بایگانی مطالب نشریه
نایب رییس مجلس: قوه قضاییه اجازه ورود به موضوع فیلترینگ فیسبوک و توییتر را ندارد
نایب رییس مجلس:
قوه قضاییه اجازه ورود به موضوع فیلترینگ فیسبوک و توییتر را ندارد
علی مطهری از فیلتر ماندن فیسبوک و توییتر انتقاد کرد. به گزارش خبرگزاری خانه ملت، نایب رییس مجلس با اشاره به اینکه فیلتر توییتر و فیسبوک پس از ناآرامیهای سال ۸۸ اتفاق افتاد، گفت: «چنین تصمیمی برای همان دوره است و دیگر مشکلی بابت استفاده از این شبکهها وجود ندارد.» مطهری درباره تداوم فیلترینگ برخی شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک و توییتر گفت: «فیلتر این شبکهها، امری موقت و مربوط به همان زمانی است که فیلتر شدهاند.»
نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی درباره پیوستن خود به شبکه اجتماعی توییتر افزود: «با توجه به اینکه فیلتر این شبکهها پس از ناآرامیهای سال 88 اتفاق افتاد، برداشت من این است که چنین تصمیمی برای همان دوره است و دیگر مشکلی بابت استفاده از این شبکهها وجود ندارد؛ ضمن آنکه دفتر رهبری و بسیاری از اعضای کابینه و مقامات کشور در این شبکه عضویت دارند. البته راهحل اساسی این است که شبکه ملی اطلاعات و شبکههای اجتماعی داخلی زودتر راهاندازی شود و در اختیار قرار گرفتن خدمات شبکههای داخلی با سرعت بسیار زیاد و ارزانقیمت باشد تا مردم به شبکههای اجتماعی خارجی مراجعه نکنند یا کمتر مراجعه کنند.» وی تأکید کرد: «این فیلتر میتواند برای همه مردم برداشته شود. کارگروه تعیین مصادیق جرائم رایانهای متولی این کار است و باید بررسی مجددی در این موضوع داشته باشد.» نایب رییس مجلس درباره سخنان معاون قضایی دادستان کل کشور مبنی بر اینکه توییتر بههیچوجه رفع فیلتر نمیشود، گفت: «مرجع رسیدگی به این موضوع همان کارگروه است و اگر اینها رفع ممنوعیت کنند، قوه قضاییه نمیتواند مانع شود.» وی افزود: «مقام قضایی رأساً نمیتواند ممنوعیت این شبکهها را اعلام کند و صرفاً میتواند و باید به شکایتها رسیدگی کند. لذا این استدلال که «با توجه به نقشی که شبکه اجتماعی توییتر در فتنه سال 88 داشته، این شبکه بههیچوجه رفع فیلتر نمیشود» قابلقبول نیست چون آن شرایط از بین رفته است.» مطهری ادامه داد: «این بحث در مورد فیسبوک هم قابلطرح است زیرا فیلتر شدن این شبکه هم مقارن با اتفاقات سال 88 انجام شد و دیگر آن بحث موضوعیت ندارد؛ ضمن اینکه مقامات زیادی در آنجا هم صفحه دارند.»
قانون ممنوعیت ماهواره باید مجدداً بررسی شود
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: «احکامی نظیر این فیلتر کردنها یا قوانینی مانند قانون ممنوعیت ماهواره باید مجدداً بررسی شود. زیرا فلسفه صدور این احکام یا وضع این قوانین شرایط خاص بوده و اکنونکه آن شرایط از بین رفته، باید بازنگری شود.
درواقع مسئله، استفاده از جهات مثبت این پدیدههاست که با تربیت دینی جامعه، مردم خودشان باید از مضار و زیانهای این پدیدهها که مانند تیغ دو دم هستند، پرهیز کنند.» وی بیان کرد: «همه خوبیها را نمیتوان با زور قانون در جامعه حاکم کرد بلکه گاهی نیاز به قانون نیست و باید با تربیت صحیح و اصلاح فرهنگ عمومی یک کار درست را در جامعه نهادینه کرد. اینکه بخواهیم همه رسانهها را ممنوع کنیم و مردم فقط از یک کانال و رسانه اطلاعات دریافت کنند همان روش حکومتهای کمونیستی است که مردم فقط از یک رادیوی تک موج اطلاعات دریافت میکردند و دیدیم که نتوانستند آن ساختار را حفظ کنند.» نایب رییس مجلس گفت: «ما باید رشد اجتماعی و سیاسی مردم را بالا ببریم بهطوریکه باوجود رسانههای مختلف، مردم قدرت تشخیص حق از باطل را داشته باشند و فریب دشمنان انقلاب اسلامی را نخورند، یا باوجود آزادی ماهواره، به دلیل خطراتش از آن استفاده نکنند، همانطور که در زمان رژیم گذشته بسیاری از خانوادهها تلویزیون نداشتند چون آن را مضر به حال خود میدانستند.
به نظر من امروز مردم ما تا حد زیادی این رشد را دارند. البته راهاندازی شبکه ملی اطلاعات و شبکههای اجتماعی داخلی بسیار ضروری است تا از تأثیر و مراجعه به شبکههای اجتماعی خارجی بکاهد.»
جایی که هنوز امید جریان دارد 20 سال در انتظار بازگشت گمشده
جایی که هنوز امید جریان دارد
20 سال در انتظار بازگشت گمشده
شاید سابقه یافتن عزیزی بعد از سال ها، خانواده ای را بر آن داشته تا دنبال پسر گمشده شان بعد از 20 سال در نقطه نقطه ایران باشند. روایت زیر پیدا شدن یکی از هزاران گمشده ای است که پس از سال ها به آغوش خانواده برگشته است، با هم این روایت را می خوانیم تا بدانیم امید همیشه وجود دارد.
سال 1333، 40 نفر از اهالی روستای شول از ساحل گناوه برای برداشت محصول خرما با یک فروند لنج عازم بصره در عراق میشوند. لنج آنها در نزدیکی جزیره فاو با کشتی بزرگی برخورد میکند و تعدادی از آنها غرق و دختری 9 ساله به نام بهناز که به همراه والدین، خواهر و برادران کوچکش همراه مسافران بود، ناپدید می شوند.
در حالی که خانواده بهناز فکر میکردند غرق شده، صیادی عراقی او را به خانوادهای که بچه دار نمیشدند، میدهد. بهناز زبان عربی یاد میگیرد؛ سپس ازدواج میکند و صاحب چهار فرزند شامل دو دختر و ودو پسر می شود.
یکی از نوههای بهناز در دوران جنگ تحمیلی به علت حاضر نشدن در جبهه جنگ علیه سرزمین مادری اعدام میشود، مادرش هم در جریان تیراندازی رژیم عراق کشته و یکی از پسران بهناز هم به علت فرار از سربازی به دست رژیم بعث اعدام میشود.
در سال 1393 خبری با چندین واسطه به گوش خانواده خواهر بهناز می رسد که شخصی چندین سال پیش پیرزنی را در کربلا دیده و آن پیرزن گفته که اسمش بهناز است، خانواده اش ایرانی هستند و برای یافتن خانوادهاش در گناوه تقاضای کمک کرده است.
در این میان علی یکی از نوههای بهناز که سالها پیش از دست حکومت صدام فرار کرده و ساکن گناوه شده، بدون این که بداند این شهر زادگاه مادربزرگش است به کمک خواهرزاده بهناز میآید که دنبال خالهاش میگردد.
اله اکرم کاید نظامی خواهر زاده بهناز چندین بار به عراق سفر میکند اما به نتیجه نمیرسد، تا این که وی با مشورت نمایندگی وزارت امور خارجه در استان بوشهر عکس مادر خود را مبنی بر این که گمشده اش شبیه این خانم (مادرش) است، در ایران و عراق منتشر میکند.
در این میان علی نوه دختری بهناز هم از طریق خالهاش متوجه میشود که مادربزرگش ایرانی بوده ولی بدون این که بداند گمشده دوستانش در ایران همان مادربزرگ خودش است، شماره تلفن طرفها را به یکدیگر میدهد.
آقای نظامی از طریق گوشی تلفن همراه عکس مادر خودش را برای دختر و پسر بهناز میفرستد و آنها از روی شباهت آن عکس با مادرشان متوجه میشوند، خانواده نظامی همان خانواده خاله آنها در ایران است.
سرانجام فاطمه و عقیل یادگاران بهناز که در نجف زندگی میکنند، با خوشحالی بسیار برای دیدار با خانواده مادریشان به گناوه میآیند. این در حالی است که جای گمشده اصلی یعنی بهناز در آن میان خالی بود. او 9 سال پیش در حالی که حسرت دیدن خانوادهاش را داشت، دار فانی را وداع گفت.
این، پیدا شدن یکی از چندین مورد گمشده ای است که بارها شنیده و خوانده ایم، در شماره 718 مورخ 18 شهریور 95، روزنامه «پیام ما» اقدام به چاپ مطلبی درباره گم شدن پسر 18 ساله شوشتری به نام «محمدرضاشریعت نیا» که برای انجام خدمت سربازی به پادگان 05 کرمان آمده و پس از سه روز مفقود می شود و با گذشت نزدیک به 5 ماه از آن روزها هنوز خانواده اش از وضعیت او بی خبرند ولی امیدوارند به بازگشت و شنیدن خبرهای خوب از پسرشان.
چند روز پیش آگهی گمشده ای توجه مرا به خود جلب کرد که خانواده یک جوان کرمانشاهی،20 سال است که از فرزندشان بی خبرند و همه جای ایران را برای یافتن او زیر پا گذاشته اند. برای اینکه اطلاعات بیشتری از این ماجرا کسب کنیم، با ابراهیم عامریان، پدر جوان گمشده تماس گرفتیم و از جزئیات پرسیدیم که او هم گفت:
امیرهوشنگ متولد سال 53 و مجرد بود. سال 75 به بهانه یافتن کار از خانه و شهرمان خارج شد و از آن زمان تا کنون هیچ اطلاع و خبری ازش نداریم. برای یافتنش به همه جای ایران سر زدیم و آگهی گم شدنش را پخش کردیم، اما هیچ خبری از او نشده است.
وی در پاسخ به سوال ما درباره این که چرا این آگهی را در کرمان توزیع کردید، گفت: ما در سراسر ایران این کار را کرده ایم اما مهمترین دلیل این کار تلفنی بود که چند وقت پیش از یک خانمی در کرمان به ما شد. ما در راه سفر به مشهد بودیم که دختر جوانی از کرمان تماس گرفت و گفت پسرتان همکار برادر من است و به کرمان بیایید. چون ما در جاده و مسیر مشهد بودیم، نتوانستیم کامل با او صحبت کنیم و تلفن قطع شد و قرار شد بعدا مجددا تماس بگیرد که دیگر این اتفاق نیفتاد. بعد از آن هم دیگر نتوانستیم او را پیدا کنیم و حتی شماره ای هم که با آن تماس گرفته بود شماره مشخص و شناخته شده ای نبود، بنابراین در سفری که به همین منطور به کرمان داشتیم، آگهی فقدانش را در سطح شهر پخش کردیم.
از او پرسیدیم گم شدنش سابقه هم داشته که پاسخ داد: چند سال قبل از گم شدنش، به مدت 11 ماه از او بی خبر بودیم تا این که بعدا پیدا شد و متوجه شدیم که در یک کبابی در مشهد کار می کرده و چون خانواده صاحب کبابی از امیرهوشنگ راضی بودند، همانجا جای خواب و غذا برایش فراهم کرده بودند.
پدر امیرهوشنگ عامریان ادامه داد: او تا کلاس هفتم درس خوانده بود و معتاد هم نبود، ما همچنان امیدوار به بازگشت او هستیم چرا که انسان به امید زنده است، از همه هموطنان و بخصوص کرمانی های عزیز تقاضا داریم هرگونه اطلاع و یا خبری از او دارند با شماره های 09182705586 و یا 09013422995 تماس بگیرند.
رییس ارشاد سیرجان: راهی جز واگذاری نیست جنجال بر سر واگذاری مجتمعهای فرهنگی در سیرجان
رییس ارشاد سیرجان: راهی جز واگذاری نیست
جنجال بر سر واگذاری مجتمعهای فرهنگی در سیرجان
واگذاری مجتمعهای فرهنگی به بخش خصوصی در سیرجان با اعتراض جمعی از هنردوستان سیرجانی روبرو شد. آنطور که خبرگزاریهای ایرنا و فارس نوشتهاند، پس از اعلام واگذاری مجموعههای فرهنگی به بخش خصوصی و غیردولتی در شهرستان سیرجان شماری از اهالی فرهنگ و هنر اطراف یکی از این ساختمانها حلقه انسانی تشکیل دادند. با انجام مراحل اولیه واگذاری مجموعه فرهنگی باغ سنگی به شرکت صنعتی و معدنی یا شهرداری سیرجان ساختمان این مجموعه به محلی برای اعتراض به این واگذاری بدل شد. شهرام نیکویان از افراد حاضر در این حلقه گفت: «درحالیکه دو سال است تئاتر، سرود، نمایش و انجمن موسیقی جان گرفته، با بخش خصوصی رمق فعالیت برای ما گرفته میشود.»
ابراهیم اسدی زیدآبادی نیز گفت: «تئاتر ما در همین مجموعه فرهنگی باغ سنگی اعم از تمرینها و اجرا جان تازهای گرفته بود و نگران اینگونه تصمیمها هستیم.»
فهیمه شهبا از بازیگران تئاتر هم گفت: «از طریق بخش دولتی که کمک نمیشویم، یک مرکز فرهنگی وقتی به بخش خصوصی واگذار شود کار هم برای بخش خصوصی میشود و از مردم گرفته خواهد شد.»
رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سیرجان در واکنش به این اعتراضات گفت: «دولت بر اساس اصل 44 مجتمعهای فرهنگی را میبایست واگذار کند و ما در نهایت مجموعههای فرهنگی مازاد را برای بهره وری بهتر به بخش خصوصی یا شرکتهایی که میتوانند کار فرهنگی انجام دهند واگذار میکنیم.» مجید پورمحسنی افزود: «مجموعه فرهنگی باغ سنگی که محل استقرار اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قدیم شهرستان بود از این مجموعه هاست لذا یک شرکت صنعتی و معدنی و شهرداری سیرجان متقاضی مدیریت آن بودند که هر دو برای خدمت بیشتر به هنر است و با این وضعیت در حال حاضر شرکت یادشده انصراف داد و شهرداری هم احتمال دارد ورود نکند.» وی بیان کرد: «هر اقدامی انجام شود به نفع هنرمندان است چون اعتبارات دولتی نیست که حتی بخواهیم این مجموعه را مرمت کنیم چه رسد به کمک برای هنرمندان.»
وی گفت: «حتی بخشهایی از مجموعه فرهنگی غدیر که اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان در آن مستقر است به یکی از شرکتهای خصوصی واگذار شد و برای تأمین درآمد پایدار فعالیتهای فرهنگی راهی جز این واگذاریها نیست و این اقدام قانونی است.»
هوش مصنوعی خطرناکتر است یا سلاح هستهای؟
هوش مصنوعی خطرناکتر است یا سلاح هستهای؟
با پیشرفت هوش مصنوعی و تکامل رباتها، گفتگوها در مورد تأثیر این فناوری بر آیندهی انسان جدیتر میشود. اما آیا ممکن است این پیشرفتها به فاجعهای انسانی منتهی شود؟
چند هفته پیش یکی از پیشگامان هوش مصنوعی در مونترآل به نام یوشوا بنجیو پروژهای با نام Element AI را آغاز کرد. پروژهای که به استارتاپها کمک خواهد کرد کار خود را در زمینهی یادگیری عمیق آغاز کنند.
با وجود ظاهر فروتن خود، مونترآل استعدادهای بسیاری در زمینهی هوش مصنوعی دارد و محققان یادگیری عمیق در سرتاسر شهر پراکنده هستند. بنجیو به همراه سایر اعضای تیمِ خود امیدوار است که با کمک به استارتاپها، مونترآل را به مرکز هوش مصنوعی جهان تبدیل کند.
شروع این پروژه بازخوردهای متفاوتی در پی داشت. سؤال اصلی این است که آیا مونترآل علاقهای به تبدیلشدن به مرکز هوش مصنوعی جهان دارد؟ بسیاری از شهروندان مونترآل به آیندهی این تکنولوژی بدبین هستند. حتی عدهای از پیشگامان تکنولوژی از جمله ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیساکس، تا آنجا پیش رفتهاند که هوش مصنوعی را خطرناکتر از سلاح هستهای (در تئوری) توصیف کنند. به همین دلیل است که سؤالات اخلاقی در زمینهی استفاده از هوش مصنوعی در حال فراگیر شدن است. گوگل، فیسبوک، آیبیام، مایکروسافت و آمازون در پروژهای جدید همپیمان شدهاند تا پس از تحقیقات گسترده، به قوانینی مناسب در طراحی و استفادهی هوش مصنوعی دست پیدا کنند. این شرکتها امیدوارند به استانداردی جهانی برای این صنعت در حال رشد دست یابند. همزمان با رشد سریع هوش مصنوعی، دشواریهای آن نیز خود را نشان میدهند؛ از جمله خطر بالقوهی آن برای بقای نسل بشر. سؤال اصلی این است که آیا هوش مصنوعی به نسل بشر خدمت خواهد کرد یا برای انسانها مرگبار خواهد بود. پاسخ به این سؤال پیچیده و در عین حال ساده است. هوش مصنوعی همواره به خوبی و در عین حال به بدیِ نسل بشر خواهد بود. تکنولوژی، ادامهای از راه انسانهای سازندهی آن و کاربران آن است. در نتیجه تأثیر آن بر نسل بشر میتواند مثبت یا مخرب باشد؛ بسته به این به کدام انتهای طیف نگاه کنید.
تکنولوژی، ادامهی راه انسانها
از زمان کشف آتش، انسانها به شکلی چشمگیر تکامل پیدا کردهاند و قرن پس از قرن به کشف فناوریهای نوین و چشمگیر دست زدهاند. تمامی این ابتکارها در درون خود مزایا و مشکلاتی دارند. و هر تغییرِ جهت، تأثیرات غیرقابل بازگشتی بر سرنوشت جامعه و رفتارهای اخلاقی ما گذاشته است. باید اشاره کرد که همین ابزارها نیز رفتارهای ما را تحت تأثیر قرار داده و بهعنوان پنجرهی ما به دنیای بیرون عمل کردهاند.
همانطور که فیلسوف مشهور فرانسوی، میشل سِر، در کتاب خود اشاره میکند؛ تکنولوژی همواره نمونه یا شکل تکاملیافتهای از بدن انسان است. چکش، بهعنوان مثال، نمونهای قویتر از مشت است. با پیگیری این منطق میتوان گفت رایانه مغز انسان و وب، مجموعهی دانش و حافظهی انسان است.
در قدم بعدی، هوش مصنوعی استعارهی رایانه بهعنوان مغز انسان را به سطح بالاتری میبرد و فعالیتهای مغز را در طراحی شبکههای عصبی عمیق به شکل چشمگیری تقلید میکند. فضای وب از این به بعد تنها بانکی از دانش ما نخواهد بود. بلکه با وجود هوش مصنوعی، این دانش بیشتر به عمل نزدیک میشود و راه را برای ارتباط واقعی جهان با یکدیگر هموار میکند.
خوب یا بد؟
با اینکه چشمانداز هوش مصنوعی برای صنعت تکنولوژی رؤیایی است؛ برای افرادی که خارج از این صنعت هستند، ممکن است بسیار ترسناک به نظر برسد. مخصوصا زمانی که یک قدم به عقب برمیدارید و به شرایط جهان، خارج از سیلیکون ولی نگاه میکنید. با وجود دههها جنگ و خرج میلیاردها دلار در جنگ علیه تروریسم، همچنان گروههایی مانند داعش غیرقابل مهار به نظر میرسند. شاید انسانها به اندازهی تصور خود به تکامل نزدیک نشدهاند. باید توجه کرد درصورتیکه هوش مصنوعی به دست افراد اشتباه بیفتد؛ میتواند بهاندازهی پیشبینیها مخرب باشد.
پس آیا باید از دنبال کردن این رؤیا دست بکشیم؟ با توجه تاریخ فناوری از زمان کشف آتش تا به امروز، میتوان دربارهی آیندهی هوش مصنوعی خوشبین بود و در عین حال با دیدی منفی با آن مواجه شد.
نگاهی کوتاه به تاریخچهی فناوری
آتش، غذای پختهشده را برای انسانها به ارمغان آورد. عاملی که در رشد ذهنی انسان بسیار حیاتی است. هرچند در امپراتوری بیزانس، آتش به عنوان سلاح کشتار جمعی در نابودسازی ناوگان دشمن و فتح قلمروهای جدید به کار گرفته شد.
چرخ، توانایی جابجایی را به شکلی بیسابقه به ارمغان آورد و درهای جهان را به روی انسانها گشود. هرچند قرنها بعد جابجایی در ابعاد عظیم به آلودگی هوا و گرمایش زمین منجر شد. عاملی که ممکن است به تخریب زمین منتهی شود. اگر به امروز نگاه کنیم؛ اینترنت و شبکههای اجتماعی به مردمی شدن دانش کمک کردند و با مرتبط کردن انسانها، به هرکس صدایی رسا هدیه دادهاند. از طرف دیگر این فناوری حریم شخصی ما را در مخاطره قرار داده است و تبدیل به ابزاری برای تبلیغات سیاسی از جبههی راست افراطی در آمریکا تا گروههای تروریست شده است. طمع، تبعیض، نفرت، جنگ، تروریسم و بربریت همواره وجود داشته است. این پدیدهها از رشد تکنولوژی مستقل و نمودی از نقص و چندبعدی بودن نسل بشر هستند. نگرانیها دربارهی هوش مصنوعی از آنجا است که این تکنولوژی ممکن است تاریکیهای انسان را قدرتمندتر کند یا بدتر، آنها را به ماشینها منتقل کند.
پیشرفت بهجای هراس
خوب یا بد، بحثهای پیرامون هوش مصنوعی، تئوری و مبهم هستند. کسی توانایی توقف رشد تکنولوژی -که عاملی اساسی در رؤیاپردازی و پیشرفت انسان است- را ندارد. فناوری به ما اجازهی تصور جهانی بدون سرطان، برابر و پاک میدهد. بجای سعی در توقف فناوری، ما باید به دنبال کاملتر کردن آن باشیم. اما در این راه باید از تجربیات گذشته درس بگیریم و به خرد جمعی تکیه کنیم.
با هر پیشرفت چشمگیر در فناوری، نیازی تازه به بازنگری و بهروزرسانی قوانین اخلاقی وجود دارد. امروزه بیش از هر زمان دیگری انسانها نیازمند آگاهی هستند. اگر ما در اولویت قراردادن نفع جامعهی انسانی بر منافع شخصی، اقتصادی، سیاسی یا نظامی با شکست مواجه شویم؛ هوش مصنوعی میتواند تبدیل به بزرگترین فاجعهی بشری شود. اما اگر انسانها به مرحلهای جدید از درک خود از انسانیت برسند، هوش مصنوعی به تحقق دنیایی کمک خواهد کرد که ما را به تمرکز به نقاط قوت خود (خلاقیت، تفکر، هوش احساسی و توانایی حل مشکلات) وادار میکند و ماشینها را به کارهای کوچکتر و تکراری وامیدارد.
اعتماد به رباتها؟
در پایان اینکه نباید ماشینها را بهعنوان جایگزینی برای انسانها در نظر گرفت. در چنین شرایطی احساس اختیار و مسئولیتپذیری خود را از دست خواهیم داد. هوش مصنوعی را میتوان بهعنوان مکملی بر انسانها دانست؛ راهی که انسانیت در آن به تکامل خواهد رسید. یکجا ماندن به نظر همیشه خطرناکتر از پیشرفت و تکامل است. روزی که انسانها از تکامل دست بکشند، به پسرفت روی خواهند آورد. پس بهتر است پیشرفت را در اولویت قرار دهیم. هرچند مهم است که خودخواهی را هم جایگزین احتیاط نکنیم؛ در چنین حالتی، آیندهی بشر در مخاطره خواهد بود و انسانها دست به تکرار اشتباهات خود خواهند زد.
دستگیری کلاهبرداری که رمالی می کرد
دستگیری کلاهبرداری
که رمالی می کرد
فرمانده انتظامی «رفسنجان» از دستگیری فردی که با رمالی و دعانویسی اقدام به فریب مردم شهرستان میکرد، خبر داد.
سرهنگ «نصرالله عباسی» در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت: در پی کسب خبری مبنی بر اینکه فردی در سطح شهرستان با رمالی و دعانویسی اقدام به اغفال و فریب مردم میکند، مأموران پلیس امنیت عمومی پرونده را در دستور کار خود قراردادند. وی ادامه داد: با تکمیل تحقیقات بهدستآمده، اقدامات ویژه پلیسی جهت دستگیری متهم آغاز و با شناسایی محلهای اختفاء وی، سرانجام متهم در حال دعانویسی دستگیر و در تحقیقات انجامگرفته به کلاهبرداری از شهروندان به بهانه دعانویسی و رمالی با شگردهای مختلف اعتراف کرد. سرهنگ عباسی افزود: این کلاهبردار پس از شناسایی سوژههای خود و بررسی و تحقیق در مورد زندگی آنها از افراد محل و همسایگان، با در اختیار داشتن اطلاعات فردی از سوژهها، اقدام به تجویز دعا و سوءاستفاده از باورهای دینی مردم میکرد.
وی خاطرنشان کرد: در بازرسی از منزل متهم تعداد زیادی کتاب به زبان عربی و فارسی و تعدادی دعا کپی شده ،پوست وموی حیوانات کشف شد. فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان در پایان با اشاره به اینکه این متهم جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی شد خاطرنشان کرد: افراد کلاهبردار با دادن وعده ازدواج، تأمین شغل، حل مشکلات، و .. .قصد کلاهبرداری رادارند که شهروندان باید با هوشیاری پس از اطمینان از نیت پلید طرف مقابل، مراتب را سریع به مرکز فوریتهای پلیسی 110 اطلاع دهند.
رییس دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان: مسیر کارآفرینی از ارتباط دانشگاه و صنعت میگذرد
رییس دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان:
مسیر کارآفرینی از ارتباط دانشگاه و صنعت میگذرد
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در سال 1367 با رشته حقوق تأسیس شد و هماکنون سه دانشکده، 72 رشته در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی دارد که چهار هزار و 100 دانشجو در آن تحصیل و 290 استاد در آن تدریس میکنند. تاکنون 10 هزار و 400 نفر از این دانشگاه فارغالتحصیل شدند و بعضاً در بین آنها مقامات و مسئولان کشوری دیده میشود. ازآنجاییکه دانشگاهها در توسعه شهرها نقش بسزایی دارند، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان هم از این قاعده مستثنا نبوده. چندی پیش هم این دانشگاه میزبان همایش بزرگ «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» بود که گامی جدی در ارتباط بین دانشگاه و صنعت محسوب میشد. در ارتباط با این همایش و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان با دکتر محسن صفریان، رییس این دانشگاه به گفتوگو نشستیم که ماحصلش را در ادامه میخوانید:
دو هفته پیش دانشگاه شما میزبان همایش «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» بود که چهرههای شاخصی در آن حضور پیدا کردند. هدف شما از برگزاری این همایش چه بود؟
فراهم نمودن محیطی برای بازگو نمودن مشکلات سرمایهگذاران، کارخانهداران و کارآفرینان، راهکارهای انتقال تجارب کارآفرینان موفق به دانشگاهها، راهکارهای استفاده از دستاوردهای علمی دانشگاهها در صنعت، بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه، تشویق برای ایجاد کارآفرینی، جمعآوری ایدههای صنعتی مختلف قابل سرمایه گزاری، به عرضه گذاشتن محصولات صنعتی مختلف و برگزاری کارگاههای علمی مختلف موردنیاز صنعت ازجمله اهداف برگزاری این همایش بود. بخشی از این همایش به ایدههای برتر اختصاص داشت که 74 ایده به دبیرخانه رسید. از بین این ایدهها حدود 10 ایده برتر بودند که این امکان وجود دارد تعدادی از این ایدهها بهزودی موردحمایت دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان قرار گیرد.
از خروجی همایش راضی بودید؟ فکر میکنید این همایش توانست به مشکل عدم ارتباط صنعت و دانشگاه که سالهاست در کشور ما وجود دارد و حلنشده کمک کند؟
ببینید انعکاس این همایش و رسانهای شدن آن میتواند نقش به سزایی در فرهنگسازی در این راستا که دانشگاه و صنعت باید به هم مرتبط باشند داشته باشد. نمیشود در چند ساعت همه مشکلات را گوشزد کرد و مطمئناً قرار نیست مشکلی که سالها وجود داشته در یک همایش حل شود اما همینکه میتواند تعاملی صورت گیرد و حتی یک خروجی با درصد پایین از این همایش داشته باشیم خودش یک بسترسازی مناسب برای آینده است. درمجموع باید فرهنگسازی شود که فکر میکنم این همایش در این بحث خروجی خوبی داشت. خوشحالیم که باعث این حرکت شدیم و امیدواریم که خروجی این همایش در درازمدت هم مثبت باشد.
چه شد به فکر برگزاری همایشی با این موضوع افتادید؟
یکی از پیشنهادهایی که از سوی دانشگاه به صنایع و سازمانها شده این است که از پتانسیلهای بسیار بالایی که در بحث پایاننامههای دانشجویی وجود دارد استفاده شود. بهصورتی که ما میتوانیم اولویتهای صنعت، سازمانها و دستگاههای اجرایی را سرلوحه پایاننامههای دانشجویی قرار دهیم. دانشجو وقت و هزینه صرف میکند و باید بتواند چالشی را از سر راه جامعه بردارد. ما بهطور واقعی به این موضوع اعتقاد داریم که دانشجو میتواند. نمونههایی از پایاننامهها انجامشده، که بسیار نمونههای موفقی بوده و باعث حرکتهای بسیار مثبتی در سازمانها شده است. همه این موارد باعث شد دانشگاه به فکر برگزاری همایش «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» بیفتد. همانطور که همه میدانیم دانشگاه بدون صنعت یا صنعت بدون دانشگاه وضعیتی بهتر از الان نخواهند داشت. دانشگاه میتواند نیروهای متخصص صنعت را آموزش دهد و باید بر روی بحث مهارت کار کرد که افرادی علمی، مهارتی و پژوهشی تحویل صنعت داده شود. صنعت نیز میتواند در بحث پروژههای تحقیقاتی مؤثر باشد و همکاری خوبی با دانشگاهها داشته باشد و همراهی این دو موجب کارآفرینی خواهد شد و حرکت مثبتی اتفاق میافتد.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در بحث ارتباط صنعت و دانشگاه چهکارهایی کرده است؟
در بحث ارتباط با صنعت حرکتهای خوبی در دانشگاه آزاد رفسنجان صورت گرفته است. در دستور کار دکتر حمید میرزاده (رئیس دانشگاه آزاد اسلامی ایران) آمده که دانشگاه بخشی از بودجه خود را در راه ارتباط با صنعت و یا همکاری با پروژههای دانشبنیان قرار دهد که در واحد ما اخیراً یک قرارداد در قالب انتقال دانش فنی و مشارکت برای ساخت یک دستگاه چندکاره که میتواند نقش مهمی در مکانیزاسیون باغات پسته داشته باشد، بستهشده است. همچنین در بحث سرمایهگذاری و اقتصاد دانشبنیان میتوان به پروژه CHP و پروژه تولید کاغذ از سنگ که یک پروژه زیستمحیطی است اشاره کرد. کارهای نهایی بر روی این پروژهها انجامشده و بهزودی عملیات اجرایی را شروع خواهیم کرد. درهرصورت همه باید دستبهدست هم دهیم تا مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه را طی کنیم و به این مسئله بسیار مهم بها دهیم.
از قدیم وجود دانشگاه در هر شهری، نشان توسعه یک شهر بود. دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان چه نقشی در توسعه این شهرستان ایفا کرده است؟
تاکنون 10 هزار و 400 فارغالتحصیل از دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان داشتیم. فکر میکنم تقریباً در حوزه قضایی اعم از وکلا، قضات و نمایندگان حقوقی، کمتر فردی را بتوان در شرق کشور در هر مقطعی پیدا کرد که تحصیلکرده دانشگاه آزاد رفسنجان نباشد که این خود خدمت بزرگی به شهر رفسنجان است. در رشته مدیریت دولتی نیز به همین صورت است و تقریباً میتوان گفت با توجه به ساختاری که دانشگاه آزاد دارد تعداد قابلتوجهی از دانشجویان خود کارکنان هستند و برعکس آنچه در سیستم دولتی وجود دارد در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان رخداده و بالای 60 درصد دانشجویان این دانشگاه مشغول به کار هستند بهصورتی که یا ازلحاظ علمی خود را بهروز میکنند و یا در حال ادامه تحصیل هستند و اینیک نکته قوت خوب است که میتوان از این دانشجویان در جهت شکوفایی استفاده کرد. در کل معتقدم باید در جهت مهارت محوری، کار و تلاش کنیم. دانشگاه آزاد اسلامی درصدد است که یک سری دورههای تخصصی کارگاهی را که کوتاهمدت هستند برای سایر ارگانها برگزار کند. اخیراً یک تفاهمنامه با آموزشوپرورش برای معلمان نوشتهشده است. یک تفاهمنامه نیز با فرمانداری منعقدشده برای بخشداران و شهرداران و دهیاریها که در مورد دورههای موردنظرشان هم ازلحاظ سرفصلی و هم ازلحاظ اساتید وضعیت بسیار خوبی داریم و میتوانیم در این زمینه نیز به شهر خودمان خدمت کنیم. چند روز پیش نیز با اصناف جلسهای داشتیم و آنها هم تقاضای چنین کارگاههایی را دادند، زیرا خیلی از صنوف ما نیروهای کارآمد و ماهر را ندارند و به همین دلیل به مشکلاتی برخوردهاند. مقرر شد با انجمن کارآفرینی همکاری مثبتی در این زمینه صورت بگیرد و یک آکادمی مهارت در دانشگاه راهاندازی شود تا از این طریق نیز بتوانیم به شهر خودمان خدمت کنیم.
اطلاع دارید کدامیک از مسئولان فعلی رفسنجان در این دانشگاه تحصیلکردهاند؟
بهتر است اینطور بگویم که چه درگذشته و چه در حال حاضر تعداد قابلتوجهی از مدیران کشوری، استانی و شهرستانی دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان بودهاند. بعضاً برخی نمایندگان مجلس در رشتههای تحصیلات تکمیلی و دکترا نیز در این دانشگاه تحصیلکردهاند و تعدادی از مسئولان هم چون به لحاظ کیفیت از این دانشگاه راضی بودهاند همچنان مشغول به تحصیل هستند.
در حوزه پژوهشی و فناوری چه اقداماتی را در دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان انجام دادهاید؟
دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان در علوم انسانی تنوع رشتهای بالایی دارد (حقوق، مدیریت دولتی، حسابداری، روانشناسی و مدیریت آموزشی). میتوان گفت ما بهترین رشتههای علوم انسانی را در این واحد داریم، همچنین از گروه فنی و مهندسی رشتههای کامپیوتر، برق، مکانیک، عمران، هنر، معماری و کشاورزی را در این دانشگاه داریم. با توجه به اینکه 40 درصد دانشجویان ما در مقطع تحصیلات تکمیلی هستند و تقریباً 290 نفر از بهترین اساتید اعم از اعضای هیأت علمی و مدعوین از بهترین دانشگاههای کشور در دانشگاه آزاد واحد رفسنجان در حال تحصیل هستند یک فضای علمی و پژوهشی مناسبی را فراهم کردهایم. 483 مقاله در کنفرانسهای بینالمللی و مجلات علمی توسط اعضای هیأت علمی و دانشجویان این دانشگاه ارائهشده و به چاپ رسیده است و مطمئناً این آمار در یکی دو سال آینده بهشدت افزایش پیدا خواهد کرد زیرا روند افزایشی در تحصیلات تکمیلی را داشتهایم. در داخل دانشگاه نیز فعالیتهای بسیار خوبی صورت گرفته است. در زمینههای پژوهشی، انجمنهای علمی بسیار خوب داریم و تقریباً میتوان گفت بهصورت هفتگی برنامههای علمی برگزار میشود و امیدواریم بتوانیم روزبهروز این برنامهها را بهتر انجام دهیم. امکانات بسیار مناسبی داریم، از بدو تأسیس تاکنون به مساحت 31 هزار و 160 مترمربع ساختمان در کاربریهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و هنری، ورزشی، اداری و خدماتی و مسکونی و رفاهی احداث و مورد بهرهبرداری قرارگرفته و سه هزار و 431 مترمربع ساختمان شامل ساختمان پژوهشی، اداری و مسجد در حال احداث است. کتابخانه این دانشگاه دارای 42 هزار و 619جلد کتاب است. 23 کارگاه و آزمایشگاه فنی و مهندسی و کشاورزی، حدود یک هزارو 100 پایاننامه ارشد خاتمه یافته و حدود یک هزارو 950 پایاننامه ارشد در حال انجام در رشتههای مختلف فنی و مهندسی و علوم انسانی و کشاورزی که میتواند با دریافت اولویتهای پژوهشی ادارات و سازمانها در جهت رفع مشکلات و نیازمندیهای ایشان انجام گیرد، ازجمله دیگر موارد در حوزه پژوهشی است.
چند درصد این پایاننامهها به مرحله اجرایی رسیدهاند؟
چون در سالهای قبل بیشتر پایاننامههای ما در زمینه علوم انسانی بوده، در بحث صنعت اجرایی نشدهاند. البته تعداد زیادی از این پایاننامهها در زمینه رفع مشکلات در سازمانها مؤثر بوده و برخی از دانشجویان ما شاغل تعدادی از ادارات و سازمانها و یا دانشگاههای دیگر هستند و میگویند توانستند در شکوفایی آن دستگاهها مؤثر باشند.
کاهش جرم و جنایت نیازمند توجه به رفاه اجتماعی
کاهش جرم و جنایت نیازمند توجه به رفاه اجتماعی
پایگاه خبری «کرمان نو» نوشت: قتل اعضای یک خانواده در روستایی از توابع فهرج دلیلی شد بر بررسی علل وقوع چنین فجایعی، این مسائل در درجه اول باید علتیابی شوند زیرا بارها افراد مجازات میشوند اما مسئله اجتماعی ریشهکن نمیشود.
بیشتر از یک هفته است که نهتنها استان کرمان بلکه کل کشور از شنیدن خبری هولناک متأسف و شگفتزده است.
فردی از اهالی روستای «جهانآباد فهرج» خانواده همسرش که اتفاقاً خانواده خالهاش نیز بودند را به گلوله بست و ۱۰ تن را به قتل رساند و چهار نفر نیز زخمی شدند. این جنایت عجیب و هولناک سزاوار بررسیهای فروانی است. آیا این فرد بیمار روانی است؟ جامعه در بروز این رفتار و بزهکاریهای پیشین وی چه نقشی داشته است؟ «کرمان نو» در گفتگویی با جعفری صدر روانشناس و استاد دانشگاه به واکاوی علل این جنایت پرداخته است. “عظیمه جعفری صدر” دکتر روانشناس و استاد دانشگاه معتقد است که برای بررسی این مساله باید نگاهی همهجانبه داشته باشیم. این فرد به دلیل بزهکاریهای پیشین و سابقه زندان، اختلال شخصیت ضداجتماعی دارد. شاید در دوران نوجوانی هم مرتکب بزهکاریهایی شده باشد. حتی اگر در بررسی وضعیت او برچسب اختلال روانشناختی و شخصیتی بزنیم، باید از لحاظ فرهنگ بومی منطقه را هم بررسی کنیم.
بر اساس شواهد، جامعه چه تأثیری در وضعیت فعلی وى داشته است؟ جامعه چقدر آثار بیماری او را نادیده گرفته است؟ از لحاظ روانشناختی این فرد رفتارهای پارانوییدی نشان میداده است، اما در طایفه این فرد را با غیرت میدانستند. هنوز در جامعه ما تفکیک بین تعصب، شکها و سوءظنها مشخص نیست. از طرفی قاتل سابقه زندان دارد، بعد آزادی از زندان چه پیشگیری در مورد وی انجامگرفته است؟ آیا او آموزشی دریافت کرده؟ آیا تحت نظر یک مددکار یا روانشناس بوده است؟ به دلیل مشکلاتی که زندان رفته بوده درمان شده است؟ آیا بعد از درمان، وارد جامعه شده یا پس از خروج از زندان انتقامجویی بیشتری در ذهنش رشد کرده است؟ این استاد دانشگاه میگوید اگر از بعد جامعهشناسی مسئله را نگاه کنیم، میبینیم که این فرد از روزهای قبل خانواده همسرش را تهدید میکرده است.
با توجه به سابقه این فرد آیا این تهدید جدی گرفتهشده است؟ هنوز به نظر میرسد در آن منطقه با توجه به فرهنگ بومی به بزرگان طایفه خود بیشتر از نیروی انتظامی اعتماد دارند. به همین دلیل قربانیان اصلاً این تهدیدها را به نیروی انتظامی گزارش نداده و آن را جدی نگرفتهاند. فرهنگ بومی این مناطق خیلی قویتر است و این تفکر وجود دارد که باید مشکلشان را خودشان حل کنند، پس خودشان هم اقدام میکنند. این متخصص روانشناسی اعتقاد دارد که ما میتوانیم بگوییم این فرد شاید مشکلات روانی و یا اختلالات رفتاری داشته اما نقش جامعه را نباید ندیده بگیریم.
زمانی که در جامعهای میبینیم این قضایا پررنگ میشود مثلاً اگر در یک محیطی ببینیم موش، سگ و گربه زیاد است، اولین موضوعی که به ذهن میآید این است که بهداشت محیط درست رعایت نشده است.
وقتی در جوامع آمار جرم و جنایت بالا میرود این نشان میدهد که توجه ما به مسائل تربیتی کم شده است. “عظیمه جعفری صدر” گفت: ”فقر و بیکاری از عوامل بسیار مهم وقوع جرم بهویژه در طبقه پاییندست جامعه است.
در پژوهشی که سال ۸۳ آقای صادقی و همکارانش انجام دادند افزایش میزان فقر و نابرابری درآمدی باعث افزایش در نرخ سرقت شده است که از عوامل مؤثر در قتل هم در کشور محسوب میشود . در بررسی چنین بزهکاریهایی میبینیم که فقر، انتقام، مهارتهای ضعیف والدین، پرخاشگریهای افراد و خشونتهای رفتاری که در فیلمها و سریالها میآموزند همه و همه تأثیرگذار هست. وقتی شخصی در فیلم میبینند که قهرمان فیلم تفنگ در دست همه را میکشد او این کار را راهحل دانسته و به انتهای قضیه فکر نمیکند، فکر انتقامجویی و نفرت است.” جعفری صدر در پاسخ به این سؤال که آیا متهم فهرج دچار جنون آنی شده است؟ گفت که در رفتار جنایی یک کنش ارادی از فرد سر میزند زیرا او در موقعیتی قرار گرفته که با درک آن خود را مجاز به ارتکاب میداند، هر چند این کنش او برخلاف هنجارها و ارزشهای جامعه است. مثلاً این قاتل خود را مجاز دانسته که تکتک افراد این خانواده را نابود کند. این استاد دانشگاه بر پیشگیری تأکید دارد و میگوید حالا که اتفاق افتاده چکار باید بکنیم؟ باید پیشگیری صورت بگیرد تا از وقوع فجایع بعدی جلوگیری شود. اینجاست که باید بر آموزشها برای پیشگیری تأکید کنیم. آموزش فرزند پروری و مهارتهای زندگی، چرا که هیچکس ذاتاً مجرم نیست شاید افکار جرم ساز در ذهن همه افراد باشد اما این مهم است که بتوانیم این را کنترل و مدیریت کنیم.
علت و انگیزه جرمها را بررسی کرده و بعد راههای پیشگیری را موردنظر قرار دهیم. وقتی این اتفاق در مناطق خاصی میافتد شرایط منطقه را بررسی کنیم. بهطور مثال این مناطق خاص از لحاظ درآمد پایینتر بوده و فقر و بیکاری یکی از عوامل جرمزا است. پس باید این مساله را جزء اهدافمان قرار دهیم. باید محیط آرام و سالمی در خانوادهها وجود داشته باشد در محیطهای فقیر به فکر تأمین مسکن بوده و به نیازهای مادی و معنوی جوانان و نوجوان در این مناطق توجه شود. آموزشوپرورش مناسب وجود داشته باشد. این راهکارها موارد ارتکاب جرم را پایین میآورد در حقیقت نیاز است که در چنین مناطقی رفاه اجتماعی بالا برود.
کرمان با تنش آبی مواجه است
معاون نظارت و بهرهبرداری شرکت آب و فاضلاب کشور گفت: «شهرهای مشهد، اصفهان، کرمان، بوشهر با تنش آبی مواجه هستند.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی شبکه خبر، حمیدرضا تشیعی گفت: «امیدواریم قبل از تابستان سال آینده با اجرای طرحهای مدیریت مصرف، بهسازی چاهها و قنوات، مدیریت فشار در شبکه توزیع، تکمیل رینگها و نصب شیرهای فشارشکن، روند مصرف را مدیریت کنیم.»
وی با اشاره به اینکه استان هرمزگان هم به دلیل کمبود آب مخزن سد میناب و شمیل و نیان در هفته گذشته با شرایط ویژه روبرو بود که تدبیر شد، افزود: «امیدواریم تأمین آب شرب بندرعباس را که این منطقه با کمبود منابع آبی مواجه است در تابستان آینده مدیریت کنیم.» تشیعی از مشترکان خواست با صرفهجویی در مصرف آب، شرکتهای آب و فاضلاب کشور را یاری کنند تا فشار کمتری به منابع زیرزمینی وارد شود و در تابستان سالهای آینده بتوانیم مشکلات کمتری در زمینه تأمین آب شرب داشته باشیم.
تشیعی به کیفیت آب در تابستان که مصرف نیز افزایش مییابد ، اشاره کرد و گفت: «در تابستان سالهای اخیر دمای هوا یک تا یک و نیم درجه بهطور متوسط افزایش داشت و ریسک بیماریهای مرتبط با آب نیز افزایش مییابد که این شرایط نگرانکننده است.»
وی اضافه کرد: «به همین علت 800 آزمایشگاه آب تجهیز شده است و تعداد زیادی کارشناس متخصص کنترل کیفی آب نیز به موازات کیفیت کمیت آب را نیز مدیریت میکنند تا شرایط غیرمعمولی برای تأمین آب شرب مردم اتفاق نیفتد.» معاون نظارت و بهرهبرداری شرکت آب و فاضلاب کشور بابیان اینکه کشورمان در منطقه خشک قرار دارد و 15 سال خشکسالی را طی میکنیم، گفت: «میزان بارشها در سال آبی کنونی نسبت به پارسال 57 درصد و نسبت به درازمدت 37 درصد کاهش پیداکرده است.»
تشیعی افزود: «سازمان هواشناسی میزان بارش در ماههای آینده را نرمال پیشبینی کرده است، بنابراین از نظر ریزشهای جوی در مرز هشدار قرار داریم و وظیفه ماست که در شرکتهای آب و فاضلاب شرایط را طوری مهیا کنیم که کمترین تنش را در تابستان سال آینده داشته باشیم.»
وی گفت: «برنامه جامعی تدوین کردیم که در اختیار شرکتهای آب و فاضلاب است که شامل حوزه مدیریت تأمین اضطراری آب و مدیریت مصرف و تقاضاست و طرحهای کوچکی از ابتدای سال آبی امسال شروعشده است که بتوانیم در تابستان 96 مصرف آب را مدیریت کنیم.»
تشیعی در زمینه تأمین آب با حفر و تجهیز چاههای جدید افزود: «هر استان بنا به نیاز خود این طرح را اجرا میکند که پارسال حدود 400 چاه حفر و کف شکنی شد و امسال نیز همین تعداد چاه حفر و کف شکنی شد چون با مشکلات جدی در تأمین آب روبرو بودیم.» وی گفت: «خرید آب از بخش کشاورزی و از منابع با کیفیت و استفاده از ظرفیت سایر ارگانها که بلااستفاده مانده است از دیگر اقدامات شرکتهای آب و فاضلاب در تأمین آب شرب است.»
مرکز رشد واحدهای فناور کشاورزی جنوب استان افتتاح شد
روابط عمومی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی، منابع طبیعی جنوب استان کرمان نوشت: مرکز رشد واحدهای فناور کشاورزی جنوب استان کرمان همزمان با مراسم هفته پژوهش افتتاح شد.
در این مراسم که با حضور دکتر ولدان مدیرکل دفتر امور فناوری سازمان تحقیقات، دکتر جهانشاهی معاون پارک علم و فناوری استان کرمان و مدیران سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان برگزار شد موارد زیر به انجام رسید: گزارش عملکرد یک ساله حوزه پژوهشی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی جنوب استان کرمان توسط دکتر آئین رئیس مرکز، رونمایی از نتایج ۱۰ پروژه در قالب ۳ طرح تحقیقاتی خاص سفارش سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، انعقاد ۴ تفاهمنامه انتقال حق بهرهبرداری ۴ دانش فنی تولیدی مرکز به دو شرکت فناور، تجلیل از ۳ پژوهشگر برتر، ۳ کارشناس برتر، کارشناس برگزیده گواهی بذر و کارشناس برگزیده فناوری اطلاعات مرکز، معرفی اعضای شورای مرکز رشد واحدهای فناور کشاورزی جنوب استان کرمان و افتتاح مرکز رشد واحدهای فناور کشاورزی جنوب استان کرمان
پرداخت 78 درصد تسهیلات بانکی مربوط به طرحهای اقتصادی در شمال استان
ایسنا نوشت: مدیرکل هماهنگی امور اقتصادی استان کرمان با تأکید بر اینکه پرونده 151 میلیارد تومان طرح متقاضی تسهیلات بانکی به تهران ارجاع دادهشده است، خاطرنشان کرد: «باید در راستای رونق تولید در بانکها تسهیلات 352 طرح به مبلغ 550 میلیارد تومان توسط بانکهای عامل استان پرداخت گردد.»
رضا سنجری در شورای عالی بانکهای استان کرمان افزود: «از مجموع هزار و 470 طرح متقاضی تسهیلات بانکی ثبتشده در سامانه، 353 طرح با مبلغ 251 میلیارد تومان تسهیلات بانکی دریافت نمودهاند.»
سنجری با اشاره به اینکه 22 درصد از تسهیلات بانکی پرداختشده مربوط به طرحهای اقتصادی جنوب استان و 78 درصد مربوط به شمال استان بوده است، یادآور شد: «از این مجموع 40 درصد از تسهیلات در طرحهای تولیدی بخش کشاورزی و 60 درصد در حوزه صنایع استان بوده است.»
وی با تأکید بر اینکه پرونده 151 میلیارد تومان طرح متقاضی تسهیلات بانکی به تهران ارجاع دادهشده است، خاطرنشان کرد: «باید در راستای رونق تولید در بانکها تسهیلات 352 طرح به مبلغ 550 میلیارد تومان توسط بانکهای عامل استان پرداخت گردد.»
لیدر جنجالی فوتبال کرمان در مصاحبه با « پیام ما» همه اتهام ها را تکذیب کرد «اکبر طوطی» به روایت خودش
لیدر جنجالی فوتبال کرمان در مصاحبه با « پیام ما» همه اتهام ها را تکذیب کرد
«اکبر طوطی» به روایت خودش
اکبر زنگی آّبادی یا همان «اکبر طوطی» معروف، سال هاست که در فوتبال ایران به عنوان یک لیدر شناخته شده است، لیدری که همواره حواشی زیادی را با خود به همراه داشته و در نوک پیکان انتقاد مربیان و فوتبالی ها و کارشناسان قرار گرفته است، اخیرا نیز فیلم ها و مطالبی از او و به نقل از یکی از روزنامه نگاران کرمانی و همچنین مربیان اسبق مس در فضای مجازی پخش شده که او را لیدری سالار و بی اخلاق معرفی کرده است. برای اینکه یک طرفه قاضی نرفته باشیم، او را به دفتر روزنامه پیام ما دعوت کردیم تا حرف ها و درد و دل های او را هم بشنویم، این گفت و گوی مفصل را با هم می خوانیم؛
با اینکه سابقه بازی فوتبال نداری، چی شد که به عنوان یک هوادار و بعد هم لیدر باشگاه مس شهرت یافتی؟
سال قبل از اینکه مس به لیگ برتر صعود کند، من در بازار کار می کردم و یک روز به اتفاق یکی از دوستان به ورزشگاه کیانی که آن زمان بازی های مس برگزار می شد رفتیم. سرمربی آن زمان تیم، نادر دست نشان بود. علاقه و هیجان و صدای من باعث شد رئیس وقت هیات فوتبال که آقای گنجعلیخانی بود، از من دعوت کرد در کنار تیم باشم و یکی دو تا بازی خارج از استان هم این تیم را همراهی کردم. یادمه حتی بازی با هما در تهران که باعث صعود مس به لیگ برتر شد، من به همراه تیم بودم. بعد از صعود به لیگ برتر، سکوها تقسیم بندی شد و من به اتفاق حدود 15 نفر دیگر مسئولیت تماشاگران را به عنوان لیدر به عهده گرفتیم و این آغاز ورود من به دنیای لیدری باشگاه مس بود. بعد از 4 سال هم در بازی استقلال تهران و مس کرمان به عنوان پرشورترین سکو و بهترین لیدر کرمانی، از سوی مسئوولین فدراسیون فوتبال به عنوان لیدر تیم ملی انتخاب شدم.
کلا چند سفر خارجی به عنوان لیدر چه در کنار مس و چه با تیم ملی داشتی؟
به همراه تیم ملی در اردوی چین و بازی دوستانه با این تیم و بعد هم با همان تیم به کره شمالی رفتیم و در بازی برابر کره شمالی در مسابقات انتخابی جام جهانی تیم ملی را همراهی کردم و یک بار هم با مس در باشگاههای آسیا به امارات سفر کردم که با باخت مس در برابر حریفش همراه بود. البته یک بار هم به زیارت خانه خدا مشرف شدم و3 سال هم به عنوان زائر آقا امام حسین و 3 سال دیگر هم ایام اربعین، سعادت خدمت به زوار ابا عبدالله را در آشپزخانه های مسیر داشتم.
چرا حس کردی می توانی به عنوان لیدر در خدمت ورزش کرمان باشی؟
من در بازار کار می کردم و به قولی آدم روداری هستم و برای لیدر بودن هم باید رو داشته باشی و هم ارتباط خوبی با مردم و مسئولین و هوادران برقرار کنی تا بتوانی کار کنی. من هم به همین دلیل کم کم وارد شدم و چندین ساله که نه تنها در کنار باشگاه مس بلکه در کنار ورزش کرمان در حال خدمت هستم.
شما یکی از چندین لیدر کرمان اما معروف ترین و پرحاشیه ترین آنها هستی، چه شد که این اتفاق افتاد؟
در یکی از بازی ها در همان سال های نخست صعود مس به لیگ برتر، پرسپولیس میهمان مس بود و ما به همراه تعدادی از تماشاگران در ورزشگاه انقلاب کرمان که محل تمرین سرخپوشان تهرانی بود، جمع شدیم و برای تخریب و تضعیف روحیه آنها و بخصوص علی کریمی که رابطه خوشی با علی دایی ندارد، به تشویق علی دایی پرداختیم و همین کار ما و ادامه آن در بازی روز بعد که با باخت پرسپولیس همراه بود، باعث یک سری درگیری ها و صحبت های آقای خوردبین، سرپرست تیم تهرانی در برنامه نود که گفتند « پرسپولیس به مس نباخت، به اکبر طوطی باخت» و در همان برنامه برای اولین بار از من به عنوان اکبر طوطی نام برده شد. از همان روز و تیتر روز بعد روزنامه پرسپولیس با عنوان«الف – طوطی» نام من بر سر زبان ها افتاد.
درگیری هایی هم در آن بازی پیش آمد، از آن اتفاقات بگویید؟
درگیری خاصی نبود، فقط یکی از لیدرهای مس به نام رضا اسدی که یک استقلالی دو آتشه است، در جریان وبعد از آن بازی باعث بوجود آمدن تنش ها و درگیری هایی شد و صحبت هایی با آقای عابدزاده و کریمی انجام داد که متاسفانه به نام من تمام شد در حالی که من هیچ نقشی در آن درگیری ها نداشتم.
در آمد ماهانه شما چقدر است، شما کارمند باشگاه مس هم هستی، از آنجا چقدر حقوق و اضافه کاری می گیری؟
من به همراه 4 لیدر باشگاه از حدود 5 سال پیش به عضویت صندوق بازنشستگان مس درآمدیم و ماهیانه حقوقی طبق قانون بیمه کار، در حدود یک میلیون تومان به اضافه بیمه دریافت می کنیم و هیچ اضافه کاری نداریم. ضمن اینکه به هر هوادار در هر کدام از سفرهای خارج از کرمان 40 هزار تومان و به لیدر 60 هزار تومان هزینه تغذیه پرداخت می شود. در کل با توجه به اینکه کار من آزاد است نمی توان میزان درآمدم را مشخص کرد اما معمولا 2 میلیون تومان در ماه درآمد دارم.
کلا طرفدار آبی هستی یا قرمز؟
حقیقتا من اوایل طرفدار استقلال بودم اما بعدا که وارد مجموعه مس و ورزش کرمان شدم فقط هوادار نارنجی پوشان کرمانی و البته تیم ملی هستم.
فیلمی در روزهای اخیر از شما در فضای مجازی پخش شده که با کف دست به دوربین می زنی، جریان چه بود؟
این فیلم مربوط به بازی با بادران تهران در بازی های اخیر مس در تهران بود، در آن بازی من تهران بودم و خودم را به این بازی رساندم. تماشاگران بادران که بالای نیمکت بچه های مس بودند، در طول بازی سراسر به بازیکنان تیم ما اهانت کردند و یکی از بازیکنان ما درگیری کوچکی با تماشاگران داشت و دوربین می خواست از این صحنه فیلم برداری کند که من گفتم آقا فیلم نگیر و همین باعث درگیری کوچکی شد.
نظرت در مورد لیدر سالاری در باشگاه مس که این روزها درباره آن گفته می شود، چیست؟
اصلا این چنین نیست، با توجه به حقوقی که از این باشگاه می گیرم باید در جهت منافع می کار کنم، لیدر سالاری متاسفانه بحثی است که توسط یکی دو تا از رسانه های کرمان به تازگی مطرح شده، البته الحق نباید از نقش روزنامه و نشریات و سایت های کرمانی که همواره حامی ورزش و باشگاه مس کرمان بوده اند بگذریم، اما یکی دو تا از همکاران رسانه ای شما شیطنت کرده و این موضوع را به تازگی باب کرده اند. در صورتی که به جرات می گویم اصلا بحث لیدرسالاری در باشگاه مس نبوده و نخواهد بود. من به همراه چند تن دیگر از لیدرهای کرمانی، چندین سال از زندگی مان را برای این تیم و حتی برای کل ورزش کرمان گذاشته ایم و با پیروزی هایش خوشحال شدیم و با باخت هایش ناراحت. برعکس صحبت های گفته شده، من اعلام می کنم نه تنها لیدرسالاری نیست، بلکه حتی به لیدرها بهایی هم داده نمی شود. 4 – 5 سال است می خواهیم کانون هواداران باشگاه را به ثبت برسانیم، اما متاسفانه بعضی از دوستان فکر می کنند اگر کانون هواداران راه اندازی شود، منافع شخصی آنها به خطر می افتد. در حالی که باشگاه مس مال همین هواداران است. هدف ما این است که همه با هم اعم از مسئولین، رسانه ها، هواداران و بازیکنان در جهت اعتلا و پیشرفت فوتبال کرمان و بخصوص باشگاه مس که ویترین ورزش کرمان است، قدم برداریم.
رابطه ات با مربیانی که کرمان آمدند و رفتند چگونه بود؟
من با همه رابطه خوبی داشتم و دارم، از امیرقلعه نوعی و مرفاوی و مظلومی و بگوویچ و دیگران. با تنها کسی که یک سری مشکلات و حواشی پیش آمد، ابراهیم قاسم پور بود که آن هم بخاطر کارهایی بود که انجام می داد و از نظر فنی در سطح بالایی نبود و شیطنت هایش تیم را از بین برد.
اخیرا حرف و حدیث های زیادی راجع به شما پیش آمده که اکبر زنگی آبادی با مربیان در ارتباط است و هر مربی که هوای تو را نداشته باشد، باید از کرمان برود و یا فلان مربی برایت زمین خریده و یا مربی دیگری وانت، در این باره چه صحبتی داری؟
من به شدت تکذیب می کنم، نه زمینی در خیابان کمیل دارم که فلان مربی برای من خریده باشد و نه وانتی که مربی دیگر خریداری کرده، من مستاجرم و ماهیانه 400 هزار تومان اجاره خانه می پردازم، البته وانت سفیدرنگی قسطی خریده بودم که بعدها فروختمش و در حال حاضر ماشین شخصی ندارم و فقط وانتی متعلق به باشگاه مس است که گاه گاه برای انجام تبلیغات و کارهای خود باشگاه در اختیار من قرار می گیرد. هر کدام از مربیان که فکر می کنند به من پول داده یا چیزی برای من خریداری کرده اند، بیایند و ثابت کنند و من هم هرگونه جریمه و یا برخوردی را از طرف مسولان می پذیرم و قبول می کنم، به شرطی اثبات شود. من پای حرفم می مانم و با قدرت اعلام می کنم تا این لحظه هیچ مربی برای من کار شخصی انجام نداده است.من نمی دانم دوستان با چه هدف و نیتی این کار را انجام می دهند، اما همه آنها را به خدا واگذار می کنم تا خدا سزای کارهایشان را بدهد.
در یکی دو تا از بازی های مس شاهد بودیم از سمت سکوهای تماشاگران شعارهایی برضد کادر فنی داده شد، همان سکوهایی که از طرف لیدرها هدایت می شوند، اگر قرار است از تیم حمایت شود چرا شما ها حمایت نکردید؟
من در آن بازی ها در سفر کربلا حضور داشتم و بر روی سکوها نبودم. اما از همان اول فصل با حضور دستیاران آقای ابراهیم زاده بخصوص آقای باجلان مخالف بودیم و همین انتخاب ها و در ادامه، نتایج ضعیف تیم باعث شد تا متاسفانه شعارهایی برضد کادر فنی داده شود.
اما حق یک سرمربی است که خودش دستیارانش را انتخاب کند؟
بله حق سرمربی است ولی ما هم نماینده مردم هستیم و حق داریم برای نتایج این تیم نگران باشیم. با این حال اعلام می کنم من در آن بازی ها نبودم و حرف شما هم کاملا صحیح و درست است.
وضعیت امسال باشگاه مس را چگونه می بینی؟
تا وقتی همه مسئولان و دست اندرکاران با هم و در کنار هم نباشند، تیم موفق نمی شود، استاندار محترم باید نگاه ویژه ای به این تیم داشته باشد و آن را نماینده ورزش استان بداند. متاسفانه کوتاهی هایی درباره این تیم انجام می شود، به نظر من ورزشی ترین استاندار، آقای دهمرده بود که واقعا با جان و دل هوای ورزش استان را داشت و همان حمایت ها باعث شد، دوران طلایی فوتبال کرمان رقم بخورد. امیدوارم باز هم شاهد تکرار آن روزهای خوب فوتبالی کرمان باشیم.
داستان مس – حسینخانی به پایان خود رسیده است؟
داستان مس – حسینخانی به پایان خود رسیده است؟
بخث جدایی اسطوره ها از تیم های شان، اتفاق جدیدی نیست و اخیرا نیز رخ داده است مثل رحمتی و مجیدی در استقلال، کریمی در پرسپولیس، نویدکیا در سپاهان، هوری در نفت آبادان و چند بازیکن انگشت شمار دیگر فوتبال ایران که با تداوم حضورشان در تیمهای خود همیشه به گونهای دیگر در دیدرس قرار داشتهاند و صحبتها و حرف و حدیثها در مقاطع گوناگون فصل به طور متفاوتی برای آنها طرح میشده است. حالا قرار گرفتن فرزاد حسینخانی در لیست بازیکنان جدا شده از مس در نیم فصل دوم رقابتهای لیگ دسته یک کشور نیز موجی از واکنشهای متفاوت نسبت به این موضوع را در پی داشته است. از زمان روی کار آمدن مدیریت جدید باشگاه مس در ابتدای فصل نقل و انتقالات لیگ یک این فصل، مشخص بود که حسینخانی خیلی آب مشترکی در جوی مدیران فعلی باشگاه ندارد. این موضوع زمانی به اوج رسید که بر سر تمدید قرارداد حسینخانی در این فصل از رقابتهای لیگ یک چالش اساسی پیش آمد. هرچند کادر فنی مس برای حضور این بازیکن اعلام نیاز کرده بود و باشگاه نیز با او وارد مذاکره شد اما حسینخانی صراحتا اعلام کرده بود که برای دریافت مطالبات سالهای قبل خود شروط اساسی دارد و از همین حیث قرارداد خود را با تیم تا روزهای آخر نقل و انتقالات امضا نمیکرد.
در جریان همان مذاکرات سردی و اختلاف نظر اساسی میان مقامات باشگاه و کاپیتان تیم کاملا مشخص بود و طرفین خیلی تمایلی برای کار کردن با یکدیگر چه در ظاهر و چه در باطن نداشتند که این سبب شد تمدید قرارداد حسینخانی تا روزهای آخر نقل و انتقالات در پردهی ابهام باشد. به هر شکل با حصول توافق سرانجام حسینخانی و امجد مسعودزاده، مدیرعامل باشگاه در کنار یکدیگر عکس یادگاری خود را بابت امضای قرارداد گرفتند به این امید که اختلافات و رابطهی نه چندان خوبی که وجود داشت در طول بازیهای لیگ گرم شود.
اما با نتیجه نگرفتن تیم، مشخص بود که این چالش به قوت خود ادامه خواهد داشت و حتی ریش سفیدی برخی در این میان نیز نتیجه بخش نبود… در طول اردوها و تمرینات تیم نیز این رابطهی سرد کاملا به چشم میخورد و حتی در برخی مواقع مثل اردوی تیم پیش از بازی با استقلال تهران دردسرساز هم میشد…
این موضوع کاملا اثر خود را در تیم نیز گذاشته بود و به هرشکل زمانی که کاپیتان و بزرگتر تیم با مدیریت باشگاه اختلاف داشته باشد و این اختلاف کم کم کاملا هم علنی شود، مشخص میشود که بر روی کلیت تیم تاثیرات خود را میگذارد که متاسفانه این اتفاق روی روند کلی تیم فوتبال مس نیز چه در تمرینات و چه در اردوها اثر میگذاشت که به هرحال بخشی از نتایج تیم نیز منشا در همین موضوع داشت.
در نهایت با نزدیک شدن به روزهای پایانی نیم فصل اول این اختلاف نظر و این رابطهی سرد حل نشد که نشد تا سرانجام موعد تصمیمگیری جدیدی برسد… برای نزدیک شدن طرفین اختلاف، در روزهای پایانی نیم فصل حتی جلسات مشترکی هم گذاشته شد اما نتیجه خاصی در بر نداشت. در نهایت با یک تماس تلفنی باشگاه و اعلام نظر مقامات کمیته فنی و هیات مدیره با کاپیتان تیم، وی جدایی خود را از باشگاه میپذیرد و خواهان دریافت نامهی کتبی این موضوع از باشگاه میشود که به هرشکل روز چهارشنبه این موضوع رسما اعلام میشود. خیلیها آرزو میکنند که ای کاش این اختلاف نظر پیش نمیآمد و یا این مسئله به خوبی و خوشی حل میشد تا تمام توان دو طرف در خدمت هم برای تیم مس در این فصل کار را پیش میبرد؛ اما به هرشکل این موضوع حل نشد تا یک جدایی تلخ اما لازم اتفاق بیفتد، جدایی پرسروصدایی که تاثیراتش همچنان ادامه خواهد داشت.؟/ورزش سه

