دوست دارم ویکتور هوگو قهرمان یورو 2016 شود!
۱۹ خرداد ۱۳۹۵، ۲۲:۳۵
دوست دارم ویکتور هوگو قهرمان یورو 2016 شود!
سال های نوجوانی به فوتبال بسیار علاقه مند بودم و آلبومی از عکس های فوتبالیست های پرسپولیس، تیم های ملی ایران و جهان داشتم و شاید هنوز هم آن آلبوم و عکس هایش توی وسایل قدیمی خانه مان از پس این همه سال ها مانده باشد. سید مهدی ابطحی را دوست داشتم چون یک مجله در خانه اش با او مصاحبه کرده بود و در عکس مصاحبه تابلوهای خوشنویسی که خودش نوشته بود را بر دیوار اتاقش آویخته بود. و احمدرضا عابد زاده را به خاطر خنده های پیروز مندانه اش هنگام مهار توپ ها و شاید هم به همین خاطر ترجیح دادم که بعد از پیوستن به تیم فوتبال مدرسه درون دروازه قرار گرفتم و تمام سعی ام را بکنم که مثل عابد زاده شیرجه بزنم، مثل او توپ را توی دست هایم بگیرم و مثل او با اعتماد به نفس توپ را تا چند متر بالاتر از18 قدم پا به پای خودم بکشانم. اما در هیچ کدام از این ها موفق نبودم. امکان شیرجه زدن روی زمین آسفالت و سخت مدرسه نبود. دستکش پوشیدن دروازه بان تیم مدرسه هم خیلی مُد نبود. منِ نوجوان فوتبال دوست بودم و کف دست هایی که از ضرب شلیک توپ، کباب می شد. شجاعت دور شدن از دروازه و «عابدزاده بازی» را هم نداشتم. چون یک لحظه غفلت کافی بود تا همه زحمات تیم بر باد برود. رونالدوی بزریلی را به خاطر سرعت و دقتش دوست داشتم. اصلا بازی های تیم ملی بزریل را به خاطر رونالدو نگاه می کردم. و برای مخالفان تیم برزیل هم کری می خواندم که:«لباس زرد روی چمن سبز خیلی میاد.» زین الدین زیدان را هم هیچ وقت فراموش نمی کنم.
مخصوصاً آخرین بازی اش را. بعدها که تقویم ها و سررسیدهای مختص قرمز و آبی هم باب شد، دو تا سررسید خریدم قرمز و آبی. بی تعصب! و با نوشته ها و عکس هایش به سال های دور رفتم سال هایی که اصلاً به دنیا نیامده بودم و بازی کنان تیم های قرمز و آبی هم معلوم نبود که کجا زندگی می کنند. هیچ کدامشان را نمی شناختم جز همان هایی که بعد از سپری کردن دوران بازی گری شان به مربی گری روی آورده بودند. علی پروین، ناصر حجازی و… و از خارجی ها هم فرگوسن، بکن بائور و… حالا که قرار بر این است هر کدام از اهالی روزنامه پیام ما نظری و یادداشتی به مناسبت رقابتی که«یورو 2016» می نامندش بنویسند. من هم برای این که از قافله علاقه مندی های جامعه عقب نمانده باشم باید مقداری پر حرفی کنم.اما صادقانه بگویم که امروز حتی یک فوتبالیست را هم نمی شناسم. اما از شادی یک ملت بعد از پیروزی تیم شان شاد می شوم. و نمی دانم چرا و به چه دلیل دوست دارم که مردم فرانسه را در این دوره از مسابقات شاد ببینم. شاید به خاطر همان زین الدین زیدان باشد. شاید به خاطر موزه لوور و برج ایفل باشد. شاید به خاطر خیابان شانزه لیزه باشد. نه! به احتمال زیاد به خاطر ویکتور هوگوست. دوست دارم ویکتور هوگو برنده شود. کوزت و ژان والژان برنده شوند. بینوایان برنده شوند!
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید