکیفیت انجام بدهیم.» وی افزود: «ما در خدمت اصحاب مطبوعات در همه ایام هستیم و اراده ما بر این است که بر اساس اصل ۲۴ قانون اساسی که مبتنی بر تضمین آزادی بیان است، از رسانهها حمایت کنیم مشروط به اینکه مخل نظم و امنیت نظام نباشند. با رسانههای مجوز دار استان تعامل داریم و مسئولان را دعوت کردیم تا در مقابل رسانهها آستانه تحملشان را بالابرده و به نقدها توجه و برای پیشرفت سازمانشان بکار ببندند.» وی بابیان اینکه «حداقل پروندههای مطبوعاتی را در دادگستری استان داریم»، اظهار کرد: «در حال حاضر دو پرونده مطبوعاتی در دادسراهای استان کرمان در حال رسیدگی است، ضمن آنکه دو پرونده دیگر نیز مختومه شده و به جرات میتوان گفت که هیچگاه فشاری بر مطبوعات استان کرمان نبوده است.» رئیسکل دادگستری استان کرمان بابیان اینکه «سعی کردیم اعضای هیئت منصفه دادگاه مطبوعات استان از بین اهلقلم انتخاب شوند تا بدون دغدغه بتوانند به فعالیتهای خود ادامه بدهند»، افزود: «شورای حل اختلاف مطبوعات را در دادگستری استان کرمان تأسیس کردیم تا بحث رسانهها وارد سیستم قضایی نشود و این کارها ناشی از تعامل مدیران استان با رسانه است.» وی اظهار کرد: «یکی از دغدغههای جدی من در استان امنیت اصحاب رسانه است تا هر صاحبقلمی در محدوده قانونی تعریفشده کار کند و قیود قانونی رعایت شود و بتوانند با فراغ بال کار کنند ضمن آنکه در استان کرمان باهمت استاندار و همه مدیران بااراده دستگاه قضا بر این است که فعالیت رسانهای محکم در استان حاکم شود.»
در حاشیه نامه محمود احمدینژاد رئیسجمهور سابق به باراک اوباما چه کسی ۲ میلیارد دلار را به باد داد؟
در حاشیه نامه محمود احمدینژاد رئیسجمهور سابق به باراک اوباما
چه کسی ۲ میلیارد دلار
را به باد داد؟
سعید جعفری- خبرآنلاین
محمود احمدی نژاد علاقه ویژه ای به حضور در رسانه ها را دارد. همان زمان هم که مستاجر پاستور بود، بسیار و فراوان این ویژگی خود را به نمایش می گذاشت. برای چنین مردی محروم شدن از دیده شدن، حتما بزرگترین خسارت و آسیب است، اما هرچه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شویم اخبار از احمدی نژاد هم بیشتر در رسانه ها نشر می شود. پس از کلید خوردن دور تازه سفرهای استانی و سخنرانی هایی که به بهانه مناسبت های مذهبی صورت می پذیرد، گام تازه رئیس جمهور سابق، نگارش دوباره نامه به باراک اوباما است. نامه ای که احمدی نژاد به بیان خود مشفقانه از رئیس جمهور آمریکا خواسته پول مصادره شده ملت ایران را به ایرانیان پس دهد.
اما مطالعه این نامه دو پرسش را برای اذهان عمومی پدید می آورد.
۱ – چه کسی مسئول بر باد رفتن این پول است؟
آیا روحانی و دولت یازدهم چنین بی مسئولیتی و بی احتیاطی را انجام داده اند یا محمود احمدی نژاد و دولت های نهم و دهم در این مسیر بی تدبیری به خرج داده اند؟ در توضیح این پرسش باید اشاره کرد حکم اولیه برای مصادره این پول سال ۸۶، یعنی زمانی که محمود احمدی نژاد سکان اداره کشور را در دست داشت صادر شده است. سال ۸۷ دادگاه فدرال نیویورک حکم مصادره اوراق قرضه بانک مرکزی ایران در آمریکا صادر می شود. چند ماه بعد و در آبان ماه ۸۷ همین دادگاه به سیتی بانک نیویورک دستور می دهد که یک میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون دلار از اوراق قرضه ایران در آمریکا را مصادره کند. در سال ۸۸ در خصوص ارتباط میان اوراق بانک مرکزی ایران و ضبط اموال تردیدهایی از سوی دادگاه فدرال نیویورک پدید می آید اما بالاخره در اسفند ماه سال ۹۱ همین دادگاه حکم به تایید مصادره می دهد. در نتیجه کل پروسه در دولت های محمود احمدی نژاد صورت پذیرفته و در آن زمان آقای رئیس جمهور نه تنها دست به اقدامی حقوقی در این راستا نمی زند که حتی اقدامی انسان دوستانه هم از سوی ایشان صورت نمی پذیرد. از سوی دیگر آقای احمدی نژاد هنوز پاسخ این سوال را نداده که چطور بانک مرکزی دولت ایشان بیت المال را صرف سرمایه گذاری در کشور متخاصم ایران (آمریکا) کرده است. اکبر ترکان در این خصوص می گوید: «واقعیت این است که در زمان دولت گذشته، در آمریکا که یک دولت متخاصم است، سرمایه گذاری صورت گرفته است. ضمن اینکه دولت وقت و مسئولان بانک مرکزی اقدام به سرمایهگذاری در آمریکا از مسیر خرید اوراق قرضه دولتی این کشور کرده است. اقدامی که سیاست جمهوری اسلامی ایران در تضاد است و منطقی نیست ما در کشوری که با جمهوری اسلامی در تضاد و تخاصم است سرمایه گذاری کنیم.» صرف نظر از اینکه اگر دولت وقت دست به سرمایه گذاری در آمریکا نمی زد، آنها نمی توانستند پول های ایران را مصادره کنند، توجه به این نکته هم ضروری است که اصل پرونده و رای صادره آن در دولت قبل کلید خورده و چیزی که جدید است، تنها تایید احکام صادر شده در سالهای پیشین است.
۲ – چگونه باور کنیم این نامه سیاسی نیست؟
آقای احمدی نژاد در بخش پایانی نامه خود اظهار داشته که این نامه را با هدف انسانی و نه سیاسی نوشته است. اگر فرض را بر صحت ادعای رئیس جمهور پیشین بگذاریم، پرسش های دیگری پیرامون این ماجرا پیش می آید. نخست اینکه اگر حقیقتا هدف از این نامه سیاسی نبوده چرا آقای احمدی نژاد اقدام به رسانه ای کردن آن کرده است؟ اگر پاسخ این باشد که در جهت اطلاع افکار عمومی صورت گرفته پرسش دیگری پدید می آید و آن این است چرا حتی پیش از اینکه این نامه به دست رئیس جمهور آمریکا برسد و با این سرعت رسانه ای شده است؟ از سوی دیگر اگر واقعا آقای احمدی نژاد در پی بهره برداری سیاسی از این نامه نیست، چرا به دولت اجازه نداده از مراجع رسمی و مرسوم این ماجرا را پیگیری کند و خود به صورت مستقیم ورود کرده است؟ ایشان اگر علاقه مند بود این موضوع را به صورت واقعی و نه نمایشی حل کند، حتما در زمان حضور در پاستور اهتمامی در این رابطه می ورزید. از سوی دیگر آیا ایشان به خاطر ندارد که نامه های رسمی ایشان زمانی که ساکن پاستور بودند از سوی اوباما و جرج بوش و دیگران بی پاسخ ماند و جز بی حرمتی برای ایران، هیچ از آنها باقی نماند؟ در چنین شرایطی که به قول ایشان قصد تنها اهداف انسانی بوده، چرا باید رئیس جمهور آمریکا وقعی به نصایح و اندرزهای یک سیاستمدار بازنشسته که از سوی هم حزبی های خود هم با اقبال چندانی رو به رو نیست بنهد؟
متاسفانه یا خوشبختانه نمی توانیم باور کنیم این نامه جز با هدفی سیاسی و برای طرح دوباره احمدی نژاد چه در فضای داخل و چه در محیط بین الملل نگاشته نشده است. رصد رفتارها و اقدامات وی به خوبی و به روشنی راه پیش روی او در یک ساله آینده را برای ما شفاف می سازد. از این پس و تا زمان انتخابات سال ۹۶ ما بیش از اینها از احمدی نژاد و اقداماتش خواهیم دید و شنید.
شکارهای انتخاباتی کرمان
سردبیر: آنچه در ادامه میخوانید یادداشت دنبالهداری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سالها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفتهنامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشتها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامهنگاری آن دوران بهتفصیل پرداختهشده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح میدهد، برای عموم کرمانیها و علیالخصوص روزنامهنگاران و محققین میتواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربهفردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمتهایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.
آقای ارجمند را که برایت گفتم هیچ کس به طور خصوصی برای من تعریف نکرده. زیرا من با هیچ کدام از افراد آن روز خصوصیت و آشنایی حتی سلام علیک ندارم. بلکه این مطلب همان روز در تمام کرمان درز کرد. آن روز آن جا عده زیاد بود و مسلم بود که پس از بیرون آمدن از خانه هزاران گومگو در اطراف صحبت های آن پیش می آید. به علاوه این افراد عده ای از مردمان معمولی و پیش پا افتاده کرمان بودند که حرف های خود را برای همه تعریف می کردند. مخصوصاً آن که برای این کار ماموریت داشتند و بعداً می بایستی کار خود را به رخ این و آن بکشند تا معلوم شود که وظیفه خود را انجام داده اند.
و حالا برای آن که نگویی این حرف ها را هم از خودم بافته ام یا نظر خصوصی دارم، می توانم اسم آن هایی که آن روز منزل آقای ارجمند بودند و آقای معاصر را مورد توهین قرار دادند به تو بگویم. گرچه من نمی خواستم این اسم را ببرم، ولی یکی برای آن که ضمن این داستان چند بار دیگر با آن ها برخورد خواهیم کرد و یکی هم برای آن که تو به صدق حرف های من بیشتر اطمینان داشته باشی اسم آنها را برایت می گویم.
سه چهار نفر آن ها در کرمان به هنرمند معروف هستند، مجموع آن ها را هنرمندی ها می گویند. این ها پسرهای یک آقایی به نام اکبرآقا هستند که او خودش پسرغلامحسین بود. البته من نمی خواهم بگویم که این مرحوم غلامحسین چه کاره بود. همین قدر هست که تمام مردم کرمان او را خوب می شناسند. زیرا هر جا عروسی بود پای مرحوم غلامحسین هم در میان بود که دار و دسته ای داشت و در عروسی ها بزن بکوب مفصلی راه می انداخت اما حالا این هنرمندی ها برای خودشان قالی بافی دارند و جزو قالی باف های کرمان هستند و ضمناً خود را از مریدان پر و پاقرص دکتر بقایی نشان داده و همه جا با او بوده و هستند و الان (خرداد 1333) هم که من دارم با تو صحبت می کنم دو نفر یا سه نفرشان با آقای دکتر بقایی در اراک در تبعیدگاه به سر می برند.
یکی دیگر از حضار آن جلسه جوانی است تنومند و بلندقد به اسم محمد محمدی که اهل قناغستان از دهات ماهان است و در چند سال پیش که آقای خواجه نصیری روزنامه ای به اسم تندباد منتشر می کرد و سر تا پا فحش به ابراهیمی ها و شیخیه بود. این جوان را از قناغستان به کرمان آورد و مامور فروش و توزیع روزنامه خودش کرد. ولی آن روزنامه بعد از مدتی تعطیل شد و این آقا رفت مدتی در دفتر اسناد رسمی آقای مدنی با ماهی شصت تومان به کار پرداخت. فعلا هم کارمند اداره فرهنگ است و روزانه پنجاه ریال حقوق می گیرد و هر وقت در گوشه و کناری بخواهند سر و صدایی راه بیندازند از وجود او استفاده می کنند. ولی بازهم باید گفت که ذاتاً از سایر رفقای خودش نجیب تر است. او هم اکنون در اراک و جزو تبعیدشدگان است.
یکی دیگر آن ها آقای حاج ابوالقاسم مهرابی است. این آقا شالی هم دور سر خودش می پیچد و عبایی به دوش می گیرد و سر و کاری هم با مسجد و محراب دارد. این آقا اغلب خودش را به نام برادر آقای مهرابی که از مجتهدین کرمان است جا می زند.
این حاج آقا مهرابی مانند پدرش که معروف به حسن قصاب است خودش هم سابقا قصابی داشت. بعد مامور پست عوارض صدی سه دارایی شد. چون سر این شغل لفت و لیس هایی در صدور قبض ها کرد به دستور پیشکار وقت یکی از کارمندان دارایی به نام عیسی آشنایی مامور رسیدگی به کار او شد و این آقا چون کار خود را خیلی خراب دید از همان پست عوارض ماهان یک دفعه غیبش زد و مدتی پنهان بود تا آن که آب ها از آسیاها ریخت و سر و صدای کار او خوابید و او دوباره به شغل قصابی خودش برگشت. بعد از مدتی سقط فروشی باز کرد و عامل فروش قند و شکر شد و حالا هم هست سر این شغل هم می گفتند. مدتی عوض سهمیه قند مرودشت که از دارایی می گرفت. قند شهری که ارزان تر و بهتر و مرطوب بود به مردم می داد و قند دولتی را در بازاد آزاد می فروخت و تازه همان قند شهری را هم از نرخ دولتی کیلویی یک ریال زیادتر می فروخت. این کارش هم یک دفعه از طرف دارایی کشف شد و باز تحت تعقیب قرار گرفت.
از کارهای برجسته این آقا روز 28 مرداد پارسال بود که عده ای ریختند و سرگردسخایی رییس شهربانی کرمان را کشتند. موقعی که آن بدبخت آخرین لحظات زندگی را طی می کرد. این آقای حاج مهرابی رسید و با یک ضربت چوب به زندگی او خاتمه داد. بد هم آستین های خودش را بالا زد و دستش را زد توی خون آن بخت برگشته و روی دوش یکی از همکارانش بالا رفت و به مردم گفت مردم شهادت بدهید که من دستم را به خون یک نفر بی دین آلوده کردم و حالا که وظیفه دینی و شرعی خودم را انجام دادم می روم مسجد وضو می گیریم و نماز می خوانم.
این آقای حاج مهرابی با این عمل ثابت کرد که الولد الحلال یشبه بالاب والخال پسر حلال زاده بیشتر به پدرش و یا دایی اش شبیه است و این آقا به پدر بزرگش شبیه شد زیرا مادرش دختر یکی از میرغضب های زمان قاجاریه بود.
ضمناً بد نیست بدانی روزی که این آقایان را گرفتند و تبعید کردند دار و دسته ارباب های آن ها به چه جوش و خروشی افتادند تا آنجا که در مجلس شورای ملی هم صحبتی از آن به میان آمد و در جراید تهران منعکس کردند که پانصد و چهل نفر از محترمین کرمان را گرفتند و تبعید کردند و حال آن که تمام آن ها نه نفر بودند که ماهیت چند نفر آن ها را من برایت تعریف کردم. همین آقای هرندی نمی دانی در این باره چه یقه درانی ها کرد. همه جا می نشست می گفت آقایان نمی دانید چه ظلمی کردند. ریختند برادر مجتهد شهر را شبانه از خانه بیرون کشیدند و مقصودشان همین آقا حاج مهرابی بود. در تهران هم نفهمیدم که چه طور شد عده ای از وکلا و اولیای امور خام شدند و با همه گزارش های مفصل و مشروحی که از شهربانی و فرمانداری و مقامات لشگری برای آن ها می رفت باز امر بر آن ها مشتبه شد و به این حرف ها ترتیب اثر دادند.
در هر صورت آن چه که عاید شهر ما از تمام این حرف ها و کارها می شود همین بدبختی هایی است که می بینی و دل انسان از این می سوزد که هر جا سنگی است به پای لنگی است و تازه مضحک این جاست که وقتی کمیسیون امنیت تشکیل می شود و می خواهند ریشه فساد را بکنند، همین بیچاره هنرمندی ها و محمدی ها و حاج مهرابی را می گیرند. این ها در حقیقت آلت فعلی بیشتر نبوده اند. محرکین اصلی کماکان به مکیدن خون مردم مشغولند و با این که این بیچاره ها را آلت کردند و از شهر و دیار آواره شان ساختند این قدر غیرت به خرج ندادند که سفته بیچاره هنرمند را بپردازند و طلبکارها آمدند قالی را از زیر پای خانواده اش کشیدند.
باز دیدم رفیقم گریز به صحرای کربلا زد و از مظالم این و آن سخن به میان آورد. گفتم برادر تو چرا تا چانه ات گرم می شود فوری از مکیدن خون مردم و هزاران خون جگری ها و در به دری های دیگر صحبت می کنی و موضوع سر آقای معاصر بود و حرف های منزل ارجمند و آخرش نفهمیدم نتیجه چه شد.
رفیقم گفت می خواهی چه بشود. آقای معاصر پس از قضیه آن روز با آقای دکتر بقایی تماس گرفت. او هم خیلی اظهار تاسف کرد. ولی طفلک معاصر پیش خودش گفت نه شیر شتر و نه دیدار عرب. همان روز بعد بار و بندیل خودش را بست و یک راست به تهران برگشت و قضیه ماست مالی شد و این اولین قدمی بود که در این مورد آقای کاظمی به نفع آقایان یزدی ها برداشت.
حالا از خود آقای کاظمی بگوییم. او مدتی سرگرم انتخابات بم شد تا کار آن جا خاتمه پذیرفت و آقای سالار
بهزادی وکیل شد. ولی در اواخر بهمن ماه یک روز صبح دیدیم برای رؤسا و سرشناس های شهر یک کارت خداحافظی از طرف آقای کاظمی آمد. لحن عبارت طوری بود مثل این که احضار شده اند و باید بروند و دیگر مراجعت نخواهند کرد. ولی نمی دانم در تهران چه جریانی پیش آمد یا گزارشات را چه طور داد و چه گفت و شنیدهایی شد که هنوز یک هفته نگذشته بود برگشت.
این دفعه آقای کاظمی مشغول انجام انتخابات جیرفت شد و در این جا بلایی هم بر سر بیچاره مهندس منوچهر ایرانی آورد. ناگفته نگذارم که این مهندس ایرانی هیچ رابطه و بستگی با آن دکتر ایرانی به قراری که می گویند جوانی است تحصیل کرده و فرزند آقای ایرانی از کارمندان باسابقه و قدیمی وزارت فرهنگ است ما که نه او را دیده ایم و نه می شناسیم ولی می گفتند در روز 28 مرداد در تهران وقتی که بی سیم را تصرف کرده بودند و مخالفین توانسته بودند آن را از کار انداخته و ارتباط را قطع کنند. این آقا خیلی زحمت کشیده و دوباره ارتباط را برقرار کرده بود- از قرار معلوم درباره این آقا سفارش خیلی شده بود و قرار بود از جیرفت وکیل بشود. وقتی هم که به کرمان آمد. آقای کاظمی خیلی چرب و نرم از او پذیرایی کرد و از هر جهت به او اطمینان داد و روانه جیرفتش کرد. غافل از آن که برایش چه نقشه ها کشیده اند و از آن جا قرار است یک نفر دیگر را وکیل کنند. من که نمی دانم زیر کاسه چه نیم کاسه ای بود. شاید از راه صلاح اندیشی این نظریه را هم به رمز به وزارت کشور گزارش داده باشند. به هر حال آنچه که مسلم است می خواستند این طور وانمود کنند که کرمان متشنج و اوضاع آن جا وخیم است. بعدا فهمیدیم که اوضاع آن جا وخیم است. بعدا فهمیدیم که ممکن بود جان این بیچاره مهندس ایرانی هم به خطر بیفتد و به اصطلاح معروف فدای پرونده بشود. ولی بختش بلند بود و بویی از اوضاع برد. خودش در چند فرسخی جیرفت متوقف شد و اتومبیلش را جلو فرستاد. عده ای که در جیرفت تحریک شده و منتظر او بودند تا اتومبیل رسید یهویی آن که مهندس هم توی ماشین است ریختند و شیره و شیردان اتومبیل را بیرون کشیدند. شوفر بیچاره به هر نحو بود خود را خلاص کرد و در رفت و به اربابش خبر داد که هوا پس است و این طفلک هم مثل آقای معاصر که اغفال استاندار شده بود رای خود را گرفت و به تهران برگشت. (اکنون که من این مقالات را می نویسم آقای مهندس منوچهر ایرانی از لار به نمایندگی مجلس انتخاب شده است معلوم می شود شانس این آقا بیشتر در نواحی گرمسیر کل می کند. اگر از جیرفت عقب زد اقلا راه دوری نرفت و از لار سر درآورد.)
شعر پست مدرن چیست؟
پل هوور
مقدمه ی ویرایش دوم بر «شعر پست مدرن آمریکا»، آنتالوژی نورتون، 2013
ترجمه: مهدی گنجوی
چارلز السن شاعر واژهی «پست مدرن» را اولین بار در بیست اکتبر 1951 در نامه ای به رابرت کریلی استفاده کرد. او ارزشیادگارهای تاریخی را در مقایسه با فرآیند زدگی مورد تردید قرار داد و نوشت: «این بهتر نبود که ما- منظورم انسان پست مدرن است- این چیزها را پشت سر میگذاشتیم و این همه چرندیات گفتمان و خدایان را به کار نمیبردیم؟» در این آنتالوژی، «پست مدرن دورهی زمانی بعد از جنگ جهانی دوم را در برمیگیرد و به شعر آوانگارد شاعران آمریکایی، از 1950 تا امروز، میپردازد. به طور کلی شعر پست مدرن به رویکردی تجربه گرایانه در نوشتن اشاره دارد و حاوی نوعی جهان بینی ست که خودش را از فرهنگ جریان اصلی و سانتامانتالیزم و زیست خودبیانگر این فرهنگ در نوشتن جدا میکند. این حرکت که در بافت اقتصاد پس از جنگ جامعه مصرفی – با مشخصهی تاثیر گزاف شرکتهای بزرگ، بافت فلسفی اگزیستانیسالیزم و بافت تکنولوژیک ارتباطات جمعی- رشد کرد، چندین اتفاق نشانه گزار را به خود دیده است: سال 1975؛ پایان جنگ ویتنام، سال 1989؛ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و 11 سپتامبر 2001 که حوادث تراژیکش هم زمان با توسعهی کاپیتالیزم جهانی است. در طول دهههایی که مشمول این آنتالوژی شده اند، اصطلاح پست مدرن در همهی عرصههای فرهنگ و هنر وارد شده است؛ حتی سبک حاکم قلمداد گشته؛ سبکی که در قرن بیست ویکم نیز ادامهیافته است.
در عین این تغییرات عظیم و حوادث آشفته، شرایط از نظر فرهنگی شبیه سال 1991 است، زمانی که فردریک جیمسون منتقد نوشت: «امن تر است اگر مفهوم پست مدرن را به عنوان تلاشی برای تفکر تاریخی در مورد زمان حال دانست، آن همه در زمانه ای که فراموش کرده چگونه در وهلهی اول تاریخی فکر کند.» نگاه پست مدرن به اندازهیی که به تولید و زیبایی شناسی فرهنگی توجه میکند به تاریخ توجه نمیکند، تصویررا به ابژه ترجیح میدهد، رونوشت را به اصل، حداکثری را به حداقلی، سطح را به عمق. این سبک نوشتن به عنوان «نقلی قولی»، «ارجاعی» و «ابهامی» توصیف شده است. آشفته به جای تر و تمیز، چند به جای مفرد، آدابی و غیرمستقیم به جای صاف و پوست کنده است. این سبک، دشواریهای روزمره را، به سادگی قهرمانانه ترجیح میدهد. زبانش واقعاً آنچه که میگوید نمیگوید. همهی سبکهاست و نه تنهایکی.
جیمسون مدعی است که پست مدرنیزم نمایش گر گسستی ست از رمانتیسیزم قرن نوزدهم و مدرنیزم اوایل قرن بیستم. در نظر او، مشخصههای پست مدرنیزم «زیبایی شناسی عوام گرا»، «شالوده شکنی از بیان»، «کم رنگ شدن تاثیر»، «پایان اگوی بورژوایی» و «تقلید سبکهای مرده» از طریق استفاده از تکنیک تقید آثار ادبی افرادیا دورههای دیگر است. به عقیده جیمسون پست مدرنیزم بیان مناسب برای فرهنگ کاپیتالیستی متاخر، آن گونه که زیر سلطهی شرکتهای چند ملیتی درآمده است. اگر جیمسون برحق باشد، «شالوده شکنی از بیان» حاکی از دست رفتن فردیت دریک جامعهی مصرفی ست و هم چنین حاکی از محدودیتهای بیشتری که بر حیطه شخصی و حقوق فردی در تحت لوای قانون امنیت میهن (Homeland security Act)، سال 2002 وارد شد. در همان حین که تاریخ «پایانش» را در لیبرال دموکراسی و مصرف گرایی پیدا میکند، حس مبارزه و اکتشافش را از دست میدهد. این منجر به سبک بی تاثیر و «خالی» برخی از شاعران مفهومی(conceptual poets) امرو، و هم چنین منجر به تمایل شاعران زبان به آن چیزی میشود که گرترود استاین «زمان حال ادامه دار» مینامید. به شکلی مشابه، مفهوم «زیبایی شناسی عوام گرا» در نظر جیمسون بازتابی از تفوقیافتن ارتباط از طریق رسانههای عمومیبه جای جملات نوشتاری است. در این ویرایش جدید، متنهای متعددی «بدون مولف» هستند. «هفت مرگ و ویرانی آمریکایی» اثر کنت گلداسمیت حاوی هیچ کلمه ای نیست که او خودش بیان کرده باشد: بلکه شامل رونوشت نوارهای ضبط شده پلیس و گزارشهای رسانههای همگانی ست. متن تحت نظر و ویرایش گلداسمیت قرار گرفته اما به معنای دقیق کلمه توسط او تالیف نشده است. این نوع رویکرد چالشی ست در برابر ارزش والا انگاشته شدهیا اصالت در تالیف.
دیگرانی نیز میگویند که پست مدرنیزم به نوعی ادامهی رمانتیسیزم و مدرنیزم است و هر دو }رمانتیزم و مدرنیزم{ هنوز پیش میروند. برای همین آنچه که جیمسون آن را تقلید، وصله ای از سبکهای مختلف، میداند، تنها توسعهی بیشتر همان کولاژمدرنیستی ست. چندگانگی فرهنگی امروز را میتوان در سرزمین هرز الیوت، «د کانتوس» پاند، و از آن خود سازیکوبیستیماسکهای مراسم «بنین» توسط پیکاسویافت. خودبازتابی هنرپست مدرن را میتوان در بیداری فینه گان جویس و هم چنین بسیار قبل تر از اینها در تریسترام شندییافت. شعر اجرایی تنها تلاشی متاخر است از بین انبوهی تلاش، شامل کوششهای وردزورث و ویلیام کارلوس و ویلیامز، به قصد بازنو کردن شعر از طریق بومی. شعر جان اشبری اصل پست مدرن است اما با این وجود از والاس استیونس رمانتیک مدرنیست و آگوستان و.اچ. آدن مدرنیست تاثیر گرفته. استفادهی جان کیج از «پیانوی آماده شده»، و تاکیدش بر بی تاکیدی در زبان، بازتاب مهمیاز پست مدرنیزم دارد اما هم چنین میتوان آن را در کنار چنگ «آییلیان» نوعی ابزار سیمیکه با باد مینواخت- در بستر تاریخ رمانتیسیزم قرار داد. رد پای تاکید معاصرین بر شاعرانگی ماشینی، کانستراکتیویزم، پروسیجرالیزم، و مرگ سوژه را میتوان تا دادا و زیبایی شناسی ماتریالیستی دوره اولیه شوروی عقب برد. میتوان این تصویر را پیچیده تر هم کرد: برخی رویههای شاعرانه که تلاش میکنند علیه بیان عمل کنند، برای مثال شعرهای بریده چیدهی دادا، شبیه رویههای الهیاتی باستانی ست. برای مثال، رویهی غرب آفریقایی الهیاتی ایفا متکی بر انداختن شانزده صدف است. این که صدفها به چه شکل پایین میآیند «بابالووو»،یا کشیش را، هدایت میکند تایکی از 256 شعر کتاب مرکزی ایفا را بخواند؛ شعری که در نهایت به عنوان درمان فرد نیازمند تلقی میگردد. شاعر سایبری نمونههایی از سیلاب آنلاین هشیاری دیجیتال را برمیدارد و نتیجه اش شعری میشود که حاوی نشانههایی از فرهنگ ما و وضعیت روانی ماست. اعمال شانس در الهیات و هنر، در بسیاری اوقات، بسیار روش مند هستند. جان کیج پیانوی خود را برای تولید صدای ناهنجار، از طریق از کار انداختن برخی سیمها، «آماده کرد».
دراولین ویرایش این آنتالوژی من از واژهی پست مدرن در عنوان کتاب، به جای واژهی «تجربی»، «آوانگارد»،یا «هزاره ای»، بهره بردم، چرا که اصطلاحی بود که گسترهی روشهای تازه ای را که پس از جنگ جهانی دوم عرضه شده، با دامنه ای از شاعرانگی شفاهی نسل بیت و شعرهای اجرایی تا «نویسندگی» مکتب نیویورک و شعر زبان را شامل میشد. امروز باز هم همین اصطلاح مورد استفاده قرار میگیرد تا تحولهای متاخرتر شامل تعزلهای پسا زبانی، شعر مفهومی، شاعرانگی سایبری و پروسیجریزم را نیز دربرگیرد. این روشهای جدید شاعرانه برخلاف گرایشهای رمانتیسیزم میانهی قرن بیست، که الگوی حاکم بر ادبیات 1950 تا 1990 بود، عمل میکند. با وجود آن که شعر زبان الگوی تیوریک و اصلی ترین تاثیرگذار از سال 1990 بدین سو بوده است، حرکتهای جدیدتر بین شعر تعزلی پسازبانی، که در جست و جوی بیان است و شعر مفهومی، سایبرنتیک و شاعرانگی پروسیجرال، که علیه نوشتن به مثابهی بیان اقدام میکند، تقسیم شده اند. در حالی که زمانی گمان میرفت که شعر زبان، شعر تعزلی را از مرکزیت بیرون خواهد انداخت اما شعر زبان منجر به شاعرانی از قبیل باربارا گست، آنالوترباخ، رزماری والدارپ و اندرو جورون، در کنار بسیاری صدایان دیگر و منابع تازه، گردید. ما حتی میتوانیم دربارهی پست مدرنیزمهای متقدم و متاخر صحبت کنیم. پست مدرنیزم متقدم شامل نسل بیت، پروجکتیویست، مکتب نیویورک، تصویر عمیق و شاعرانگی بختکی (کیج و مک لو) میشود، در حالی که شاعران پست مدرن متاخر بازنمایندهییک تغییر، تغییری آگاه از عصر دیجیتال و رسانه، به سمت شاعرانگی سایبرنتیک و ماشینی شده اند.
گرچه مفهوم پست مدرن مورد انتقاد قرارگرفته، منتها هیچ اصطلاح دیگری ظهور نکرده که بتواند به خوبی شرایط فرهنگی را در پی جنگ جهانی دوم بیان کند. جان فو، محقق، پست مدرنیزم را به زمان گذشتهی فعل میبرد و مینویسد: «پست مدرنیزم چه بود؟» اما در نهایت به دشواری باطل کردن واژهی پست مدرن، و تلویحا آن چه که بازنمایی میکند، اشاره میکند: «واقعیت دوام کلمه، هرچه قدر که ممکن است آزار دهنده باشد، نشان میدهد که چیزی دارد اشاره میشود، چیزی که نمیتواند به مثابهیک مد تیوریک کنار انداخته شود.» نیچه براین معنی است که دیگر اصلا ممکن نیست که انسان به چیزی معتقد باشد که بر فانی، برجهان گذرا، استعلا داشته باشد و براین معناست که بنیان ارزشهایی که انسانیت را محصور کرده بودند،یک بار برای همیشه، از بین رفتند… ابدیت و هم چنین «بودن» به طور کامل بیرون انداخته شد، تا تحت حکومت نرمیناپذیر «شدن» قرار گیرد». ابدیت به اتریت }ترکیب واژهی اتر و ابدیت{ تبدیل شد، جهانی سایبرنتیک که میتواند بین همگان تقسیم شود، و بیشترش این جهانی و خاکی ست. پست مدرنیزم، آن طور که برخی مدعی شده اند، فاقد بنیادها نیست، بلکه بنیادهایش ا متعالی به هر روزه، از جست و جوی سورریال براییافتن کل، به تاکید دادا بر موادیافته، هنر اجرایی و مفهومیرفته است، از الزامیو طبیعی به دلخواه، تصادفی و بشر ساخت. به جای بازی در زمین خدایان، شاعران با ابزار مادی زبان بازی میکنند.هایدگر در مورد رویکرد خود به فلسفه نوشت: «منیک موضع متقدم را رها کرده ام، نه الزامیو طبیعی به دلخواه، تصادفی و بشر ساخت. به جای بازی در زمین خدایان، شاعران با ابزار مادی زبان بازی میکنند.هایدگر در مورد رویکرد خود به فلسفه نوشت: «منیک موضع متقدم را رها کرده ام، نه برای آن که آن را با موضعی دیگر عوض کنم، بلکه چون حتی موضع قبلیک ایستگاه بود در کناریک مسیر. عنصر پایدار در فکر کردن راه است. و راههای تفکر در درون خود آن کیفیت رمزآلودی را دارند که میتوانیم آنها را جلو و عقب ببریم و این که فی الواقع تنها راه به عقب ما را به جلو هدایت میکند.» در راه بودنیکی از فاکتورهای اصلی نوشتار پست مدرن و فرایند محور از السون، گینزبرگ، و اشبری تا شاعران زبان است. پست مدرنیزم به جای تسلیم شدن به تاریخ، مصرانه روی مسیر مشغول دست کاری و از آن خود کردن رویههای تثبیت شده میماند. راه رو به جلو راه بازگشت به جاری، تزارا، دوشامپ و استاین است.
برطبق نظر پیتر برگر، منتقد، هنر آوانگارد علیه الگوی هشیاری بورژوایی میشورد تا فاصلهی بین هنر و زندگی را بردارد. هرچند، «هنری که دیگر از عمل زندگی قابل تفکیک نیست، و به طور مطلق در آن جذب شده، توانایی خود در نقد آن را از دست میدهد.» از همین رو بومیگرایی، هرچند در تلاش است تا تاثیر اجتماعی هنر را گسترش دهد، اما در کنار زدن این تاثیر با زیبایی شناسی قرن نوزدهم همگان میشود. ریسک این است که آوانگارد، به زودی، به نهادی با آیینهای خودنگه دارش تبدیل شود، بدون هیچ قدرتی برای نشانه گذارییا تاثیر بر انحنای تاریخ. وقتی که اولین ویرایش این کتاب بیرون آمد، آخرین تحول، شعر زبان بود،یک شاعرانگی مارکسیست- فمینیستی که با وجود مخالفتش با رمانتیک و تاکیدش بر این موضوع، در بسیاری از مفورضات فرهنگی با نسل بیتها مشترک بود؛ برای مثال در مقاومت در برابر فرهنگ کالایی شدن. در مقایسه، به نظر میرسد مکتبهای فکری متاخر وریکردی پسا تاریخی داشته باشند. همچنین به نظر میرسد که مکتبهای فکر متاخر از جنبههایی از فرهنگ آمریکایی و رسانههای همگانی لذت میبرند که چارلز السن «پیجوروکراسی» مینامید. در واقع، پس از موقعیت گرایان، بسیاری از شاعران مفهومیو سایبری معاصر، خشونت و گرماه سازی رسانههای انبوه را از طریق بازتاباندن زبانش به خودش، برعلیه خودش به کاربرده اند.
این آنتالوژی در تلاش است تا نشان دهد که شعر آوانگارد در کوشش خود در جهت مقابله با گونههای حاکم و پذیرفتهی شعر ادامه داده است. این شعر آوانگارد است که شعر را از طریق استراتژیهای تازه، اما برخورنده، و هنرمندانه تازه میکند. روش نوتن «نرمال» دریک دوره زمان، در وهله ول، روش خلاقان نسلهای گذشته بوده است. در مقدمهی اولین ویرایش براین کتاب پیشنهاد کرده بودم: «براساس این منطق، زیبایی شناسی متاخر پست مدرن مانند شعر اجرایی و شعر زبان در دهههای آتی بر جریان اصلی تاثیرخواهد گذاشت.: اثبات شد که این گزاره ناچیز انگاری کرده است. شاعران پیشرو شعر زبان کرسیهای دانشگاههای پیشرو را برعهده گرفتند، و روش آنها آنقدر تاریخ نگاری شده است که از ابتدای هزارهی جدید منتقدین به نسلی پسازبانی اشاره کرده اند. با ظهور برنامههای تحصیلات عالی در رشته نوشتن خلاق و حرفه ای شدن روزافزون آن چه که آکادمیسینها «دیسیپلن» مینامند، حتی حاشیهها و بومیگراها هم کرسیهای تدریس در اختیار گرفته اند.
پست مدرنیزم تنهایک سبک نیست که از کانتونهای پوند استخراج شده و به شعر زبان رسیده است، بلکهیک مقابلهی مداوم با و نظر دهی پیرامون رویههای غالب است. ویلیام کارلوس ویلیامز برعلیه سونات میتاخت، ازراپوند برعلیه پنتامیتر، شاعران مفهومیامروز، کنت گلداسمیت و کرگ دورکین، خود خلاقیت را زیر سوال میبرند. با هر توسعهی جدید، میفهمیم که بازی شعر هنوز در زبان در جریان است. مهم نیست چه قدر گسست از سنت پیشین شدید باشد، روشها و ابزارهای ورود بهیک شعر منجر به «گفته شده بود» میشود. کسی که در مقابل ما به عنوان کشیش ایستاده،یک بار دیگر صدفهایش را انداخته است.
در دهه 1960 انقلاب پست مدرن در مخالفت با شعر غیرشخصی و شعر آگوستانی ای بود که نقد نو ترویج کرد. این انقلاب سمت و سوی شعر شخصی، گفتاری و اندام واری را میگرفت که هر صدا رایکه میدید. حکم فرانک اوهارا تنها براساس عصبهایت پیش برو «نوعی از شاعرانگی بداهه گرا دربارهی زندگی روزمره را ترویج میکرد که اساس نیورمانتیک بود. ولی شعر او، در هر روزگی شدیدش، برخلاف برداشت رمانتیک از خود گام برمیداشت. شعر او، در بی توجهی ش به متافیزیک، با مدلول استعلایی گسسته بود. در اواخر دهه 70یک نسل جدید از شاعران پست مدرن شروع به چالش شاعرانگی شفاهی و دم محور السن و گینزبرگ کردند. با این وجود، از سال 1945 به این سو، بیشتر تولید کنندگان خلاق نوشتن به مثابهی فرایند را بر نوشتن به مثابهی محصول ارج میدهند. آنها ارزش چندگانگی، آن چه چارلز السن «شعل اصلی واقعیت» میدانست، را نسبت بهیکه بودگی، آنچه چارلز السن «تولد کثیفیا اینیا آن» مینامید، بالا بردند. پست مدرنیزم قدرت را مرکز زدایی میکند و در راستای تقویت نگاه بسیار محوری است. با این وجود، از سال 1945 به این سو، بیشتر تولید کنندگان خلاق نوشتن به مثابهی فرایند را برنوشتن به مثابهی محصول ارزش میدهند. آنها ارزش چندگانگی، این چه چارلزالسن «شغل اصلی واقعیت» میدانست، را نسبت بهیکه بودگی، آنچه چارلز السن « تولد کثیف با اینیا آن» مینامید، بالا بردند. پست مدرنیزم قدرت را مرکز زدایی میکند و در راستای تقویت نگاه بسیار – محوری ست. پست مدرنیزم کلمات بی معنی را به مدلول استعلایی ترجیح میدهد؛ واقعی را به متافیزیکال. در کل، رو به سمت نگاهی ساخت گرایانه، و نه بیان گرایانه، نسبت به سرایش دارد. من آن بیشتر کس دیگری ست. در ایجاد شاعرانه اش، روش با شهود رقابت میکند. با مرگ خدا و جدا شدن نامیمون ولی اجباری از طبیعت، از آن خودسازییک ابزار حاکم میشود. کتاب ما تمدن ما و طبیعت ما میشود و هم زمان کلمات فقط کلمات هستند. نداشتن هیچ نتیجه ای برای روایت، با نسخههای در هم متداخل و گاهی متضاد بر روی خود خم میشود. برای مثال، رمان ایتالوکالوینو، اگر شبی از شبهای زمستان مسافری (1979) شامل ده فصل اول ده رمان است که هیچیک نه پرورش مییابند و نه به نتیجه میرسند. شروع کردن دوباره و دوباره ساختن «زمان حال ادامه داری» ست که گرترود استین به عنوان «اکنون و بعد اکنون» نوشتن میخواست. آنچهیک متن معنی میدهد ربط بیشتری به آن دارد که چگونه نوشته شده و نه که چه بیان میکند. همان طورکه رابرت کریلی نوشت، «معنی، ارجاع مهمینیست». کریلی، با نقل قول از چارلز السن، ادامه میدهد: «آنچه که در خودش وجود دارد، آن چیزی ست که معنی مینامیم. «مثل الوها در شعر ویلیامز» چه شیرین/ و چه سرد»،یک چیز به خودش ارزش دارد، نه به سمبولیزمش. در کل، شعر پست مدرن مخالف ارزشهای مرکز گرای وحدت، اهمیت، تک خطی بودن، بیان گرایی و هرگونه تصویرگری قهرمانانه از نفس بورژوا و علایقش است.
دور دور ممنوع
اجرای طرح برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی در حالی در استان کرمان قرار است اجرا شود که «برخورد جدی با دور دور کردن خودروها» یکی از برنامههای این طرح است.
«دور دور کردن» چند سالی میشود که به یکی از تفریحات برخی جوانان کرمانی بدل شده است. اوج «دور دور» کردنها غروب پنجشنبه اتفاق میافتد و بلوار شفا، بلوار پرستار و خیابان هزار و یکشب پاتوقی برای این کار محسوب میشود. بهطوریکه پنجشنبهشبها ترافیک این خیابانها در مقایسه با دیگر روزها سنگینتر میشود. حالا اما قرار است با این «دور دور کردن» برخورد شود.
برخورد جدی پلیس امنیت عمومی با «دور دور کردن»
روز گذشته رئیس پلیس امنیت عمومی استان کرمان از اجرای طرح برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی ازجمله «دور دور کردن خودروها» خبر داد. آنطور که ایسنا نوشته، سرهنگ محمدباقر فلسفی گفته که «گشتهای امنیت اخلاقی با برهم زنندگان امنیت روانی جامعه و هنجارشکنان و مظاهر علنی فساد، دور دور کردن خودروها، آلودگیهای صوتی بهطور جد برخورد خواهد کرد و این پلیس در مقابل ناهنجاریها با تمام توان ایستادگی میکند.» البته پیشازاین هم پلیس با بستن دوربرگردانهای بلوار شفا و پرستار در پنجشنبهشبها سعی میکرد تا حدودی با «دور دور کردن» مقابله کند اما این بار به نظر میرسد بهطوری جدیتر میخواهد وارد این ماجرا شود. فلسفی همچنین از مستقر شدن گشتهای امنیت اخلاقی پلیس در تفرجگاهها و خیابانهای پرتردد و مراکز خرید و تجاری خبر داده تا با «بد پوششان، بدحجابان و کسانی که کشف حجاب کرده و عفت عمومی را جریحهدار میکنند، برخوردی قاطع و قانونی داشته باشند.»
رئیس پلیس امنیت عمومی استان برخورد با جرائم مشهود و توقیف خودروهایی که سرنشینان آن کشف حجاب کردهاند را از اهداف اصلی طرح برخورد با ناهنجاریها عنوان کرد و افزود: «در این رابطه هماهنگیهای لازم با مراجع قضائی بهعملآمده است.»
به گفته فلسفی «بهمنظور ساماندهی وضعیت حجاب در جامعه و کاهش آسیبهای اجتماعی و برخورد با متخلفان در حوزه پوشش و مقابله با هنجارشکنان در حوزههای دینی، اجتماعی و فرهنگی و در اجرای طرح نظارت بر تفرجگاهها، خیابانهای پرتردد و مراکز خرید و تجاری مستقر در استان طرح برخورد با ناهنجاری در پوشش و آرایش و ناامن کنندگان امنیت اخلاقی در جامعه در قالب چند اکیپ نظارتی در نقاط مختلف سطح شهر کرمان به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد.»
ماجرای «ممنوع الخدمتی» خودروهای هنجارشکن
در حالی رئیس پلیس امنیت عمومی استان از برخورد با خودروهای هنجارشکن خبر داده که سال گذشته هم سخنگو و معاون اجتماعی ناجا از ایجاد سامانه ثبت تخلف خودروهای هنجارشکن و ممنوع الخدمت شدن این خودروها خبر داده بود. سردار منتظر المهدی گفته بود که «سامانه جدید ثبت تخلفات برای برخورد با هنجارشکنی در هنگام رانندگی اعم از کشف حجاب، حرکات نمایشی و مخاطرهآمیز و دور دور کردن، راهاندازی شده و ازاینپس با این هنجارشکنان برخورد جدی صورت میگیرد.
سامانه جدیدی برای ثبت تخلفات رانندگی در اختیار مسئولان، مدیران کشور و مأموران نیروی انتظامی قرارگرفته تا مواردی ازجمله بدحجابی، حرکات نمایشی و خطرآفرین و تخطی از هنجارها را اعلام کند.»
وی اضافه کرده بود: «به دنبال ثبت شماره خودروی متخلفان، این هنجارشکنان به پلیس امنیت احضار شده و حداقل مجازات برای آنها ممنوع الخدمات شدن خودروی متخلفان است.»
به گفته این مسئول، خرید و فروش، پرداخت عوارض و همچنین انجام تمام نیازهای یک خودرو، ازجمله خدماتی است که براین اساس ممنوع میشوند. بر اساس این طرح در دوم آبان سال گذشته 10 هزار خودروی هنجارشکن در سراسر کشور تذکر گرفتند و 2 هزار خودرو نیز توقیف شدند.
اگرچه پسازاین صحبتهای سردار منتظر المهدی دیگر خبری در ارتباط با ممنوع الخدمتی خودروهای هنجارشکن منتشر نشد اما صحبتهای روز گذشته پلیس امنیت عمومی استان کرمان نشان میدهد که در دور جدید طرح برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی، برخورد با این خودروها هم صورت میگیرد.
طاهره حاجی اصفهانی، کارمند قدیمی بیمارستان روانی کرمان: مثل یک مرد کار کردم
طاهره حاجی اصفهانی، کارمند قدیمی بیمارستان روانی کرمان:
مثل یک مرد کار کردم
زهرا پهلوانی
«طاهره حاجی اصفهانی» فرزند میرزا علی نام مادر سکینه متولد 1315 سی سال تمام با بیماران روانی روزگار گذرانده است.
وارد اتاق حاجی اصفهانی شدم اتاق که نه بلکه یک جای دنج برای خلوت و راز و نیاز با همنشین تنهاهی اش یک سجاده بسیار زیبا و قدیمی، چادر نماز گل گلی که ما را برد به چندین دهه قبل، بوی عطر حرم و یک جلد قرآن قدیمی بزرگ و مفاتیح الجنان با خطهای درشت و تسبیح های دانه درشت سبز رنگ و صندلی های جور واجور که هر کدام از این ها روی یک صندلی قرار داشت.
صورت این بانوی رنج کشیده و به گفته خودش یکی یکدانه پدر و مادرش نورانی و سفید و جذاب می شد. همنشینی با این بانوی مسن، بسیار دوست داشتی است.
حاجی اصفهانی می گوید:«در سن 4 سالگی پدر را از دست دادم و با مادر و تنها برادرم روزگار سختی داشتیم. همراه مادر و مادر بزرگم سر کار می رفتم. کارمان این بود که شیرازه های قالی را گره بزنیم. در سن 7 سالگی آموزش قرآن خوانی را شروع کردم. ظرف 2 سال قرآن را به صورت هجی، کتاب های روضه، داستان موش و گربه، غزلیات حافظ و افسانه امیر ارسلان را نزد زنده یاد «فاطمه حداد زاده» بدون پرداخت هیچ هزینه یاد گرفتم.»
این بانو ادامه می دهد:«قحطی دوران رضا خان را به خوبی به یادم دارم. مردم از فرط گرسنگی خاک اره های نجاری را می پختند و می خوردند. بعد از روی کار آمدن پهلوی دوم، گندم آمریکایی وارد ایران شد و مردم از آن زمان توانستند نان گندم بخورند.»
وی در خصوص مشاغلی که تا کنون تجربه کرده، اظهار می دارد:«در سن 10 سالگی به خیاط خانه رفتم و از هنرهای گلدوزی و بافتنی نزد استاد «مرحوم خزاعی» و «شوشتری» یاد گرفتم. در سن کم، کسب درآمد می کردم. در کنار خیاطی و برای گذران زندگی بچه مکتبی قبول می کردم و آن چه آموخته بودم به بچه ها یاد می دادم. در سن 18 سالگی به اصرار مادر خدا بیامرزم با یکی از اقوام ازدواج کردم. ثمره این ازدواج 4 فرزند، سه دختر و یک پسر است. من نان شوهر نخوردم. ما 10 سال زندگی کردیم که در طول این ده سال شوهرم همیشه بیمار بود. پس از 10 سال زندگی به علت بیماری روماتیسم قلبی فوت کرد و من ماندم با 4 بچه قد و نیم قد و مادری پیر که احتیاج به دستگیری داشت. به سختی کار می کردم تا این که به واسطه یکی از دوستان به بیمارستان روانی (گداخانه) در خیابان ناصریه با حقوق ماهیانه 7 تومان مشغول به کار شدم. سی سال تمام در جاهای مختلف بیماران روانی، دانشکده، دانشگاه علوم پزشکی از دل و جان برای رضای خدا انجام دادم.»
حاجی اصفهانی می گوید:«کار کردن برای من که یک زن تنها و بدون پشتیبان بودم، واقعاً سخت بود. ولی من مثل یک مرد کار می کردم. هم زمان در بیمارستان و خیاطی کار می کردم. زمانی احساس تنهایی و بی کسی ام بیشتر شد که مادرم را از دست دادم و واقعاً چه قدر زندگی برایم طاقت فرسا شد. ولی با تکیه به خدا و عنایت پروردگار با عزم و اراده ای محکم تر کار می کردم و امکانات رفاهی بچه هایم را فراهم می کردم. در آن زمان پزشکان در کار خود مهارت داشتند و کار خدایی بود کمتر کسی حرص پول و مال دنیا را داشت. اکثرا برای رضای خدا کار می کردند. خانواده ها اعتقادات مذهبی داشتند.»
حاجی بابایی از زمان کارمندی خود در بیمارستان روانی خاطره ای برای ما تعریف کرد. او گفت:«یک خاطره از سرهنگ سعیدی(رییس بیمارستان) بگویم. اگر زنده است انشاء الله سلامت باشد و اگر فوت کرده خدا او را بیامرزد. من هیچ وقت خوبی این مرد را فراموش نمی کنم. همسایه ها قرار گذاشتند دست جمعی به پابوس امام رضا(ع) بروند. من تا آن زمان به مشهد نرفته بودم. خیلی دوست داشتم امام هشتم را زیارت کنم. با ناامیدی پیش سرهنگ سعیدی رفتم و جریان را گفتم. سرهنگ وقتی اشتیاق من را دید گوشی تلفن را برداشت و به حسابداری دستور داد که حقوق من را پیش از موعد بپرازند. قرار بود که سفر پنج روزه باشد؛ اما پانزده روز طول کشید. آن سفر بهترین سفر و زیارتی بود که در طول عمرم رفتم. بعد از آن هر سال به مشهد می ر فتم. دو سفر هم به کربلا، دو سفر مکه و دو سفر سوریه رفتم. من از مال دنیا هیچ ندارم. در حال حاضر با این سن بالا مستاجرم. خدا را شکر می کنم که زندگی کردم.
اگر خدا قبول کند همیشه چه الان و چه جوانی هایم نماز اول وقتم را به هیچ قیمتی از دست ندادم. نماز شبم را ترک نکردم. هنوز که هنوز است همه روزه هایم را می گیرم. مطمئنم از عنایت پروردگار و دعای مادرم است.
من به جوان ها می گویم اگر راه خدا را بروند به آنچه که می خواهند می رسند. خدا بزرگ تر از آنچه که ما میپنداریم، است.»
علیاکبر پرتوی فرمانده جدید یگان حفاظت اداره راه و شهرسازی رفسنجان شد
علیاکبر پرتوی فرمانده
جدید یگان حفاظت اداره راه و شهرسازی رفسنجان شد
طی مراسمی که با حضور رئیس و کارکنان اداره راه و شهرسازی رفسنجان و جمعی از مأمورین حفاظت برگزار شد، علیاکبر پرتوی طی حکمی از سوی فرماندهی یگان حفاظت استان بهعنوان فرمانده یگان حفاظت از اراضی شهرستان رفسنجان معرفی گردید.
در این مراسم علی عباسی پور رئیس اداره راه و شهرسازی رفسنجان اظهار داشت: «پیشگیری از زمینخواری و جلوگیری از تصرف بیتالمال از وظایف اصلی یگان حفاظت است که با حمایت دستگاه قضایی و همکاری نیروی انتظامی که همواره در بخش راه و مسکن در کنار اداره راه و شهرسازی بودهاند به انجاموظیفه میپردازند و دست سودجویان و متصرفین به اراضی ملی را کوتاه و با آنان برخورد قاطع میشود.»
وی گفت: «تشکیل یگان در راستای ماده 233 برنامه پنجم توسعه و دستورالعملهای مربوط که مورد تائید مقام معظم رهبری است انجامشده است و با هماهنگی صورت گرفته آقای علیاکبر پرتوی ضمن شرکت در دورههای آموزشی نیروی انتظامی که مختص فرماندهی یگان حفاظت در تهران برگزار شد صلاحیتهای لازم را کسب و بهعنوان ضابط قضایی و فرمانده یگان اداره راه و شهرسازی رفسنجان معرفی گردید »
عباسی پور از عموم شهروندان رفسنجانی خواست بهمحض مشاهده هرگونه تصرف و تجاوز به اراضی ملی و دولتی سریعاً مراتب را به شماره تلفنهای 34322086 و 34320017 به این یگان اطلاع دهند.
مس با سپاسی به تساوی رسید
تیم مس کرمان در اولین بازی خانگی خود در لیگ آزادگان به تساوی مقابل حریف شیرازی خود رضایت داد
علیرضا قاسمی زننده گل اول مس کرمان در این بازی بود که در دقیقه ۲۴ با پاس دغاغله توانست این گل را به ثمر برساند. پس از آن فجر با به ثمر رساندن دو گل در دقایق ۵۵ و ۵۷ به ترتیب توسط سعید زارع و ایمان سلیمی توانست پیروز موقت میدان باشد.
این بازی با گل تأثیر گذار حامد محمودی برای مس در دقیقه ۹۰ به تساوی کشیده شد و سوت داور در دقیقه ۹۵ به این رقابت پرفراز و نشیب پایان داد.
از مهمترین اتفاقات این رقابت اخراج ایمان باصفا از فجر سپاسی و دفع پنالتی فجر توسط آرمان شهدادنژاد دروازهبان مس بود.
علیرضا قاسمی زننده گل اول مس که در دقیقه ۴۰ یک کارت زرد دریافت کرده بود در دقیقه ۶۵ با مهدی تیکدری تعویض شد و محمدرضا زینال و محسن دلیر دو بازیکن دیگری بودند که به ترتیب در دقایق ۶۱ و ۶۹ به جای فرزاد حسینخانی و فرشید علیزاده که در دقیقه ۳۸ توپ را در مقابل دروازه تقریباً خالی به اوت زده بود به زمین آمدند.
آرمان شهداد نژاد، بهنام داداش وند، مجید ایوبی، احمد زنده روح، فرزاد حسینخانی، مهدی دغاغله، فرشید علیزاده، حامد محمودی، سجاد اژدر، علیرضا قاسمی و وحید اسماعیل بیگی ترکیب ابتدایی مس را در این بازی تشکیل دادند.
مدیرکل آموزش و پرورش استان در بازدید از روزنامه «پیام ما»: خبرنگاران رسالتی خطیر دارند
مدیرکل آموزش و پرورش استان در بازدید از روزنامه «پیام ما»:
خبرنگاران رسالتی خطیر دارند
صبح دیروز مدیرکل آموزش و پرورش استان به همراه مدیر روابط عمومی این اداره کل به مناسبت 17 مرداد سالروز شهادت محمود صارمی و روز خبرنگار از دفتر موسسه مطبوعاتی پیام آوران، صاحب امتیاز روزنامه پیام ما و سایت خبری کرمان نو، بازدید و با مدیران این مجموعه گفت و گو کردند.
محمد محسن بیگی حوزه خبرنگاری و اطلاع رسانی را حوزه ای حساس خواند و گفت: «خبرنگاران رسالتی خطیر دارند و می توانند با انتقال صحیح خبرها، باعث افزایش اعتماد در جامعه شوند.»
وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: «آموزش و پرورش استان براساس توانمندی های موجود حرکت می کند و از امور شتاب زده و بدون برنامه پرهیز خواهد کرد.»
محسن بیگی همچنین از تحریریه روزنامه پیام ما و کرمان نو بازدید و با خبرنگاران این مجموعه گفت و گو کرد.
به همت علی بهرامی فرهنگ یار کرمانی مجید درخشانی در باغ شازده برای استاد شجریان نواخت
به همت علی بهرامی فرهنگ یار کرمانی
مجید درخشانی در باغ شازده برای
استاد شجریان نواخت
کرمان نو نوشت: تصویر برداری ویدئو کلیپی در ستایش و تقدیر از استاد “محمد رضا شجریان ” به تهیه کنندگی و سفارش علی بهرامی دیروز با حضور استاد مجید درخشانی در باغ شاهزاده ماهان پایان یافت.
این اثر با تنظیم و آهنگ سازی استاد مجید درخشانی براساس شعری از حامد حسین خانی و خوانندگی مجید حسین خانی ساخته می شود.کارگردانی این اثر برعهده محمد اسلامی است و هنرمندانی چون فوائد توحیدی، علی برهانی، امید حسینی و .. حضور دارند
