بایگانی مطالب نشریه
مدیرکل راهداری و حمل و نقل
جادهای کرمان:
جادههای کرمان به 144 سامانه ثبت تخلف مجهز میشود
مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای استان کرمان بابیان اینکه جادههای استان کرمان به 144 سامانه ثبت تخلف جدید مجهز میشوند گفت: عملیات اجرایی این طرح از اوایل آذر سال جاری با پیام ریاست جمهوری آغاز خواهد شد. به گزارش روابط عمومی راهداری و حملونقل جادهای استان کرمان خداداد مقبلی افزود: سامانه ثبت تخلفات راهنمایی و رانندگی بهمنظور افزایش ضریب ایمنی حملونقل در جادههای این استان و باهدف به حداقل رساندن سوانح و تلفات انسانی و مادی حاصل از آن راهاندازی میشود. وی اظهار کرد: دوربینهای ثبت تخلفات قادر به محاسبه سرعت خودرو در نقاط خاص، در طول مقاطعی از راهها، ارسال اطلاعات به پاسگاهها و یا گشت پلیسراه بهمنظور اعمال قانون و همچنین مرکز مدیریت راههای اداره کل راهداری و حملونقل جادهای استان برای نظارت ترافیک، تحلیل و تصمیمگیریهای بعدی خواهد بود. مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای استان کرمان افزود: سامانه ثبت تخلفات توانایی اعمال قانون و صدور برگه جریمه بهصورت همزمان، توانایی تشخیص تمام پلاکها، کنترل سرعت در طول مسیر و سرعت نقطهای را دارد. وی ادامه داد: این سامانه توانایی تشخیص پلاک خودرو بهصورت خودکار، اعلام هشدار در زمان بروز خرابی، ارسال و ثبت تصویر از محل در زمان سرقت یا بروز حادثه، شناسایی خودروهای تحت تعقیب، معرفی خودروهای با تعداد تخلفات زیاد بهصورت خودکار و امکان تغییر محدودیت سرعت در شب و روز بهصورت خودکار را دارا است. وی تصریح کرد: همزمان با توسعه شبکه راهها و افزایش حجم تردد وسایل نقلیه، دیگر روشهای سنتی نظارت ترافیک کارایی نداشته و بهمنظور کاهش اثرات منفی سرعت زیاد تردد خودروها، کنترل آن با استفاده از فنآوری و تجهیزات پیشرفته کنترل هوشمند ترافیک (ITS) مدنظر قرارگرفته است. مقبلی با اشاره به اینکه عامل انسانی بهعنوان علت غالب در وقوع تصادفات معرفیشده است افزود: سرعت غیرمجاز وسایل نقلیه از عمده و اصلیترین عوامل وقوع تصادفات، افزایش شدت برخورد، تلفات، جراحات و خسارات ناشی از آن است.
آغاز طرح آموزش بهینهسازی
مصرف انرژی برق در مدارس شمال استان
به همت دفتر مدیریت مصرف شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان طرح آموزش بهینهسازی مصرف انرژی برق در 10 مدرسه دخترانه و پسرانه شهر کرمان بهصورت آزمایشی از آبان ماه سال جاری آغازشده است. به گزارش روابط عمومی، در جلسهای که با حضور معاون فروش و خدمات مشترکین، همکاران دفتر مدیریت مصرف و 10 تن از مدیران دبیرستانهای دخترانه و پسرانه شهر کرمان برگزار شد، ضرورت آموزش بهینهسازی مصرف انرژی از سنین نوجوانی تأکید و جزئیات اجرای طرح بهسامان مطرح شد. معاون فروش و خدمات مشترکین این شرکت در خصوص پیادهسازی طرح بهسامان گفت: سیاستهای مدیریت مصرف از چندین سال پیش آغازشده است و در نظر است تا با آموزش صحیح به اقشار جامعه فرهنگ عمومی جامعه در خصوص مدیریت مصرف انرژی اصلاح شود. علی افتخاری به نقش کلیدی دانش آموزان تأکید کرد و گفت: فرهنگسازی صحیح مصرف انرژی دانش آموزان را بهعنوان آیندهسازان جامعه در نظر گرفتهایم و امیدواریم در کنار معلمان بتوانیم طرح بهسامان را با موفقیت پیش ببریم. در ادامه مدیر دفتر مدیریت مصرف شرکت نیز با اشاره به بحران انرژی در سالهای آینده گفت: مبانی دینی، اخلاقی و عقلی ضرورت مدیریت صحیح انرژی را پررنگ میکند. رسول عبدالهی با ذکر آیاتی از قرآن کریم در خصوص پرهیز از اسراف گفت: مدیریت صحیح مصرف انرژی علاوه بر آنکه در آموزههای دینی ما به تکرار گفتهشده است، رشد مصرف انرژی برای کشوری که اقتصاد آن وابسته به نفت است، بایستی با هوشیاری بیشتری مدیریت شود. وی خاطرنشان کرد: حتی در صورت وجود منابع حداکثری از ذخایر نفت و گاز، بحث انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای و در کنار آن انعقاد پیمانهای جهانی برای کاهش آلودگی و حفظ محیطزیست مطرح میشود که بایستی در اجرای صحیح آن بکوشیم. در ادامه کارشناس دفتر مدیریت مصرف نیز به جزئیات طرح بهسامان اشاره کرد و گفت: در مرحله نخست کارشناسان بهسامان مربیان حرفهوفن و علوم تجربی را تعلیم میدهد. در مرحله دوم در هر مدرسه یک کلاس انرژی تعیین و دانش آموزان به سه گروه انرژی، برچسب انرژی و روشنایی بهینه تقسیم و سرگروهها بهعنوان سفیران انرژی معرفی میشوند.در مرحله سوم فایل الکترونیکی کتب آموزشی در اختیار دانش آموزان قرار میگیرد و پوستر و بروشورهای آموزشی مختلف در کلاس انرژی مدارس نصب خواهد شد. در مراحل چهارم و پنجم نیز نمایشگاه اختصاصی در هر مدرسه و نمایشگاه بزرگ انرژی با حضور دانش آموزان برگزار خواهد شد.
یحیی کمالی پور، نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی:
شیوع مصرف مواد مخدر میان کارگران جدی است
علی هاشمی،رئیس کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام،با اشاره به آمار مذکور از پدیدهای نامیمون و بسیار تهدید آمیز در بین نیروی کار کشور خبر می دهد.
محمد مهدی حیدریان، معاون وزیر کار،تعاون و رفاه اجتماعی نیز به نوعی این آمار را تائید می کند.وی می افزاید: بیش از 20 درصد از نیروی کار کشور به سوء مصرف مواد مخدر دچار اند و مقرر است برای مقابله با این معضل،مرکز جامع رفاه کارگران و بزرگ ترین زنجیره ورزشگاهی کشور به صورت ویژه برای این گروه آسیب پذیر جامعه تاسیس شود. از سوی دیگر پزشکی قانونی اعلام کرده در نیمه اول سال جاری، یک هزار و 605 تن به دلیل سوءمصرف مواد مخدر در کشور، جان خود را از دست دادند. این شمار در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با تلفات اعتیاد یک هزار و 471 تن 9.1 درصد بیشتر شده است.
عدم نظارت کافی از سوی کارفرمایان بخش خصوصی
چندی پیش مجید رضا زاده، رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی، با نگران کننده عنوان کردن آمار 21 درصدی از مصرف مواد مخدر در میان جمعیت کارگری کشور، گفت:برای رفع مشکلات کارگران،آنچنان که باید موثر اقدام نشده و به تبع آن، مسئله اعتیاد نیز در میان برخی از فعالان این گروه، همچنان لاینحل باقی مانده است.
وی می افزاید:حضور کارگران در مناطق بد آب و هوا،مسئولیت برخی از نهادها و ارگانها همچون وزارت نفت را بیشتر و سنگین تر می کند.
وی معتقد است:در محیط های کارگری و به خصوص از سوی کارفرمایان بخش خصوصی نیز نظارت کافی اعمال نمی شود. مهار و کنترل معضل اعتیاد در جمعیت کارگری، بدون تامین پیش نیازها،محقق نمی شود.
شیوع اعتیاد در جامعه کارگری
مجید رازینی،جامعه شناس و آسیبشناس مسائل اجتماعی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان،در واکاوی ریشه ها و عوامل موثر در شیوع اعتیاد در میان برخی از افراد و گروه های کارگری، عنوان کرد: شیوع اعتیاد در میان چنین افراد و گروه هایی، تابع یک عامل مشخص و کلی نیست و به فراخور شرایط و معضلاتی که جامعه کارگری با آن مواجه است،عوامل ظهور و بروز اعتیاد نیز متغیر و متعدد است.
وی افزود: یکی از عوامل اصلی زمینه ساز این معضل، به دغدغه ها و مشکلات اقتصادی معطوف می شود که البته این توجیه منطقی و صحیحی برای گرایش به استعمال موا مخدر به شمار نمی رود، اما به هر حال واقعیت تلخی است که نمی توان آن را انکار کرد.
این جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی، گفت: دوری از خانواده به فراخور شرایط کاری و تلاش برای کسب درآمد هر چه بیشتر و به تبع آن افزایش ساعات کاری برای کسب درآمد هر چه بیشتر از دیگر عواملی است که بخش قابل توجهی از کارگرانِ دچار شده به این بیماری و معضل، به آن اذعان می کنند.
رازینی گفت: بنده در سال 92،در قالب یک پروژه تحقیقاتی، به صورت میدانی با برخی از کارگرانی که مصرف مواد مخدر در آنها مشهود و بارز بود (و مشروط به عدم درج نام و مشخصات آنها،ابایی از مطرح کردن آن برای کمک به این طرح تحقیقاتی نداشتند)،مصاحبه و گفت و گوهایی ترتیب دادم که ماحصل این تحقیقات و گزارشات میدانی، به این واقعیت تلخ معطوف می شود که برخی از کارگران برای رفع خستگی و رهایی از فشار و استرس های کاری، به سوءمصرف مواد مخدر دچار می شوند.
وی افزود: به واقع این گروه، دچار یک دور تسلسل باطل می شوند، زیرا برای کسب درآمد هر چه بیشتر، به کار و تلاش مضاعف و فراتر از توان بدنی خویش مبادرت می ورزند و برای رفع برخی کاستی ها و خلاءهای موجود، به مصرف مواد مخدر روی می آورند و این مُسَکن کاذب و ویران کننده، خود منوط به تامین هزینه های خاصی است که بعضا هزینه های عادی زندگی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
رازینی عنوان کرد: به نظر بنده این موضوع،عامل و دلیل ثانویه بروز این معضل است و زمینه اصلی گرایش به مصرف مواد مخدر را باید در لغزش ها و شکنندگیهای روحی و روانی جست وجو کرد که به عناوین متعدد ظهور و بروز پیدا می کند.
انتقاد از نگاه تک بعدی مسئولان درحوزه موادمخدر
نائب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با انتقاد از تک بعدی عمل کردن مسئولان درحوزه مواد مخدر، گفت: نگاه ارعابی و مجرمیت به معتاد، درکاهش اعتیاد نقشی ندارد.
یحیی کمالی پور با اشاره به اینکه در اصل موضوع مبارزه با مواد مخدر، اشکالات و مشکلات بسیاری وجود دارد، گفت: به طور حتم یکی از مهم ترین مشکلات در حوزه مبارزه با مواد مخدر، مدیریت مصرف است، تا زمانی که درتمامی حوزه های مواد مخدر به برخورد فیزیکی توجه می شود، نمی توان به کاهش مصرف مواد مخدر و مدیریت آن امید داشت.
نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مصرف مواد مخدر و افزایش معتادان در جامعه، یک معضل اجتماعی قابل توجه است، افزود: تا زمانی که به این موضوع به عنوان یک معضل و آسیب اجتماعی بزرگ نگاه نشود، نمی توان برای درمان معتادان، راهکار اساسی و ماندگار ارائه داد؛ زیرا درحال حاضر طبق آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان، بین 3.5 تا 4 میلیون نفر معتاد در کشور وجود دارد.
وی با انتقاد از نادیده گرفتن این تعداد از افراد معتاد از سوی نهادهای متولی و بهداشتی، تاکید کرد: مشکل اصلی این است که نگاه مسئولان به مواد مخدر و مصرف آن، نگاه ارعابی است و طبق این نگاه، فرد معتاد و مجرم باید از صحنه جامعه حذف شود، بنابراین تا زمانی که نگاه حذفی درجامعه وجود داشته باشد، امیدی به بهبودی معتادان درجامعه نیست.این نماینده مردم در مجلس دهم با تاکید بر اینکه اعتیاد باید به عنوان یک بیماری درجامعه شناخته شود، گفت: به همان میزان که برای یک بیمار در ابعاد مختلف در مراکز درمانی برنامهریزی و سرمایهگذاری دربخش درمان و پیشگیری می شود، باید به همان میزان هم به افرادی از جامعه که خواسته و ناخواسته گرفتار اعتیاد شدند، توجه شود؛ از سوی دیگر به عقیده صاحبنظران نهادهای عمل کننده مانند بهزیستی و حتی وزارت بهداشت و درمان دراین حوزه جدی ورود کنند./ نسل فردا
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09355250005
نمایشگاه ماند آلای من از
سمیه شجاعی
افتتاحیه : 14 الی 19 آبان ماه/ ساعت : 17 الی 19:30
خیابان بیست متری نادر ، کوچه شماره 1 نگارخانه هومهر
محمد رضا باهنر: هرکس بلد باشد خوب سخنرانی کند میتواند رییسجمهور بشود
محمد رضا باهنر:
هرکس بلد باشد خوب سخنرانی کند میتواند رییسجمهور بشود
دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت: «در این مملکت هرکس بلد باشد خوب سخنرانی کند میتواند رییسجمهور هم بشود و نیاز به پیششرط دیگری نیز ندارد.» به گزارش ایسنا محمدرضا باهنر شامگاه دوشنبه طی سخنانی در سومین مجمع عمومی انجمن حمایت از توسعه استان کرمان که در هتل لاله تهران برگزار شد، گفت: «زمانی که در مجلس بودم وقتی بین یکی از این عناصر اختلافی ایجاد میشد واقعاً کارها قفل و مشکلساز میشد.» دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری بابیان اینکه وجود رفاقتها و توجه به آن پس از پایان رقابتهای سیاسی اهمیت بسیاری دارد، اظهار کرد: «فارغ از گرایشهای سیاسی که در بین همه فعالان این عرصه وجود دارد باید گفت که لازم است پس از انجام رقابتهای انتخاباتی و بحث و گفتوگوهایی که در این زمینه وجود دارد، همدلی و رفاقت ایجاد شود تا کشور بتواند اهدافش را بهخوبی پیش ببرد.»
باهنر در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به لزوم توجه به سرمایهگذاری غیردولتی بابیان اینکه اگر روند اختصاص ۳۰ هزار میلیارد بودجهای که دولت برای پیشبرد پروژههای ناتمام در نظر گرفته است بهزودی انجام نشود کارها ناتمام خواهد ماند، اظهار کرد: «۳۰ هزارمیلیاردی که دولت برای اختصاص به پروژههای ناتمام در نظر گرفته است اگر به این شکل تخصیص پیدا کند که سالی ۱۰ هزار میلیارد به هر بخش داده شود، این کار ۳۰ سال طول میکشد اما باید در نظر داشت که هزینههای استهلاک نیز در این مدت افزایش مییابد و درنتیجه زمان پایان یافتن پروژهها را طولانی و طولانیتر میکند.» باهنر با تأکید بر اینکه نگرش انتقال سرمایهگذاریها از دولت به سمت بخش خصوصی یک نگرش قدرتمند است، خاطرنشان کرد: «در این زمینه میتوان به موضوع یارانههایی که دولت به مردم پرداخت میکند اشاره کرد که اگر دولت موافقت کند و استاندار نیز شجاعت داشته باشد میتوان پرداخت یارانهها را در هر استان به استاندار همانجا سپرد که با این کار اتفاقات مهمی در استانها رخ خواهد داد.» نایبرییس سابق مجلس افزود: «البته ممکن است که دولت نیز با این موضوع مخالفت کند اما استانداران میتوانند چنین ایدههایی را پیگیری کنند و با شرط رضایت مردم و آرامش خاطرشان به این مهم بپردازند.» دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری با اشاره به الگوی پیشرفت در کشورهای توسعهیافته اظهار کرد: «امروزه در دنیا بسیاری از کشورهای توسعهیافته ۷۰ تا ۸۰ درصد از تولید ناخالص داخلیشان را به خدمات اختصاص دادهاند و در واقع توسعهیافتگی این کشورها مرهون توجه به بخش خدمات در اقتصاد بوده است.» باهنر با تشکر و قدردانی از سخنان سخنرانان این جلسه و بابیان اینکه برخی از این سخنرانان میتوانند خود را برای ریاست جمهوری نیز آماده کنند، اظهار کرد: «در این مملکت هرکس خوب بلد باشد سخنرانی کند میتواند رییسجمهور شود و نیاز به پیششرط دیگری هم ندارد.»
گذری برتاریخ
«آبان یادآور خروش شکوفه های نورس نهال انقلاب و فروپاشی جرثومه های مکروفریب، از آن تاریخ شاخه های استعمار و گندزدایی در ایران خروشنده، خشکیدن گرفت»
13 آبان آن جرثومه ها
شد تهی انجا زمکر و حیله ها
به آمریکا نگو صلحی درانداز
بگو مکر و ریا از خود برانداز
زمکر و حیله از بامم رها شو
ز جنگ و حیله از عالم جدا شو
که ایران سرزمین عاشقان است
همه ایران سرای عارفان است
تو از نیرنگ جز لعنت چه دیدی
که از کوی محبت یا بریدی
جهان را سرزمین صلح بنواز
بنای جنگ از عالم برانداز
نهاد جنگ و جهل از خود رهاکن
جهان را با محبت اشنا کن
بنای صلح در عالم بیانداز
نماد مکر از گیتی برانداز
همیشه مکتبت مکر و فریب است
تو را از روز اول این نصیب است
چرا نیرنگ را ضایع نسازی
به کوی دوستی دستی نیازی
سیه روزت کند ایران کاوه
درفش کاوه سوزد مکر و یاوره
«سما» گوید که آمریکا فریب است
به جای روشنی ابری پدید است
محمد ابراهیمی
تا پرچم امریکا برافراشته ظلم وستم بر ملتها وجود دارد 13 آبان بیاد
تو از نیرنگ چیزی کم نداری
چه بر مکر و ریایی مرگ بر تو
جهان از ظلم تو می ناله دائم
همه شری و شوری مرگ بر تو
به عالم روز و شب نیرنگ داری
که عالم را بسوزی مرگ بر تو
به عالم ظالمی چون تو نباشد
شرافت هم نداری مرگ بر تو
به تو امید بی مکری نداریم
به مکر خود بمیری مرگ بر تو
همه گویند آمریکای ظالم
تو ظالم آفرینی مرگ برتو
الهی روز ظلمت را ببینی
و در ظلمت بمیری مرگ بر تو
مسلمان کش و کافر آینی
به آه هر مسلمان مرگ بر تو
ببینم زاری و عجز تو روزی
که چون سگ زوزه سازی مرگ برتو
صداقت راز عالم دور کردی
به اشک سینه سوزان مرگ بر تو
(سماء) گوید جهان یکسر فریب است
به آه پاک بازان مرگ بر تو
محمد ابراهیمی
مقبرهای در دامنه قلعه دختر
زهرا پهلوانی
محله 17 شهریور که تا دامنه کوه های قلعه دختر فاصله ای ندارد، یکی از خیابان های تاریخی کرمان به شمار می آید. بافت قدیم این شهر هر چند کم رنگ حکایت گر پیشینه ای کهن است. در این خیابان بقعه ای وجود دارد که آرامگاه ابدی جمعی از سادات و اطبا و افراد مورد احترام کرمان است.
سایت مزارات سایت مزارات ایران و جهان، این مقبره را این گونه تصیف می کند:
«این مقبره در خیابان 17 شهریور شهر کرمان واقع شده است. ساختمان بقعه به شکل مربع مستطیل و ابعاد بقعه 7×8 متر است که در وسط آن ضریح چوبی به شکل گهوارهاى به ابعاد 1×2 متر نصب است. درِ آن از جانب جنوب باز مىشود و در شرق مرقد نیز اتاق کوچکى قرار دارد که بیشتر به عنوان آبدارخانه از آن استفاده مى شود.
چهار زاویه اتاق مرقد را، با ایجاد چهار گوشواره به دایره تبدیل نموده، سپس با رسمى بندى و مقرنسکارى به صورت کلاه خودى در آوردهاند. بر فراز بقعه یک ساقه هشتضلعى و بر روى آن گنبدى عرقچینى به ارتفاع پنج متر قرار دارد که نماى آن آجری است.
بر روى درِ ورودى بقعه کتیبهاى به این مضمون است:«یا سیّد السّاجدین، آرامگاه عالم ربّانى مرحوم حاج سیّد زینالعابدین مرقد مطهّر رئیس السادات زینالعابدین سجّادیان، سیّد یوسف سجّادیان و سیّد محمّد باقر سجّادیان.»
داخل بقعه تعداد بسیارى از تصاویر خاندان سجّادیان به چشم مىخورد که بیشتر آن ها علما، شعرا، اطبا و تجّار بزرگ کرمان بودهاند که قبرهاى بیشتر آنان در این مقبره مىباشد. این بنا به شماره 13081 و در تاریخ 22/5/1384 به ثبت آثار ملّی و تاریخى رسیده است. مرحوم همّت در کتاب تاریخ کرمان درباره خفتگان این مزار مىنویسد:«مزار حاج سیّد زینالعابدین و فرزندان او در همین قبرستان واقع [است] و چون عمارت و صحن کوچکى دارد شهردارى تصرّفى ننموده، وانگهى چند تن از سادات اصیل کرمان از جمله حاج سیّد یوسف واعظ که سیّدى محترم و دین باور بود با [برادران] و [پدر] ایشان حاج سیّد زینالعابدین در این مکان مدفون بوده، آرامگاه آن ها مورد احترام اهالى کرمان است.»
«عذرا زارع» خادم این آرامگاه است. گفت و گویی با وی انجام داده ایم که خواندن آن خالی از لطف نیست؛
زارع می گوید: سال 1379 خادم سید زین العابدین شدم و تا امروز این توفیق را دارم که به این بقعه خدمت کنم. امیدوارم که خداوند قبول نماید .
من در یک خانواده کشاورز به دنیا آمدم. دختر یکی یکدانه پدر و مادرم بودم. سه برادر دارم که دو نفرشان به رحمت خدا رفته اند. در کودکی پدرم را از دست دادم و از نوازش های پدرانه محروم بودم. مادرم برای چرخاندن چرخ زندگی در بیمارستان رشید فرخی در حرفه پرستاری به کار مشغول شد و با هر مشقتی که بود من را تا کلاس پنجم به مدرسه فرستاد. البته قرآن خوانی هم می رفتم. خانه مان در محله شهر بود. در سن 14 سالگی ازدواج کردم. نتیجه زندگی ام یک دختر و سه پسر است .
همسرم تک پسر خانواده و بسیار تعصبی بود. حق بیرون رفتن از منزل را نداشتم. ما حدود 40 سال در محله 17 شهریور زندگی می کردیم. اما هرگز به زیارت نرفته بودم.
در سن 22سالگی مادرم و همدم تنهاییم را از دست دادم. خیلی تنها شدم. زمان گذشت. هنوز خادم نشده بودم که در عالم خواب دیدم که به تنهایی دارم سینه می زنم و دنبال هیأت سینه زنی امام حسین (ع) می روم و در حالی که سینه می زدم خود را مقابل مسجد و تکیه ای دیدم. 8 زن چادری با چادرهای سبز مرا با خود با هل داخل مسجد بردند و خانم های محجبه به من گفتند روسری سبز رنگی را بپوشم و با همان حالت حرکت کردیم .
من با مادرشوهرم زندگی می کردم. بعداز مدتی مادر شوهرم فوت کرد. خیلی تنها شدم. دلم بهانه گیری می کرد. جای خالی مادر دومم را احساس می کردم. این روزها حال خوشی نداشتم.
یک روز متوجه صدای دعا و روضه شدم. از همسرم اجازه گرفتم و بعد از 40 سال همسایگی به روضه در زیارتگاه سید زین العابدین رفتم. آن روضه خیلی حالم را خوب کرد. دلم باز شد. سبک شدم. بلند شدم و کمک دادم. استکان های چای را جمع کردم. شستم و جا دادم. حال قشنگی بود. وقتی به خانه برگشتم به همسرم گفتم اگر شما اجازه بدهید، بعضی اوقات برای گردگیری به مزار آقا سید بروم. چون که ما استطاعت مالی نداریم بلکه با کار کردن بتوانیم حاجت روا شویم. از خدا خواستم به من توفیق خدمت بدهد و دلم آرام بگیرد. و زندگیم سر و سامان بگیرد و همسرم که خیلی تنها شده بود و با دوستان خوبی معاشرت نمی کرد نجات پیدا کند. همین طور هم شد. دوران سختی و تنهایی به پایان رسید. بعد از سه ماه که به مزار می آمدم و واقعاً زحمت می کشیدم و خدمت می کردم. در عالم خواب آقا سید محمد باقر سجادیان را در عالم خواب دیدم که از جیب خود گلی بیرون آورد و به من داد. طولی نکشید که من کلیددار و خادم آقا سید زین العابدین شدم. هر زائری که حاجت روا می شود برای زیارتگاه اقلامی از جمله منبر، قالی، پشتی، گاز، بخاری و… خریداری می نماید. هر یکشنبه و پنجشنبه در این مکان مقدس روضه خوانی برگزار می شود.
بیش از 2000 امضا در سه روز برای اعتراض به «گرانفروشی هواپیمایی ماهان به کرمانیها»
#بلیت_را_ارزان_کنید ادامه دارد
حدود دو هزار نفر از مردم کرمان با پیوستن به کمپین #بلیت_را_ارزان_کنید، به گرانتر بودن بلیتهای هواپیمایی ماهان در کرمان اعتراض کردند. کمپینی که همچنان ادامه دارد.
روز شنبه بود که گزارش دادیم کرمانیها برای سفرهای هوایی با هواپیماهای «ماهان»، باید هزینه بهمراتب بیشتری نسبت به مردم دیگر استانها بپردازند. از طرف دیگر ازآنجاییکه «ماهان» بهطور انحصاری تمام پروازهای کرمان را در اختیار دارد، کرمانیها حق انتخاب دیگری ندارند و مجبورند هر قیمتی که این شرکت تعیین کرد را بپردازند. بهعنوانمثال، در گزارشهای پیشین اشاره کردیم که برای بلیتهای روز 8 آبان، کمترین قیمت بلیت پرواز کرمان- تهران (216 هزار و 300) هواپیمایی ماهان در این روز از بیشترین قیمت بلیت پرواز بندرعباس-تهران (164 هزار) همین شرکت، 52 هزار و 300 تومان بیشتر بود. این در حالی است که فاصله هوایی بندرعباس تا تهران 1052 کیلومتر و کرمان تا تهران 799 کیلومتر است. موضوعی که گفته میشود به دلیل تقاضای بالای کرمانیها برای پرواز است و به قول «ماهانیها» هواپیماهای کرمان – تهران همیشه «سرریز» هستند. اگر قبول کنیم که کرمانیها به نسبت سایر استانها، بیشتر با هواپیما سفر میکنند، بازهم نباید بلیت گرانتری بخرند. چراکه به عنوان مثال حداقل بندرعباسیها میتوانند از بین 6 شرکت هواپیمایی، یک شرکت را انتخاب کنند اما کرمانیها فقط مجبور به استفاده از «ماهان» هستند و حق انتخاب دیگری ندارند. یعنی تقاضای بالای کرمانیها را فقط یک شرکت باید جواب دهد. در اینجا این مسئله پیش میآید که اگر ماهان نمیتواند با افزایش تعداد پروازها، از پس تقاضای پرواز کرمانیها و کاهش قیمت بلیت به حد معمولی که در دیگر استانهای نزدیک به کرمان عرضه میشود، برآید، بهتر است انحصار پروازهای کرمان از ماهان گرفته شود تا حداقل کرمانیها بتوانند از میان شرکتهای مختلف هواپیمایی دست به انتخابی بزنند که بیشتر به معیارهایشان نزدیک است.
گام محکم #بلیت_را_ارزان_کنید
روز یکشنبه و یک روز پس از به راه افتادن کمپین #بلیت_را_ارزان_کنید، هواپیمایی «ماهان» اقدام به کاهش نسبی قیمت بلیتها کرد. بهطوریکه تا پیش از روز یکشنبه، کمترین قیمت بلیت کرمان-تهران در روز 22 آبان 236 هزار تومان بود. اما با کاهش 31 درصدی (74 هزار تومان)، کمترین قیمت بلیت کرمان- تهران در این روز به 162 هزار تومان رسید. در گزارش روز شنبه پروازهای هشتم دی هواپیمایی ماهان در مسیر کرمان-تهران آورده شده بود. قبل از یکشنبه، قیمت بلیت در این روز 180 هزار تومان بود و با کاهش 10 درصدی (18 هزار تومان) به 162 هزار تومان رسید. همچنین از دیگر مشکلاتی که برای پروازهای چند ماه آینده وجود داشت، امکان خرید تنها و تنها یک بلیت با کمترین قیمت بود و اگر میخواستید 2 بلیت بگیرید، برای بلیت دوم باید هزینه بیشتری میپرداختید. از روز یکشنبه اما این مشکل هم رفع شده و میتوانید چندین بلیت باقیمت پایه (162 هزار) تهیه کنید.
#بلیت_را_ارزان_کنید ادامه دارد
اگرچه کمپینی که تا لحظه تنظیم این گزارش بیش از 2000 امضا جمع کرده بود، موجب کاهش نسبی قیمت بلیتها شد اما هنوز قیمت بلیت پرواز کرمان-تهران از قیمت بلیت پرواز برخی مسیرها گرانتر است و با توجه به اینکه بهجز ماهان، شرکت دیگری در کرمان پرواز ندارد، انتظار میرود قیمتها بیش از این پایین آید. بهعنوانمثال برای روز 24 آبان، کمترین قیمت بلیت پرواز کرمان-تهران اگرچه 74 هزار تومان کاهش داشته و به 162 هزار تومان رسیده اما همچنان از بیشترین قیمت بلیت مسیر بندرعباس-تهران (132 هزار و 900) 29 هزار و 100 تومان بیشتر است. این در حالی است که فاصله هوایی کرمان- تهران 799 کیلومتر و فاصله هوایی بندرعباس-تهران 1052 کیلومتر است. بنابراین میتوانید با پیوستن به کمپین «نه مردم کرمان به گرانفروشی هواپیمایی ماهان» #بلیت_را_ارزان_کنید به مناسبتر شدن قیمت بلیتها کمک کنید. برای پیوستن به این کمپین، از رمزینه زیر استفاده کنید.
مرد هزار چهره را شناسایی کنید
بازپرس شعبه یازده دادسرای عمومی و انقلاب شهر کرمان گفت: پس از انتشار خبری مبنی بر دستگیری ‹مرد هزارچهره در کرمان› رسیدگی به این پرونده به صورت ویژه در دستور کار شعبه یازده بازپرسی کرمان قرار گرفت. بازپرس شعبه یازده دادسرای عمومی و انقلاب شهر کرمان گفت: پس از انتشار خبری مبنی بر دستگیری ‹مرد هزارچهره در کرمان› رسیدگی به این پرونده به صورت ویژه در دستور کار شعبه یازده بازپرسی کرمان قرار گرفت. به گزارش روابط عمومی دادگستری استان کرمان، محمد کریمی با بیان اینکه متهم فردی بی سواد و متولد اصفهان است افزود: پرونده متهم اصغر کرمی به اتهام اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات و غضب عنوان دولتی و کلاه برداری به صورت ویژه در حال رسیدگی است. این مقام قضایی تاکید کرد: این بازپرسی در جهت احقاق حق مالباختگان تمام اقدامات تعقیبی و قضایی را انجام خواهد داد. وی با اشاره به انتشار عکس این متهم در رسانه ها گفت: چنانچه افرادی از سوی متهم مذکور مورد اغفال قرار گرفته اند می توانند به منظور طرح شکایت به شعبه یازده بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهر کرمان واقع در مجتمع قضایی 22بهمن مراجعه کنند. دادستان عمومی و انقلاب کرمان نهم آبان سال جاری از دستگیری کلاهبردار میلیاردی با عنوان ‹مرد هزار چهره› پس از ارسال نیابت قضایی از استان کرمان، در استان هرمزگان خبر داد.
استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی
سید مصطفیخان کاظمی
1311 شمسی
«وی فرزند میرزا احمد کاظمی، در 1266 ش. متولد شد. پس از انجام تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه عالی علوم سیاسی شد و از آن مدرسه فارغالتحصیل گردید و به خدمت در وزارت امور خارجه درآمد. چندی در مرکز اتاشه اداره تشریفات بود، بعد به وزارت معارف انتقال یافت و ریاست معارف کرمان (1293 ش.) را عهدهدار گردید.
پس از دو سال توقف در کرمان به تهران منتقل شد و به وزارت دارایی رفت. به اقتضای جوانی در حزب دموکرات از اعضای فعال بود و با کمک حزب مزبور در وزارت دارایی مشاغلی گرفت. در سال 1301 به علیاکبر دادور نزدیک شد و در تأسیس حزب رادیکال او را همراهی نمود و در جریان خلع قاجاریه و سلطنت رضاخان پهلوی، از افراد فعال بود. در 1304 عضو مجلس مؤسسان شد. در 1306 داور او را با رتبهی 9 قضایی به معاونت وزارت عدلیه منصوب نمود و چند سالی در آنجا بود. بعد معاون وزارت مالیه شد.
در سال 1311 ش. والی کرمان و بلوچستان گردید و یک سال و چند ماه در آن سمت باقی ماند و از آنجا از طرف داور وزیر مالیه، دادستان دیوان محاسبات شد. در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از کرمان (به همراه مرحوم سید محمد هاشمی) وکیل شد. در سال 1332 مجدداً به استانداری کرمان انتخاب گردید. او مردی زرنگ، فعال و زد و بندچی بود. ترقیات او مدیون حمایتهای داور و تیمورتاش بود. در 75 سالگی در تهران درگذشت» (1).
در مورد حکومت وی در کرمان آمده است: «در 15 اسفند 1310 ش. به حکومتی کرمان منصوب و به این شهر آمد. موقع ورود مورد استقبال قرار گرفت. کاظمی چون دستور از رضاشاه داشت تا برای آبادی و رفاه مردم کرمان کوشا باشد، سعی وافری برای آبادی و رفاهیت مردم داشت. هفتهای یکی دو بار به میان مردم میآمد، مشکلات آنها را سوال مینمود. در زمان او کارخانه برق ابوالقاسم هرندی به کار افتاد… کاظمی درویش مسلک بود و قسمتی از مزار مشتاق را با هزینه شخصی تعمیر نمود… در زمان کاظمی غله کمیاب شد و نان هر سه کیلو، پنج شاهی گرانتر شد ولی به زودی نگرانی رفع شد و ماشینها از اراک و تربت حیدریه گندم آوردند. در زمان کاظمی قبرستان جلو مشتاقیه که متروکه و محل وحشتآوری بود به وسیله بلدیه کنده و فلکه بزرگی (مشتاقیه) احداث گردید و نیز قدغن نمودند مردهها را در شهر دفن ننمایند و به محوطه اطراف مزار سید حسین جنب مسجد صاحبالزمان دفن نمایند و نیز اداره صحیه (بهداری) اعلان نمود تمام گرمابهها بایستی دارای دوش [شوند] و خزینههای قدیمی بسته شود… خیابان کاظمی (قدس) که از چهارراه بلدیه شروع و به خیابان شاهپور متصل میشد، در زمان کاظمی احداث و چون کاظمی سعی زیادی برای به وجود آمدن این خیابان نمود، شورای بلدیه کرمان به پاس خدمات کاظمی در کرمان، این خیابان را به نام او اسمگذاری نمودند…» (2).
لازم به ذکر است وی در اولین حضورش در کرمان که با هدف راهاندازی مدارس جدید به این شهر آمده بود، به حزب دموکرات کرمان پیوست و حتی با اعضای این حزب، چندی به فارس تبعید گردید. او پس از کودتای 28 مرداد 1332 نیز از طرف دولت برای دومین بار به استانداری کرمان انتخاب گردید.
سید مصطفیخان کاظمی همواره با کرمانیان ارتباط نزدیک و خوبی داشت، به نحوی که پس از عزیمت وی در مرتبه دوم استانداری کرمان، به پاس قدردانی از فعالیتهای عمرانی و فرهنگی او و همچنین مذمت از دوران استانداری پیرنیا، این بیت شعر طنز ساخته و در کرمان دهان به دهان پخش شده بود:
«بعد از کاظمی، آن مرد خدا
کَر بیا، کُور بیا، پیر نیا» (3)
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 3، ص 1282.
(2) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 128 و 129.
(3) ـ نقل از مرحوم سید محمدرضا هاشمی (مدیر دوم روزنامه بیداری).
مشارالدوله حکمت
1312 شمسی
«نظامالدین حکمت، ملقب به مشارالدوله، متولد 1262 ش. در شیراز، فرزند حاج میرزا حسامالدین مشارالدوله شیرازی که از ملاکین و متنفذین شیراز بود، دو فرزند خود نظامالدین و رضا (سردار فاخر) را تحت تربیت و مراقبت دقیق قرار داد و در تحصیل آنها کوشش بسیار نمود. نظامالدین پس از فراغت از تحصیل، در نهضت مشروطیت با مشروطهخواهان هما آهنگ شد و چون جوانی پر شور و مطلع بود، مورد توجه آزادیخواهان قرار گرفت.
در 1290 برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و لیسانسیه حقوق شد. پس از بازگشت به ایران، در انتخابات دوره سوم با کمک حزب دموکرات از شیراز به وکالت رسید و پس از تعطیلی مجلس جزء مهاجرین بود. پس از مراجعت به ایران، به معاونت وزارت فوائد عامه منصوب شد. مدتی نیز معاون معارف و معاون وزیر جنگ بود.
در فروردین 1304 ش. در کابینه سوم سردار سپه به کفالت وزارت فوائد عامه منصوب گردید. پس از فوت پدر، لقب مشارالدوله به او رسید و به حکومت کردستان رسید. رفتار و برخورد او با مردم کردستان موجبات رضایت اکراد را فراهم کرد و سالها در آنجا با محبوبیت حکومت کرد. چندی هم حاکم بنادر و کرمان (1312 ش.) بود تا این که در مهر ماه 1313 ش. با فوت محمدعلی دولتشاهی، در کابینه فروغی به سمت وزیر پست و تلگراف معرفی گردید.
در کابینه جم نیز همچنان عهدهدار این سمت بود تا این که در سال 1315 ش. در 54 سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت و در باغ طوطی در زاویهی حضرت عبدالعظیم مدفون گردید. مردی نیک نفس و لایق بود و به شیوه اشراف زندگی میکرد» (1).
در مورد استانداری نظامالدین حکمت در کرمان آمده است: «… در اوایل شهریور سال 2492 [1312 ش.] به حکومتی کرمان تعیین و در پانزدهم همین برج به کرمان وارد و مورد استقبال سرشناسان و روسای قشونی و کشوری قرار گرفت. در زمان حکومتی او اتفاق مهمی رخ نداد و در تیر ماه سال 2493 [1313 ش.] باران مفصلی بارید، سیلهای مهیب از کوههای اطراف کرمان سرازیر از دهاتی که رودخانه داشت و نزدیک کوه بود. علاوه بر حیوانات اهلی… زیاد سیل برد، درختهای کهن را از ریشه کند و با خود برد و از تمام دهات تقریباً صد و پنجاه نفر زن و مرد و کودک را سیل با خود بر که جسد بی جان آنان پس از آن که آب فرو نشست، از کنار رودخانهها پیدا شد… در زمان این حکومت بیشتر خندقها را پر نموده، روی آنها خیابان احداث شد و بعضی از خندقها که گوشه و کنار واقع شده بود، بلدیه اعلان نمود که مردم میتوانند آنها را پر نموده، مجانی تصاحب نمایند. در زمان این حکومت، وزیر معارف آقای علی اصغر حکمت به کرمان آمد و از مدرسهها دیدن نمود و عدهای از معلمین پیشنهاد نمودند تا اجازه به مدارس ملی داده شود تا غیر از شش کلاس ابتدایی، سه کلاس متوسطه هم مفتوح نمایند… علی اصغر حکمت دستور داد تا دانشسرای مقدماتی جهت تربیت معلم دخترانه و پسرانه دایر نمایند و باغ رئیس بانک شاهنشاهی که متعلق به انگلیسها بود، وزارت فرهنگ آن محل را خریداری نموده بود (2)، برای این منظور انتخاب گردید و نیز محل بانک هم که در بازار وکیل واقع بود، جهت اداره معارف و اوقاف تعیین گشت…» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 589.
(2) ـ منظور دانشسرای تربیت معلم واقع در خیابان زریسف.
(3) ـهمت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 130.
احمد رضوی
احمد رضوی استاد دانشگاه و نایب رئیس مجلس دوره هفدهم در ۱۲۸۵ در کرمان متولد شد.
مهندس رضوی تحصیلات مقدماتی را در کرمان و تهران به پایان رساند. سپس برای تحصیلات عالیه به خارج از کشور رفت. او با اخذ درجه دکترای مهندسی از فرانسه به کشور بازگشت و با سمت دانشیاری به تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران پرداخت.
احمد رضوی از زمره نخستین افرادی بود که بعنوان هیئت مؤسس برای تشکیل حزب توده دعوت گردید و در اولین جلسه تشکیل حزب توده نیز شرکت کرد ولی با توجه به نوع موضع گیریهای افراد حاضر در جلسه پس از آن دیگر در جلسات حزب توده شرکت نکرده و عضویت در حزب توده را رد نمود. او در ادامه فعالیتهای سیاسی گروهی به حزب ایران پیوست و در مجلس پانزدهم توسط با حمایت حزب دموکرات ایران قوام به از کرمان مجلس شورای ملی راه یافت و در سال ۱۳۲۷ طی نطق جنجالی و پر سر و صدائی به شدت از وضع فساد ارتش و اوضاع نابسامان کشور انتقاد کرد. تا جائی که ساعد نخست وزیر وقت گفته بود: «تأثیر نطق پر مغز مهندس رضوی برای کشور از یک صد هزار قشون بیشتر بود» مهندس رضوی در سال ۱۳۲۸ به جبهه ملی پیوست و در زمره همکاران محمد مصدق قرار گرفت و بعد هم به نمایندگی مجلس و سمت نایب رئیس مجلس رسیده و قاطعانه از دولت حمایت میکرد و به خصوص با توجه به عدم حضور آیت الله کاشانی در مجلس در اکثر اوقات او ریاست مجلس را بر عهده داشت و بعدها هم در حمایت از دکتر مصدق استعفا داد.
مهندس رضوی در زمان کودتای ۲۸ مرداد همراه دکترمصدق بود و پس از تسلیم خود به مقامات نظامی باز هم بر افتخار آمیز بودن خدمات دکتر «مصدق» تأکید کرد و به ۱۰سال زندان زندان محکوم شد. او بعداً با عفو شاه آزاد شد. اما کرسی استادی دانشگاه را از او گرفتند که به شدت در مضیقه مالی قرار گرفت و سرانجام در سال ۱۳۵۰ در اثر تصادف رانندگی در بلژیک درگذشت.
باستانی پاریزی در خصوص مهندس رضوی این خاطره را نقل میکند:
از چند نفر آدمی که نزدیک به چهل سال پیش، «برای سعادت ملت ایران» پیشنهاد ملی شدن نفت را به مجلس دادهاند، یک نفر آن کرمانی است.
باز یکی از کسانی که به جرم هواداری مصدق به زندان افتاد و محکوم به ده سال زندان شد کرمانی بوده و مرحوم حبیب یغمایی شعری برای استخلاص او سروده: مگر این سید جلیل القدر – زاده – خسرو خراسان نیست؟ شعر را توسط مرحوم علاء به شاه رساند و عفو او را گرفت و آن سید جلیل القدر که مهندس سید احمد رضوی باشد، به محض آن که پا از ایران خارج گذاشت، در فرودگاه آتن که هواپیما برای سوخت گیری نشسته بود، به مخبرین جراید گفت: ایران باید جمهوری شود و هنوز طنین این صدا از رادیوهای خارجی در گوش مردم ایران بود که اتومبیل مهندس رضوی در حوالی مرز فرانسه و بلژیک به تیر چراغ برق با یک درخت درست نمیدانم، تصادف کرد و مهندس در گذشت و جسد او را آوردند و در پرلاشز کنار قبر صادق هدایت دفن کردند، در واقع او نیز جزء اولینها بود که قدرت مطلقه بعد از کودتا را زیر سؤال قرار داد.
از کنار صندل تا نخلستانهای رودبار
از کنار صندل
تا نخلستانهای رودبار
حکیمی که هفت قرن پیش ارزش سفر و تجارب حاصل از آن را دریافته بود، چه خوش سروده است که:«بسیار سفر خواهد تا پخته شود خامی» و چه محمل مناسبی است سفر برای کسانی که می خواهند پختگی را بیاموزند. عبارت دیگری است که «تجربه ارزشمندتر از علم است» اگر تجربه را مساوی با علوم حسی بگیریم می توان این گونه نتیجه گرفت که علم حسی از علم تئوری بالاتر و برتر است. و علم حسی از جامعه و آداب و رسوم و باورها در سفر چه قابل دست رسی است!
هنگامی که از خوش آب و هوایی و لطافت آب و هوای یک منطقه توصیفی را می شنویم، تنها راه فهم واقعی این توصیف سفر است. بستن بار و بندیل و رحل افکنی در مکان مورد نظر!
شاید که نه حتما به همین دلیل بوده که بزرگانی چون سینوهه، ناصر خسرو، مارکوپولو و دیگران، تن به رنج سفر می سپردند تا از چند و چون زندگی مردمان اعم از آداب و رسوم و آیین و شغل و زراعت و صناعت و تجارت شهرهای مورد بازدید خود مطلع شوند.
تجربه، نگاه و لمس آن چه که در یک شهر و روستا می گذرد، به معرفتی به مراتب بالاتر از آن چه که بر چهره سفید کاغذ نگاشته می شود، به انسان می دهد.
روزهای یک شنبه و دوشنبه دو گزارش از سفرهایی که به روستاهای جنوب استان داشتم منتشر شد. روستای بی نام و روستای پنگ.
اما فارغ از آن سفرنامه ها و گزارش ها لازم دانستم چند نکته را به صورت خرده روایت بنویسم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید؛
کنار صندل: نام کنار صندل سال هاست که بر سر زبان ها افتاده است. زیرا مکانی است که هم برای باستان شناسان مهم است و هم مورخان و دوست داران گردشگری و صد البته برای ساکنان منطقه که سالیان متمادی از محرومیت رنج می بردند و رسانه های گروهی جز از کمبودهای آنان نمی نوشتند و نمی گفتند و به تصویر نمی کشیدند. اما این بار کنار صندل آمده بود تا همه این کمبودها را یک جا جبران کند. لنز دوربین های جهان به یک باره به این سو چرخید تا تمدنی را ثبت کند که گفته می شود قدیمی تر از تمدن بین النهرین است.
وقتی که به جیرفت رسیدیم وقت مان بسیار تنگ بود. معمولاً خبرنگاران وقت کمی دارند. عصر آن روز تصمیم بر این بود تا از سد جیرفت دیدن کنیم. مسافتی طولانی را پیمودیم تا به سد رسیدیم. اما به در بسته خوردیم. نگهبان گفت:«ورود تا اطلاع ثانوی ممنوع است!» و بازگشتیم.
راه کنار صندل را در پیش گرفتیم. گفتند از جیرفت تا کنار صندل تقریباً 30 کیلومتر است. با این ذهنیت که حدود 30 دقیقه دیگر آن جا خواهیم بود حرکت کردیم. اما جاده ای که به این تپه های باستانی ارزشمند می رسید، تا چشم کار می کرد، سرعت گیر داشت. سرعت گیرهای فراوان که پای حرکت مان را کند می کرد. آن قدر که وقتی به تپه کنار صندل رسیدیم هوا کاملاً تاریک شده بود. امکان نگاه دقیق گرفته شده بود. در آن تاریکی با نور چراغ قوه موبایل توانستیم از جاهای مختلف آن دیدن کنیم. آسمان پرستاره کنار صندل بسیار زیبا می نمود.
لباس بلوچی: همان شب به رودبار رفتیم. برای این که قرارمان روستاهای آن شهرستان بود. قبل از آن با اقوام یکی از همکاران که در رودبار، روزگار می گذراند، هماهنگ کرده بودیم. به استقبال مان آمد. لباس سپید بلوچی بر تن داشت. خنده رو و مهربان بود. راه افتاد و ما هم به دنبالش رفتیم. به یک خانه با حیاط بزرگ رسیدیم. ساعتی در مهمان خانه به گفت و گو نشستیم. در بین صحبت های مان گفتم. لباس بلوچی به نظر لباس زیبا و راحتی می آید. گفت:«خیلی خیلی راحته! اما حیف که گیر می دهند.» گفتم:«این که لباس مردم این منطقه است. همه همین لباس را می پوشند.» گفت:«در مسافرت ها ایراد می گیرند. یک بار با خانواده به مقصد مشهد حرکت می کردیم. من هم به خاطر طولانی بودن راه و زمان رانندگی تصمیم گرفتم با لباس بلوچی بروم که راحت باشم. اما در یکی از پلیس راه ها فقط به خاطر لباسم، من و زن و بچه هایم را معطل کردند.» و من متأثر از این که چرا لباسی که یادگار اجداد و نیاکان یک قوم است باید به نمادی برای…. تبدیل شود. مگر نه این است که مردمان این منطقه بی اعتنا به انواع مدها و آلامدهای یک قرن اخیر مقاومت و اصالت فرهنگی خود را حفظ کرده اند. پس چرا باید به تلاش آن ها این گونه پاسخ داده شود. در طول سفر از الطاف این هم وطن رودباری برخوردار بودیم. در حالی که هیچ گونه وظیفه ای هم در قبال ما نداشت و تنها به حکم انسانیت و اصالت فرهنگی خود ما را همراهی می کرد. چه خوب بود که این لباس به عنوان پوشش مهمان نوازی و مهربانی به هم وطنان معرفی می شد. واقعیتی پنهان!
لباس بلوچی نیز به دو نوع زنانه و مردانه تقسیم می شود. لباس های زنانه و مردانه سنتی تفاوت های زیادی با هم دارند. لباس مردانه بسیار ساده است و تنها با 5 متر پارچه سر و تهش به هم می آید. اجرت دست خیاط هم برای دوخت یک دست لباس نهایتاً 30 هزار تومان است. اما تهیه لباس بلوچی زنانه به این راحتی ها نیست. قریب 70 درصد سطح لباس زنان بلوج را سوزن دوزی تشکیل می دهد. نحوه دوخت شان به پته کرمان شبیه است البته با طرح هایی که خاص لباس های بلوچی است. این طرح، زی آستین نامیده می شود. قیمت یک لباس بلوچی زنانه بین 500 هزار تومان تا 15 میلیون تومان آب می خورد.
نخل: نخل از عناصر طبیعی جنوب استان است. علاوه بر برداشت محصول خرما که در اواخر شهریورماه انجام می شود، شاخه و برگ های این درخت زیبا برای عشایر، جنبه کاربردی دارد. شاخه های درخت خرما برای ساخت کپر استفاده می شود. صنعت حصیربافی نیز وابسته به همین درخت است. زنان عشایر برگ های خشکیده درخت خرما را در آب می خیسانند. و بعد از این که آب آن ها خشک شد شروع به بافتن حصیر می کنند. حصیرهایی که روی کپر پهن می کنند و همچنین به عنوان فرش در کف کپرها پهن می کنند. ساختن جارو نیز یکی از دیگر از کاربردهای چوب و برگ خرماست.
کشاورزی: شغل اصلی مردم جنوب کشاورزی است. خاک حاصل خیز و آب و هوای منحصر به فرد این منطقه باعث شده که کشاورزان در طول سال کمتر طعم بیکاری را بچشند. تنوع محصولات زراعی یکی از ویژگی های این مناطق است.
کشت محصولات در فصل پاییز در فضای گلخانه ای صورت می گیرد. در این جا نیز شاخه های نخل نقش ستون گلخانه ها را ایفا می کنند. شاخه ها به صورت منحنی روی زمین قرار می گیرند و نایلون های عریض به عنوان سقف و دیوار روی این ستون های خرمایی قرار گرفته و گلخانه تشکیل می شود.
در روستای مختار آباد رودبار مزرعه ای را دیدیم که پوشیده از لیوان های یک بار مصرف واژگون بود. با کشاورزان منطقه صحبت کردیم. در حال کشت بذر خیار بودند و روی هر بذر لیوانی را به صورت واژگون قرار می دادند و دور لبه های لیوان نیز مقداری خاک می ریختند تا در جای خود محکم شود. کشاورزان می گفتند:«برای جلوگیری از برچیدن بذرها توسط پرندگان این کار را می کنیم. پس از این که بذرها سبز شدند و از زمین سرزدند لیوان ها را جمع می کنیم و برای سال آینده دوباره استفاده می کنیم.»
به این فکر می کردم که اگر باد این لیوان ها را به این سو و آن سو بکشاند چه بر سر طبیعت زیبای این روستا خواهد آمد.
ارتباطات: ارتباطات بیش از آن که ما فکر کنیم، کوه و دشت و دمن را پشت سر نهاده و در جوامع مختلف ریشه دوانده است. همه از موبایل و نرم افزارهای موبایلی استفاده می کنند. اهمیت شبکه های اجتماعی بر همه معلوم شده است. بسیاری از روستاهای دورافتاده از نعمت اینترنت برخوردار هستند. کامپیوتر، لپ تاپ و تبلت به ابزاری معمولی تبدیل شده و هر کسی با هر سطح سوادی از آن بهره می برد. پس بشر امروز در هر کجا که زندگی بکند و با همه کمبودها، دریچه ای دارد که از آن می تواند حوادث جهان را رصد و در حد توان خود تحلیل نماید. پس در دنیای امروز دیگر نمی توان فردی را تنها به دلیل این که شهری است یا روستایی در زمره انسان های کم اطلاع و یا مطلع قرار داد.
