بایگانی مطالب نشریه

رهبر انقلاب سیاست‌های کلی خانواده را ابلاغ کردند ارتقای سلامت همه جانبه خانواده ها

رهبر انقلاب سیاست‌های کلی خانواده را ابلاغ کردند
ارتقای سلامت همه جانبه خانواده ها

رهبر انقلاب در اجرای بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی سیاست‌های کلی «خانواده» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب‌شده است، ابلاغ کردند. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری ،متن سیاست‌های کلی خانواده که به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ‌شده، به این شرح است:
خانواده واحد بنیادی و سنگ بنای جامعه اسلامی و کانون رشد و تعالی انسان و پشتوانه سلامت و بالندگی و اقتدار و اعتلای معنوی کشور و نظام است و سمت و سوی حرکت نظام باید معطوف باشد به:
۱- ایجاد جامعه‌ای خانواده محور و تقویت و تحکیم خانواده و کارکردهای اصلی آن بر پایه الگوی اسلامی خانواده به عنوان مرکز نشو و نما و تربیت اسلامی فرزند و کانون آرامش بخش.
۲- محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات، برنامه‌ها، سیاست‌های اجرایی و تمام نظامات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه نظام مسکن و شهرسازی.
۳- برجسته کردن کارکردهای ارتباط خانواده و مسجد برای حفظ و ارتقاء هویت اسلامی و ملی و صیانت از خانواده و جامعه.
۴- ایجاد نهضت فراگیر ملی برای ترویج و تسهیل ازدواج موفق و آسان برای همه دختران و پسران و افراد در سنین مناسب ازدواج و تشکیل خانواده و نفی تجرد در جامعه با وضع سیاست‌های اجرایی و قوانین و مقررات تشویقی و حمایتی و فرهنگ‌سازی و ارزش‌گذاری به تشکیل خانواده متعالی بر اساس سنت الهی.
۵- تحکیم خانواده و ارتقاء سرمایه اجتماعی آن بر پایه رضایت و انصاف، خدمت و احترام و مودت و رحمت با تأکید بر:
– به ‌کارگیری یکپارچه ظرفیت‌های آموزشی، تربیتی و رسانه‌ای کشور در جهت تحکیم بنیان خانواده و روابط خانوادگی.
– فرهنگ سازی و تقویت تعاملات اخلاقی.
– مقابله مؤثر با جنگ نرم دشمنان برای فروپاشی و انحراف روابط خانوادگی و رفع موانع و زدودن آسیب‌ها و چالش‌های تحکیم خانواده.
– ممنوعیت نشر برنامه‌های مخل ارزش‌های خانواده.
– ایجاد فرصت برای حضور مفید و مؤثر اعضای خانواده در کنار یکدیگر و استفاده مؤثر خانواده از اوقات فراغت به صورت جمعی.
۶- ارائه و ترسیم الگوی اسلامی خانواده و تقویت و ترویج سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی با:
– ترویج ارزش‌های متعالی و سنت‌های پسندیده در ازدواج و خانواده.
– پر رنگ کردن ارزش‌های اخلاقی و زدودن پیرایه‌های باطل از آن.
– مبارزه با اشرافیت و تجمل‌گرایی و مظاهر فرهنگ غرب.
– اصلاح رفتار گروه‌های مرجع و برجسته سازی رفتارهای شایسته آنها و جلوگیری از شکل‌گیری گروه‌های مرجع ناسالم.
۷- بازنگری، اصلاح و تکمیل نظام حقوقی و رویه‌های قضایی در حوزه خانواده متناسب با نیازها و مقتضیات جدید و حل و فصل دعاوی در مراحل اولیه توسط حکمیت و تأمین عدالت و امنیت در تمامی مراحل انتظامی، دادرسی و اجرای احکام در دعاوی خانواده با هدف تثبیت و تحکیم خانواده.
۸- ایجاد فضای سالم و رعایت روابط اسلامی زن و مرد در جامعه.
۹- ارتقاء معیشت و اقتصاد خانواده‌ها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغه‌های آینده آنها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن.
۱۰- ساماندهی نظام مشاوره‌ای و آموزش قبل، حین و پس از تشکیل خانواده و تسهیل دسترسی به آن بر اساس مبانی اسلامی ـ ایرانی در جهت استحکام خانواده.
۱۱- تقویت و تشویق خانواده در جهت جلب مشارکت خانواده برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های کشور در همه عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی.
۱۲- حمایت از عزت و کرامت همسری، نقش مادری و خانه‌داری زنان و نقش پدری و اقتصادی مردان و مسؤولیت تربیتی و معنوی زنان و مردان و توانمندسازی اعضای خانواده در مسؤولیت پذیری، تعاملات خانوادگی و ایفاء نقش و رسالت خود.
۱۳- پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و عوامل تزلزل نهاد خانواده بویژه موضوع طلاق و جبران آسیب‌های ناشی از آن با شناسایی مستمر عوامل طلاق و فروپاشی خانواده و فرهنگ‌سازی کراهت طلاق.
۱۴- حمایت حقوقی، اقتصادی و فرهنگی از خانواده‌های با سرپرستی زنان و تشویق و تسهیل ازدواج آنان.
۱۵- اتخاذ روش‌های حمایتی و تشویقی مناسب برای تکریم سالمندان در خانواده و تقویت مراقبت‌های جسمی و روحی و عاطفی از آنان.
۱۶- ایجاد ساز و کارهای لازم برای ارتقاء سلامت همه جانبه خانواده‌ها بویژه سلامت باروری و افزایش فرزندآوری در جهت برخورداری از جامعه جوان، سالم، پویا و بالنده.

دیبا کلانتری سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان: برای آوردن سرمایه بنگاه های اقتصادی به ورزش استان برنامه داریم

دیبا کلانتری سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان:
برای آوردن سرمایه بنگاه های اقتصادی به ورزش استان برنامه داریم

پس از کش و قوس ها و گمانه زنی های بسیار، سرانجام یکشنبه 31 مرداد سال جاری، طی حکمی از سوی سید مناف هاشمی معاون توسعه و پشتیبانی وزیر ورزش و جوانان، دیبا کلانتری با حفظ سمت به عنوان سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان منصوب و مشغول فعالیت شد. روز گذشته فرصتی دست داد تا از نزدیک با وی که حدود 25 سال سابقه فعالیت در بدنه ورزش استان را دارد و از نیروهای فعال و شناخته شده ورزشی و در عین حال مهمترین شخص برای سکانداری مدیریت اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان محسوب می شود، دیدارو گپ وگفتی صمیمی داشته باشیم. خلاصه این گفت و گو را با هم مرور می کنیم.

به نظر من ادغام ورزش و جوانان اشتباه بود، شما چه نظری دارید؟
در هر حال این موضوعی است که توسط مسئولان نظام جمهوری اسلامی مطرح و تصویب شده و نظرات کارشناسان در آن دخیل گشته که منجر به ادغام سازمان تربیت بدنی وسازمان ملی جوانان سابق گردیده است.مطیع این تصمیم گیری ها هستیم با این حال به نظرم اولا همه جوانب آن در نظر گرفته نشده، ثانیا حمایت کافی و درست و قاطعی از آن نشد که اگر این کارها کارشناسانه انجام می شد مسلما به نتیجه بهتری می رسید.
ادغام این دو با یکدیگر ظلم در حق امورجوانان نبود ؟
به عقیده بنده نه چنین نیست و امور جوانان در حاشیه قرار نگرفته، ستاد ساماندهی امور جوانان در سال 94 انجام شد و موفق به اخذ 40 مجوز شدیم که تقریبا تمامی آنها در حال فعالیت است اما متاسفانه به علت اینکه عده ای با ادغام این دو سازمان با هم مشکل دارند، سعی می کنند ارزش کار را پایین بیاورند.
شما یکی از مدیران و کارکنان باسابقه اداره ورزش و جوانان هستید، دلیل این ماندگاری و موفقیت چیست؟
من همواره سعی کرده ام تا طبق سه اصل صداقت، تعهد و همگام بودن با اهداف وزارتخانه ، گام بردارم. این عوامل در کنار توکل به خدا، باعث شده در هرجایی که بودم، به آنچه که خیر و صلاح است تکیه کنم و اطمینان دارم که پس از این نیز در هر پستی که لیاقت خدمت را داشته باشم ، کلیه امور مدیریتی و اجرایی را به بهترین نحوانجام دهم.
در ماه های اخیر شاهد موفقیت های خوبی در بخش بانوان بودیم، آیا حضور شما را می توان به منزله ادامه پیشرفت بانوان دانست؟
صد درصد ، یک مدیر براساس زمان بندی های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت برنامه های خود را اجرا خواهد کرد. مسلما این موفقیت ها حاصل کار ورزشکاران همکاران ما در جهت حمایت از این قشر و در راس آنها حمایت های استاندار محترم وفهیم و معاونانشان بوده است. سعی می کنیم ادامه این روند خوب و در حال پیشرفت را شاهد باشیم.امیدواریم در آینده شاهد اتفاقات خوب و شیرینی در این زمینه باشیم و بتوانیم بعد از بازگشت قهرمانانه این عزیزان از مسابقات برزیل، زمینه را برای استقبال خوب و در شان آنها و استفاده از تجربه این عزیزان فراهم سازیم.
در بخش توسعه همگانی و قهرمانی و طرح سنجش استعدادیابی، دربعضی نقاط استان کوتاهی هایی انجام شده و متاسفانه برخورد نشده، چرا؟
یک سری مشکلات اجرایی در این طرح پیش آمد که باعث گلایه استاندار هم شد. در اولین دیدار با مهندس رزم حسینی، وی خواست تا آسییب شناسی، کارشناسی و پیگیری فوری در این باره انجام شود. ما هم برای رسیدن به این هدف کارگروهی را تشکیل و با توجه به اهمیت موضوع آن را در اولویت رسیدگی قرار دادیم تا بتوانیم نقاط ضعف این پروژه را برطرف کنیم. اجازه دهید موضوع را بررسی و نتیجه نهایی را بعدا اعلام کنم.
تعداد زیادی پروژه های نیمه تمام در سطح استان داریم، برای پایان دادن وبهره برداری از آنها چه باید کرد؟
با توجه به اینکه تخصص بنده سال ها در این زمینه بوده، خوشحالم اعلام کنم با توجه به پایلوت شدن استان کرمان در اقتصاد مقاومتی و حمایت استاندارمحترم، انشالله با استفاده از ظرفیت های مندرج در قانون الحاق 2 شاهد تکمیل و بهره برداری تعدادی از این پروژه ها، مانند زورخانه کرمان و استخر زرند و رفسنجان خواهیم بود.
یکی از معضلات و مشکلات مهم ورزش استان کمبود نقدینگی و مشکلات مالی است، برای رفع آن چه برنامه ای در دستور کاردارید؟
کارگروهی را تشکیل دادیم تا بیشتر از گذشته جذب منابع مالی داشته باشیم. استان کرمان با توجه به شرایط جغرافیایی وبنگاههای اقتصادی و وجود منابع و معادن، موقعیت خاصی در این زمینه را داراست و امیدواریم با همراهی آنها، بتوانیم سرمایه هایشان را به ورزش استان آورده و گوشه ای از هزینه های بالای ورزش را جبران کنیم.
دلیل اینکه هفته گذشته نشست خبری شما با اصحاب رسانه لغو شد، چه بود؟
همزمانی دو جلسه با هم که مجبور شدیم آن را لغو کنیم. انشاالله بعد از جلسه و مصوب شدن برنامه ها با هیات های ورزشی و انجمن ها در جهت بهتر و پربارتر شدن، جلسه ای با حضور اصحاب رسانه خواهیم داشت.
صحبت پایانی شما..
امیدوارم از این فرصتی که برای خدمت به ورزش استان نصیب من شده، بتوانم بهترین و بیشترین استفاده از منابع و ظرفیت های موجود را در جهت ارتقا زیرساخت های ورزش و موفقیت ورزشکاران کرمانی داشته باشم.

ثبت 6 اثر استان در فهرست آثار ناملموس کشور

ثبت 6 اثر استان
در فهرست
آثار ناملموس کشور
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان کرمان از ثبت ملی «فالوده» و «قوتو» کرمان، «سوهان» زرند، «مسکن و تنور گلی» جنوب، «اسپار» شهربابک و «پسته» رفسنجان خبر داد.
به گزارش ایسنا، محمود وفایی، افزود: «در جلسه کمیته تخصصی ثبت آثار ناملموس فالوده و قوتو کرمان، سوهان زرند، مسکن و تنور گلی جنوب، اسپار شهربابک و پسته رفسنجان در فهرست آثار ملی ناملموس کشور به ثبت رسیدند.»
وی بابیان اینکه هم‌اکنون 50 اثر از آداب‌ورسوم استان کرمان در فهرست ملی میراث ناملموس (معنوی) به ثبت رسیده است، اظهار کرد: «پرونده‌های مذکور در چند ماه اخیر تکمیل و به تهران ارسال شدند که خوشبختانه این پرونده‌ها موفق به ثبت در فهرست آثار ناملموس کشور شدند.»
وفایی بابیان اینکه بعد از گذراندن سیر ثبت ملی پرونده‌های ناملموس، باید به دنبال ثبت جهانی این پرونده‌ها باشیم، بیان کرد: «با توجه به اینکه سوغات و خوراک‌های استان و به دنبالش ایران از قدمت بالایی برخوردار می‌باشند، بنابراین باید جهت معرفی به جهانیان تلاش کرد و ثبت جهانی این پرونده‌ها را در اولویت قرار داد.»

بهره‌برداری از 37 پروژه برق‌رسانی در هفته دولت

بهره‌برداری از 37 پروژه برق‌رسانی در هفته دولت
37 پروژه برق‌رسانی در هفته دولت سال جاری افتتاح و عملیات اجرایی هفت پروژه آغاز شد.
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان، 37 پروژه افتتاح‌شده را شامل رفع افت ولتاژ و حریم، تعویض و تقویت پایه‌های فرسوده، تأمین برق متقاضیان فاقد برق، مساکن مهر و روستاهای فاقد برق دانست و گفت: «پروژه‌های فوق در محدوده شهرهای شمالی استان کرمان و بااعتباری بالغ‌بر 67 میلیارد ریال از محل اعتبارات داخلی و استانی به بهره‌برداری می‌رسند.» محمود شهبا با تأکید بر ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی از جانب وزیر نیرو گفت: «فعالیت‌های صورت گرفته در جهت توسعه زیرساخت‌های تأمین برق مناسب و در راستای اقتصاد مقاومتی و زمینه‌ساز توسعه اقتصادی و اجتماعی استان کرمان است و خوشبختانه تمامی اقدامات با تکیه‌بر توان مهندسی داخلی استان صورت گرفته است.» وی یکی از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در بخش توزیع را اتمام عملیات برق‌رسانی به‌تمامی روستاهای دارای 10 تا 20 خانوار تا پایان سال 95 دانست و از برق‌دار شدن تمامی روستاهای بالای 20 خانوار در ابتدای سال 94 ابراز خرسندی کرد و گفت: «در نظر است تا پایان سال 95، تمامی روستاهای بالای 10 خانوار در محدوده شمال استان کرمان از نعمت برق برخوردار شوند.» مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان از برق‌دار شدن 33 روستا با 301 خانوار روستایی در سال گذشته خبر داد و گفت: «مجموعاً 1313 روستا در محدوده شمال استان کرمان برق‌دارند و تا پایان سال 95، تعداد 63 روستای دیگر نیز به مجموع روستاهای برق‌دار شده، اضافه خواهد شد.»

توصیف یک بنای تاریخی قلعه دختر کوچک

توصیف یک بنای تاریخی
قلعه دختر کوچک

ناصر شجاعی
ابـتدای جاده کرمان- زرند در فاصله 10 کیلومتری کرمان به کوهی برمی خوریم که ستبر و تسخیر ناپذیر، سر به آسمان ساییده است. بر فراز این کوه، دژی سنگی خودنمایی می کند. اشکال مختلفی هم چون تندیس هایی زیبا در هر سوی این دژ دیده می شود. آثار خرده سفال ها در اطراف مشاهده می شود.(1) درباره این دژ سخنان گوناگونی وجود دارد. برخی بر این باورند که این دژ در گذشته جایگاه دزدان و راهزنان بوده است. بنابراین، دژ محل امنی برای بارانداز راهزنان بوده است. نادرعلیداد سلیمانی، باستان شناس، این دژ را جایگاه امنی برای فرار حاکمان کرمانی می داند و قدمتی حدود 400 سال برای آن تخمین می زند و می گوید هر شخص بعد از ورود به قلعه با توجه دست کندهای طبیعی برای ذخیره آب، قادر بوده برای مدت درازی پناهنده شده و از ابتدایی ترین امکانات، برای زندگی برخوردار باشد. برخی افراد محلی این دژ را بسیار کهن می دانند و پیشینه ای به درازای قلعه دختر کرمان برای آن متصور می باشند. در باورهای عامیانه، این مکان جایگاهی بوده که مرشدان برای پرورش پهلوانان در نظر گرفته بودند. به این صورت که پهلوانان با آداب مخصوص و ریاضت هایی که در این قلعه متحمل می شدند، در جست و جوی نیرویی بی کران بودند.
مشخصات دژ قلعه دختر کوچک به شکل زیر است؛
ارتفاع حصارهای دژ حدود 4 متر است. دژی که بر فراز کوه ساخته شده حدود 400 تا 500 متر بلندی دارد.
تنها راه ورودی که به فراز دژ منتهی می شود، از تنگه صخره باریکی گذر می کند که در زاویه سایه انداز شمالی دژ می باشد. در این تنگه استحکامات و برج های محکمی جهت محافظت مدخل تنگه ساخته شده است.
در ازای دیوارهای نگاهدار ورودی داخلی تنگه دژ نزدیک به 480 متر و پهنای پی دیواره سنگی بیش از 2 متر است. دیوارها تا ارتفاع حدود 2 متری از مصالحی از جنس بتون های دوره باستان ساخته شده است. این دیواره ها بر روی پایه های سنگی قرار دارند. بر فراز آن دیوار، دیواری چینه ای و عریض برپا شده است. این دیواره نیز در شیب کوه سنگی است.
هنوز پس از گذشت سالیان دراز، برج های دروازه شمالی نیمه مخروبه دژ، هم چنان استوار ایستاده است. برای رسیدن به دژ نیاز به کوه پیمایی است. ساختمان درون دژ پیچیدگی های خاصی دارد که قلعه های دست نیافتنی «الموت» را در ذهن تداعی می کند. درون قلعه، تاق نماها و اتاق های بسیاری وجود دارد.
یکی از برج های اصلی که نقش محل نگهبانی دروزاه بانان است، تقریبا سالم مانده است. واشدگاه دایره ای شکل محل ورود بوده و شاید تنها صخره نوردان بتوانند از آن عبور کنند. خوشبختانه پله های زیادی برای عبور درست شده که با احتیاط می توان از آن گذشت و به پله های سالم رسید. پله ها به یک دو راهی منتهی می شوند که یکی از راه ها 500 -600 متر درازا دارد. سپس به دیواره مستحکم بعدی می رسیم که در کنار آن، مخزن آب بزرگی در دل سنگ ها تعبیه شده که محل ذخیره آب برف و باران است.
تأمین آب یکی از مشکلات کویر است و بدون آب نمی توان در قلعه ها زندگی کرد. بهترین راه جذب و نگاهداری آب در قلعه ها، احداث تانکرهایی سنگی در دل کوه می باشد که باقیمانده آن آثار در جای جای دژ قابل مشاهده است.
چشم انداز این دژ بسیار زیبا، دیدنی و جذاب است. سکوت و دلربایی طبیعت و کوه ها و دشت های اطراف دژ، به بیننده، آرامشی وصف ناشدنی می بخشد.
(1) شاید علت این همه توجه و دقت به این بنا آن بوده است که نزدیک به هفتاد درصد از مخازن آب قلعه در این دره واقع شده است. انبوه سفال شکسته که در نزدیک این بنا و در جوار مخزن آب دایره شکل دیده می شود می تواند قرینه این مطلب باشد که محل تقسیم آب آشامیدنی در این نقطه بوده است.(همایون صنعتی زاده)

ابراهیم‌زاده سرمربی مس کرمان: بالای جدول برای ما دست یافتنی است

ابراهیم‌زاده سرمربی مس کرمان:
بالای جدول برای ما دست یافتنی است
سرمربی تیم فوتبال مس کرمان راجع به دیدار روز جمعه تیمش برابر استقلال اهواز در هفته پنجم لیگ دسته اول که به تساوی 2 – 2 به پایان رسید، عنوان کرد: شروع خوبی داشتیم و به دو گل نیز رسیدیم. در ادامه بازی با آنالیزی که از تیم حریف انجام داده بودیم، می‌دانستیم که این تیم تنها کاری که انجام می‌دهد ارسال توپ به پشت دفاع‌ تیم ماست.
ابراهیم زاده افزود: من از تیم و بازیکنانم به شدت گلایه دارم چرا که از نقاطی گل دریافت کردیم که یک هفته به صورت مداوم در رابطه با آنها توضیح داده بودم و اگر پلان تمرین های تیم را بیاورم مشخص می شود که ما نقاط حمله تیم حریف را شناسایی کرده بودیم اما باعث ناراحتی بسیار است که دقیقا از همان نقاط گل دریافت کردیم.
وی ادامه داد باید آنالیز کاملی از این بازی را در کنار هم ببینیم تا متوجه شویم که چرا باید تا به این حد راحت پیروزی را از دست بدهیم، به هر شکل فرمان خیلی از اتفاقات در داخل زمین به دست بازیکنان است و ما امروز دیدیم که این فرمان به سمت درستی نچرخید و نتوانستیم سه امتیاز را کسب کنیم.
سرمربی مس در رابطه با شرایط صعود تیمش به لیگ برتر نیز اذعان کرد شما باید در این زمینه استراتژی باشگاه را از مدیران ارشد سوال کنید که آیا در این فصل قصد و هدف نهایی برای صعود داشته اند و یا برنامه دیگری را مد نظر دارند، به هر حال بر اساس اهداف است که راه ها مشخص می شود و باید دید راه و استراتژی ترسیم شده در این فصل برای تیم مس دقیقا چه بوده است و بهتر است در این زمینه مدیریت باشگاه صحبت کند.
سرمربی نارنجی پوشان کرمانی در مورد شعار تماشاگران در پایان بازی هم اظهار داشت تماشاگران از تیم خود برد می خواهند و به هر حال زمانی که ما بازی برده را با تساوی عوض می کنیم باعث عصبانیت آنها می شویم و شعار می دهند ولی این وضعیت در بازی های آینده تغییر خواهد کرد، بالای جدول برای ما دست نیافتنی نشده است، من قبول دارم که نتایج به دست آمده جای بحث دارد ولی به گونه ای نیست که ما نتوانیم امتیازات از دست رفته را در هفته های آتی جبران کنیم.
ابراهیم زاده درباره از دست دادن برتری تیم خود در این بازی نیز خاطر نشان کرد من بین دو نیمه به بازیکنانم گفتم که مغرور نشوند و در اواخر بازی نیز بیشتر به کنترل توپ بپردازند ولی عملا این اتفاق رخ نداد. این وضعیت و روند تساوی ها با نتایج بهتر قابل تغییر است و این تلاش در تیم ما وجود خواهد داشت که امتیازات را در بازی های بعد به حساب خود واریز کنیم.
باید از دروازه‌بان قطر تشکر کنیم
منصور ابراهیم‌زاده ضمن بیان این مطلب درباره بازی تیم ملی ایران مقابل قطر اظهار داشت: من در ابتدا باید یک تبریک بگویم به‌خاطر نتیجه‌ای که در آخرین لحظات رقم خورد و یک دست مریزاد به دروازه‌بان قطر که آن اشتباه را مرتکب شد و سه امتیاز را به ما هدیه کرد. از لحاظ فنی انتظار بیشتری از تیم ملی داشتیم. تیم ما نتوانست فوتبال زیبایی را به نمایش بگذارد و تنها نقطه مثبت این دیدار حضور تماشاگران در ورزشگاه بود که خیلی خوب و منظم تیم ملی را حمایت کردند.
مربی پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان با اشاره به دیدار آینده تیم ملی مقابل چین و پیش‌بینی‌اش از این دیدار گفت: شرایط بازی با چین و همچنین فوتبالی که این تیم بازی می‌کند نسبت به بازی با قطر متفاوت است. با توجه به اینکه چین برای پیروزی به میدان می‌آید ایران می‌تواند راحت‌تر بازی کند و با تکیه بر تفکر خود یعنی دفاع و ضدحمله شرایط بهتری را برای خود رقم بزند.

یک پزشک هم در بیمارستان نبود، امدادگران ایرانی را دستگیر کردند حقایق تازه از فاجعه منا

یک پزشک هم در بیمارستان نبود، امدادگران ایرانی را دستگیر کردند
حقایق تازه از فاجعه منا

یک سال پس از فاجعه منا درحالی‌که عربستان هنوز برای تشکیل کمیته حقیقت‌یاب اقدامی نکرده، رئیس سازمان حج و زیارت کشورمان حقایقی دیگر را از آن فاجعه بازگو کرد. سعید اوحدی در نشست مشترک با قائم‌مقام بنیاد شهید که دیروز به‌منظور اعلام برنامه‌های ستاد بزرگداشت شهدای منا تشکیل شد، ابعاد تازه‌ای از فاجعه منا را بیان کرد و گفت:‌ «سال گذشته سه فاجعه در عربستان رخ داد؛ نخست شهادت هفت هزار زائری بودند که در روز عید قربان، قربانی سوءتدبیر، کوتاهی، بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی دست‌اندرکاران حج شدند. فاجعه‌ی دوم عدم رسیدگی به مصدومان و آشفتگی در مدیریت فاجعه بود. در روز واقعه گروه‌های امدادی عربستان دو ساعت بعد وارد صحنه‌ی عملیات شدند، آمار قطعی داریم که حدود ۸۰۰ زائر از کشورهای مختلف توسط امدادگران ایرانی نجات یافتند، این نشان می‌دهد اگر گروهای امدادی عربستان به‌موقع دست‌به‌کار می‌شدند و امکانات ساده‌ی احیا در منطقه وجود داشت، یقیناً حدود ۶۰ درصد از قربانیان امروز زنده بودند.»
فاجعه از بیمارستان تا سردخانه‌ها
وی اضافه کرد: «بیمارستان‌های عربستان در حال گذراندن تعطیلات پایان هفته بودند و مصدومان در کف سالن‌های بیمارستان رهاشده بودند. اغراق نمی‌کنم، اما متأسفانه در روز فاجعه حتی یک پزشک در بیمارستان‌ها حضور نداشت، برای همین بسیاری از مصدومان در بیمارستان جان باختند.» به گزارش ایسنا اوحدی رفتار غلط و خارج از دین را با اجساد، فاجعه سوم حج ۹۵ دانست و اظهار کرد: «عربستان ۵ بعدازظهر روز واقعه منطقه را نظامی اعلام کرد و حتی عوامل اجرایی و امدادگران ما را دستگیر کرد. تا ساعت ۲ بامداد فردای آن روز فقط صدای آمبولانس از منطقه‌ی محدودشده شنیده می‌شد، آن‌ها تلاش می‌کردند راه را برای مراسم فردا باز کنند؛ برای همین پیکر شهدا را روی‌هم در ۲۵ کانتینر قراردادند و به دلیل نداشتن ظرفیت خالی در سردخانه‌های مکه و شهرهای اطراف، آن تریلی‌ها ساعت‌ها و روزها زیر نور آفتاب مانده بودند و خونابه‌ای به‌اندازه‌ی سه میلی‌متر فضای منطقه را پوشانده بود و گروه تفحص ما در چنین شرایطی در میان حدود ۷۰۰۰ هزار پیکر در جستجوی زائران ایرانی بود.» وی بیان کرد: «طبق فرمایشات مقام معظم رهبری در آن روزها تنها صدای رسایی که در عربستان در مقابل این‌همه ظلم و کوتاهی بلند شد از ناحیه‌ی جمهوری اسلامی ایران بود. هیچ کشوری تا به امروز نتوانسته جسدی را تحویل بگیرد یا اطلاعاتی از جان‌باختگانشان به دست آورد. سؤال بسیاری از ۳۹ کشور درگیر در فاجعه‌ی منا این بود که ایران چطور توانسته وضعیت پیکرهای شهدای خود را مشخص کند؟» رئیس سازمان حج و زیارت افزود : «دو عامل در موفقیت ایران نقش داشت؛ نخست فرمان و نهیب مقام معظم رهبری و سپس ایثار و گذشت گروه تفحص و مرکز پزشکی حج و زیارت ایران، آن‌ها حدود ۲۰ ساعت از شبانه‌روز را در سردخانه‌ها و در شرایط تلخ، سخت و غیرقابل‌تحمل برای یافتن پیکر زائران ایرانی می‌گذراند.» او سپس با اشاره به اثر سخنرانی مقام معظم رهبری پس از وقوع فاجعه در تغییر رفتار عربستان، اظهار کرد: «زمانی که هیات ایرانی برای مذاکره به عربستان آمد رئیس هیات مقابل به بهانه‌ی داشتن جلسه در ریاض حاضر نشد با هیات ایرانی دیداری داشته باشد، اما به‌محض آن‌که رهبر معظم انقلاب در نوشهر سخنرانی کردند سعودی‌ها نیز رفتارشان را تغییر دادند و وزیر بهداشت عربستان که ریاست هیات مذاکره‌کننده‌ی سعودی را به عهده داشت تماس گرفت و اطلاع داد با هواپیمای شخصی در سریع‌ترین زمان ممکن خودش را می‌رساند. پس‌ازآن نیز عربستان ۵ هواپیما را برای انتقال پیکرها به ایران اختصاص داد.»
پیکر ۳۹ زائر در مکه بازمانده‌
اوحدی بابیان این‌که جمهوری اسلامی ایران ۴۷۷ شهید را در حادثه مکه (سقوط جرثقیل) و منا ازدست‌داده است و از طریق وزارت خارجه به‌عنوان وکیل بازماندگان آن شهدا پیگیری مباحث حقوقی آن ماجرا است، افزود: «۱۲ شهید در حادثه سقوط جرثقیل جان خود را از دست دادند که متأسفانه ادعای عربستان برای پرداخت دیه و تعیین سهمیه زیارت برای خانواده‌های آن‌ها هنوز به نتیجه نرسیده است. همچنین ۴۶۵ زائر در فاجعه منا جان خود را از دست دادند که ۴۶۱ نفر از آن‌ها در سرزمین منا و ۴ نفر دیگر در برگشت به ایران براثر شدت آسیب‌ها و عارضه‌ها، شهید شدند.» به گفته او، ۳۹ نفر از زائران جان‌باخته همچنان در مقبرالشهدای مکه به خاک سپرده‌شده‌اند که محل مزار تمام آن‌ها شناسایی‌شده است. اوحدی گفت: «از میان زائران به خاک سپرده‌شده در مکه، ۳ خانواده درخواست انتقال پیکر شهدایشان را داده‌اند که متأسفانه به دلیل قطع روابط سیاسی تاکنون موفق به تأمین خواسته آن‌ها نشده‌ایم، البته در مذاکره با مقامات سعودی این موضوع مطرح‌شده و آن‌ها قول داده‌اند بعد از حج ویزای این خانواده‌ها را صادر کند.» او درعین‌حال بیان کرد:‌ «عربستان پس از قطع روابط سیاسی ویزایی را برای خانواده‌های شهدا صادر نکرده است. حتی درزمانی که برای یکی از خانواده‌ها ویزا صادرشده بود که به دیدار مزار شهیدشان بروند، به‌محض قطع رابطه، ‌ عربستان بدون کوچک‌ترین انعطافی این خانواده را از آن کشور اخراج کرد.»
سوءظن‌هایی
درباره‌ی فاجعه منا
رئیس سازمان حج و زیارت سپس در پاسخ به اینکه با توجه به مطرح‌شدن سوءظن نسبت به طراحی از پیش فاجعه منا توسط قائم‌مقام بنیاد شهید در این نشست، آیا کمیته حقیقت‌یاب که قرار بود طبق گفته سرپرست حجاج در ایران نیز تشکیل شود به نتایج و یا اسنادی رسیده است که اکنون چنین ظنی مطرح‌شده است؟ اظهار کرد: «مستنداتی از زائران زنده خارج‌شده از آن فاجعه و آسیب‌دیدگان آماده‌شده و در اختیار وزارت خارجه و قوه قضاییه برای پیگیری‌های حقوقی و بین‌المللی قرار داده‌شده است، طبیعتاً پیگیری‌های قضایی به زمان نیاز دارد و حتماً آن دو دستگاه کار بررسی اسناد را انجام می‌دهند و شکایت را پیگیری می‌کنند.» در همین حال سردار محسن انصاری گفت: «اسناد و مدارک در اختیار ما نیست همه‌چیز آن‌طرف است، آن زمان حتی عکس‌های عکاسان ما را مصادره کردند، اما مشاهدات ما عینی است که باید تکمیل شود. فکر می‌کنم منظور حجت اسلام قاضی‌عسکر از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب این بوده است که عربستان با حضور ایرانی‌ها این کار را انجام دهد نه این‌که ایران کمیته حقیقت‌یاب داشته باشد.» وی تأکید کرد: «قرار نبوده کمیته‌ای این‌طرف تشکیل شود، قرار بود آن‌طرف باشد. ظنی که ما مطرح کردیم بنا بر تجربیات شواهد و قرائن ارائه‌شده از سوی شاهدان عینی و فیلم‌ها و عکس‌ها بوده. ممکن است ظن ما درست باشد یا نباشد. باید کشور میزبان این موضوع را اثبات کند ما در کمال حسن نیت و ظن این مسئله را بیان کرده‌ایم.»

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

جشن جعبه مهربانی

جشن جعبه مهربانی
کمپین حمایت از محصلین حاشیه نشین
زمان و مهلت تحویل : 24 – 25 شهریور-ساعت 9 الی 21
ادرس: دفتر جمعیت طلوع بی نشان های کریمان بلوار جمهوری 45

مرتضوی: صلواتی کار‌می‌کردم

مرتضوی: صلواتی کار‌می‌کردم
دادگاه تجدیدنظر استان در دومین روز پیاپی میزبان دادستان سابق تهران بود؛ اما این‌بار نه برای پرونده‌ای که او را از صندلی قضاوت دور کرد، بلکه برای خروجی مدیریت او در سازمانی که برخلاف قانون، سکانداری آن را در دست گرفته بود. سعید مرتضوی که رهاورد دوران تصدی او در سازمان تامین اجتماعی، حجمی از پرونده را روی میز دادگاه کیفری استان قرار داده بود، با رای صادر شده، به عنوان معترض، منتظر نتیجه اعتراض خود می‌شود، تا با فاصله‌ای یک‌ساله برای دفاع از اقدامات خود در دادگاه تجدیدنظر استان حاضر شود.
مرتضوی که همواره از اقدامات خود در سازمان تامین اجتماعی دفاع کرده و تصدی خود را بر این سازمان قانونی می‌دانست، شاید باور نداشت که در بخش نخست این پرونده که در مرداد سال ۹۴ در شعبه نهم دادگاه کیفری یک و به ریاست قاضی کشکولی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد، به اتهام تحصیل مال نامشروع (حقوق دریافتی در زمان تصدی بر ریاست سازمان تامین اجتماعی) به شش ماه حبس تعزیری و رد مال و به اتهام تصدی غیرقانونی پست سرپرستی سازمان تامین اجتماعی به شش ماه حبس تعلیقی و همچنین بابت مبلغی که به عنوان حقوق در ایام سرپرستی دریافت کرده به رد مال محکوم می‌شود. او هرچند در پرونده کهریزک پیروز بود و توانست با حکم تبرئه از اتهام «معاونت در قتل» نجات یابد، اما در پرونده تامین اجتماعی رای صادرشده را قابل قبول نمی‌دانست.
سعید مرتضوی که روز سه‌شنبه در ارتباط با شکایت اولیای‌دم مرحوم روح‌الامینی قربانی حادثه کهریزک در شعبه ۲۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حضور یافته بود، دیروز هم به دادگاه تجدیدنظر رفت تا به پرونده تامین اجتماعی او رسیدگی شود. دادگاهی که او در دفاعیات خود خطاب به رییس جلسه می‌پرسد که آیا درست است که بابت شش ماهی که در تامین اجتماعی کار کرده‌ام حقوقی دریافت نکنم؟ فقط او را به عنوان معترض میزبانی نمی‌کرد. سازمان تامین اجتماعی نیز از این حکم رضایت ندارد تا دادگاه برای هر دوطرف دعوی باز هم تکرار شود. وی با بیان اینکه اعتراض ما به تصدی غیرقانونی سعید مرتضوی بر سازمان است که از همین رو نباید حقوق شش ماه از این دوران را دریافت می‌کرد، گفت: «سعید مرتضوی در این دادگاه خطاب به قاضی گفت که آیا درست است برای کاری که انجام داده‌ام حقوقی دریافت نکنم؟» وکیل سازمان تامین اجتماعی در ادامه و با تاکید بر اینکه ما در این پرونده از حق ۳۳ میلیون نفر تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی دفاع می‌کنیم، اظهار کرد: «سعید مرتضوی علاوه بر محکومیت به رد مال به مبلغ ۴۶ میلیون تومان به شش ماه حبس هم محکوم است که از همین رو در دفاع از خود می‌گوید: اصلا این چند ماه را صلواتی کار کرده‌ام اما چرا باید حبس بکشم؟» نظری در پایان عنوان کرد: فرصت اخذ آخرین دفاع از مرتضوی فراهم نشد و قرار بر این شد در جلسه بعدی که هنوز زمان آن مشخص نشده است، آخرین دفاعیات مرتضوی اخذ شود.

گفت و گو با دختری که سه ماه در کما بود مرا نمی‌دیدند صدایم را نمی‌شنیدند

گفت و گو با دختری که سه ماه در کما بود
مرا نمی‌دیدند
صدایم را نمی‌شنیدند

مهلا دختری 25 ساله است که سال 88 بر اثر یک تصادف به کما رفت و سه ماه بعد و در اوج نا امیدی خانواده اش به هوش آمد. او حالا زندگی معمولی خود را پی گرفته اما اتفاقاتی که در آن دوران برای او رخ داد هیچوقت از ذهنش پاک نمی شود. مهلا با ما در مورد شرایطی که در این چند ماه داشته است صحبت می کند. او از اینکه در مدت کما چه چیزهایی را حس کرد و زندگی اش چگونه می گذشت به ما گفت.

اولین سوالی که به ذهن همه می رسد وقتی کسی را می بینند که به کما رفته این است که آیا فردی که به کما رفته، می تواند چیزی را حس کند؟ منظورم جسم نیست. در این مدت روح تو از بدن جدا بود و به هر جا که دوست داشتی می رفتی؟
بله. روح من از بدنم جدا بود و همه اتفاقاتی را که در اطراف من اتفاق می افتاد را حس می کردم. من از تصادف فقط صدای ترمز را به یاد دارم و تا زمانی که به کما رفتم و روحم از بدنم جدا شد هیچ چیزی را به یاد نمی آورم. وقتی که روحم از بدنم جدا شد در کنار تخت خودم ایستاه بودم و جسم بی حرکت خودم را بر روی تخت تماشا می کردم و نمی توانستم به راحتی درک کنم چه اتفاقی افتاده است. شوکه شده بودم و پرستار و دکتر ها را می دیدم که در حال تزریق دارو و رسیدگی به من هستند. بعد از اینکه کمی به شرایط عادت کردم و حواسم به اطرافم جلب شد. پدر و مادرم را می دیدم که در کنار تخت من ایستاده و گریه می کنند. هر چی که داد می زدم و می گفتم زنده ام نه من را می دیدند و نه صدایم را می شنیدند. تلاش های من برای آرام کردن آنها بی فایده بود. لحطات خیلی سختی برای من و خانواده ام بود. ناراحتی و بی تابی آن ها را می دیدم اما نمی توانستم کوچکترین کاری برای آرام شدن آنها انجام دهم.
از این شرایط نمی ترسیدی؟
همه جا به همراه خانواده ام می رفتم. غذا خوردن، خوابیدن، بی تابی ها را می دیدم. می ترسیدم که اگر از آنها جدا شوم، تنها بمانم و بمیرم. از تنها شدن ترس داشتم و نمی خواستم از جسم خودم جدا شوم و تنها دلخوشی من این بود که می دانستم هر جا که خانواده ام بروند در آخر حتما به بیمارستان بر می گردند.
آیا تو هم مثل دیگر آدم ها گذشت زمان را حس می کردی؟
روز و شب را می دیدم اما، هیچ وقت احساس خستگی و خواب آلودگی نداشتم. گاهی مواقع هم اگر دلم می خواست بخوابم از مردن می ترسیدم و نمی خوابیدم. هر زمانی که خانواده من می خوابیدند من خواب نداشتم و کنار آنها یا بالای سر جسم خودم می نشستم.
آیا برای خانواده خود از چیزهایی که در کما دیده ای تعریف کردی؟
آره وقتی به هوش آمدم گفتم که من همه را می دیدم و همه چیز را حس می کردم اما نمی توانستم شما را آرام کنم. اولین باری که گفتم شما را می دیدم باور نکردند، اما وقتی که در مورد جاهایی که رفته بودند و غذاهایی که خورده بودند گفتم. باور کردند.
دیدیم که در فیلم ها نشان می دهند که روح از در و دیوار رد می شود؟ تو هم از دیوار رد می شدی؟
اصلا چیزی در این مورد به یاد ندارم. شاید هیچ وقت برای من اتفاق نیافتاد که بخواهم از در بسته یا دیوار رد شوم. من دقیقا مثل یک آدم زنده به همراه خانواده ام می نشستم در ماشین، به خانه می رفتم و با آنها هم به بیمارستان بر می گشتم.
حالا بگو که چه شد اصلا به کما رفتی؟
دانشجوی دانشگاه آزاد زرند بودم اولین روز شروع ترم کارادانی من بود. دانشگاه در خارج از شهر بود. باید از جاده رد می شدم، از جاده که رد شدم یک ماشین 405 با سرعت بالا به من برخورد کرد. دیگر چیزی را از تصادف به یاد نمی آورم. وقتی هم که از کما خارج شدم خانواده ام گفتند که با آمبولانس به بیمارستان باهنر منتقل شدم و در بیمارستان باهنر مراحل درمانی من انجام شد.
از لحظات خارج شدنت از کما بگو.
حدودا دو هفته قبل از به هوش آمدنم همسایه ما در خواب خانمی به خوابش آمده و گفته بود که سوره ای را در گلاب و عسل بخواند و بدهند به من بخورم تا به هوش بیام. اما به خانواده من نگفت. دو هفته بعد از آن مامان بزرگم این خواب را دوباره دید و شب بعد نیز مامانم همان خواب را دیده بود. بعد از آن مامانم کاری را که در خواب بهش گفته بودند را انجام داد و دو روز بعد از خوردن آن گلاب و عسل من به هوش آمدم. زمانی که به هوش آمدم خانواده ام را می دیدم که اشک شوق می ریختند.
زمانی که در کما بودی هیچ زمانی شد به جاهایی بروی که قبلا نمیتوانستی؟
دوست داشتم بروم اما هیچ وقت نرفتم چون می دانستم خانواده ام هر جا که بروند باز هم برمی گردند پیش من. می ترسیدم اگه پیش فرد دیگری یا جای دیگری برم نتوانم دیگر کنار جسم خودم برگردم.
در این مدت هیچ روح دیگری به جز خودت را می دیدی؟
نه
در مدتی که در کما بودی آیا هیچ حرکت جسمی داشتی؟
خیر. اتفاق جالبی که در این مدت برای من پیش آمد این بود که به دلیل داشتن کارت اهدای عضو، اعضای سازمان اهدای اعضای بدن به بیمارستان آمده و با خانواده صحبت کرده بودند برای گرفتن رضایت برای اهدای عضو، اما خانواده من راضی نشدند.
در این لحظات چه حسی داشتی؟
خیلی استرس داشتم. واقعا دوست نداشتم که رضایت بدهند. می خواستم زنده بمانم. از مردن می ترسیدم.
وقتی که به هوش آمدی هیچ وقت به این فکر کردی که کارت اهدای عضو خود را باطل کنی؟
نه.
پس چرا وقتی یکبار این فرصت را داشتی، ترسیدی و نمی خواستی که خانواده رضایت بدهند؟
چون در آن لحظات حسی به من می گفت که به زندگی برخواهم گشت و خودم را مثل یک آدم زنده می دیدم. شاید هم دلیل دومم این بود که در آن لحظات ناراحتی پدر و مادرم را می دیدم و نمی خواستم بیشتر از این اذیت شوند.
هیچ وقت از خانواده پرسیدی که اگر چند سال در کما می ماندی چه تصمیمی می گرفتند؟
خیر. بعد از اینکه از کما خارج شدم هیچ کسی در خانه ما در مورد این اتفاق صحبت نمی کند. چون پدر و مادرم از یادآوری خاطرات آن زمان ناراحت می شوند.
در مدتی که کما بودی چه چیزهای باعث ناراحتی تو می شد؟
بدترین شرایط برای من زمانی بود که خانواده ناراحت بودند. گریه می کردند. اما من نمی توانستم کاری کنم که کمتر اذیت شوند.
برخورد خانواده تو با راننده ای که تصادف کردی چطور بود؟
خانواده من رضایت دادند چون با دیدن راننده اذیت می شدند. متاسفانه ماشین راننده بیمه نبود و خانواده من هم نمی خواستند در آن شرایط کار دیگری به جز رسیدگی به من داشته باشند.

به بهانه 9 شهریور روز حمایت از یوز ایرانی کاخ تنهایی یوزپلنگ ایرانی

به بهانه 9 شهریور روز حمایت از یوز ایرانی
کاخ تنهایی
یوزپلنگ ایرانی
یوزپلنگ یکى از چهار گربه سان بزرگى است که کمتر از هفتادسال پیش همگى در ایران می‌زیسته‌اند: شیر آسیایى، ببر مازندران، پلنگ و یوزپلنگ.
از این چهار گربه سان، شیر آسیایى و ببر مازندران، در ایران به‌کلی از بین رفته‌اند. جمعیت پلنگ در معرض خطر است و یوزپلنگ آسیایى دومین گربه سان در معرض خطر در دنیا به شمار می‌رود که گستره پراکنش آن در قرن گذشته بخش‌های وسیعى از غرب و جنوب آسیا بود. در بیست سال گذشته یوزپلنگ فقط در مناطق بیابانى ایران حضورداشته و ازاین‌رو آن را یوزپلنگ ایرانى نیز می‌نامند. یوزپلنگ برخلاف پلنگ، بدنى باریک و ظریف و پاهایى کشیده و بلند دارد و اجزاى مختلف بدنش به بهترین شکل براى دویدن ساخته‌شده و تیزپاترین پستاندار جهان است. برخلاف پلنگ که براى شکار کمین می‌کند، یوزپلنگ به دشت‌های باز براى دویدن به دنبال شکار نیاز دارد تا با برهم زدن تعادل شکار هنگام دویدن بر او غلبه کند. ظرافت و کوچکى جمجمه و آرواره‌ها، آن را در مقابل دیگر گوشت‌خواران آسیب‌پذیر می‌کند، طورى که سگ‌های قوى به‌راحتی آن را فرارى می‌دهند. خال‌های توپر بدن و خط سیاه‌رنگ اشک در صورتش آن را به‌راحتی از پلنگ با خال‌های گل مانند و توخالى متمایز می‌کند. تخمین زده می‌شود که جمعیت یوزپلنگ در ایران بین 50 تا 70 قلاده باشد. قوچ و میش، کل و بز و جبیر (نوعى آهوى کوهى) و آهو غذاهاى اصلى یوز را تشکیل می‌دهند. برخلاف تصور بسیارى از مردم، یوز به دام‌های اهلى حمله نمی‌کند. بخش عمده عوامل تهدید جمعیت یوز در ایران، تخریب زیستگاه‌ها و اشغال آن توسط جوامع انسانى، کشته شدن در جاده‌ها و از پا درآمدن توسط دامداران محلى است که براثر سوءتفاهم آن را دشمن دام‌های خود می‌دانند. 22 سال از فاجعه تلخ کشتار یوزپلنگ‌های آسیایى می‌گذرد؛ فاجعه‌ای که به دست تعدادى از افراد ناآگاه رقم خورد، ولی با این واقعه دردناک، زنگ خطرى به صدا درآمد که ناقوس آن، انقراض قریب‌الوقوع آخرین بازمانده‌های یوزپلنگ ایرانى بود. در نهم شهریور سال 1373 ، یک یوز ماده که به همراه سه توله‌اش به‌منظور خوردن آب به یکى از نخلستان‌های اطراف شهر بافق پناه آورده بودند، ناگهان در نزدیکى چشمه آب موردحمله عده‌ای از مردم قرار گرفتند. ماده یوز فرار کرد، اما سه توله‌اش زیر ضربات چوب و چماق مردم به‌قدری دچار جراحت و آسیب شدند که دو توله در همان لحظات اولیه جان باختند. در این زمان، محیط‌بانان و مأموران گارد محیط‌زیست از راه رسیدند، اما تلاش آن‌ها تنها منجر به نجات جان یکى از توله‌ها شد. این توله یوز که دچار جراحت شدیدى شده بود، به تهران انتقال یافت و تا مدت 9 سال در پارک پردیسان تهران نگهدارى شد. «ماریتا» آخرین بازمانده این فاجعه تلخ بود که 11 سال قبل به دلیل ابتلا به بیمارى کلاپس ریوى و عفونت انگلى جان باخت.
9 شهریور به یادمان می‌آورد که ایران تنها کشور قاره کهن است که توانسته نسل یوزپلنگ آسیایى را زنده نگه دارد. 9 شهریور یادآور عهدى است که براى حفاظت از آخرین بازمانده‌های این‌گونه ارزشمند با یکدیگر بستیم. 9 شهریور به ما یادآورى می‌کند که براى حفظ این میراث طبیعى، چه مسئولیت سنگینى در قبال خالق هستى و در قبال جهانیان داریم. یوزپلنگ آسیایى در گستره‌ای از هند تا دریاى مدیترانه می‌زیسته، اما هم‌اکنون زیستگاه وى تنها به ایران محدودشده است. 60 سال پیش طعمه یوزپلنگ، آهو و جبیر به‌وفور یافت می‌شد، اما وضعیت کنونى متفاوت است و از آن زمان تاکنون، بارها شاهد کشتار یوزها به دست برخى افراد ناآگاه و یا زیر گرفتن آن‌ها توسط خودروهاى عبورى در جاده‌هاى دشت‌های، مرکزى ایران بوده‌ایم تا اینکه در اواخر سال 1379حفاظت از آخرین بازمانده‌های یوزپلنگ ایرانى و زیستگاه‌های آن با حمایت مالى سازمان‌های بین‌المللی در دستور کار سازمان محیط‌زیست ایران قرار گرفت تا یوز ایرانی در کاخ تنهایی‌اش، بیش از این تنها نماند.
منتشرشده در نشریه توریسم