بایگانی مطالب نشریه

سخنگوی شورای شهر کرمان: دیوان عدالت اداری حکم تعلیق عضویت سعید گیلانی را دارای وجاهت قانونی ندانست

سخنگوی شورای شهر کرمان:
دیوان عدالت اداری حکم تعلیق عضویت سعید گیلانی را دارای وجاهت قانونی ندانست
حجت الاسلام ربانی زاده، سخنگوی شورای شهر کرمان در خصوص لغو رای تعلیق عضویت سعید گیلانی از این شورا گفت: « از نظر قانونی وقتی که عضوی از اعضا در هیات حل اختلاف استان سلب عضویت می شود، ایشان می تواند در شورای حل اختلاف مرکزی مستقر در وزارت کشور اعتراض کند و پرونده مجددا بررسی می شود.»
وی افزود: «بنا به دلایل متعدد و مستندات و مدارکی که در پرونده بوده، هیات مرکزی حکم صادره را دارای وجاهت قانونی نمی داند و حکم را نقض می کند. قانونا ایشان می توانسته به دیوان عدالت اداری اعتراض کند و طبق قانون اعتراض خود را ادامه می دهد و پرونده مجددا بررسی می شود.
دیوان عدالت اداری طبق بررسی هایی که انجام می دهد، کل حکم صادره از استان را دارای وجاهت قانونی نمی داند و حکم را نقض می کند و نتیجتا این عضو در جلسه شورای شهر شرکت کرد.»

«پیام ما» تاثیر وابستگی را بر رشد کودکان بررسی می‌کند دل‌بسته‌ام؛ اما وابسته نیستم

«پیام ما» تاثیر وابستگی را بر رشد کودکان بررسی می‌کند
دل‌بسته‌ام؛ اما وابسته نیستم

از لحظه‌ای که کودکی چشم به جهان می‌گشاید با دنیایی روبرو می‌شود که برای او پر از مجهولات است. مجهولاتی که با حل هر کدام به‌سوی رشد بیشتر، قدم برمی‌دارند.
دقیقاً از لحظه تولد و چه بسا پیش‌تر از آن دغدغه‌ای همه‌ی وجود والدین را فرا می‌گیرد تا راهی را پیش گیرند که کودک در بهترین شرایط بزرگ شود. وقتی صحبت از بهترین شرایط است در اکثر مواقع شرایط مادی تصور می‌شود. داشتن سرپناه، غذا ،لباس و هر چیز دیگری که بتوان با «پول» خریداری کرد.اما همیشه بهترین شرایط را با پول، نمی‌توان ایجاد کرد. ایجاد شرایط روانی و عاطفی مناسب در رشد کودکان اهمیت زیادی دارد. با ایجاد محیطی امن و مناسب برای رشد کودک قطعاً این امکان برای کودک به وجود خواهد آمد که در آینده انسان سالم و موفقی شود، آرزویی که همه والدین برای کودکان خود دارند.
محیط سالم برای رشد کودک
یکی از ارزشمندترین نتایجی که یک محیط سالم برای رشد کودک به وجود می‌آورد،احساس ایمنی و امنیت است. کودکان از سنین کم برای رفع نیازهای اولیه خود به والدین نیاز دارند و با احساس دل‌بستگی به والدین و مراقب، رشد می‌کنند. نحو برخورد والدین با این احساس دل‌بستگی، بسیار مهم است. زیرا در صورت توجه نکردن به رفتار صحیح امکان دارد، همین حس دل‌بستگی طبیعی تبدیل به وابستگی اختلال گونه شود و تا بزرگ‌سالی بر همه‌ی زندگی کودک تأثیر بگذارد. توجه به احساسات کودک در سنین پایین و برآوردن به‌موقع خواسته‌های او، زمینه‌ی سلامت روان کودک در این مورد را محیا می‌کند.
این احساس دل‌بستگی با رشد کودک تغییر می‌کند، مثلاً در کودکان 12 تا18 ماهه معمولاً حسی وجود دارد که ناشی از همین احساس دل‌بستگی است و اضطراب جدایی نامیده می‌شود. کودک در این زمان به‌واسطه‌ی رفتارهای والدین و با توجه به نحو برآوردن نیازهایش هنگام جدا شدن از والدین و به خصوص مادر، واکنش‌های متفاوتی را نشان می‌دهند.کودکانی که دل‌بستگی توأم با امنیت را تجربه کرده باشند، پس از جدا شدن موقت از مادر چه آشفته شده باشند و چه نشده باشند بعد از بازگشت، با او ارتباط برقرار می‌کنند. ولی درصورتی‌که که کودک دل‌بستگی بدون امنیت را داشته باشد بعد از بازگشت مادر با او هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کند و از او دوری می‌کند. این تناقض در حس و رفتار زنگ خطری است، که متأسفانه تعداد زیادی از والدین آن را نمی‌شنوند.
نیازهای عاطفی
«میترا» مربی مهدکودک است او در رابطه با انواع دل‌بستگی کودکان به «پیام ما» می‌گوید:«من در مهدکودک، بچه‌ها را از والدین تحویل می‌گیرم. هرکدام از بچه ها رفتار متفاوتی را نشان می‌دهند.بچه‌های بزرگ‌تر راحت‌تر مهد را می‌پذیرند، کودکان کوچک‌تر تقریباً زیر سه‌ساله اکثراً اگر خواب نباشند با گریه جدا می‌شوند و مدتی آرام کردنشان طول می‌کشد و تا ظهر معمولاً فراموش می‌کنند و با آمدن والدین خوشحال می‌شوند. ولی گاهی اتفاق‌های عجیبی هم میافتد، یکی از بچه‌های مهد موقع جدا شدن از مادر بسیار بی‌تابی می‌کرد یک روز اتفاقی مادر چنددقیقه‌ای بعد از جدا شدن، برگشت که کودکش را ببرد. کودک، مادر را پس می‌زد و حاضر نبود به آغوشش برود.احساسات بچه‌ها قابل‌تشخیص نیست. من فکر می‌کنم چون مثل بزرگ‌ترها نمی‌توانند، بگویند چه حسی دارند. بسیار آسیب‌پذیرتر می‌شوند و باید احساسشان را از رفتارهایشان فهمید.»
رفع نیازهای عاطفی در هر سنی از اهمیت بالایی بر خوردار است و در سنین پایین‌تر عدم توجه به آن‌ها می‌تواند زمینه‌ی اختلال وابستگی را فراهم کند و فرد با ترسی دائمی زندگی کند.
تأثیر وابستگی بر فرزند پروری
«علی کاربخش» روانشناس در رابطه با حس دل‌بستگی در کودکان به «پیام ما» می‌گوید: «در همه‌ی سنین کودکان به والدین خود دل‌بسته هستند ولی از 1 تا 3 سالگی دوران طلایی است که اگر امنیت عاطفی کودک به‌طور کامل تأمین نشود، می‌تواند زمینه‌ساز انواع اختلال‌های شخصیت در بزرگ‌سالی شود و اختلال شخصیت «وابسته» یکی از آن‌ها است. به‌طورکلی این وابستگی از کودکی با فرد بزرگ می‌شود و بر همه کارکردهای اجتماعی و احساسی او تأثیر می‌گذارد.کودکان وابسته، از استقلال می‌ترسند و معمولا هیچ مسئولیتی را نمی‌پذیرند و حتی در گروه همسالان ترجیح می‌دهند، دیگران برای آن‌ها تصمیم بگیرند. و از آن‌ جهت که ترس از دست دادن محبت دیگران را دارند، هیچ زمانی نظر شخصی خود را بیان نمی‌کنند و این چرخه معیوب وابستگی با آن‌ها رشد می‌کند و حتی در آینده بر زندگی زناشویی و نحو فرزند پروری آن‌ها تأثیر می‌گذارد.
به ‌طورمعمول، مادران کودکان وابسته خود در کودکی خلأهای عاطفی داشته‌اند و شخصیت‌های وابسته‌ای هستند.»
«احمد» پدر یک دختر 4 ساله است، او می‌گوید که کودکش بسیار وابسته است و ادامه می‌دهد:«دختر من خیلی وابسته است، هیچ کاری را تنهایی انجام نمی‌دهد همیشه می‌ترسد. حتی با اینکه 4 ساله است، هنوز باید غذا را به دهانش بگذاریم. این موضوع خیلی نگرانم می‌کند، البته همسرم هم مقصراست.از وقتی‌که دخترم خیلی کوچک بود، همسرم دائم نگران بود که به خودش آسیب بزند و اجازه نمی‌داد، هیچ کاری را انجام دهد. آن‌قدر این کار را کرد که حالا دختر 4 ساله، حتی تنها دستشویی هم نمی‌رود.نگران آینده‌ی او هستم هر چه بزرگ‌تر می‌شود وابستگی او بیشتر مشخص می‌شود.»
اضطراب افسردگی
کاربخش در رابطه با رفتارهای شخصیت‌های وابسته می‌گوید: «وابسته‌ها علاقه زیادی دارند به اینکه دائم از آن‌ها مراقبت شود و همیشه رفتار مطیعانه دارند و همین موضوع می‌تواند آسیب‌های زیادی را به دنبال داشته باشد. آن‌ها حتی بدون راهنمایی توانایی تصمیم‌گیری ندارند و در تنهایی احساس درماندگی می‌کنند.
این احساس وابستگی در کودکی هم به دلیل افراط محبت و هم به دلیل محرومیت از محبت به وجود می‌آید و شخصیت وابسته در زنان بیشتر دیده می‌شود.
باید اشخاص به‌محض آگاهی یافتن از مشکل خود اقدام کنند، هرچه سریع‌تر مشکلات شخصیتی تشخیص داده شود، درمان راحت‌تر انجام می‌شود. اختلال وابستگی می‌تواند منجر به اضطراب و حتی افسردگی شود.
سلامت روان، یکی از مهم‌ترین اجزا سلامت افراد است و باوجود هرگونه اختلالی در آن فرد زندگی را آن‌گونه که باید درک نکرده و از لذت‌هایش بهره نخواهد برد.

شهریورماه رئیس جدید مشخص می‌شود جلال پور، رئیس افتخاری اتاق بازرگانی ایران

شهریورماه رئیس جدید مشخص می‌شود
جلال پور، رئیس افتخاری
اتاق بازرگانی ایران

حدود دو هفته پیش محسن جلال پور، رئیس اتاق بازرگانی ایران به دلیل بیماری و فشار کاری از سمت خود استعفا داد ولی بلافاصله هیات رئیسه اتاق بازرگانی با استعفای او مخالفت کردند لذا جلال پور از طریق اتاق کرمان به استعفای خود اقدام کرد و درنتیجه پذیرفته شدن استعفای وی در اتاق کرمان، مخالفت هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران هم کاری از پیش نخواهد برد.
لذا روز یکشنبه نشست اضطراری شورای روسای اتاق‌های بازرگانی و هیات رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران برای تعیین تکلیف نهایی استعفای محسن جلال پور و رایزنی‌ها برای چگونگی برگزاری انتخابات جدید صورت گرفت. بر اساس توافق روسای اتاق‌های بازرگانی، مقرر شد علاوه بر اینکه محسن جلال پور به‌عنوان رئیس افتخاری اتاق ایران ادامه همکاری دهد، رئیس جدید نیز در شهریورماه انتخاب شود. پدرام سلطانی، نایب‌رئیس اتاق ایران در این نشست بابیان اینکه تا زمان تعیین رئیس جدید اتاق اخذ مشورت از روسای اتاق‌ها و پیشکسوتان و زعمای اتاق‌ مطلوب و ضروری است، گفت: «در جلسه مردادماه هیات نمایندگان، تاریخ انتخابات برای تعیین رئیس جدید را تعیین می‌کنیم و امیدواریم در شهریور انتخابات انجام شود.»
گزینه‌های دولتی برای ریاست پارلمان بخش خصوصی
در میان گزینه‌های احتمالی نام گزینه‌هایی همچون منصور معظمی، معاون محمدرضا نعمت زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت و مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) و مجتبی خسرو تاج، قائم‌مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت و مسعود کرباسیان، رئیس‌کل گمرک جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان گزینه‌های دولتی به چشم می‌خورد.
در حال حاضر برخی از فعالان اقتصادی نگران این هستند که اتاق بازرگانی به‌عنوان پارلمان بخش خصوصی که اتفاقاً مدتی هم هست که لب به انتقاد از فضای د ولتی اقتصاد ایران و به بازی نگرفتن در دوران پسابرجام گشوده است، به دست دولتی‌ها سپرده شود تا کمترین صدای انتقاد از سوی فعالان اقتصادی در فضای اقتصاد ایران شنید شود . آن‌ها به‌شدت این کار را اشتباه می‌دانند .برخی از فعالان اقتصادی معتقدند این‌که ریاست اتاق بازرگانی به دست دولت بیفتد و درواقع پارلمان بخش خصوصی بشود ، پارلمان بخش دولتی، کاملاً کار اشتباهی است. ازنظر آن‌ها اتاق بازرگانی ایران یک ارزش حرفه‌ای دارد که دولت نمی‌تواند آن را اداره کند.
درواقع مثل این است که کسی که خلاف اعتقادات شما را دارد در کنار شما بنشیند و بخواهد با شما کار کند .
گزینه‌های احتمالی رئیس آینده اتاق بازرگانی
در این روزها گزینه‌های احتمالی زیادی برای ریاست اتاق بازرگانی ایران، در پارلمان بخش خصوصی مطرح است.
یک منبع آگاه از اتاق ایران در مورد گزینه‌های ریاست اتاق به «کسب‌وکار» گفت: رئیس آینده اتاق بازرگانی درواقع کسی که قرار است در آینده سکان‌دار و پرچم‌دار بخش خصوصی باشد ، باید قبل از آنکه از هیات نمایندگان رأی اعتماد بگیرد ، معتمد بود ن خود را در کار و سال‌هایی که در امر تجارت بوده است، اثبات کرده باشد. او باید حرف‌هایی را بزند که از دل تجار و صنعتگران بیرون بیاید .
ازآنجاکه اتاق بازرگانی واسطه‌ای است بین تجار و صنعتگران با دولت، قطعاً حرف‌هایی باید زده شود که به دل دولت و مجلس بنشیند، در این صورت است که آن‌ها هم به بخش خصوصی کمک خواهند کرد. همچنین یکی دیگر از اعضای اتاق در گفتگو با«کسب‌وکار» در مورد ریاست آینده اتاق ایران گفت: پدر علم، تجربه است و لذا گزینه انتخابی برای ریاست اتاق بازرگانی ایران باید بر اساس حاکمیت تجربه انتخاب شود. یعنی درواقع کسی که تجربه علمی و عملی داشته باشد ، بهترین گزینه برای ریاست است.
بر اساس گفته‌های این منابع آگاه در اتاق ایران، مهم‌ترین گزینه‌هایی که نام آن‌ها در بین اعضای اتاق و فعالان اقتصادی زمزمه می‌شود، چهار نایب‌رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران یعنی پدرام سلطانی، مسعود خوانساری، محمدرضا انصاری و غلامحسین شافعی هستند، همچنین علا میرمحمد صادقی، مشاور عالی هیات رئیسه نیز گزینه احتمالی دیگر است.
همچنین گمانه‌زنی‌هایی در مورد روسای اتاق‌های شهرستان‌ها مطرح است.

سردار بنی اسدی، فرمانده انتظامی استان کرمان: چراغ وقف در نیروی انتظامی روشن شده است

سردار بنی اسدی، فرمانده انتظامی استان کرمان:
چراغ وقف در نیروی انتظامی روشن شده است

نشست خبری فرماندهی انتظامی استان کرمان،با اصحاب رسانه، برای گرامیداشت روز خبرنگار صبح دیروزدر محل تالار کوثر این فرماندهی برگزار شد. در ابتدای این مراسم که رضا بنی اسدی فرمانده انتظامی استان، خلیل همایی، مدیر کل امنیتی انتظامی حوزه استانداری، علیرضا پریور، معاونت اجتماعی و جمعی دیگر از مقامات انتظامی حضور داشتند، معاونت اجتماعی در آغاز این مراسم ضمن گرامیداشت یاد شهدای خبرنگار و بخصوص شهید صارمی، از حضور در جمع خبرنگاران ابراز خوشحالی کرد و در ادامه سردار رضا بنی اسدی، فرمانده انتظامی استان کرمان به وظایف و نقش رسانه ها دراعتلا و پیشرفت امنیت و آرامش اشاره کرد و گفت: انتخاب خبرنگاری و روزنامه نویسی، انتخابی آگاهانه است که علاوه بر اینکه از نطر مادی کمترین برداشت را دارند اما عشق و علاقه به این کار، آنها را وارد این حیطه سخت و جذاب و بعضا مخاطره انگیز کرده است.
وی ادامه داد: خبرنگاران واسط بین مردم و همه دستگاه های دولتی و حکومتی هستند وبرهمین اساس لازم است در کمال صداقت و حس نیت و خالصانه و برای رضای خداوند منان کار کنند و نه در جهت امیال و خواسته های شخصی و یا جانبدارانه ازشخص و گروه خاصی، چرا که این وابستگی هم نارضایتی خدا را به دنبال دارد و هم خوشحالی دشمنان را. کار خبرنگاران حساس است و به درستی با مشکلات برخورد کنید نه مانند یک جراح تازه کاری که برای برداشتن یک غده از درون بدن فردی، سیستم عصبی او را هم قطع و ناکار می کند.
سرداربنی اسد افزود: همین چیزها،وظایف شما را مشکل تر و حساس تر می کند، انعکاس خبرها باید در جهت خدمت رسانی و آگاه سازی باشد، نه اینکه با نشر اخبار نادرست و اکاذیب، باعث بدآموزی و برهم زدن آرامش و ایجاد نگرانی جسمی و روانی در جامع شود. در هر حال امیدواریم با استفاده از دیدگاههای مثبت وسازنده در کنار هم به وظیفه اصلی مان که همانا امنیت جامعه و ارتقا احساس امنیت در بخش های متفاوت جامعه است، پیش برویم که اگر چنین کنیم هم خداوند راضی است و هم خلق خدا.
وی در بخش دیگری از سخنانش به وقف در حوزه انتظامی پرداخت و گفت: خوشبختانه اخیرا شاهدیم این گونه مسائل در جامعه رونق گرفته و افراد خیر با وقف و کمک به نیروی انتظامی کار بسیار با ارزشی در جهت امنیت، پایداری و ثبات مردم برداشته اند. نمونه بارز این موضوع اخیرا در شهرستان رفسنجان اتفاق افتاده که یک خیر با اهدا چند دستگاه اتومبیل و باغ خودش، چراغ این کار خیر و خداپسندانه را روشن کرد.
بنی‌اسدی تصریح کرد: دفتر نظارت همگانی پلیس استان کرمان با شماره تلفن 197 آماده دریافت نظرات و پیشنهادها و تقدیر شهروندان از عملکرد ماموران انتظامی است و شهروندان می‌توانند برای ملاقات حضوری با فرمانده انتظامی استان و پیگیری مسائل و مشکلات حوزه انتظامی به آدرس کرمان، خیابان عباس صباحی جنب پلیس آگاهی، دفتر نظارت همگانی پلیس استان مراجعه کنند.
فرمانده انتظامی استان کرمان در ادامه گزارشی از عملکرد و کارهای انجام شده در شهرستان های 23 گانه استان کرمان پرداخت که مهمترین آنها را درذیل با هم مرور می کنیم:
آمار کشفیات کالای قاچاق اعم از وسایل نقلیه، گوشی تلفن همراه، وسایل و تجهیزات پزشکی، مواد مصرفی و خوراکی، دام قاچاق و غیره، در 4 ماهه ابتدای سال، با رشدی نزدیک به 40 درصد به مبلغی بالغ بر 312 میلیارد و 826 میلیون ریال رسیده است.
در زمینه اقدامات علمی و پژوهشی نیز از ابتدای امسال کارهایی مانند جذب و ارتقا نخبگان، حمایت از پایان نامه های دانشجویی و بکارگیری آنها در قسمت های متفاوت، اقدامات علمی و جغرافیایی در جهت آگاه سازی در مناطق مختلف استان، برگزاری همایش ها، نشست ها، نمایشگاه ها و جلسات متفاوت علمی در بخش های زیر مجموعه نظم و امنیت انجام شده است.
چاپ و انتشار یک جلد و تالیف دو جلد کتاب، یک مورد فصل نامه تخصصی وعلمی، 21 مورد برگزاری اتاق فکر از دیگر اقدامات انجام شده در قسمت فرهنگی می باشد.
درحوزه پلیس راهور و در تصادفات درون شهری استان و در 4 ماهه نخست امسال، تعداد مجروحین(چه در صحنه حادثه و چه منتقل شدگان به بیمارستان) با 11 درصد افزایش به حدود 3970 نفراما تعداد فوت شدگان (چه در صحنه حادثه و چه منتقل شدگان به بیمارستان) شاهد کاهش 38 درصد بوده که به 57 نفر رسیده است.
از ابتدای سال جاری تا کنون 5663 نفر در تصادفات برون شهری، مصدوم شده اند که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 18 درصد افزایش داشته است. در همین مدت آمار کشته ها به 247 نفر رسیده که کاهش 26 درصدی را نشان می دهد.
در مجموع کل تصادفات استان کرمان، 3 درصد منجر به فوت، 54 درصد باعث جراحت و مصدومیت و مابقی، خسارات مادی در پی داشته است.
3/78 درصد تصادفات درون شهر و 7/21 درصد در خارج از شهرها اتفاق افتاده است.
در بخش سرقت ها،40 درصد از مجموع سرقت‌های رخ داده درچهار ماه نخست سال جاری در سطح استان جزء سرقت‌های مهم مانند سرقت وسیله نقلیه، سرقت منزل، مغازه، کیف‌قاپی و … بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل دو درصد کاهش وقوع داشته‌ایم و با تلاش ماموران انتظامی، 70 درصد از این سرقت‌های مهم کشف شده است. ضمن اینکه 38 درصد کشف در سرقت های مسلحانه، 8 درصد در آدم ربایی، 18 درصد در قتل مسلحانه و 24 درصد در جرائم خشن و بقیه در جرایم دیگر، افزایش کشف داشتیم.
در زمینه وقوع قتل با کاهش 6 درصدی و افزایش 10 درصدی کشف قتل ها در مقایسه با مدت مشابه سال قبل روبرو بودیم.
در زمینه مواد مخدر، از مجموع کشف بیش از 35 تن مواد مخدر که رشد 14 درصدی داشته، 90درصد یعنی نزدیک به 32 تن تریاک، 861 کیلو مورفین، 279 کیلو هروئین و 2466 کیلو حشیش بوده است.
48 باند در 17 مورد درگیری با ماموران نیروی انتظامی منهدم و باعث حذف 3 شرور شده است.
از دستگیرشدگان حوزه مواد مخدر82 درصد مرد و 111 درصد زن در مقایسه با سال گذشته افزایش نشان می دهد.
از مجموع دستگیرشدگان، 81 درصد بیکار، 32 درصد بیسواد، 67 درصد دیپلم و زیردیپلم و یک درصد دارای تحصیلات عالی هستند
در بخش جرائم رایانه ای و فضای مجازی، از ابتدای امسال تا کنون، 97 پرونده در فضای مجازی به پلیس فتا ارجاع داده شده که رشد 38 درصدی را در مشابه با سال قبل داشته که خوشبختانه 5/99 درصد این پرونده ها کشف جرم و پایان یافته است.
برداشت های غیرمجاز از حساب های افراد، کلاهبرداری، مزاحمت های اینترنتی، هتک حرمت و نشر اکادیب به ترتیب بیشترین پرونده را در این زمینه داشته‌اند.
اقدامات پلیس در زمینه اجتماعی و فرهنگی نیز مثمر ثمر بوده چرا که در بعضی از جاها می طلبد برای مبارزه با جرم ازسلاح استفاده نکرد و با کارهای ارشادی و فرهنگی نسبت به آگاه سازی مردم اقدام کرد. در همین راستا برگزاری 480 جلسه آموزشی در مدارس محروم شرق استان و ارائه خدمات مشاوره فردی به 1230 نفر انجام شده است.
پس از صحبت های فرمانده انتظامی استان کرمان، خلیل همایی، مدیرکل امنیتی انتظامی حوزه استانداری با اشاره به اینکه امروزه ایران یک جزیزه امن و با ثبات در منطقه تبدیل شده است گفت: در یکی از بهترین دوره های امنیت و آسایش قرار داریم و این امکان ندارد الا با تلاش شبانه روزی نیروهای نظامی و انتظامی که از همه آنان تشکر و قدردانی می کنیم.
وی اصحاب رسانه را یکی از حلقه های زنجیره ایجاد امنیت و آسایش برشمرد و افزود: هیچ شخص و ارگانی نیست که در امنیت جامعه نقشی نداشته باشد و همه با هم در این کار مهم دخیل هستیم. بطور مثال اگر آموزش و پرورش در موضوع مدرسه شین آباد کمی مسائل امنیتی و آسایشی را در نظر می گرفت و قبل از شروع فصل سرما، سیتم گرمایشی آن را بررسی می کرد، شاید هیچ گاه آن فاجعه پیش نمی آمد و ایران را نگران نمی کرد. پس همه به سهم خود در ایجاد نظم وامنیت مسئولیم.
همایی در ادامه به لزوم حضور خبرنگاران در صحنه های جرم اشاره کرد و گفت: شماها باید در این چنین صحنه هایی حضور داشته باشید تا بتوانید تشخیص بدهید چه مسئله ای قابل پرداختن و طرح در رسانه ها دارد؟ همه جرم ها و حوادث قابل رسانه‌ای شدن نیستند چرا که باید همه جوانب آن را در نظر گرفت و بعد مطرح کرد. به طور مثال در موضوع اسیدپاشی اصفهان، خیلی بیشتر از آنکه اصفهان درگیر این موضوع شود، وقت و انرژی ما را گرفت چرا که نگرانی برای کل ایران بوجود آورده بود که روح و روان مردم را آزرده کرده بود. بهتر است در انتخاب موضوع ها و سوژه ها دقت بیشتری انجام شود.
وی با اشاره به کاهش 67 درصدی حوادث جاده ای در مسیرهای کنترل با دوربین، بیان داشت: استان کرمان با دارا بودن 16000 کیلومتر مسیر جاده ای، یکی از استان های حادثه حیز ایران است که می توان با تجهیز و نصب دوربین های سرعت سنج، کمک زیادی به جلوگیری از این حوادث و از دست دادن هم وطنان کرد.

جاده ادویه ثبت ملی می‌شود

جاده ادویه
ثبت ملی می‌شود

طوفان شن هفته گذشته در «فهرج» باعث بیرون آمدن بخشی از «یک جاده باستانی» شد که گفته می شود جاده تاریخی ادویه، از انشعاب های جاده ابریشم، است.
به گزارش «کرمان نو» حمید روحی معاون حفظ و احیای اداره کل میراث فرهنگی استان کرمان می‌گوید که بخش‌هایی از این جاده در سال ۸۷- ۸۶ در منطقه بم پیداشده است. اخیراً نیز میراث فرهنگی کرمان حین انجام کارهای مرمتی آثار باستانی در منطقه فهرج، بخش دیگری از جاده را کشف کرد.
جدیدترین بخش جاده در چند روز اخیر، پس از طوفان شن در منطقه فهرج، در نزدیکی «میل نادری» از زیرخاک درآمد. این جاده یکی از مهم‌ترین شریان‌های جاده ابریشم بوده است که با عبور از نزدیکی سمنان به تهران می‌رسید و با گذر از بخش‌هایی از استان کرمان به منطقه چابهار وارد می‌شد و به سمت هند ادامه می‌یافت.
در سراسر این مسیر خانه‌ها و کاروانسراهای هندوها قرار دارد و نیز محلاتی که مردم میگویند محل زندگی هندوها بوده است. تردد از هندوستان به جاده ابریشم از طریق این جاده صورت می‌گرفته است.
روحی می‌گوید که میراث فرهنگی در تلاش است این جاده و کاروانسراهایی که در مسیر آن قرار دارد را ثبت ملی کند. کارهای مطالعاتی در جاده در حال انجام است، قرار است کاروانسراهای اطراف مرمت‌شده و برای شناسایی ادامه مسیر جاده، حفاری‌های باستان‌شناسی انجام شود. بخش‌های دیگری از جاده در منطقه بم و ریگان که در سال‌های گذشته پیدا شده، نیز فعلاً زیرخاک مدفون‌اند و نگهداری می‌شود تا زمانی که میراث فرهنگی بتواند کارهای حفاظتی و مرمتی آن را انجام دهد و امکان بازدید برای گردشگران فراهم شود.
بخش‌هایی از جاده که نزدیک میل نادری قرار دارد و بعد از طوفان شن از زیرخاک سر برآورد به‌صورت خشکه چین، سنگچین شده است.
پس از بیرون آمدن این جاده از زیرخاک، مجموعه معاونت میراث فرهنگی باوجود نداشتن اعتبار از توان کارشناسی خود استفاده و نیز با درخواست همکاری از یک مشاور خارج از سازمان، کارهای مربوط به مستند نگاری و ثبت ملی این اثر را آغاز نموده است.
پس از ثبت ملی به‌منظور مطالعه کامل و احیای این جاده و کاروانسراهای مسیر آن اعتبار لازم در نظر گرفته خواهد شد.
در رابطه با قدمت این جاده گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد و گفته می‌شود این جاده از زمان اشکانیان مورداستفاده بوده و ارتباط تجاری شرق و غرب را برقرار می‌کرده است تا زمانی که این حکومت به دلیل اختلافات داخلی و جنگ با رومیان دچار ضعف شد.
از طرفی همسایه شرقی ایران یعنی «کوشان» قدرت گرفت و توانست بخش‌هایی از جاده ابریشم را دردست گیرد.
از نظر سیاسی اشکانیان بین روم و کوشان قرارگرفته بودند، «کوشانها» نیز از مبادلات تجاری و ترانزیت استفاده می‌کردند و در زمان ضعف اشکانیان با تسلط بر بخش‌هایی از جاده ابریشم توانستد مال‌التجاره را خارج از سرزمین ایران عبور دهند.
رومی‌ها نیز با اطلاع از این شرایط با سلاطین «کوشان» ارتباط گرفتند و اشکانیان را در شرایط سخت اقتصادی قراردادند.
در واقع «کوشانیان» با همکاری رومی‌ها دست ایران (پادشاهی اشکانی) را از مبادلات تجاری بین شرق و غرب کوتاه کردند. اما این شرایط دیری نپایید، با ظهور ساسانیان و تصرف بخش‌هایی از «کوشان» شرایط به حال سابق بازگشت. دوباره دسترسی ایران به ترانزیت و مال‌التجاره برقرار شد و طبیعتاً جاده ادویه هم رونق گذشته خود را بازیافت. با وجود گمانه‌زنی‌های ذکرشده، روحی معتقد است که تا پایان مطالعات و تحقیقات نمی‌توان در رابطه بازمان استفاده و ساخت این جاده اظهار نظر قطعی نمود.
وفایی مدیر کل میراث فرهنگی کرمان هم در این رابطه به خبرگزاری مهر گفت که « جاده کشف شده در فهرج که طی روزهای اخیر پس از طوفان شن نمایان شد، امتداد جاده اودیه است که از چابهار به سمت فهرج احداث و در دوران جنگ جهانی دوم احیاء شده است.»
وی از انجام کارهای مطالعاتی بر روی جاده ادویه در کرمان خبر داد و افزود: «این اثر یکی از جاذبه های جدید گردشگری در کرمان محسوب می شود.»

فرماندار جیرفت: جیرفت وارث پنج هزار چاه غیرمجاز از سال 84 به بعد است

فرماندار جیرفت:
جیرفت وارث پنج هزار چاه غیرمجاز از سال 84 به بعد است

فرماندار جیرفت گفت: « این شهرستان وارث 5 هزار چاه غیرمجاز از سال 1384 است که مدیران وقت با سهل‌انگاری این مشکل را به وجود آورده‌اند.»
به گزارش ایرنا احمد امینی روش در نشست شورای حفظ حقوق بیت‌المال شهرستان جیرفت افزود: «پیشگیری از تصرف زمین‌های ملی و احداث چاه‌های غیرمجاز در منطقه جنوب کرمان اولویت کاری دستگاه‌های اجرایی است.»
وی ادامه داد: «شهرستان جیرفت با همکاری و سیاست‌های خوب شورای حفظ حقوق بیت‌المال شاهد کاهش تصرف زمین‌های ملی و حفر چاه‌ها بوده است لذا امیدواریم این روند همچنان ادامه داشته باشد.» وی بیان کرد: «باید درزمینه استفاده بهینه از آب و مدیریت منابع آبی فرهنگ‌سازی و برنامه‌ریزی کرد تا نسل آینده در این بخش با مشکل مواجه نشود.» وی خاطرنشان کرد: «نقش دستگاه قضایی جیرفت در روند برخورد با متصرفان حوزه آب و زمین‌های ملی، قابل‌تقدیر است و امیدواریم این روند ادامه داشته باشد.»
وی افزود: «باید در این زمینه مشارکت مردم را جلب کنیم و در این راستا تجمیع چاه‌های مناطق در دستور کار شورای حفاظت از آب قرار گیرد.» مدیر آب منطقه‌ای شهرستان جیرفت نیز گفت: «80 درصد چاه‌های غیرمجاز جیرفت از برق غیرمجاز استفاده می‌کنند.» عزت اله محمدی سلیمانی افزود: «بیش از 2 هزار و 200 چاه مجاز و بیش از 2 هزار چاه غیرمجاز در شهرستان جیرفت وجود دارد.»
وی تصریح کرد: «سالانه یک میلیارد مترمکعب برداشت آب به‌صورت غیرمجاز در دشت‌ها و کف رودخانه‌های جیرفت انجام می‌شود.» وی بیان کرد: «200 چاه غیرمجاز بخش ساردوئیه از ابتدای سال جاری تاکنون مورد بازدید قرارگرفته و اخطار انسداد این چاه‌ها صادرشده است.» مدیر آب منطقه‌ای جیرفت ادامه داد: «برای برخورد با صاحبان چاه‌های غیرمجاز نیازمند حمایت دستگاه قضایی و انتظامی هستیم تا با برخورد به‌موقع و قاطع از احداث چاه‌های جدید جلوگیری کنیم.» وی خاطرنشان کرد: «نصب کنتور هوشمند، انسداد چاه‌های غیرمجاز و کاهش حق برداشت آب ازجمله طرح‌های اداره آب منطقه‌ای در مبارزه با کاهش سطح آب‌های زیرزمینی بوده است.»

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

نمایش

نمایش داراب سالارزاده ای از شاه کوه
14 الی 21 مرداد ماه ساعت : 19:30
در تالار فردوسی سیرجان

کافه ژو

کافه ژو
مینا کوزری
هشت روز از آخرین دیدارمان می‌گذرد، اگر بخواهم برایتان توصیفش کنم… در توصیف او باید بگویم… باید بگویم که او…باید بگویم که در توصیفش واژه کم می آورم، اصلا کاش خودتان اورا دیده بودید، کاش خودتان به چشمهای قهوه ای روشنش که برق عجیبی درشان موج میزد خیره می ماندید تا برای کم آوردن واژه در وصفش از من توضیح نخواهید، آرامش عجیبی دارد، آرامشی مثل حس یک خواب عمیق، لبخند محوش که هیچگاه از لبانش پاک نمیشود کنار موهای پر پشت بور دوست داشتنیش زیبایی چهره اش را دو چندان می‌کند.
کاش همتان اورا دیده بودید، کاش همتان در کافه روبرویش نشسته بودید و چای خورده بودید و ساعت ها از عرفان و عشق و فلسفه و تفاوت موسیقی امروز و دیروز حرف زده بودید.
هشت روز پیش، عصر، باهم به کافه رسیدیم، کافه ژو یا همان کافه کتاب ژو، بعد از کلی گفتمان و حرف‌های همیشگی و احوال پرسی، کتاب مرگ رنگ سهراب سپهری را از قفسه برداشتم و مثل همیشه شعر مسافر را انتخاب کردم و شروع کردم به خواندن:
دم غروب میان حضور خسته اشیا
نگاه منتظری حجم وقت را می دید
و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود
و بوی باغچه را باد روی فرش فراغت
نثار حاشیه سبز زندگی میکرد
به نیمه های شعر که رسیدم دست از خواندن برداشتم، چای سرد شده بود و هیچ کس روی صندلی روبرویم نبود، از آخرین باری که با او به کافه آمده بودم هشت سال می‌گذشت…

شکارهای انتخاباتی کرمان

شکارهای انتخاباتی کرمان

سردبیر: آنچه در ادامه می‌خوانید یادداشت دنباله‌داری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سال‌ها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفته‌نامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشت‌ها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامه‌نگاری آن دوران به‌تفصیل پرداخته‌شده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح می‌دهد، برای عموم کرمانی‌ها و علی‌الخصوص روزنامه‌نگاران و محققین می‌تواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربه‌فردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمت‌هایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.

آقای ارجمند را که برایت گفتم هیچ کس به طور خصوصی برای من تعریف نکرده. زیرا من با هیچ کدام از افراد آن روز خصوصیت و آشنایی حتی سلام علیک ندارم. بلکه این مطلب همان روز در تمام کرمان درز کرد. آن روز آن جا عده زیاد بود و مسلم بود که پس از بیرون آمدن از خانه هزاران گومگو در اطراف صحبت های آن پیش می آید. به علاوه این افراد عده ای از مردمان معمولی و پیش پا افتاده کرمان بودند که حرف های خود را برای همه تعریف می کردند. مخصوصاً آن که برای این کار ماموریت داشتند و بعداً می بایستی کار خود را به رخ این و آن بکشند تا معلوم شود که وظیفه خود را انجام داده اند.
و حالا برای آن که نگویی این حرف ها را هم از خودم بافته ام یا نظر خصوصی دارم، می توانم اسم آن هایی که آن روز منزل آقای ارجمند بودند و آقای معاصر را مورد توهین قرار دادند به تو بگویم. گرچه من نمی خواستم این اسم را ببرم، ولی یکی برای آن که ضمن این داستان چند بار دیگر با آن ها برخورد خواهیم کرد و یکی هم برای آن که تو به صدق حرف های من بیشتر اطمینان داشته باشی اسم آنها را برایت می گویم.
سه چهار نفر آن ها در کرمان به هنرمند معروف هستند، مجموع آن ها را هنرمندی ها می گویند. این ها پسرهای یک آقایی به نام اکبرآقا هستند که او خودش پسرغلامحسین بود. البته من نمی خواهم بگویم که این مرحوم غلامحسین چه کاره بود. همین قدر هست که تمام مردم کرمان او را خوب می شناسند. زیرا هر جا عروسی بود پای مرحوم غلامحسین هم در میان بود که دار و دسته ای داشت و در عروسی ها بزن بکوب مفصلی راه می انداخت اما حالا این هنرمندی ها برای خودشان قالی بافی دارند و جزو قالی باف های کرمان هستند و ضمناً خود را از مریدان پر و پاقرص دکتر بقایی نشان داده و همه جا با او بوده و هستند و الان (خرداد 1333) هم که من دارم با تو صحبت می کنم دو نفر یا سه نفرشان با آقای دکتر بقایی در اراک در تبعیدگاه به سر می برند.
یکی دیگر از حضار آن جلسه جوانی است تنومند و بلندقد به اسم محمد محمدی که اهل قناغستان از دهات ماهان است و در چند سال پیش که آقای خواجه نصیری روزنامه ای به اسم تندباد منتشر می کرد و سر تا پا فحش به ابراهیمی ها و شیخیه بود. این جوان را از قناغستان به کرمان آورد و مامور فروش و توزیع روزنامه خودش کرد. ولی آن روزنامه بعد از مدتی تعطیل شد و این آقا رفت مدتی در دفتر اسناد رسمی آقای مدنی با ماهی شصت تومان به کار پرداخت. فعلا هم کارمند اداره فرهنگ است و روزانه پنجاه ریال حقوق می گیرد و هر وقت در گوشه و کناری بخواهند سر و صدایی راه بیندازند از وجود او استفاده می کنند. ولی بازهم باید گفت که ذاتاً از سایر رفقای خودش نجیب تر است. او هم اکنون در اراک و جزو تبعیدشدگان است.
یکی دیگر آن ها آقای حاج ابوالقاسم مهرابی است. این آقا شالی هم دور سر خودش می پیچد و عبایی به دوش می گیرد و سر و کاری هم با مسجد و محراب دارد. این آقا اغلب خودش را به نام برادر آقای مهرابی که از مجتهدین کرمان است جا می زند.
این حاج آقا مهرابی مانند پدرش که معروف به حسن قصاب است خودش هم سابقا قصابی داشت. بعد مامور پست عوارض صدی سه دارایی شد. چون سر این شغل لفت و لیس هایی در صدور قبض ها کرد به دستور پیشکار وقت یکی از کارمندان دارایی به نام عیسی آشنایی مامور رسیدگی به کار او شد و این آقا چون کار خود را خیلی خراب دید از همان پست عوارض ماهان یک دفعه غیبش زد و مدتی پنهان بود تا آن که آب ها از آسیاها ریخت و سر و صدای کار او خوابید و او دوباره به شغل قصابی خودش برگشت. بعد از مدتی سقط فروشی باز کرد و عامل فروش قند و شکر شد و حالا هم هست سر این شغل هم می گفتند. مدتی عوض سهمیه قند مرودشت که از دارایی می گرفت. قند شهری که ارزان تر و بهتر و مرطوب بود به مردم می داد و قند دولتی را در بازاد آزاد می فروخت و تازه همان قند شهری را هم از نرخ دولتی کیلویی یک ریال زیادتر می فروخت. این کارش هم یک دفعه از طرف دارایی کشف شد و باز تحت تعقیب قرار گرفت.
از کارهای برجسته این آقا روز 28 مرداد پارسال بود که عده ای ریختند و سرگردسخایی رییس شهربانی کرمان را کشتند. موقعی که آن بدبخت آخرین لحظات زندگی را طی می کرد. این آقای حاج مهرابی رسید و با یک ضربت چوب به زندگی او خاتمه داد. بد هم آستین های خودش را بالا زد و دستش را زد توی خون آن بخت برگشته و روی دوش یکی از همکارانش بالا رفت و به مردم گفت مردم شهادت بدهید که من دستم را به خون یک نفر بی دین آلوده کردم و حالا که وظیفه دینی و شرعی خودم را انجام دادم می روم مسجد وضو می گیریم و نماز می خوانم.
این آقای حاج مهرابی با این عمل ثابت کرد که الولد الحلال یشبه بالاب والخال پسر حلال زاده بیشتر به پدرش و یا دایی اش شبیه است و این آقا به پدر بزرگش شبیه شد زیرا مادرش دختر یکی از میرغضب های زمان قاجاریه بود.
ضمناً بد نیست بدانی روزی که این آقایان را گرفتند و تبعید کردند دار و دسته ارباب های آن ها به چه جوش و خروشی افتادند تا آنجا که در مجلس شورای ملی هم صحبتی از آن به میان آمد و در جراید تهران منعکس کردند که پانصد و چهل نفر از محترمین کرمان را گرفتند و تبعید کردند و حال آن که تمام آن ها نه نفر بودند که ماهیت چند نفر آن ها را من برایت تعریف کردم. همین آقای هرندی نمی دانی در این باره چه یقه درانی ها کرد. همه جا می نشست می گفت آقایان نمی دانید چه ظلمی کردند. ریختند برادر مجتهد شهر را شبانه از خانه بیرون کشیدند و مقصودشان همین آقا حاج مهرابی بود. در تهران هم نفهمیدم که چه طور شد عده ای از وکلا و اولیای امور خام شدند و با همه گزارش های مفصل و مشروحی که از شهربانی و فرمانداری و مقامات لشگری برای آن ها می رفت باز امر بر آن ها مشتبه شد و به این حرف ها ترتیب اثر دادند.
در هر صورت آن چه که عاید شهر ما از تمام این حرف ها و کارها می شود همین بدبختی هایی است که می بینی و دل انسان از این می سوزد که هر جا سنگی است به پای لنگی است و تازه مضحک این جاست که وقتی کمیسیون امنیت تشکیل می شود و می خواهند ریشه فساد را بکنند، همین بیچاره هنرمندی ها و محمدی ها و حاج مهرابی را می گیرند. این ها در حقیقت آلت فعلی بیشتر نبوده اند. محرکین اصلی کماکان به مکیدن خون مردم مشغولند و با این که این بیچاره ها را آلت کردند و از شهر و دیار آواره شان ساختند این قدر غیرت به خرج ندادند که سفته بیچاره هنرمند را بپردازند و طلبکارها آمدند قالی را از زیر پای خانواده اش کشیدند.
باز دیدم رفیقم گریز به صحرای کربلا زد و از مظالم این و آن سخن به میان آورد. گفتم برادر تو چرا تا چانه ات گرم می شود فوری از مکیدن خون مردم و هزاران خون جگری ها و در به دری های دیگر صحبت می کنی و موضوع سر آقای معاصر بود و حرف های منزل ارجمند و آخرش نفهمیدم نتیجه چه شد.
رفیقم گفت می خواهی چه بشود. آقای معاصر پس از قضیه آن روز با آقای دکتر بقایی تماس گرفت. او هم خیلی اظهار تاسف کرد. ولی طفلک معاصر پیش خودش گفت نه شیر شتر و نه دیدار عرب. همان روز بعد بار و بندیل خودش را بست و یک راست به تهران برگشت و قضیه ماست مالی شد و این اولین قدمی بود که در این مورد آقای کاظمی به نفع آقایان یزدی ها برداشت.
حالا از خود آقای کاظمی بگوییم. او مدتی سرگرم انتخابات بم شد تا کار آن جا خاتمه پذیرفت و آقای سالار
بهزادی وکیل شد. ولی در اواخر بهمن ماه یک روز صبح دیدیم برای رؤسا و سرشناس های شهر یک کارت خداحافظی از طرف آقای کاظمی آمد. لحن عبارت طوری بود مثل این که احضار شده اند و باید بروند و دیگر مراجعت نخواهند کرد. ولی نمی دانم در تهران چه جریانی پیش آمد یا گزارشات را چه طور داد و چه گفت و شنیدهایی شد که هنوز یک هفته نگذشته بود برگشت.
این دفعه آقای کاظمی مشغول انجام انتخابات جیرفت شد و در این جا بلایی هم بر سر بیچاره مهندس منوچهر ایرانی آورد. ناگفته نگذارم که این مهندس ایرانی هیچ رابطه و بستگی با آن دکتر ایرانی به قراری که می گویند جوانی است تحصیل کرده و فرزند آقای ایرانی از کارمندان باسابقه و قدیمی وزارت فرهنگ است ما که نه او را دیده ایم و نه می شناسیم ولی می گفتند در روز 28 مرداد در تهران وقتی که بی سیم را تصرف کرده بودند و مخالفین توانسته بودند آن را از کار انداخته و ارتباط را قطع کنند. این آقا خیلی زحمت کشیده و دوباره ارتباط را برقرار کرده بود- از قرار معلوم درباره این آقا سفارش خیلی شده بود و قرار بود از جیرفت وکیل بشود. وقتی هم که به کرمان آمد. آقای کاظمی خیلی چرب و نرم از او پذیرایی کرد و از هر جهت به او اطمینان داد و روانه جیرفتش کرد. غافل از آن که برایش چه نقشه ها کشیده اند و از آن جا قرار است یک نفر دیگر را وکیل کنند. من که نمی دانم زیر کاسه چه نیم کاسه ای بود. شاید از راه صلاح اندیشی این نظریه را هم به رمز به وزارت کشور گزارش داده باشند. به هر حال آنچه که مسلم است می خواستند این طور وانمود کنند که کرمان متشنج و اوضاع آن جا وخیم است. بعدا فهمیدیم که اوضاع آن جا وخیم است. بعدا فهمیدیم که ممکن بود جان این بیچاره مهندس ایرانی هم به خطر بیفتد و به اصطلاح معروف فدای پرونده بشود. ولی بختش بلند بود و بویی از اوضاع برد. خودش در چند فرسخی جیرفت متوقف شد و اتومبیلش را جلو فرستاد. عده ای که در جیرفت تحریک شده و منتظر او بودند تا اتومبیل رسید یهویی آن که مهندس هم توی ماشین است ریختند و شیره و شیردان اتومبیل را بیرون کشیدند. شوفر بیچاره به هر نحو بود خود را خلاص کرد و در رفت و به اربابش خبر داد که هوا پس است و این طفلک هم مثل آقای معاصر که اغفال استاندار شده بود رای خود را گرفت و به تهران برگشت. (اکنون که من این مقالات را می نویسم آقای مهندس منوچهر ایرانی از لار به نمایندگی مجلس انتخاب شده است معلوم می شود شانس این آقا بیشتر در نواحی گرمسیر کل می کند. اگر از جیرفت عقب زد اقلا راه دوری نرفت و از لار سر درآورد.)

شعر پست مدرن چیست؟

شعر پست مدرن چیست؟

پل هوور
مقدمه ی ویرایش دوم بر «شعر پست مدرن آمریکا»، آنتالوژی نورتون، 2013
ترجمه: مهدی گنجوی

چارلز السن شاعر واژه‌ی «پست مدرن» را اولین بار در بیست اکتبر 1951 در نامه ای به رابرت کریلی استفاده کرد. او ارزش‌یادگارهای تاریخی را در مقایسه با فرآیند زدگی مورد تردید قرار داد و نوشت: «این بهتر نبود که ما- منظورم انسان پست مدرن است- این چیزها را پشت سر می‌گذاشتیم و این همه چرندیات گفتمان و خدایان را به کار نمی‌بردیم؟» در این آنتالوژی، «پست مدرن دوره‌ی زمانی بعد از جنگ جهانی دوم را در برمی‌گیرد و به شعر آوانگارد شاعران آمریکایی، از 1950 تا امروز، می‌پردازد. به طور کلی شعر پست مدرن به رویکردی تجربه گرایانه در نوشتن اشاره دارد و حاوی نوعی جهان بینی ست که خودش را از فرهنگ جریان اصلی و سانتامانتالیزم و زیست خودبیانگر این فرهنگ در نوشتن جدا می‌کند. این حرکت که در بافت اقتصاد پس از جنگ جامعه مصرفی – با مشخصه‌ی تاثیر گزاف شرکت‌های بزرگ، بافت فلسفی اگزیستانیسالیزم و بافت تکنولوژیک ارتباطات جمعی- رشد کرد، چندین اتفاق نشانه گزار را به خود دیده است: سال 1975؛ پایان جنگ ویتنام، سال 1989؛ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و 11 سپتامبر 2001 که حوادث تراژیکش هم زمان با توسعه‌ی کاپیتالیزم جهانی است. در طول دهه‌هایی که مشمول این آنتالوژی شده اند، اصطلاح پست مدرن در همه‌ی عرصه‌های فرهنگ و هنر وارد شده است؛ حتی سبک حاکم قلمداد گشته؛ سبکی که در قرن بیست و‌یکم نیز ادامه‌یافته است.
در عین این تغییرات عظیم و حوادث آشفته، شرایط از نظر فرهنگی شبیه سال 1991 است، زمانی که فردریک جیمسون منتقد نوشت: «امن تر است اگر مفهوم پست مدرن را به عنوان تلاشی برای تفکر تاریخی در مورد زمان حال دانست، آن همه در زمانه ای که فراموش کرده چگونه در وهله‌ی اول تاریخی فکر کند.» نگاه پست مدرن به اندازه‌یی که به تولید و زیبایی شناسی فرهنگی توجه می‌کند به تاریخ توجه نمی‌کند، تصویررا به ابژه ترجیح می‌دهد، رونوشت را به اصل، حداکثری را به حداقلی، سطح را به عمق. این سبک نوشتن به عنوان «نقلی قولی»، «ارجاعی» و «ابهامی» توصیف شده است. آشفته به جای تر و تمیز، چند به جای مفرد، آدابی و غیرمستقیم به جای صاف و پوست کنده است. این سبک، دشواری‌های روزمره را، به سادگی قهرمانانه ترجیح می‌دهد. زبانش واقعاً آنچه که می‌گوید نمی‌گوید. همه‌ی سبک‌هاست و نه تنها‌یکی.
جیمسون مدعی است که پست مدرنیزم نمایش گر گسستی ست از رمانتیسیزم قرن نوزدهم و مدرنیزم اوایل قرن بیستم. در نظر او، مشخصه‌های پست مدرنیزم «زیبایی شناسی عوام گرا»، «شالوده شکنی از بیان»، «کم رنگ شدن تاثیر»، «پایان اگوی بورژوایی» و «تقلید سبک‌های مرده» از طریق استفاده از تکنیک تقید آثار ادبی افراد‌یا دوره‌های دیگر است. به عقیده جیمسون پست مدرنیزم بیان مناسب برای فرهنگ کاپیتالیستی متاخر، آن گونه که زیر سلطه‌ی شرکت‌های چند ملیتی درآمده است. اگر جیمسون برحق باشد، «شالوده شکنی از بیان» حاکی از دست رفتن فردیت در‌یک جامعه‌ی مصرفی ست و هم چنین حاکی از محدودیت‌های بیشتری که بر حیطه شخصی و حقوق فردی در تحت لوای قانون امنیت میهن (Homeland security Act)، سال 2002 وارد شد. در همان حین که تاریخ «پایانش» را در لیبرال دموکراسی و مصرف گرایی پیدا می‌کند، حس مبارزه و اکتشافش را از دست می‌دهد. این منجر به سبک بی تاثیر و «خالی» برخی از شاعران مفهومی‌(conceptual poets) امرو، و هم چنین منجر به تمایل شاعران زبان به آن چیزی می‌شود که گرترود استاین «زمان حال ادامه دار» می‌نامید. به شکلی مشابه، مفهوم «زیبایی شناسی عوام گرا» در نظر جیمسون بازتابی از تفوق‌یافتن ارتباط از طریق رسانه‌های عمومی‌به جای جملات نوشتاری است. در این ویرایش جدید، متن‌های متعددی «بدون مولف» هستند. «هفت مرگ و ویرانی آمریکایی» اثر کنت گلداسمیت حاوی هیچ کلمه ای نیست که او خودش بیان کرده باشد: بلکه شامل رونوشت نوارهای ضبط شده پلیس و گزارش‌های رسانه‌های همگانی ست. متن تحت نظر و ویرایش گلداسمیت قرار گرفته اما به معنای دقیق کلمه توسط او تالیف نشده است. این نوع رویکرد چالشی ست در برابر ارزش والا انگاشته شده‌یا اصالت در تالیف.
دیگرانی نیز می‌گویند که پست مدرنیزم به نوعی ادامه‌ی رمانتیسیزم و مدرنیزم است و هر دو }رمانتیزم و مدرنیزم{ هنوز پیش می‌روند. برای همین آنچه که جیمسون آن را تقلید، وصله ای از سبک‌های مختلف، می‌داند، تنها توسعه‌ی بیشتر همان کولاژمدرنیستی ست. چندگانگی فرهنگی امروز را می‌توان در سرزمین هرز الیوت، «د کانتوس» پاند، و از آن خود سازیکوبیستیماسک‌های مراسم «بنین» توسط پیکاسو‌یافت. خودبازتابی هنرپست مدرن را می‌توان در بیداری فینه گان جویس و هم چنین بسیار قبل تر از این‌ها در تریسترام شندی‌یافت. شعر اجرایی تنها تلاشی متاخر است از بین انبوهی تلاش، شامل کوشش‌های وردزورث و ویلیام کارلوس و ویلیامز، به قصد بازنو کردن شعر از طریق بومی. شعر جان اشبری اصل پست مدرن است اما با این وجود از والاس استیونس رمانتیک مدرنیست و آگوستان و.اچ. آدن مدرنیست تاثیر گرفته. استفاده‌ی جان کیج از «پیانوی آماده شده»، و تاکیدش بر بی تاکیدی در زبان، بازتاب مهمی‌از پست مدرنیزم دارد اما هم چنین می‌توان آن را در کنار چنگ «آییلیان» نوعی ابزار سیمی‌که با باد می‌نواخت- در بستر تاریخ رمانتیسیزم قرار داد. رد پای تاکید معاصرین بر شاعرانگی ماشینی، کانستراکتیویزم، پروسیجرالیزم، و مرگ سوژه را می‌توان تا دادا و زیبایی شناسی ماتریالیستی دوره اولیه شوروی عقب برد. می‌توان این تصویر را پیچیده تر هم کرد: برخی رویه‌های شاعرانه که تلاش می‌کنند علیه بیان عمل کنند، برای مثال شعرهای بریده چیده‌ی دادا، شبیه رویه‌های الهیاتی باستانی ست. برای مثال، رویه‌ی غرب آفریقایی الهیاتی ایفا متکی بر انداختن شانزده صدف است. این که صدف‌ها به چه شکل پایین می‌آیند «بابالووو»،‌یا کشیش را، هدایت می‌کند تا‌یکی از 256 شعر کتاب مرکزی ایفا را بخواند؛ شعری که در نهایت به عنوان درمان فرد نیازمند تلقی می‌گردد. شاعر سایبری نمونه‌هایی از سیلاب آنلاین هشیاری دیجیتال را برمی‌دارد و نتیجه اش شعری می‌شود که حاوی نشانه‌هایی از فرهنگ ما و وضعیت روانی ماست. اعمال شانس در الهیات و هنر، در بسیاری اوقات، بسیار روش مند هستند. جان کیج پیانوی خود را برای تولید صدای ناهنجار، از طریق از کار انداختن برخی سیم‌ها، «آماده کرد».
دراولین ویرایش این آنتالوژی من از واژه‌ی پست مدرن در عنوان کتاب، به جای واژه‌ی «تجربی»، «آوانگارد»،‌یا «هزاره ای»، بهره بردم، چرا که اصطلاحی بود که گستره‌ی روش‌های تازه ای را که پس از جنگ جهانی دوم عرضه شده، با دامنه ای از شاعرانگی شفاهی نسل بیت و شعرهای اجرایی تا «نویسندگی» مکتب نیویورک و شعر زبان را شامل می‌شد. امروز باز هم همین اصطلاح مورد استفاده قرار می‌گیرد تا تحولهای متاخرتر شامل تعزل‌های پسا زبانی، شعر مفهومی، شاعرانگی سایبری و پروسیجریزم را نیز دربرگیرد. این روش‌های جدید شاعرانه برخلاف گرایش‌های رمانتیسیزم میانه‌ی قرن بیست، که الگوی حاکم بر ادبیات 1950 تا 1990 بود، عمل می‌کند. با وجود آن که شعر زبان الگوی تیوریک و اصلی ترین تاثیرگذار از سال 1990 بدین سو بوده است، حرکت‌های جدیدتر بین شعر تعزلی پسازبانی، که در جست و جوی بیان است و شعر مفهومی، سایبرنتیک و شاعرانگی پروسیجرال، که علیه نوشتن به مثابه‌ی بیان اقدام می‌کند، تقسیم شده اند. در حالی که زمانی گمان می‌رفت که شعر زبان، شعر تعزلی را از مرکزیت بیرون خواهد انداخت اما شعر زبان منجر به شاعرانی از قبیل باربارا گست، آنالوترباخ، رزماری والدارپ و اندرو جورون، در کنار بسیاری صدایان دیگر و منابع تازه، گردید. ما حتی می‌توانیم درباره‌ی پست مدرنیزم‌های متقدم و متاخر صحبت کنیم. پست مدرنیزم متقدم شامل نسل بیت، پروجکتیویست، مکتب نیویورک، تصویر عمیق و شاعرانگی بختکی (کیج و مک لو) می‌شود، در حالی که شاعران پست مدرن متاخر بازنماینده‌ی‌یک تغییر، تغییری آگاه از عصر دیجیتال و رسانه، به سمت شاعرانگی سایبرنتیک و ماشینی شده اند.
گرچه مفهوم پست مدرن مورد انتقاد قرارگرفته، منتها هیچ اصطلاح دیگری ظهور نکرده که بتواند به خوبی شرایط فرهنگی را در پی جنگ جهانی دوم بیان کند. جان فو، محقق، پست مدرنیزم را به زمان گذشته‌ی فعل می‌برد و می‌نویسد: «پست مدرنیزم چه بود؟» اما در نهایت به دشواری باطل کردن واژه‌ی پست مدرن، و تلویحا آن چه که بازنمایی می‌کند، اشاره می‌کند: «واقعیت دوام کلمه، هرچه قدر که ممکن است آزار دهنده باشد، نشان می‌دهد که چیزی دارد اشاره می‌شود، چیزی که نمی‌تواند به مثابه‌یک مد تیوریک کنار انداخته شود.» نیچه براین معنی است که دیگر اصلا ممکن نیست که انسان به چیزی معتقد باشد که بر فانی، برجهان گذرا، استعلا داشته باشد و براین معناست که بنیان ارزش‌هایی که انسانیت را محصور کرده بودند،‌یک بار برای همیشه، از بین رفتند… ابدیت و هم چنین «بودن» به طور کامل بیرون انداخته شد، تا تحت حکومت نرمی‌ناپذیر «شدن» قرار گیرد». ابدیت به اتریت }ترکیب واژه‌ی اتر و ابدیت{ تبدیل شد، جهانی سایبرنتیک که می‌تواند بین همگان تقسیم شود، و بیشترش این جهانی و خاکی ست. پست مدرنیزم، آن طور که برخی مدعی شده اند، فاقد بنیادها نیست، بلکه بنیادهایش ا متعالی به هر روزه، از جست و جوی سورریال برای‌یافتن کل، به تاکید دادا بر مواد‌یافته، هنر اجرایی و مفهومی‌رفته است، از الزامی‌و طبیعی به دلخواه، تصادفی و بشر ساخت. به جای بازی در زمین خدایان، شاعران با ابزار مادی زبان بازی می‌کنند.‌هایدگر در مورد رویکرد خود به فلسفه نوشت: «من‌یک موضع متقدم را رها کرده ام، نه الزامی‌و طبیعی به دلخواه، تصادفی و بشر ساخت. به جای بازی در زمین خدایان، شاعران با ابزار مادی زبان بازی می‌کنند.‌هایدگر در مورد رویکرد خود به فلسفه نوشت: «من‌یک موضع متقدم را رها کرده ام، نه برای آن که آن را با موضعی دیگر عوض کنم، بلکه چون حتی موضع قبل‌یک ایستگاه بود در کنار‌یک مسیر. عنصر پایدار در فکر کردن راه است. و راه‌های تفکر در درون خود آن کیفیت رمزآلودی را دارند که می‌توانیم آنها را جلو و عقب ببریم و این که فی الواقع تنها راه به عقب ما را به جلو هدایت میکند.» در راه بودن‌یکی از فاکتورهای اصلی نوشتار پست مدرن و فرایند محور از السون، گینزبرگ، و اشبری تا شاعران زبان است. پست مدرنیزم به جای تسلیم شدن به تاریخ، مصرانه روی مسیر مشغول دست کاری و از آن خود کردن رویه‌های تثبیت شده می‌ماند. راه رو به جلو راه بازگشت به جاری، تزارا، دوشامپ و استاین است.
برطبق نظر پیتر برگر، منتقد، هنر آوانگارد علیه الگوی هشیاری بورژوایی می‌شورد تا فاصله‌ی بین هنر و زندگی را بردارد. هرچند، «هنری که دیگر از عمل زندگی قابل تفکیک نیست، و به طور مطلق در آن جذب شده، توانایی خود در نقد آن را از دست می‌دهد.» از همین رو بومی‌گرایی، هرچند در تلاش است تا تاثیر اجتماعی هنر را گسترش دهد، اما در کنار زدن این تاثیر با زیبایی شناسی قرن نوزدهم همگان می‌شود. ریسک این است که آوانگارد، به زودی، به نهادی با آیین‌های خودنگه دارش تبدیل شود، بدون هیچ قدرتی برای نشانه گذاری‌یا تاثیر بر انحنای تاریخ. وقتی که اولین ویرایش این کتاب بیرون آمد، آخرین تحول، شعر زبان بود،‌یک شاعرانگی مارکسیست- فمینیستی که با وجود مخالفتش با رمانتیک و تاکیدش بر این موضوع، در بسیاری از مفورضات فرهنگی با نسل بیت‌ها مشترک بود؛ برای مثال در مقاومت در برابر فرهنگ کالایی شدن. در مقایسه، به نظر می‌رسد مکتب‌های فکری متاخر وریکردی پسا تاریخی داشته باشند. همچنین به نظر می‌رسد که مکتب‌های فکر متاخر از جنبه‌هایی از فرهنگ آمریکایی و رسانه‌های همگانی لذت می‌برند که چارلز السن «پیجوروکراسی» می‌نامید. در واقع، پس از موقعیت گرایان، بسیاری از شاعران مفهومی‌و سایبری معاصر، خشونت و گرماه سازی رسانه‌های انبوه را از طریق بازتاباندن زبانش به خودش، برعلیه خودش به کاربرده اند.
این آنتالوژی در تلاش است تا نشان دهد که شعر آوانگارد در کوشش خود در جهت مقابله با گونه‌های حاکم و پذیرفته‌ی شعر ادامه داده است. این شعر آوانگارد است که شعر را از طریق استراتژی‌های تازه، اما برخورنده، و هنرمندانه تازه می‌کند. روش نوتن «نرمال» در‌یک دوره زمان، در وهله ول، روش خلاقان نسل‌های گذشته بوده است. در مقدمه‌ی اولین ویرایش براین کتاب پیشنهاد کرده بودم: «براساس این منطق، زیبایی شناسی متاخر پست مدرن مانند شعر اجرایی و شعر زبان در دهه‌های آتی بر جریان اصلی تاثیرخواهد گذاشت.: اثبات شد که این گزاره ناچیز انگاری کرده است. شاعران پیشرو شعر زبان کرسی‌های دانشگاه‌های پیشرو را برعهده گرفتند، و روش آنها آنقدر تاریخ نگاری شده است که از ابتدای هزاره‌ی جدید منتقدین به نسلی پسازبانی اشاره کرده اند. با ظهور برنامه‌های تحصیلات عالی در رشته نوشتن خلاق و حرفه ای شدن روزافزون آن چه که آکادمیسین‌ها «دیسیپلن» می‌نامند، حتی حاشیه‌ها و بومی‌گراها هم کرسی‌های تدریس در اختیار گرفته اند.
پست مدرنیزم تنها‌یک سبک نیست که از کانتون‌های پوند استخراج شده و به شعر زبان رسیده است، بلکه‌یک مقابله‌ی مداوم با و نظر دهی پیرامون رویه‌های غالب است. ویلیام کارلوس ویلیامز برعلیه سونات می‌تاخت، ازراپوند برعلیه پنتامیتر، شاعران مفهومی‌امروز، کنت گلداسمیت و کرگ دورکین، خود خلاقیت را زیر سوال می‌برند. با هر توسعه‌ی جدید، می‌فهمیم که بازی شعر هنوز در زبان در جریان است. مهم نیست چه قدر گسست از سنت پیشین شدید باشد، روش‌ها و ابزارهای ورود به‌یک شعر منجر به «گفته شده بود» می‌شود. کسی که در مقابل ما به عنوان کشیش ایستاده،‌یک بار دیگر صدف‌هایش را انداخته است.
در دهه 1960 انقلاب پست مدرن در مخالفت با شعر غیرشخصی و شعر آگوستانی ای بود که نقد نو ترویج کرد. این انقلاب سمت و سوی شعر شخصی، گفتاری و اندام واری را می‌گرفت که هر صدا را‌یکه می‌دید. حکم فرانک اوهارا تنها براساس عصب‌هایت پیش برو «نوعی از شاعرانگی بداهه گرا درباره‌ی زندگی روزمره را ترویج می‌کرد که اساس نیورمانتیک بود. ولی شعر او، در هر روزگی شدیدش، برخلاف برداشت رمانتیک از خود گام برمی‌داشت. شعر او، در بی توجهی ش به متافیزیک، با مدلول استعلایی گسسته بود. در اواخر دهه 70‌یک نسل جدید از شاعران پست مدرن شروع به چالش شاعرانگی شفاهی و دم محور السن و گینزبرگ کردند. با این وجود، از سال 1945 به این سو، بیشتر تولید کنندگان خلاق نوشتن به مثابه‌ی فرایند را بر نوشتن به مثابه‌ی محصول ارج می‌دهند. آنها ارزش چندگانگی، آن چه چارلز السن «شعل اصلی واقعیت» می‌دانست، را نسبت به‌یکه بودگی، آنچه چارلز السن «تولد کثیف‌یا این‌یا آن» می‌نامید، بالا بردند. پست مدرنیزم قدرت را مرکز زدایی می‌کند و در راستای تقویت نگاه بسیار محوری است. با این وجود، از سال 1945 به این سو، بیشتر تولید کنندگان خلاق نوشتن به مثابه‌ی فرایند را برنوشتن به مثابه‌ی محصول ارزش می‌دهند. آنها ارزش چندگانگی، این چه چارلزالسن «شغل اصلی واقعیت» می‌دانست، را نسبت به‌یکه بودگی، آنچه چارلز السن « تولد کثیف با این‌یا آن» می‌نامید، بالا بردند. پست مدرنیزم قدرت را مرکز زدایی می‌کند و در راستای تقویت نگاه بسیار – محوری ست. پست مدرنیزم کلمات بی معنی را به مدلول استعلایی ترجیح می‌دهد؛ واقعی را به متافیزیکال. در کل، رو به سمت نگاهی ساخت گرایانه، و نه بیان گرایانه، نسبت به سرایش دارد. من آن بیشتر کس دیگری ست. در ایجاد شاعرانه اش، روش با شهود رقابت می‌کند. با مرگ خدا و جدا شدن نامیمون ولی اجباری از طبیعت، از آن خودسازی‌یک ابزار حاکم می‌شود. کتاب ما تمدن ما و طبیعت ما می‌شود و هم زمان کلمات فقط کلمات هستند. نداشتن هیچ نتیجه ای برای روایت، با نسخه‌های در هم متداخل و گاهی متضاد بر روی خود خم می‌شود. برای مثال، رمان ایتالوکالوینو، اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری (1979) شامل ده فصل اول ده رمان است که هیچ‌یک نه پرورش می‌یابند و نه به نتیجه می‌رسند. شروع کردن دوباره و دوباره ساختن «زمان حال ادامه داری» ست که گرترود استین به عنوان «اکنون و بعد اکنون» نوشتن می‌خواست. آنچه‌یک متن معنی می‌دهد ربط بیشتری به آن دارد که چگونه نوشته شده و نه که چه بیان می‌کند. همان طورکه رابرت کریلی نوشت، «معنی، ارجاع مهمی‌نیست». کریلی، با نقل قول از چارلز السن، ادامه می‌دهد: «آنچه که در خودش وجود دارد، آن چیزی ست که معنی می‌نامیم. «مثل الوها در شعر ویلیامز» چه شیرین/ و چه سرد»،‌یک چیز به خودش ارزش دارد، نه به سمبولیزمش. در کل، شعر پست مدرن مخالف ارزش‌های مرکز گرای وحدت، اهمیت، تک خطی بودن، بیان گرایی و هرگونه تصویرگری قهرمانانه از نفس بورژوا و علایقش است.

گفتگوی «پیام ما» با مدیرکل بهزیستی استان کرمان درباره «اتاق‌های تزریق امن» کرمان، در مسیر کنترل اعتیاد

گفتگوی «پیام ما» با مدیرکل بهزیستی استان کرمان درباره «اتاق‌های تزریق امن»
کرمان، در مسیر کنترل اعتیاد

اعتیاد، باتلاقی است که روزانه تعداد بی‌شماری از هم‌وطنان و همشهریان ما را در دل خود مدفون می‌کند.باتلاقی که تنها فرد معتاد را درگیر خود نمی‌کند، خانواده و اجتماع را هم نابود می‌کند.آسیب‌هایی که به دلیل اعتیاد دامن اعضا خانواده و به‌خصوص کودکان را می‌گیرد، بر کسی پوشیده نیست .معضل اعتیاد گروه خاصی را شامل نمی‌شود و می‌تواند کودک، سالمند و جوان را آلوده کند و به همین دلیل مبارزه با آن و تلاش برای به حداقل رساندن آسیب‌های مرتبط، تبدیل به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مسئولان در همه ارکان کشور شده است. زیرا اعتیاد دردی است که اگر درمان و برای کنترل آن راهی یافته نشود، همه‌ی اجتماع را نابود می‌کند.
سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر «پرویز افشار» در گفت‌وگو با تسنیم از راه‌اندازی آزمایشی «اتاق تزریق امن» در استان‌های خوزستان و کرمان خبر داد و گفت: «تولیت این مراکز به سازمان بهزیستی کشور سپرده شد که بیشترین مخالفان درمان اجباری اعتیاد در آن مشغول به کار هستند وهم اکنون مجری راه‌اندازی و فعالیت مراکز مدیریت مصرف مواد هم شده‌اند. »
برای آشنایی بیشتر با طرح «اتاق تزریق امن» با «عباس صادق زاده» مدیرکل بهزیستی استان کرمان به گفتگو نشستیم.
طرح «اتاق تزریق امن» چیست؟
طرحی است که در آن مکانی برای مصرف معتادین پرخطری که تزریق انجام می‌دهند، در نظر گرفته می‌شود تا مصرف به‌صورت کنترل‌شده باشد. یکی از اهداف این طرح کنترل شیوع بیماری‌های واگیر مثل ایدز از طریق سرنگ آلوده است. کرمان به‌عنوان، پایلوت برای طرح راه‌اندازی اتاق‌های تزریق امن برای معتادان پرخطر در سطح کشور انتخاب‌شده است و اداره بهزیستی استان کرمان اجرایی کردن این طرح را برعهده‌گرفته و تصمیم برای نحو اجرایی شدن آن برعهده اداره بهزیستی و کمیته درمان و شورای هماهنگی مواد مخدر استان است. به‌ طور مثال تصمیماتی مبنی بر این‌که آیا تزریق را هم متصدی اتاق انجام دهد و یا مواد مخدر به چه نحوی در اختیار معتاد قرار بگیرد.به هر صورت منظور از این طرح کاهش آسیب است و برای اجرایی شدن دقیق این طرح و رسیدن به اهداف آن، ملزومات و شرایطی باید محیا شود که ان شاا.. با توجه به شرایط استان، تهیه می‌شود.
تعریف معتادین پرخطر چیست؟
تعریف معتاد پرخطر از نظر بهزیستی، کسی که مکان و خانه‌ای دارد تا در آن مواد از هر نوع مصرف کند، نیست. زیرا این معتادین توانایی خرید مواد و مکانی برای مصرف را دارند که بعد از مصرف در آن بمانند. پرخطر کسی است که هیچ مأمن و مکانی را برای مصرف ندارد و اصطلاحا در «کف خیابان» به سر می‌برد و امکان دارد برای امرار معاش وتامین هزینه‌های زندگی وهم چنین مواد مورد نیازش، دست به هر کاری بزند. جیب‌بری و کیف‌قاپی یا هرگونه دزدی دیگری کند تا حداقل پول مواد مصرفی خود را به دست آورد. تلاش بر این است گه این‌گونه معتادین جمع‌آوری شوند و در مرکزهایی مورد نظر که مخصوص معتادین تزریقی است، از آن‌ها نگهداری شود. این طرح به خصوص برای معتادین زنی که به دلیل نداشتن پول برای خرید مواد، احتمال بروز رفتارهای پرخطر جنسی به‌ منظور کسب درآمد در آن‌ها زیاد است و احتمال شیوع بیماری‌های واگیر را در جامعه را افزایش می‌دهند، بسیار مفید است. قبل از این طرح مراکز DIC در بهزیستی در این زمینه فعال بوده‌اند.
مراکز مراقبت از مصرف و کاهش آسیب «DIC»چه فعالیتی انجام می‌دهند؟
مراکز DIC بهزیستی به‌ منظور کاهش آسیب و مصرف مدیریت ‌شده مواد فعالیت دارند و خدماتی به معتادین ارائه می‌دهند. به‌طور مثال لوازم بهداشتی هم برای مصرف مواد و هم لوازم بهداشتی برای جلوگیری از شیوع بیماری‌های واگیر در اختیار معتاد قرار می‌گیرد، که امری بسیار مهم است. زیرا امکان دارد سرنگ یک معتاد مبتلا به ایدز بین گروهی از معتادین ردوبدل شده و همه مصرف‌کنندگان را مبتلا کند. در این مراکز محدودیت تعداد دفعات مصرف وجود ندارد و همه تلاش بر این اساس است که جامعه از آسیب‌های جانبی اعتیاد در امان بماند.حالا در این طرح اتاق تزریق تصمیم بر این است که معتاد علاوه برنداشتن دغدغه‌ی وسایل بهداشتی مثل سرنگ، دغدغه تهیه مواد را هم نداشته باشد که برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزند. هدف این اتاق‌های تزریق بیشتر تأمین مواد است. حتی می‌توان معتاد را در این زمانی که از اتاق‌های تزریق استفاده می‌کند وارد پروسه درمان کرد، یعنی هم با کاهش تدریجی مواد وهم با به‌کارگیری روش‌هایی مورد تائید این امکان را به وجود آورد که به‌سلامتی کامل برسد. شورای هماهنگی مواد مخدر در کشور این مسئولیت را بر دوش بهزیستی قرار داده است.اما هنوز پروتکل اجرایی آن به بهزیستی کرمان نرسیده است.
حدود ده درصد از جامعه استان کرمان دچار اعتیاد هستند و از این تعداد بر اساس شاخصی که از مصرف مواد مخدر صنعتی توسط بهزیستی استان کرمان تهیه ‌شده است در بعضی از مناطق شهری، حتی تا هفتاد درصد اعتیاد به مواد صنعتی وجود دارد.
برای نتیجه‌بخش‌تر بودن این طرح چه باید کرد؟
برای نتیجه‌بخش‌تر بودن باید به‌صورت همه‌جانبه به موضوع توجه شود و در کنار این اتاق‌های تزریق یک سری فضاهای جانبی ایجاد شود تا معتاد بعد از مصرف در آن‌ها ساکن شود، زیرا امکان دارد معتاد بعد انجام تزریق، اصطلاحاً «شارژ شده» و به داخل جامعه برود و آسیب جدیدی را به وجود آورند باید معتادی که در این اتاق‌ها، تزریق را انجام می‌دهد بدون تائید کارشناس اجازه ورود به جامعه را نداشته باشد زیرا امکان دارد، سرخوشی ناشی از مصرف مواد باعث شود که برای دیگر اعضا جامعه آسیب‌زا شود. در بهترین حالت باید فضایی که در کنار این اتاق‌ها در نظر گرفته می‌شود هم جنبه‌های تفریحی و سرگرمی را مورد پوشش قرار دهد وهم زمینه‌های درمان را محیا کند. انشاا…با جلساتی که با ارگان‌هایی مربوطه انجام می‌گیرد به این جمع‌بندی خواهیم رسید، که این فضاها را در کنار اتاق‌های تزریق راه‌اندازی کنیم تا آسیب را از این لحاظ در جامعه به حداقل برسانیم.کرمان این طرح را به ‌عنوان پایلوت انجام می‌دهد و نتیجه را به کشور ارائه می‌دهد که بعد از بررسی، در صورت کارآمد بودن و رسیدن به اهداف تعریف‌شده‌ی طرح، در دیگر استان‌ها هم اجرایی شود.