پنج دهه استخراج از معدن چناره در اندیمشک، با اعتراض اهالی به تخریب طبیعت، کاهش منابع آب و بی‌توجهی به زندگی روستاهای اطراف همراه بوده است

رونق معدن، زوال زندگی در دامنه زاگرس

دبیر شبکه تشکل‌های محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان: سال‌هاست تنوع زیستی و جانوری در این کوه وجود ندارد. همه حیوان‌ها از بین رفته‌اند و دامنه جنگل‌های الوار هیچ درختی ندارد





رونق معدن، زوال زندگی در دامنه زاگرس

15 آبان 1405، 20:49

کوه چنار دیگر شبیه گذشته نیست. در خاطره اهالی روستاهای اطراف معدن چناره در نزدیکی اندیمشک، از چشمه‌هایی که روزگاری از دامنه‌هایش پایین می‌آمدند، چیزی باقی نمانده و از بلوط‌ها و بنه‌هایش، درختانی کم‌جان و کم‌بار. حالا هر بار که انفجارهای معدن کوه را می‌لرزاند، غبار بیشتری بر خانه‌ها، زمین‌های کشاورزی و زندگی مردم کلگه‌دره یک، دو و جهانگیری می‌نشیند. از کوه، ماکتی بی‌جان و بی‌رمق باقی مانده و با وجود نزدیک به نیم‌قرن استخراج از آن، چناره را همچنان از ظرفیت‌های مهم معدنی خوزستان می‌دانند. اما در این سال‌ها، آنچه نصیب ساکنان اطراف شده، فقط غبار، کمبود آب، نگرانی از انفجارها و تماشای فرسودگی طبیعت بوده است.

کودکی محمدرضا نجفوند با دیدن چشمه‌هایی گذشت که از چنار پایین می‌آمدند و حالا به‌جای آب، خاک و غبار از کوهی پایین می‌آید که او می‌گوید شبیه ماکتی بی‌جان و بی‌رمق است. او اهل روستایی در نزدیکی معدن سنگ‌آهن چناره است. در امتداد زاگرس، جایی که از زیبایی بی‌بدیلش چیزی باقی نمانده است، «دایی‌ام می‌گوید بنه کوهی و بلوط‌ها شاید پنج سال یک‌بار بار بدهند. همه‌چیز در اثر فعالیت افسارگسیخته معدن از هم پاشیده است؛ نه درختی هست، نه زندگی.» این را دیگر اهالی روستا هم می‌گویند؛ در شمال خوزستان، در نیم‌قرن گذشته، زندگی برایشان سخت و سخت‌تر شده است. «منطقه ما کشاورزی دیم دارد. نمی‌دانید خوشه‌های گندم چه شکلی دارند. باید خاک و غبار روی آن‌ها را ببینید. محصولات کم شده، آب هم نیست و چشمه را خشکانده‌اند. در این وضعیت چه باید کرد؟»

دیوار خانه‌های اغلب اهالی روستاهای کلگه‌دره یک، کلگه‌دره دو و جهانگیری که در اطراف معدن‌اند، ترک برداشته است. انفجارهای پی‌درپی خانه‌های قدیمی روستاها را به لرزه درآورده و اهالی، به‌غیر از ترس ریزش خانه‌هایشان، باید با غبار آهک هم دست‌وپنجه نرم کنند؛ چنین غباری پوست را ضعیف می‌کند و باعث خارش و آسیب آن می‌شود: «کوه مایل به زرد است، بور است و شبیه به ماکت شده. کوهی که در امتداد زاگرس است، درخت ندارد؛ یا برای رفت‌وآمد معدن درخت‌ها را بریده‌اند یا خودشان خشک شده‌اند.» او می‌گوید علاوه‌بر این معدن، نگرانی از فعالیت کارخانه سیمانی که در چند کیلومتری آن‌هاست هم جدی است و نگران افزایش آلایندگی‌اند.

 

نیم‌قرن فعالیت معدنی همراه با تخریب

 

معدن چناره در محدوده روستای کلگه‌دره، از توابع اندیمشک، قرار دارد و روستاهای کلگه‌دره یک، کلگه‌دره دو و جهانگیری در نزدیکی آن‌اند. بر اساس سرشماری ۱۳۹۵، جمعیت کلگه‌دره یک ۲۹۵ نفر، کلگه‌دره دو ۶۲۵ نفر و جهانگیری ۶۰۵ نفر بوده است. در چنین جغرافیایی، فعالیت معدن از زندگی خانه‌های اطراف جدا نیست.

سابقه مطالعات اکتشافی این محدوده به دهه ۱۳۵۰ بازمی‌گردد. در ۱۳۵۴ قراردادی میان شرکت ملی صنایع فولاد ایران و مؤسسه ژئوفیزیک یوگسلاوی منعقد شد و یک سال بعد، مطالعات اکتشافی در سه محدوده انجام گرفت. محدوده کلگه‌دره و چناره برای بررسی بیشتر انتخاب شد. در سال ۱۳۵۷، شرکت سوئدی گرانژ مطالعات مهندسی و برآورد ذخیره را دنبال کرد و گزارش سازمان زمین‌شناسی در ۱۳۵۹ نیز ویژگی سنگ‌های منطقه را بررسی کرد. این گزارش از وجود گوگرد در برخی نمونه‌های سنگ‌آهک خبر می‌داد و بررسی بیشتر را ضروری می‌دانست.

در ۱۳۷۰، شرکت تأمین مواد معدنی صنایع فولاد با هدف تأمین سنگ‌آهک و دولومیت مورد نیاز صنایع تأسیس شد و بهره‌برداری از معادن چناره نیز در مسیر فعالیت این مجموعه قرار گرفت. به‌این‌ترتیب، ذخیره معدنی منطقه وارد زنجیره تأمین مواد اولیه صنعت شد.

در روایت‌های محلی که دست‌کم به سال ۱۳۹۲ بازمی‌گردد، اهالی از صدای انفجارها، لرزش ناشی از عملیات، گردوغبار خردایش، حمل سنگ و تردد خودروهای سنگین گلایه کرده‌اند. برخی نیز از پرتاب قطعات سنگ هنگام انفجار و نگرانی درباره خانه‌های نزدیک معدن گفته‌اند. نگرانی درباره اثر فعالیت معدنی بر زمین‌های کشاورزی و مراتع و خرید برخی خانه‌های اطراف از سوی شرکت نیز در این روایت‌ها مطرح شده است.

در سوی دیگر ماجرا، جهانبخش قلاوند، نماینده مردم اندیمشک در مجلس، چناره را از معادن مهم آهک و دولومیت خوزستان و بزرگ‌ترین معدن سنگ‌آهن استان توصیف کرده و گفته است این معدن با وجود بیش از ۵۰ سال فعالیت، تاکنون توسعه پیدا نکرده است. این اظهارنظر بر ظرفیت اقتصادی معدن و ضرورت توسعه آن تأکید دارد، اما پاسخی به شکایت‌های اهالی درباره گردوغبار، انفجارها و آثار احتمالی فعالیت معدن بر زندگی‌شان نیست.

اهمیت اقتصادی معدن در خبر دیگری نیز بازتاب یافته است. اول مهر ۱۴۰۴، راه‌آهن جنوب از برنامه‌ریزی برای حمل محموله شن معدن چناره به بندر امام خمینی خبر داد. بر اساس این خبر، در صورت جذب بار، امکان بارگیری روزانه ۱۵۰ واگن و جابه‌جایی ماهانه ۲۵۰ هزار تن پیش‌بینی شده بود؛ این ارقام مربوط به ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده است، نه آمار قطعی حمل انجام‌شده. با وجود این خبرها، اطلاعات جامعی از پایش کیفیت هوا و آب یا ارزیابی آثار محیط‌زیستی معدن در دسترس نیست.

 

فشار معادن بر منابع آب خوزستان

 

خوزستان حدود ۲۵۰ معدن دارای پروانه دارد که از این تعداد، ۱۲۰ تا ۱۳۰ معدن فعال‌اند. به گفته حسین غبیشاوی، معاون امور معادن سازمان صنعت، معدن و تجارت خوزستان، ۸۷ درصد معادن استان در حوزه مخلوط کوهی و سنگ‌لاشه فعالیت می‌کنند و استخراج غیراصولی این مواد ممکن است به تغییر سیمای کوهستان، تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک منجر شود.

در شمال خوزستان، مسئله فقط شمار معادن نیست؛ چگونگی فعالیت آن‌ها و هزینه‌ای است که طبیعت و جوامع محلی می‌پردازند. اندیمشک و مناطق پیرامونی آن، از سویی ظرفیت‌های معدنی دارند و از سوی دیگر با محدودیت منابع طبیعی و فشار بر منابع آب روبه‌رویند. سازمان آب و برق خوزستان پیش‌تر درباره نزدیک‌شدن منابع آب زیرزمینی دشت دزفول ـ اندیمشک به مرز بحران هشدار داده بود؛ چنین وضعیتی ضرورت ارزیابی اثر فعالیت‌های اقتصادی، از جمله معدن‌کاری، بر منابع آب را جدی‌تر می‌کند.

با این حال، آمار عمومی و به‌روزی از تعداد معادن فعال و غیرفعال اندیمشک و میزان خسارت محیط‌زیستی آن‌ها در دسترس نیست. نبود این اطلاعات، ارزیابی دقیق عملکرد دستگاه‌های نظارتی را دشوار می‌کند. پرسش اصلی این است که سهم مردم منطقه از استخراج منابع چیست و هزینه تخریب احتمالی کوهستان، خاک، پوشش گیاهی و منابع آب را چه کسی می‌پردازد؟

 

هیچ تعهدی به محیط‌زیست ندارند

 

«چند وقت قبل، روبه‌روی کوه چنار ایستاده بودم که منفجر شد. تمام روستا لرزید، من هم لرزیدم.» این نخستین باری نیست که صدای انفجار معدن سنگ‌آهن چناره، کوه چنار را کوتاه‌تر کرده و اهالی روستاهای اطراف را پریشان می‌کند. مهرداد قلاوند، دبیر شبکه تشکل‌های محیط‌زیست و منابع طبیعی خوزستان که خود اهل همین منطقه است، می‌گوید سال‌هاست که از برداشت سنگ‌آهن، فقط نابودی را دیده است. او به «پیام ما» می‌گوید: «این معدن بزرگ‌ترین معدن برداشت سنگ‌آهن خوزستان است؛ اما قدرت نابودکنندگی‌اش هم به همان اندازه بزرگ است. سال‌هاست تنوع زیستی و جانوری در این کوه وجود ندارد. همه حیوان‌ها از بین رفته‌اند و دامنه جنگل‌های الوار هیچ درختی ندارد.»

او می‌گوید تصرفات معدن در سال‌های متمادی آن‌قدر زیاد بوده که کوه به‌کلی از بین رفته و در این مدت هم هیچ شکایت یا درخواستی اثرگذار نبوده است. «معادن کوچک هر روز بیش از گذشته مجوز فعالیت می‌گیرند، بدون آنکه کسی درباره تخریبی که به جا می‌گذارند صحبت کند. برداشت شن و ماسه در اطراف ما تا ۷ متر در جریان است، درحالی‌که باید تا ۳ متر باشد. بیش از دو برابر میزان قانونی برداشت می‌کنند و هیچ‌کس پاسخ‌گوی این حجم از نابودی نیست.»

قلاوند بارها خواسته است از میزان برداشت‌ها مطلع شود، بارها به سازمان‌ها نامه‌نگاری کرده و جوابی نگرفته است. پرسش او این است: چطور معدنی با این میزان برداشت و تخریب در این‌همه سال، مسئولیت اجتماعی در مواجهه با جامعه محلی ندارد؟ «هیچ کاری برای مردم منطقه نکرده‌اند و مسئولان محیط‌زیست هم از پاسخ به مردم و تشکل‌ها طفره می‌روند. ما نمی‌دانیم آیا تعهداتی داشتند و به آن عمل نکرده‌اند یا نه.»

او به بودجه بزرگی اشاره می‌کند که شرکت نفت در حوزه مسئولیت اجتماعی تعیین کرده است و حتی مشخص نیست همان هم چطور هزینه می‌شود. «چرا هیچ‌کدام از این شرکت‌ها، چه بزرگ و چه کوچک، جامعه محلی را نمی‌بینند و ارتباطی با نهادهای مدنی منطقه ندارند؟»

اهالی روستاهای کلگه‌دره یک، کلگه‌دره دو و جهانگیری، پس از سال‌ها برداشت از کوه چنار، ماکتی بی‌رمق از کوه را می‌بینند؛ بی‌آب، بی‌توان و بدون قدرت زایش. آن‌ها که از انفجارهای متعدد و از دست رفتن محصولات و درختان منطقه خسته شده‌اند، می‌خواهند برای یک بار وضعیت برداشت معدن مشخص شود و تعهداتش به جامعه محلی و منطقه عملی شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول

زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول