بایگانی مطالب نشریه
حاج سید جواد شیرازی امام جمعه دوره قاجار از سیاست تا قضاوت
حاج سید جواد شیرازی امام جمعه دوره قاجار
از سیاست تا قضاوت
منصور ایران پور
پژوهشگر تاریخ
مقبره حاج سید جواد شیرازی در خیابان 17 شهریور کرمان یکی از بقاع متبرکه ای است که از دوران حکومت قاجاریه مورد زیارت کرمانیان قرار می گرفته است. ساختمان مقبره مربوط به اواخر عهد قاجاریه می باشد و در سال های اخیر کتابخانه ای تحت عنوان علوم قرآنی در داخل رواق اصلی آن ایجاد گردیده است. سید جواد اصالتأ اهل شیراز بوده که پدرش حاج سید محمدرضا و جدش حاج سیّد مهدى هر دو تاجر و در شمار ثروتمندان شیراز بودند. بر اساس گفته ها نسب ایشان به امام سجاد (ع) می رسد. سیّد جواد علاوه بر تجارت در کنار پدر، هم زمان به فراگیری علوم اسلامی نیز پرداخته است. سپس با توجه به علایقش وارد سیاست شد و به دربار محمد شاه قاجار راه یافت. بدین ترتیب در شمار روحانیون درباری قرار گرفت. ناظم الاسلام کرمانی در تاریخ بیداری ایرانیان می گوید که وی از سال 1253 قمری (1216 شمسی) به امام جمعگی کرمان منصوب شد و در سال 1287 قمری (1249 شمسی) بدرود زندگانی گفت. جمعأ 34 سال.
بدین ترتیب می توان گفت که آقا سید جواد از زمان حکومت شاهزاده فیروز میرزا در کرمان یعنی دوره حکومت محمد شاه قاجار به امامت جمعگی کرمان منصوب گردید و در ابتدای حکومت وکیل الملک ثانی یعنی زمان حکومت ناصرالدین شاه بدرود حیات گفته است. بنابراین تقریبأ بخشی از مهم ترین اتفاقات کرمان در زمان این امام جمعه افتاده است. دورانی مملو از سختی و فقر و گرسنگی برای کرمانی و تعویض مداوم حکومت ها و خرید و فروش حکومت کرمان توسط شاهزادگان و بزرگان در عوض پرداخت مالیات و خراج بیشتر. دورانی مملو از ظلم و استبداد و فاجعه انسانی مرگ و میرهای فراوان در کرمان. حاج سید جواد شیرازی با یکی از دختران یا شاید هم نوادگان ابراهیم خان ظهیر الدوله ازدواج نموده و در همین زمان باغ فتح آباد ساخته شده و جنگ های مذهبی آقاخان محلاتی در کرمان رقم خورده است.
به همین سبب در مواقعی برای حفظ جان کرمان را رها کرده و به شیراز یا تهران رفته است. وی در کرمان علاوه بر امام جمعگی، مسئولیت نظارت بر امور شرعیه را نیز بر عهده گرفت. بدین ترتیب نقش سید از بعد سیاسی و اجتماعی در کرمان افزایش یافت و موقعیت حکومتی قدرتمندی یافت. چنان که حتی فیروز میرزا هم هنگامی که از حکومت کرمان عزل شد، دست به دامن سید گردید و او را برای وساطت به تهران فرستاد. سید جواد مدت زیادی در کرمان مسئولیت مذهبی داشته و به رغم جنگ ها و اتفاقات ناگوار و فقر و قحطی های فراوان، اما همچنان در پست امام جماعت و مسئولیت امور شرعیه که یک مسئولیت دولتی بوده، باقی مانده است.
در خصوص علم وی و یا اشرافیتش بر شعر و یا علوم دینی حرف های زیادی زده شده که عمدتأ از سوی نوادگانش بوده است. برای مثال از جلسات درس وی در مدرسه معصومیه و تفسیر سه بیت اول مثنوی در عرض سه ماه زمستان سخن به میان آمده و یا از حضور مخفیانه ملاهادی سبزواری در پای درس ایشان در همین مدرسه معصومیه گفته اند و یا گفته شده که به مدت دو سال به مکه و مدینه رفته و از محضر درس شیخ عبدالله سراج بهره برده است. این در حالی است که حتی یک کتاب در علوم اسلامی و یا معرفی مذهب تشیع و یا شعر از او بر جای نمانده است. بر مبنای آن چه که حاج سیاح از مدرسه معصومیه در سفرنامه اش گفته این مدرسه آن زمان خرابه ای بیش نبوده است. یکی از کارهای مهم ایشان در کرمان ایجاد دیوان خانه می باشد. دیوان خانه تصمیم گیری برای مشکلات قضایی مردم را به مانند عدالتخانه اما بر اساس قوانین شرعی بر عهده داشته است. وی به اتفاق سه تن از علمای آن زمان شامل مرحوم حاج آقا احمد و مرحوم آخوند ملا محمّد ربیع و مرحوم آخوند ملا یوسف عصرها در محل دیوان خانه می نشستند و به قضاوت می پرداختند و اختلافات مردم را حل و فصل می کردند.
به حدی که هر دعوایى به دیوان خانه امام جمعه مىرفت در همان جلسه اوّل فیصله مىپذیرفت. اما یکی از مشکلات این بوده که فقط فقرا با فقرا و یا مردم عادی می توانستند بر علیه هم اعلام دعوی کنند و هیچ گاه خان و یا ارباب و ثروتمندی در مواجهه با یک کارگر و مردم معمولی قرار نمی گرفته است. زیرا رسیدگی به دعاوی مردم بر علیه خان زادگان و شاهزادگان بر عهده شخص حاکم کرمان بوده و در این گونه مواقع همیشه حق به ثروتمند و قدرتمند داده می شد. یکی از کارهای ماندگار سید که دل کرمانیان را به دست آورده، ساختن رواقی بر روی محل سنگسار شدن مشتاق علی شاه می باشد. چنانچه به فکر افتاد تا محل قتل مشتاق را که به صورت تل خاکى در برابر مسجد جامع قرار داشت به مسجد اضافه نماید و در جای آن شبستانى بسازد تا محل خواندن نماز مردم گردد. او در این باره خوابی هم دیده که به وی گفته شده محراب را در گوشه شبستان قرار دهد. زیرا دقیقأ همان جا مکان سنگسار مشتاق علیشاه بوده است. بنابراین به معماران دستور می دهد که محل قتل مشتاق، محراب مسجد گردد. گفته شده که این تنها محرابى بوده که در تمام مساجد کرمان برخلاف عرف در وسط قرار نداشته است. به هر حال مرحوم آقا سید جواد علاوه بر این امور به تبعیت از پدران خود دستی بر بازرگانی کرمان داشته و از این راه ثروت زیادی کسب نموده است. به حدی که علاوه بر مالکیت کامل ساختمان دیوان خانه، باغ بزرگ و زیبایی هم در ریگ آباد داشته و کاروانسراى هندوها که محل تجارت بازرگانان هندی بوده نیز متعلق به ایشان می باشد و به اجاره هندی ها داده شده است. وی در زمان حیاتش موفق شد که کتابخانه بزرگی از کتاب های خطی و مهم روزگار خود را جمع آوری نماید. اما پس از فوتش به دست ورثه افتاد و در نهایت این اموال توسط آقاى احمد جوادى از نوادگان ایشان به کتابخانه دانشگاه تهران اهدا گردید.
آقا سید جواد شیرازی در دهم ذى القعده 1287 وفات یافت و به گفته شیخ یحیی احمدی از نویسندگان کرمانی جسد وی را در خارج از دروازه وکیل، در عمارتى که خودش بنا نهاده بود دفن کردند. مقبره وی از سال ها پیش به نام «مزار آقا» مشهور است. این زیارتگاه داراى چهار صفّه زیباى آیینه کارى شده است که در وسط آن آرامگاه و قبر مرحوم حاج سیّد جواد قرار دارد. مقبره از غرب به صحن بزرگ دوهزار مترى راه مىیابد. که در وسط آن آرامگاه مرحومه خانم گوهرتاج هروى واقع شده، از شمال به دو اتاق بزرگ و از جنوب به یک سالن مطالعه و از جنوب شرقى نیز به رواق امتداد دارد. تمام رواقها به طرز زیبایى رسم بندى و مقرنسکارى شده اند. البته مرمت بنا در طی سالیان توسط ورثه ایشان انجام گرفته و کل بنا در تاریخ 18/2/1380به شماره 3821 ثبت آثار ملّی و تاریخى گردید.
زرتشت؛ پیامبری هند و اروپایی
زرتشت اولین و آخرین پیامبر اقوام هند و اروپایی و آریایی نژادها و ایرانیان است. پیش از او مردم ایران قوای طبیعت مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد را می پرستیدند. اما زرتشت انسان ها را به پرستش خدای یگانه فراخواند و پس از سال ها تلاش عده زیادی به دین او گرویدند.
ظاهراً زرتشت دهقان زاده ای بوده که ریشه آریایی داشته است. اصل نام زرتشت احتمالاً «تراتشتر» بوده که کلمه آریایی قدیمی است. معناهای زیادی برای نام زرتشت ذکر کرده اند که از جمله «دارای زرد شتران» یا «صاحب کهن شتران» است.
تاریخ تولد زرتشت مجهول است. بعضی روایات حاکی از این است که او در 660 پیش از میلاد زندگی می کرده. ولی دلایل محکم تر نشان می دهد که زمان ظهور او در حدود هزار سال قبل از میلاد بوده است.
محل تولد زرتشت نامشخص است. برخی تولد او را در ناحیه ماد (آذربایجان) و تخت سلیمان کنونی و یا ارومیه می دانند و به همین دلیل دریاچه ارومیه را مقدس می شمرند. برخی می گویند که در بلخ (بلخ اینک جزو کشور افغانستان است) که در شرق ایران بوده متولد شده و عده ای نیز محل ولادت او را ری که نزدیک تهران است می دانند. ولی ظاهراً او در غرب ایران به دنیا آمده و در شرق ایران به کار دعوت پرداخته است.
در واقع زرتشت به مشرق پناه برده است. چراکه کار دعوت به دین در وطنش از پیش نمی رفته و یا شاید هم دشمنانش او را دنبال می کرده اند. بنابراین او با چند نفر از یارانش برای فرار از آزار و اذیت به شرق ایران رفته است.
زرتشت از همان آغاز عمر به مهربانی و سرشت لطیف معروف شد. در هنگام بروز قحطسالی که در ایام جوانیش اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان احترام و مهربانی و نسبت به جانوران محبت و شفقت داشت.
در منابع یونانی آمده که زرتشت هفت سال را در غاری درون کوهی به خاموشی مطلق سپری کرده. گفته می شود این غار در نزدیکی دریاچه ارومیه و در بالای کوه سبلان قرار داشته. کوه سبلان همچنان هم زیارتگاه و محل توجه است. شهرت زرتشت به روم هم رسیده بود.
زرتشت در سن 30 سالگی به مکاشفاتی رسید. معجزات و کرامات زیادی برای زرتشت نقل می کنند. از جمله می گویند نخستین بار که به زرتشت کشف و شهود دست داد نزدیک وطن خود بود که شبحی بلند قد که قدش نُه برابر انسان عادی بود در برابرش ظاهر شد. فرشته با او به گفت و شنود پرداخت و به او فرمان داد که روانش را پاک کند، آن گاه صعود کرده و در پیشگاه اهورامزدا (خدای حکیم) حاضر شود. او هم به این فرمان عمل کرد و خداوند که پیرامونش فرشتگان بودند به او نظر کرد. او ده سال را به پرستش مزدا مشغول بود و مردم زمانه اش او را آزار می دادند و به او ستم می کردند. پس از این مکاشفه شروع به تعلیم مردم کرد. در ابتدا کسی به سخنان او گوش نمی داد. او چند بار ناامید شد و روان پلید «انگره مینو» او را وسوسه کرد که عبادت مزدا را کنار بگذارد. لکن زرتشت در عقایدش پایدار بود.
کرمان بر پشت اسب
بخش 21
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
کرمان پایتخت ولایت باستانی کارمانیا از لحاظ اهمیت صرفاً بعد از اصفهان قرار داشت، چون زمانی تجارت اروپا در راه رسیدن به خلیج فارس از کرمان می گذشت. اولین ذکر نامی که از کرمان به عمل می آید در تاریخ هرودت است که از کارمانیا به عنوان یکی از ساتراپ نشین ها سخن می گوید و اسکندر و ارتش او در راه برگشت از هند از این ولایت گذشتند. کرمان جز امپراتوری پارت ها شد تا اردشیر که در افسانه های محلی مشهور است، کرمان را فتح کرد و سلسله ساسانی را بنیان نهاد. یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی وقتی اعراب تحت خلافت عمر ایران را فتح کردند فرار کرد. در قرون وسطی، کرمان مقر نسطوریان شد. جزئی از آن کلیسای تبلیغی که مدارس الهیات و فلسفه در سراسر آسیا در قرن چهارده داشت و آخرین بقایای آن به اصطلاح کلیسا سوری است. اما شاید از جالب ترین حقایق در مورد آن، ارتباطش با جهانگرد بزرگ، مارکوپولو باشد که در پایان قرن 13 دو بار از این شهر بازدید کرد. کمتر جایی بیش از کرمان از دست متجاوزین آسیب دیده است. عمر، چنگیزخان، تیمور، افغان ها و نادرشاه به نوبه خود آن را غارت کردند. در حالی که در سال 1794 (1173) آغامحمدخان خونریز، بنیانگذار سلسله قاجار تقریباً شهر را نابود ساخت. لطفعلی خان آخرین پادشاه زند با مردانگی تمام در برابر محاصره گر درنده خوی مقاومت کرد. دو سوم سربازانش در اثر قحطی مردند تا این که شهر در اثر خیانت به دست دشمن افتاد و شاهزاده شجاع اجباراً به بم فرار کرد. آغامحمدخان بعداً کرمان را به دست سربازانش داد که هر کار خواستند بر سر سکنه نگون بخت آوردند. گویند سربازان را فرا نخواند تا هدیه بیست هزار جفت چشم دریافت داشت. جای تعجب نیست که شهر هرگز از این ضربه کوبنده کمر راست نکرد و در میان شهرهای ایران امروز به خاطر فقر و تعداد گدایانش شهره است. کرمان همان طور که می دانیم با مقیاس کوچکی در سلطنت فتح علی شاه بازسازی شد و حدود یک چهارم وسعت پیشین است. کرمان در حصار بلند چینه ای محصور است و خندق عمیقی آن را احاطه کرده است. در یک طرف ارگ برج و بارو دارد که محل سکونت حاکم فعلی است. من نمی توانم شخصاً شرحی از درون شهر بدهم چون در تمام مدت اقامتم در نزدیکی آن به درون حصارهای شهر نرفتم. برادرم می ترسید عوام که قبلاً یک زن انگلیسی ندیده اند، گروهی بر سر من بریزند. اما او و هرکس دیگری به من اطمینان می دادند که مطلقاً چیز دیگری در شهر وجود ندارد. به جز خانه های خشتی فرو افتاده، بازارهای کثیف و گدایان بی شمار، از این رو خیال نمی کنم خیلی از دست داده باشم. تنها ساختمان واقعی قدیمی باقی مانده در شهر «گنبد سبز» یا مسجد سبز است که قبل از دیدار مارکوپولو ساخته شده است. تاریخ 1242 (621هـ) در کتیبه ای در درون آن مشهود است و گنبد سبز آن که نصفش خراب شده از چند کیلومتری از وسط دشت پیداست. موجب خرابی نسبی گنبد سبز حاکمی بود که گمان می کرد دفینه ای زیر دیوارهایش پنهان شده است. نصف آرامگاه را در کوشش واهی جست و جوی گنج خراب کرد.
انتقادات کرباسچی از مواضع محمودصادقی: سر دادن شعارهای افراطی و بعداً عذرخواهی یأسآفرین است
انتقادات کرباسچی از مواضع محمودصادقی:
سر دادن شعارهای افراطی و بعداً عذرخواهی یأسآفرین است
اعتماد نوشت: غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران به تحلیل آخرین وضعیت نیروهای سیاسی، فراکسیون امید، انتخابات ریاست جمهوری و البته گذشته خود در شهرداری تهران پرداخت.
بخشهایی از این مصاحبه در ادامه میآید:
اگر رقیب روحانی در انتخابات ریاستجمهوری دوازدهم از همین افراد مطرح جناح اصولگرا باشند، قطعا مردم به مقایسه عملکرد و جهتگیریهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن ها خواهند پرداخت و به احتمال بسیار زیاد رای اکثریت مردم، آقای روحانی خواهد بود. در مقابل، اگر رقیب انتخاباتی روحانی فردی با برنامهها و تیم اجرایی بهتر، باشد شرایط متفاوت میشود و خیلی نمیتوان مطلق در باب نتایج آن انتخابات، اظهارنظر کرد. ولی روشن است که چنین رقابتی درشرایط کنونی مطرح نیست.
اعضای فراکسیون امید برای کسب تجربه کار تشکیلاتی و پارلمانی به زمان بیشتری نیاز دارند؛اما مِن حیثالمجموع به نظرم عملکرد این فراکسیون در مجلس دهم به تدریج ارتقا پیدا کرده است. فراکسیون امید هم میتواند رفته رفته در فضای سیاسی کشور جای خود را باز کند مشروط بر اینکه اعضای آن از مواضع و نطقهای تهییجی و شعارگونه اجتناب کنند.
من برخی از مواضع اتخاذ شده اخیر از سوی تنی چند از اعضای فراکسیون امید را چندان برای کشور مفید نمیدانم. برای نمونه آقای محمود صادقی یکی از اعضای بسیار شریف فراکسیون امید است که فرزند شهید بزرگواری هم هست؛ اما اینکه یک سری شعارهای افراطی از سوی وی یا هر فرد دیگری مطرح شود که بعداً با عذرخواهی همراه باشد، به دور از پختگی و بلوغ سیاسی است و در نهایت، یأسآفرین است. «شهامت» ارزش والایی است اما مشروط به آن که مجموعهای را به اهدافش نایل کند نه اینکه کسی یک قدم روبه جلو بگذارد و بعد به واسطه این پیشروی، کل مجموعه ده قدم به عقب پرتاب شود!
در شرایط فعلی اصولگرایان از ضعف و زوال محوریت سیاسی رنج میبرند و دیگر همچون دهههای گذشته نمیتوانند با یک محوریت خاص، رفتار سیاسی و انتخاباتی خود را طراحی کنند. میتوان چنین گفت که پس از وفات آیتالله مهدوی کنی، این ضعف و خلأ در جریان اصولگرایی به اوج رسید و در نتیجه به اجماع رسیدن آن ها در انتخابات بسیار بعید است. اما در مقابل، اصلاح طلبان و اعتدالگرایان در این زمینه از وضعیت مطلوبتری برخوردارند.
آقای روحانی کارنامه قابل قبولی دارد و با این افرادی که عموماً از جناح مقابل برای کاندیداتوری در انتخابات مطرح میشوند. قابل مقایسه نیست و قطعاً در مقابل این افراد، کاندیدای نیروهای اصلاحطلب و اعتدالگرا و حتی بخشی از اصولگرایان، آقای روحانی است.
آقای توکلی گفته بود، من پایهگذار فساد در شهرداری هستم. این حرف بسیار عجیب است. به نظر ایشان باید ساختوساز و نوسازی در شهر نمیشد؟ یا هر که میساخت بدون عوارض و هزینه میساخت؟ پس هزینه شهر از کجا میآمد؟ تمام کارها و اجازه ساخت و اخذ هر عوارضی با مصوبات قانونی بوده؛ بسیاری از مجوزهای ساخت و ساز هم که صادر شد با نظر و حتی تاکید همین مقامات و مسوولان در ردههای مختلف بود. بسیاری از این بنیادها و ارگانهای انقلابی در آن مقطع خواستار تراکم و ساخت و ساز بودند و به واسطه مصالح و مشکلاتی که داشتند به آنها مجوز داده میشد. مجوزهای زیادی هم به افراد دیگر جامعه داده میشد؛ وقتی شما به یک ارگان و نهادی مجوز ساخت و ساز میدهید و مثلاً به دانشگاهی همچون دانشگاه امام صادق اجازه میدهید سر یک چهارراه، چند هزار متر تجاری بسازد، دیگر نمیتوانید جلوی ساخت و ساز یک مغازه ۱۲ متری را به عنوان خلاف بگیرید. حالا به خاطر مصالحی مجوز برخی ساخت و سازها به آن ارگانها و نهادها داده شد و دعوای اصلی این شد که عوارض قانونی و آن ۵۰ درصد را بدهند یا نه؟
به آقای سلیمی گفتم که ما مناظرهای با شما نداریم. شما ادعا کردید که ما در شهرداری بذل و بخشش کردیم باید آن را ثابت کنید. من باز هم میگویم هر کس کار خلافی در آن دوره شهرداری از من سراغ دارد، سند آن را منتشر کند.(انتخاب)
سفیر ایران در توکیو خبر داد: توصیه برجامی ژاپن به ایران و آمریکا
سفیر ایران در توکیو خبر داد:
توصیه برجامی ژاپن به ایران و آمریکا
رضا نظرآهاری سفیر ایران در توکیو در خصوص دستاوردهای سفر ظریف به ژاپن اظهار داشت:«در چند سال گذشته اولین بار بود که با این کیفیت اتفاق افتاد. در این سفر ظریف در راس هیاتی نسبتاً پرجمعیت از بخش خصوصی به ژاپن آمد و بخشهای دولتی وابسته به بخش اقتصادی نیز برای اولین بار مستقیماً از این ظرفیت سیاسی و دعوتی که از سوی همتای ظریف در ژاپن صورت گرفته بود، استفاده کردند.» وی با بیان اینکه در حاشیه این سفر ملاقاتهای خوبی بین بخش خصوصی ایران با شرکتهای ژاپنی صورت گرفت، گفت:«رییس اتاق بازرگانی تهران و رییس بخش نانو تکنولوژی نهاد ریاست جمهوری با شرکتهای این حوزه دیدارهایی داشتند و کرباسیان و چند تن از مسئولان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نیز برای برداشته شدن موانع کار اقتصادی دو طرف رایزنیهای مهمی داشتند و رودرو با شرکتهای ژاپنی وارد مذاکره شدند.»
سفیر کشورمان در ژاپن به موضوع توافق ایمنی هستهای بین دو کشور نیز اشاره کرد و گفت:«این توافق در جریان تاکید مقامات ژاپنی درباره حمایت از برجام بود. در این چارچوب ژاپنیها اعلام کردند حدود 200 میلیون ین ژاپن معادل 2 میلیون دلار به طرح ایمنی هستهای در ایران کمک میکنند و این در چارچوب فعالیتهای ایران و آژانس برای ایمنی طرحهای هستهای است.» نظرآهاری تاکید کرد:«این توافق به طور سمبلیک به این معنا بود که ژاپن حاضر است برای ادامه و اجرای موفقیتآمیز برجام هزینه کند و در بحث ظرفیتهای دو جانبه ژاپنیها برای بالا بردن استانداردهای ایمنی هستهای به ایران قرار است، کمک کنند. با توجه به اینکه نیروگاههای ژاپن در معرض زلزله است، این کشور در امر ایمنی هستهای تجربه بالایی دارد. در این چارچوب هم کارش را با آژانس شروع کرده و اقداماتی برای امنیت نیروگاههای هستهای ما ترتیب داده است.»
وی در خصوص واکنش مقامات ژاپنی به تمدید قانون تحریم ها در مجلس سنای آمریکا گفت:«ژاپنی ها سعی می کنند در این موضوعات در اظهاراتشان وارد مباحث چالشی نشوند. توصیه ژاپن به آمریکاییها این است که سعی کنند حدالمقدور از اتخاذ مواضعی که ناقض برجام است خودداری کنند؛ از ما هم میخواهند که آغاز گر برهم زدن برجام نباشیم.»
نظرآهاری خاطر نشان کرد:«موضع ما هم این است اما اگر طرف مقابل نقض کند ما سریع و شدید پاسخ میدهیم. این ما هستیم که باید در مورد این تصمیمم بگیریم و عمل کنیم. ژاپنیها به طور کلی از برجام حمایت میکنند و درخواستشان هم این است که کسی این توافق را برهم نزند. برای ژاپن فضاهای اقتصادی و نفتی وقتی امکانپذیر است که در شرایط توافق بین المللی حرکت کنیم. به این دلیل که اگر بانکهای اینها دوباره با تحریم بانکهای ایران مواجه شوند. طبعاً قدرت مانور زیادی ندارند چرا که بانکهای این ها عمدتا در کشورهای آمریکا و اروپایی سهام دارند و به همین دلیل از برجام حمایت میکنند. آن ها تنها تحت برجام میتوانند با ایران همکاری کنند.»
نامه خالق «جناب خان» خطاب به مردم
نامه خالق «جناب خان» خطاب به مردم
سعیدسالارزهی مالک و خالق عروسک جناب خان در نامهای خطاب به مردم، توضیحاتی درباره عدم حضور جناب خان در «خندوانه» ارائه کرد.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی راه دانا، متن این نامه به شرح زیر است:
از سال نود که تلاشم را برای خلق جناب خان و کوچه مروارید شروع کردم گهگاه خوشبینانه تخیل میکردم که در مراسمی دعوت شده و بابت نقشم در خلق جناب خان و کوچه مروارید تقدیر و تحسین میشوم و بعد از دو سال بیتوجهی مطلق بالاخره این اتفاق در چهارشنبه شب گذشته افتاد و در دادگاهی به اسم برنامه خندوانه که در آن قاضی و شاکی هر دو یک نفر بودند نام من هم برده شد ولی به عنوان متهم.
دوست عزیز و رفیق قدیمی من رامبد جوان در برنامهاش از جای خالی جناب خان گفت و از هیولایی که جلوی حضور این کاراکتر ملی را در برنامهاش گرفته است، بی آنکه حتی اجازه دهد در برابر آن همه سخن و اتهام، فرصت پاسخگویی برای من وجود داشته باشد یا لااقل من بتوانم از آنچه که طی این سالها بر من و جناب خان گذشته سخنی بگویم.
مردم عزیز ایران! من مثل دوستانم امکان استفاده از رسانه ملی و تریبون چند میلیونی را ندارم و بلد نیستم با گروگانگرفتن احساسات پاک یک ملت خودم را محق جلوه دهم. تنها کاری که طی دو سال گذشته انجام دادهام این بوده که به خاطر عشق مردم به جناب خان و حفظ حرمت دوستی، اجازه حضور او را بدون دریافت یک ریال یا گرفتن امتیازی دادهام چون میدیدم عروسکی که من، محمد نادری، امیر سلطاناحمدی، رضا کاظمینژاد، سارا سالار، هدیه هاشمی و دیگر همکارانم چند سال برای ساخت، طراحی شخصیت و ویژگیهایش زحمت کشیدیم، عروسکی از بین چندین و چند عروسک دیگر که برای خلق هر کدامشان هزینه شد، انتخاب شد و به کوچه مروارید آمد، توانسته در برنامه دیگری صدای مردم خودش باشد و لبخند بر روی لب آنان بیاورد. اما حالا نتیجه این همکاری، تبدیل شده به برگزاری دادگاه یکطرفهای که در آن، شاکی راضی به خانه بازگشته است.
برخلاف آنچه که گفته میشود، اعتقاد راسخ دارم این برنامه خندوانه نبود که باعث شهرت جناب خان شد بلکه برعکس این جناب خان بود که با حضور پرمهرش و ویژگیهای شخصیتی که ما برای آن ساخته بودیم باعث موفقیت دو چندان این برنامه شد. اما متاسفانه روندی که طی شد و استحاله جناب خان از یک شخصیت نکتهبین و حقدوست، به شخصیتی مجیزگو و متملق باعث شد در روند دو سالهام تجدیدنظر کنم و بیش از این چشمم را به روی حقوق مادی و معنوی خودم و همکارانم نبندم.
در ضمن وقتی که از عدم دریافت پیشنهاد مناسب برای ادامه همکاری حرف میزنم منظورم پیشنهادی عادلانه، اخلاقی و حرفهای بوده است که متاسفانه این امر تا کنون صورت نپذیرفته و همه پیشنهادها از جمله پیشنهادی که توسط خانم برومند به من منتقل شده، فقط و فقط صحبت از واگذاری اجباری و بدون قید و شرط مالکیت جناب خان با شرایط آنها و بدون توجه به رضایت قلبی من و همکارانم بوده است.
حالا قضاوت با شما. اگرچه رساندن صدایم به شما کار سختی است آن هم وقتی که انگار همواره حق با کسی است که صدایش بلندتر است. من همچنان منتظر باز شدن در همکاری و تعامل هستم. در سر، جنگیدن یا حذف یک کاراکتر ملی را ندارم و امیدوارم روزی برسد که بدون تهدید، بدون قلدرمآبی و بدون تطمیع و دروغ بتوانیم کنار هم کار و زندگی کنیم.
166 نماینده مجلس از تدوین حقوق شهروندی حمایت کردند
166 نماینده مجلس از تدوین حقوق شهروندی حمایت کردند
166 نماینده مجلس شورای اسلامی در بیانیه ای از رئیس جمهوری برای تدوین منشور حقوق شهروندی حمایت و قدردانی کردند.
این بیانیه را احمد امیرآبادی فراهانی عضو هیات رییسه مجلس در پایان جلسه علنی نوبت صبح یکشنبه قرائت کرد.
نمایندگان در این بیانیه آورده اند:«همانگونه که بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردهاند دفاع از حقوق آحاد ملت و حفظ کرامت، شرافت و امنیت اقشار مختلف مردم فارغ از ویژگیهای جنسیتی، سنی، طبقاتی، جغرافیایی، مذهبی و قومیتی آنان، جزء آرمان های بنیادین انقلاب اسلامی و اصول اولیه و انسانی جمهوری اسلامی ایران است.»
در این بیانیه تصریح شده است:«ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی با قدردانی از رئیس جمهوری محترم برای اهتمام ویژه ایشان برای تهیه و تدوین منشور حقوق شهروندی به همه مقامات و اندیشمندانی که در این زمینه دولت محترم را یاری کردهاند، ضمن حمایت از این منشور آمادگی خود را برای کمک به تهیه، تدوین و تصویب تصمیم ساز و کارهای لازم برای اجرای این طرح مهم اعلام میداریم.»
عضو هیات رییسه مجلس تصریح کرد:«جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام دینی مردمسالار از ابتدای حیات خود به رغم تبلیغات دشمنان قسم خورده و بوقهای تبلیغاتی بیگانه و مدافعین دروغین حقوق بشر همواره بر آزادی، عزت و کرامت انسانها به ویژه مظلومان در سراسر جهان تأکید کرده و در این زمینه از هیچ کوششی در سطح ملی، بینالمللی و منطقهای فروگذار نکرده است.»
در این بیانیه نمایندگان آورده اند:«امید است با رونمایی از منشور حقوق شهروندی در فضای بینالمللی که گفتمان مترقی و انسانی جمهوری اسلامی ایران در نقاط مختلف جهان رو به گسترش است، کشور ما بتواند در زمینه حفظ و حراست حقوق شهروندی و انسانی نیز به الگویی درخشان تبدیل شود.»
رئیس جمهوری در 29 آذرماه امسال در آئینی که در سالن اجلاس سران تهران برگزار شد، از منشور حقوق شهروندی رونمایی و آن را برای اجرا به دستگاه های زیر مجموعه قوه مجریه ابلاغ کرد. وی همچنین از دیگر قوا درخواست کرد برای اجرای این منشور، دولت را یاری کنند.(ایرنا)
معاون میراث فرهنگی کشور مطرح کرد: تبدیل کرمان به یکی از قطبهای گردشگری کشور
معاون میراث فرهنگی کشور مطرح کرد:
تبدیل کرمان به یکی از قطبهای گردشگری کشور
به گزارش ایلنا به نقل از روابطعمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان کرمان، مرتضی رحمانی موحد در آیین اختتامیه جشنواره سفره ایرانی افزود: حضور و نقش مردم در توسعه گردشگری استان کرمان تجلی پیدا کرده است.
رحمانی بیان کرد: وجود مشاهیر، مفاخر، شهدا و نخبگانی که کرمان به کشور اهدا کرده به این استان شهرت داده است.
وی با اشاره به اینکه سفره ایرانی مظهر فرهنگی است تصریح کرد: خوشبختانه کرمان یکی از پیش تازهترین و موثرترین استان های کشور است به طوری که توفیقات این مرز و بوم در همه عرصهها مشهود و نشان دهنده عمق فرهنگی و اجتماعی آن در کشور است.
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: مناسبتها عنصر سرنوشت ساز در توسعه گردشگری هستند و در این جشنواره ارزش واقعی در کنار هم بودن و همفکری استانهای همجوار را نشان میدهد.
وی ادامه داد: احداث 100 واحد اقامتگاهی و بومگردی در مسیر نهادینه و پایدار کردن ارزشهای گردشگری این استان موثر بوده است.
وی تاکید کرد: فعالیت فراگیر، احترام به عقاید و فرهنگ یکدیگر، حراست و نگهداری این فعالیتها، احترام به محیط زیست از جمله عواملی است که موجب پایداری صنعت گردشگری میشود و باید این فرهنگ ترویج پیدا کند. رحمانی موحد تصریح کرد: باید به گونهای رفتار کنیم تا فرهنگ گردشگری بتواند تاثیر و اهمیت خود را در توسعه گردشگری نشان دهد و بتوانیم نتایج و ثمرات آن را در توسعه صنعتی و گردشگری احساس کنیم.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان نیز گفت: بواسطه اقدامات دولت تدبیر و امید، چرخ گردشگری ایران به حرکت در آمده و هر روز شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه هستیم، ضمن آنکه جشنواره سفره ایرانی از ابتکارات دولت یازدهم است.
محمود وفایی با اشاره به برگزاری جشنواره سفره ایرانیافزود: برگزاری این جشنوارهها فرصت مناسبی برای تقویت روح همبستگی بین استانها میشود و زمانی که سه استان با یکدیگر یک کار فرهنگی میکنند این حرکت موجب تقویت روح همبستگی و ارتقای وحدت بین اقوام ایرانی خواهد شد.
وی ادامه داد: در این جشنواره خرده فرهنگهایی که به فراموشی سپرده شده، احیا خواهد شد و باید فرهنگها و سنتهای گذشته را به مردم معرفی و احیا شود. مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: همچنین برگزاری این جشنوارهها موجب اطلاع رسانی و تبلیغ داشتههای فرهنگی،تاریخی، میراثی و تمام ظرفیت ها به مردم خواهد شد.
وی تاکید کرد: جشنواره سفره ایرانی موجب شد خوراکهای اصیل و سنتی و بومی از مهجوریت و مظلومیت خارج شده و در این راستا نیاز داریم که این ظرفیت جذاب که همراه با سلامتی است به گردشگران داخلی و خارجی معرفی شود.
وفایی ادامه داد: غذا و مکان 2 مقوله تاثیرگذار در جذب گردشگر است و ذهنیت گردشگر از این 2 مقوله مکان و غذا در معرفی جاذبههای گردشگری تاثیر میپذیرد.
وی با بیان اینکه رستوران و هتلها در معرفی غذاهایایرانی موفق نبودهاند،اظهار کرد: امروز گردشگران خارجی تنها غذایی که بعنوان غذایی ایرانی میشناسند، چلوکباب ایرانی است، در صورتی که صدها غذا و شیرینی اصیل در ایران وجود دارد.
وفایی تصریح کرد: امروز نسل جوان و خانوادهها به استفاده از غذاهای فست فود روی آوردهاند که سلامت جامعه را به خطر خواهد انداخت و باید با فرهنگسازی ذائقه خانوادهها را به سمت غذاهای سنتی سوق دهیم.
جشنواره سفره ایرانی و فرهنگ گردشگری یک برنامه ملی است که جشنواره منطقهای و از اول تا سوم دی با شرکت استانهای یزد و سیستان و بلوجستان به میزبانی کرمان درمحل سایت یخدان مویدی کرمان برگزاری شد.
بم شهری که لرزید و صدایی که همه را متحد کرد
بم شهری که لرزید
و صدایی که همه را متحد کرد
نعمت احمدی/ حقوقدان
پنجم دی ماه، یادآور یکی از تلخترین حوادث تاریخی ایران است. درست ساعت ۵ و ۲۶ دقیقه بامداد ۵ دیماه سال ۱۳۸۲ بم و توابع آن با شدت ۴/۶ درجه در مقیاس ریشتر لرزید. آمارهای متفاوتی از خسارات جانی در ساعتهای اولیه بر روی خروجی خبرگزاری ها رفت. سرانجام آمار رسمی تعداد تلفات را ۲۶ هزار و 271 نفر کشته و ۳۰ هزار زخمی و بیش از 100 هزار نفر بیخانمان اعلام کرد.
در همان زمان آقای دکتر اسماعیلی، رییس وقت شورای شهر به نکته ظریفی در خصوص آمار کشتهشدگان اشاره کرد و گفت: با توجه به این که در برخی از مناطق بم ۱۰۰درصد منازل ویران شدهاند. به باور من تعداد تلفات بالای ۵۰ هزار نفر است و چون در روزهای اول هر کس به فکر تدفین اقوام و آشنایان خود بود و به علت این که اجساد در معرض پوسیدگی بودند به وسیله لودر گودالهایی ایجاد میشد و اجساد بهطور دسته جمعی به خاک سپرده میشدند.
زلزله مرگبار بم بیش از ۹۰درصد سازههای شهر را به کلی ویران کرد. ارگ سرافراز بم که در گذر تاریخ استوار و پابرجا مانده و عمری بیش از ۲۵۰۰ سال داشت و بزرگترین سازه گلی جهان بود، ویران شد. آن چه مظلومیت زلزله بم را با دیگر زلزلههایی که وسعت خرابی آن ها چه بسا از زلزله بم بیشتر بود، مانند زلزله رودبار گیلان دلسوزتر کرد مرگ ایرج بسطامی، صدای غمناک کویر ایران بود.
این زلزله و عمق فاجعه آن اجماعی جهانی را برای کمک به آسیبدیدگان به وجود آورد تا جایی که رییسجمهور وقت امریکا – جورج بوش- هم با مردم ایران و بم همدردی کرد و ایران با توجه به عمق فاجعه درخواست کمکهای بینالمللی را پذیرفت و بیش از ۴۴ کشور جهان برای کمکرسانی به عملیات امدادرسانی کشور اعلام آمادگی کردند. از طرفی این واقعه قدرت و توان ایران را در برخورد با حوادث غیرمترقبه ولو با عمق فاجعه بم به جهانیان شناساند که توانستند در کوتاهمدت شرایط را برای زندگی عادی فراهم آورند.
ساعت وقوع زلزله یکی از بدترین ساعات روز بود. یکی از دوستان که از این حادثه جان سالم به در برده بود، تعریف میکرد به عادت همیشگی در صبح جمعه عازم کوهنوردی بودیم. من و خانواده و چند دوست دیگر قرار گذاشته بودیم ساعت ۵ صبح در ابتدای خروجی شهر به طرف ده بکری یکی از مناطق کوهستانی بم جمع شویم. همسر من به علت سردرد قصد همراهیمان را نداشت. به بچهها گفتم سرقرار حاضر شوند تا مادرشان را هم آماده کنم. درست زمانی که ماشین را آماده حرکت کردم زمین و زمان در هم کوبیده شد و سردر خانه بر روی ماشین آوار شد . توانستیم از داخل ماشین خود را به بیرون پرت کنیم. نه خانهای نه کوچهای نه خیابانی. انگار صحرای محشر بود. خشم طبیعت چهره خود را نشان داده بود.
استان کرمان، استانی زلزله خیز است. شهر محل تولد من زرند کرمان، چندینبار دستخوش زلزله شده و تلفات جانی داشته است و همین اواخر یعنی یکی دو ماه پیش هم چندین بار لرزید و خانهای که نگارنده در آن متولد شده بودم را ویران کرد. خانهای که از دهها زلزله سربلند و استوار باقی مانده بود اما نتوانست به علت زلزلههای پیاپی در مقابل زلزله ۴/۶ ریشتری و پسلرزههای آن دوام بیاورد. مردم استان با توجه به ماندگاری ارگ بم و استواری این سازه خشت و گلی براین باور بودند که بم و توابع آنکه از قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال برخوردار است و طی این ایام زلزلهای به وقوع نپیوسته، روی گسل زلزلهخیز قرار ندارد و امنیت دارد و دلیل آن ارگ بم است. همبستگی بعد از زلزله بم در سطح کشور و جهان مثال زدنی بود. مرگ ایرج بسطامی را شاید بتوان یکی از دلایل این همبستگی دانست.
گل پونههای وحشی کویر در صبحی سرد در حالی که در اوج محبوبیت بود جزو کشتهشدگان بود. صدای غمناک ایرج از همان ساعات اولیه که معلوم شد به جمع کشتهشدگان پیوسته، به غم نالهای تبدیل شد که همه چشمها را گریان کرد. مظلومیت و معصومیت ایرج بسطامی و اینکه با بیوفایی او را بمنشین کرده بودیم و دریایی از هنر در اوج پختگی غریبانه در بم ساکن شده بود وجدانها را به درد آورد. جامعه هنری یکپارچه خود را عزادار دو مجموعهای میدید، نخست عزادار کشته شدن دهها هزار هموطنی که مظلومانه در آن صبحدم سرد دیماه تن به سردی خاک گور سپردند و دوم، کشته شدن ایرج بسطامی موجی در جامعه هنری به وجود آورد که سرانجام آقای شجریان با طرح خود بر حساسیت موضوع افزود و کنسرت همنوا با بم بر ماندگاری جمع هنرمندان پای فشرد.
بم لرزید. ایران لرزید و این لرزه همبستگی به وجود آورد؛ اما دریغ و درد زخم زلزله بم تا هماکنون درمان نشده و …
رییس کل دادگستری استان کرمان: نرخ رشد جرم و جمعیت کیفری در جامعه نگران کننده است
رییس کل دادگستری استان کرمان:
نرخ رشد جرم و جمعیت کیفری در جامعه نگران کننده است
رییس کل دادگستری استان کرمان نرخ رشد جرم و جمعیت کیفری را نگران کننده اعلام کرد وگفت:«بالارفتن نرخ جرم وبزه کاری دستگاه قضائی را با تراکم کار و حجم بالای مراجعات مواجه می سازد.»
«یدالله موحد» در جلسه شورای امربه معروف نهی از منکر معاونت دستگاه های قضایی و نظامی استان کرمان، اظهار کرد:«یکی از پیچیده ترین مسائل امروز جهان نرخ بالا و رشد بزهکاری و افزایش آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی است.»
وی گفت:«طبعا با روند صعودی جرائم احساس ناامنی در مردم نیز افزایش پیدا می کند و بر کیفیت زندگی انسان ها تأثیر منفی می گذارد و این وضعیت در زندگی شهر نشینی آشکارتر است.»
رئیس شورای قضایی استان کرمان تصریح کرد:«بالارفتن نرخ جرم و بزه کاری برای دولت هزینه هایی سنگین در پی دارد و دستگاه قضایی را با تراکم کار و حجم بالای مراجعات مواجه می سازد.»
موحد افزود:«آمارها گویای این واقعیت است که پیشگیری از جرم از طریق افزایش نیروهای پلیس، تدابیر شدید امنیتی و صدور احکام و مجازات های شدیدتر و احداث زندان های بیشتر راه به جایی نبرده است.»
رئیس کل دادگستری استان بیان کرد:«بدون شک برنامه ها و تدابیر پیشگیری از جرم وقتی کارآمد و اثربخش خواهد بود که آحاد مردم در تمامی لایه ها و سطوح جامعه در این برنامه ها و تدابیر مشارکت نمایند.»
وی با بیان اینکه امر به معروف ونهی ازمنکر موثرترین ساختاریست که دارای زمینه اعتقادی و پشتوانه فرهنگی است که می تواند برای کنترل جرم وبزه کاری ایفای نقش نماید، عنوان کرد:«امتیاز،کارکرد و جایگاه امربه معروف ونهی ازمنکر نسبت به نظریه های ارائه شده در زمینه مهار جرم بواسطه حضورش در تمامی مراحل تکوین(شکل گیری) جرم برتری دارد.»
موحد گفت:«جامعه دینی انتظار دارد اعضایش در قالب الگوهای فرهنگی واجتماعی زندگی کند و از ارزش ها وهنجار های جامعه دینی تبعیت کنند و طبیعی است یک عده ای در جامعه یافت می شوند که از پاره ای از ارزشها تبعیت نکرده و آنها را نقض می نمایند.»
این مقام ارشد قضایی با هشدار به اینکه نرخ رشد جرم و جمعیت کیفری نگران کننده است،افزود:«افزایش عده این افراد پیام خوبی ندارد و بایستی برای عموم مردم و مدیران نگران کننده باشد.»
وی عواملی مثل شهرنشینی لجام گسیخته، گسترش حاشیه نشینی، فقر، اعتیاد، تورم، بیکاری، تنوع طلبی وتجمل گرایی، گسستن بنیادهای خانواده، اختلاف فاحش طبقاتی و ضعف نهاد های تربیتی وعدم کارکرد مناسب آن ها را از جمله علل افزایش نرخ رشد جرم دانست وافزود:«این عوامل رابطه مستقیمی با آسیب های اجتماعی و جرم دارند.»
موحد خاطرنشان کرد:«اصولا اسلام به پیشگیری از جرم بیش تر از اصلاح مجرم ومجازات اهتمام ورزیده و به همین واسطه به عوامل بوجود آورنده در زمینه های گناه وجرم توجه دارد و برای مقابله با آنها چاره سازی کرده است.»
رئیس شورای قضایی استان کرمان در پایان خاطر نشان کرد:«دین مقدس اسلام به امربه معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه همگانی توجه کرده است وانجام عبادات روزانه فردی و جمعی را به عنوان عوامل پیشگیرانه مطرح کرده است.»(ایسنا)
با حضور معاون هماهنگی توزیع توانیردر شرکت توزیع نیروی برق شمال:
جلسات عالی
برنامه ریزی و کاهش تلفات برگزار شد
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان، کمیته های عالی برنامه ریزی و بودجه و کاهش تلفات با حضور معاون هماهنگی توزیع شرکت توانیر و مدیران عامل شرکت های توزیع نیروی برق شمال و جنوب استان کرمان، یزد، سیستان و بلوچستان و جمعی از مدیران شرکت های فوق برگزار گردید.
معاون هماهنگی توزیع توانیر با تاکید بر اجرای برنامه عملیاتی بر اساس برنامه استراتژیک گفت: فعالیت در صنعت برق مستمر، اما بودجه ریزی سالیانه است و بایستی قسمتی از برنامه استراتژیک مارا پوشش دهد. حقی فام خاطر نشان کرد: برنامه استراتژیک شرکت ها بایستی واقع گرا و با برنامه استراتژیک صنعت برق کشور هم خوانی داشته باشد، علاوه برآن بایستی مطابق با منابع و امکانات موجود باشد.
وی در خصوص بودجه بندی شرکت ها تاکید کرد: از شرکت ها می خواهیم در مرحله اول بدون در نظر گرفتن محدودیت های نقدینگی، برنامه های خود را با در نظر گرفتن اولویت های 1 و 2 ارائه دهند تا از این منظر به اولویت های بسیار ضروری خود برسند و هیچ شرکتی به سمت محور دوم نخواهد رفت مگر آنکه اولویت های اول را پیاده سازی نماید.
معاون هماهنگی توزیع توانیر ضمن اشاره به اولویت های بودجه ریزی بر مبنای کدهای 1 و 2 گفت: لزومی ندارد اولویت های بودجه ای در سراسر کشور یکسان باشد و هر شرکتی بایستی اولویت های خود را تشخیص داده و بر اساس آن به صورت هفتگی با دفاتر ما گفتگو نمایند تا به جمع بندی نهایی رسیده و نسبت به بودجه تایید شده مقید و متعهد باشد. حقی فام تاکید کرد: بودجه ریزی به معنای مجوز هزینه کرد عمومی بدون برنامه خاص برای شرکت ها نیست و بایستی فضای تزریق نقدینگی را فضای منضبطی کنیم تا از رشد کاریکاتوری شرکت ها جلوگیری شود.
حقی فام تاکید کرد: اگر به روزی برسیم که شاخص های ارزیابی دقیقی داشته باشیم و شرکت های توزیع نسبت به شاخص ها جوابگو باشند، رویکرد ما به سمت نرخ خدمات توزیع پیش خواهد رفت. وی خاطر نشان کرد: در دوره گذار بایستی مراقبت های لازم را انجام دهیم تا زمانی که شرکت های توزیع بتوانند نسبت به نرخ خدمات توزیع جوابگو باشند و برای رسیدن به این رویکرد با سازمان های بیرونی به توافق رسیدیم و نرخ خدمات توزیع در حال نهایی شدن است. در ادامه جلسه کمیته عالی کاهش تلفات برگزار و وضعیت تلفات شرکتهای توزیع برق شمال و جنوب کرمان، سیستان و بلوچستان و یزد بررسی شد.
طی یک درگیری مسلحانه:
قاتل حادثه تلخ روستای جهان آباد فهرج دستگیر شد
مدیر کل امنیتی و انتظامی استانداری کرمان از دستگیری قاتل حادثه تلخ و دلخراش روستای جهان آباد شهرستان فهرج خبر داد.
«خلیل همایی راد» در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا منطقه کویر، با اعلام این خبر اظهار کرد: طی یکسری اقدام اطلاعاتی توسط ماموران پلیس اطلاعات کرمان و سیستان و بلوچستان و با اشراف کاکل اطلاعاتی، دقایقی پیش قاتل متواری در استان سیستان وبلوچستان و در شهر ایرانشهر طی یک درگیری مسلحانه با مامورین دستگیر شد. وی تصریح کرد: قاتل جوانی 26 ساله و دارای سابقه کیفری است که متاسفانه در تاریخ 2 دی ماه با مراجعه به درب منزل پدر همسرش اقدام به تیراندازی و قتل ده عضو خانواده و همسایگانش وهمچنین مجروح نمودن 4 نفر دیگر شده بود. دادستان بم نیز در این رابطه با بیان اینکه رسیدگی به این پرونده در دادگاه عمومی شهرستان فهرج در حال انجام است،تاکید کرد: دستگاه قضائی رسیدگی به این پرونده را باجدیت در دستور کار قرار داده است وانشاالله در کوتاه ترین زمان ممکن رسیدگی قضائی به این پرونده صورت خواهد پذیرفت و متهم به اشد مجازات محکوم خواهد شد.
سیزده سال از خاموشی خالق «گل پونه ها» گذشت افسوس که او دولت مستعجل بود …
سیزده سال از خاموشی خالق «گل پونه ها» گذشت
افسوس که او دولت مستعجل بود …
در آستانه پنجم دیماه، سالروز زلزله مهیب بم، آئین بزرگداشت هنرمند فقید ایرج بسطامی شامگاه شنبه در محل سالن هلال احمر برگزار شد. در ابتدای این مراسم که با حضور جمعی از هنرمندان به نام کشور همچون استاد حسام الدین سراج، وحید تاج، معصومه مهرعلی، بردیا صدر نوری، پیروز ارجمند، جعفر پناهی، پوری بنائی، فرامرز امینی، مسعود حبیبی، شهرام میرجلالی و احمد سبحانی و جمعی از مقامات و مسولان استانی و عده زیادی از علاقمندان به هنر موسیقی و دوستداران زنده یاد ایرج بسطامی برگزار شد، فاطمه بسطامی (خواهر ایرج) گفت: توقع نداشته باشید در چنین شبی (سالگرد زلزله بم که براثر آن حادثه ایرج بسطامی از دنیا رفت) بتوانم صحبت کنم و کلام دلم را بیان کنم. به هر حال باید با درد خودم کنار بیایم، از همه شما تشکر و قدردانی می کنم که در این مراسم حضور پیدا کردید.
در ادامه و پس از پخش کلیپی از فعالیت ها و جوائز اهدا شده طی دو دوره برگزاری جشنواره بسطامی که با تلاش و همت خواهرو خانواده مرحوم بسطامی شکل گرفته، گروه موسیقی «گردون » با خوانندگی وحید تاج به اجرای 4 قطعه موسیقی سنتی پرداختند.
خاطرات سورج یاسایی هنرمند و نوازنده سهتار از روز حادثه زلزله بم، یکی دیگر از برنامه ای مراسم بزرگداشت مرحوم بسطامی بود. یاسایی بیان کرد که ایرج در آن روزها برای دیدار با خانوادهاش به بم آمده بود قرار بود بعد از این دیدار به همراه گروهش برای اجرای تور اروپا آماده شود. او با توصیف حال و هوای بم پس از وقوع زلزله و همچنین جستجو در میان خرابه برای پیدا کردن ایرج بسطامی اظهار کرد: آن زمان برنامههای مختلفی برای تشییع و تدفین او مطرح میشد و هر کس حرفی میزد و متاسفانه خیلی ها هم داشتند متن سخنرانی خود را برا سر قبر ایرج آماده می کردند. اما در نهایت با وجود تلاش برخی برای انتقال پیکرش به خارج از شهر با پی گیری خانواده و دوستان، پیکر ایرج بسطامی در کنار برادرش در شهر بم به خاک سپرده شد.
رونمایی از تندیس تمبر مسی مزین به چهره ایرج بسطامی، بخش دیگری از این مراسم بود که با حضور مسوول مرکز اسناد و کتابخانههای منطقه جنوب شرق، مدیر کل اداره پست استان، مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری کرمان، مدیر کل اداره ارشاد استان، مدیر مرکز کرمانشناسی و همچنین فاطمه و رضا بسطامی (خواهر و برادر ایرج بسطامی) انجام و به خانواده ایرج اهدا شد. بوسیدن چهره ایرج بسطامی توسط خواهرش، که بر تمبر مسی حک شده بود، از صحنه هایی بود که احساسات بسیاری از حضار و تماشاگران را برانگیخت و اشک از دیده آن ها جاری کرد.
اجرای دو قطعه موسیقی توسط هنرمندان کرمانی در گروه « آفرینش » و با خوانندگی امید سلیمانی فر بخش قسمت این مراسم بود که با تشویق زیاد حاضرین همراه بود و پس از آن مسعود حبیبی، نوازنده چیره دست دف و از دوستان ایرج بسطامی به نمایندگی از هنرمندان تهرانی، در سخنانی با تشکر از بانیان برگزاری بزرگداشت بسطامی گفت: رفاقت من و ایرج به همکاری در گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان برمیگردد که او همراه برادرش (محمدعلی )در آن گروه حضور مییافت.
او درباره خصوصیتهای اخلاقی بسطامی توضیح داد: ایرج خیلی زلال بود، دل بزرگی داشت. دل رحم و مهربان بود و هر گاه با او صحبت میکردم، از غم دیگران میگفت. انگار غم دیگران بیشتر از غم خودش به او آسیب میزد.
حبیبی درگذشت ایرج بسطامی در زلزله بم را واقعهای باورنکردنی دانست و ادامه داد: با رفتن ایرج، پیکر موسیقی ایران تکان خورد و بیشتر موسیقیدانها متوجه این آسیب شدند.
اجرای قطعه ای زیبا به نوازندگی شهرام میرجلالی، نوازنده تار و مسعود حبیبی، نوازنده دف و با صدای استاد حسام الدین سراج، پایان بخش مراسم بزرگداشت استاد فقید ایرج بسطامی بود.
لازم به ذکر است، ایرج بسطامی در اول آذرسال 1336 در شهر بم کوچه باغ جعفری، منزل پدری و جد پدری که قدمت 120 ساله داشت، متولد شد. وی از 5 سالگی به خواندن آواز علاقه داشت و هر یک از اعضاء خانواده از جد پدری گرفته تا پدر بزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند.
ایرج در کنار آنها با اصول موسیقی آشنا شد. سپس به فراگیری دستگاههای موسیقی نزد پدر خود پرداخت و از سنین نوجوانی تحت تعلیم عموی بزرگوارش ( یداله بسطامی ) قرار گرفت که به رهبری ایشان گروهی با همکاری ( برادران بسطامی ) ایجاد گشت که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند.
بعد از فوت یداله بسطامی، ایرج برای فراگیری آواز و ردیفهای آوازی نزد استاد شجریان آمد و با وجود مشکلات و مسافت راه به عشق فراگیری آواز، رنج مسافت 2400 کیلومتری رفت و برگشت بم ، تهران را به جان می خرید.
بعد از تعلیمات استاد شجریان، عصر یک روز شنبه، در منزل استاد شجریان با استاد پرویز مشکاتیان آشنا و نزد ایشان به فراگیری تلفیق شعر و موسیقی پرداخت و اولین نوار خود را که افشاری مرکب بود با همکاری استاد مشکاتیان به جامعه هنری عرضه داشت.
ایرج بسطامی در سن 40 سالگی به اوج فعالیت هنری خود رسید و در طول چهارده سال فعالیت هنری خود 18 آلبوم به جای گذاشت.
او به دور از جنجال و هیاهوی هنری در شهرستان بم و استان کرمان به تدریس آواز پرداخت و سرانجام در پنجم دی ماه 1382 در زلزله خونین بم، طاق آمال شیفتگان صدای داوودی ایرج به همراه ستون های ارگ بم فروشکست و ایرج را با خود تا آستان دوست بالا برد.
