افغانیها بیتقصیرند!
۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۳:۲۳
افغانیها بیتقصیرند!
بحث حضور افاغنه در ایران در طول 4 دهه اخیر هر از چندگاهی از جمله بحث های محوری جامعه شناسان، مدیران، مسوولان امنیتی و… کشور قرار گرفته وسال هاست که لفظ اتباع بیگانه واژه ای استعاری برای افاغنه ساکن در ایران شده است.
افاغنه! همان هایی که به زعم بسیاری از هموطنان مان بازارهای کار را اشغال کرده اند و یکی از عوامل افزایش بیکاری به شمار می روند.
همان مردمی که نام شان به عنوان تقویت کنندگان سوداگری مواد مخدر در این مرز و بوم شنیده می شود.
همان قومی که مرکز شهر کرمان و بافت تاریخی شهرمان را در اختیار گرفته اند و محلات قدیمی شهر تاریخی مان – از خواجه خضر گرفته تا چوپان محله- را از آن خود کرده اند. علاوه بر آن در حاشیه شهرهای کرمان، رفسنجان و بردسیر هم در اردوگاه ها پناه گرفته اند.
اردوگاه ها! همان جایی که اکنون«مهمان شهر» نام گرفته اند و محل آیند و روند مهمانان خوانده و ناخوانده افغانی است. همه این ها هست. اما آیا همه این مشکلات را آوارگان افغانی به تنهایی به وجود آورده اند؟ بگذریم از فرهنگ فرافکنی که بر ما حاکم است و برای استحکام این فرهنگ به صغیر و کبیر هم رحم نمی کنیم. فرهنگی که تلاش می کند گناه عقب ماندگی مان را بر گردن امپریالیزم جهانی بیندازد و گناه آمار بالای بیکاری را هم بر پیشانی مهاجران افغانی بنشاند و رکود تولیدات داخلی را هم بی کم و کاست به ارزان فروشان چینی نسبت دهد.
اما مرحوم استاد مطهری در کتاب «ده گفتار» خود در همان ایامی که خبری از نقش آفرینی چین و افغانستان در ایران نبود و امپریالیزم جهانی توی بورس بود، مشکل اصلی را نه زرنگی غربی ها بلکه تنبلی و بی عاری بیش از حد خود ما عنوان کرده بود. امروز که نه تنها کارگران افغانی بلکه کارگران چینی و عراقی هم در راه هستند تا نبض مشاغل معدنی و صنعتی شهرستان زرند را هم در دست بگیرند، می توان این گونه نتیجه گرفت که تنبلی و بی عاری مان مضاعف شده و مصداق کامل ضرب المثل «از ماست که بر ماست» شده ایم. در نگاه اول و در یک نظر سحطی به راحتی می توان این گونه اظهار نظر کرد که اگر کارگران افغانی یا همان اتباع بیگانه از کشور اخراج شوند، مشکل بیکاری جوانان ایرانی حل خواهد شد؛ اما وقتی که در اعماق جامعه کاری ایران غور می کنی و می بینی که علیرغم حضور کارگران ایرانی اگر کارگران افغانی در رفسنجان نباشند کار اربابان پسته بر زمین می ماند و در طول سال برای استخدام افاغنه در باغ های پسته رفسنجان دعواست و یا اینکه می شنوی که هیچ کارگر ایرانی حاضر نیست از نخل های بم برای چیدن خرما بالا برود و برای برداشت این محصول قیمتی باید دست به دامان افاغنه شد، آن گاه دیدگاهت به کلی تغییر می کند و بر سر انصاف می ایی و می بینی که افغانی ها زیاد هم عامل بیکاری کارگران ایرانی نیستند. همان گونه که امپریالیسم جهانی هم خیلی در عقب ماندن جوامع نمی تواند نقش داشته باشد. اینجاست که باید اندکی خود مشت مالی پیشه کرد و در جست و جوی دلیل یا دلایل واقعی معضلات اجتماعی گشت. باید درد را شناخت و درست درمان کرد و گرنه «از درد سخن گفتن» و «از درد شنیدن» خود دردی بی درمان است که فقط به درد وقت گذرانی آدم های نق نقو و بهانه گیر می خورد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید