نگاهی به سه تجربه میدانی از احیای تالاب کمجان، توسعه محلی در بلوچستان و مشارکت اجتماعی در محله سیروس تهران
حکایت «ما» شدن در بحران
سعید مدنی: بیاعتمادی اجتماعی مانع جدی فعالیت سازمانهای مردمنهاد و شکلگیری مشارکت جمعی است
سیروس زارع: وقتی مردم بازگشت آب و پرندگان به تالاب را دیدند، انگیزه بیشتری برای مشارکت در احیا پیدا کردند
15 آبان 1405، 21:00
احیای تالاب کمجان در فارس، تجربه توسعه محلی در بلوچستان و شکلگیری مشارکت اجتماعی در محله سیروس تهران، سه تجربهای بودند که در نشستی در «مؤسسه رحمان» بررسی شدند. سخنرانان این نشست با تشریح تجربههای میدانی خود، از نقش اعتمادسازی، شناخت ظرفیتهای جامعه محلی و مشارکت واقعی مردم در حفاظت از محیطزیست، بهبود معیشت و حل مسائل محلهها گفتند.
عصر پنجشنبه (۱۴ آبان)، مؤسسه رحمان در ادامه سلسلهنشستهای «عبور از تنگنا؛ با توانافزایی جامعه»، نشست «ما» شدن در بحران را با موضوع روایت اعتمادسازی و مشارکت محلی برگزار کرد. این نشست به دبیری سعید مدنی در محل مؤسسه رحمان و همزمان بهصورت مجازی برگزار شد. سیروس زارع، «کلثوم بَزی» و «حامد معنویپور» تجربههای میدانی خود را روایت کردند و «حسین ایمانی جاجرمی» در ادامه به تحلیل این تجربهها پرداخت.
توسعه محلی با نسخههای از پیش نوشتهشده محقق نمیشود
در ابتدای این نشست، سعید مدنی قهفرخی، جامعهشناس، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی و استاد دانشگاه، با تفکیک دو رویکرد متخصصمحور و جامعهمحور توضیح داد که تفاوت این دو به نوع نگاه به مردم، جایگاه دانش محلی و چگونگی توزیع قدرت در فرایند توسعه بازمیگردد.
به گفته او، در رویکرد نخست، متخصصی وارد منطقه میشود که تصور میکند دانش و تجربه لازم برای تشخیص مسائل و ارائه راهحل را در اختیار دارد. در این الگو، تصمیمگیران در فاصلهای دور از محل اجرای پروژه درباره مسائل محلهها تصمیم میگیرند. تصمیم آنها بر مبنای تحلیلهای کارشناسی شکل میگیرد، اما لزوماً با واقعیتهای زیسته مردم انطباق ندارد. چنین متخصصی معمولاً پشتوانهای از منابع مالی و قدرت سازمانی نیز دارد و همین، رابطه او با جامعه محلی را نامتقارن میکند.
اما در رویکرد دوم، یعنی توسعه جامعهمحور یا محلهمحور، متخصص با پذیرش محدودیت دانش خود وارد منطقه میشود. او برای شناخت مسائل، نیازها و اولویتهای محلی به سراغ ساکنان میرود و ارزیابیها و ایدههای آنان را مبنای کار قرار میدهد. در این نگاه، مردم در تعریف مسئله، تعیین اولویتها و یافتن راهحلها نقش دارند.
مدنی اعتماد را بستر اساسی مشارکت جمعی دانست، سرمایهای که در جریان تعامل میان افراد، گروههای اجتماعی و سازمانهای مردمنهاد شکل میگیرد و به اعتماد افقی در جامعه میانجامد. او با اشاره به یک پیمایش گفت: «نزدیک به ۷۰ درصد پاسخگویان اعلام کردهاند به کسانی که نمیشناسند اعتماد ندارند. وضعیتی که مانع جدی فعالیت سازمانهای مردمنهاد، بهویژه تشکلهایی است که بر مشارکت و فعالیت جمعمحور تکیه دارند. در نبود اعتماد، پروژههای اجتماعی نمیتوانند به نتایج مورد انتظار برسند و حتی ممکن است با شکست مواجه شوند.»
مدنی با تأکید بر زمانبر بودن اعتمادسازی گفت: «اعتماد دیر به دست میآید و زود از دست میرود. این قاعده هم در سطح کلان و روابط دولت و جامعه و هم در سطح خرد و روابط میان افراد صدق میکند. ازاینرو، در طراحی دستورالعملها و پروتکلهای فعالیتهای اجتماعی و مداخلات محلی باید از ابتدا بر رفتار مبتنی بر شناخت جامعه و پرهیز از ایجاد بیاعتمادی تأکید شود، زیرا اگر بیاعتمادی یا سوءتفاهم در آغاز رابطه شکل بگیرد، برطرف کردن آن بسیار دشوار خواهد بود.»
او اضافه کرد: «هر اندازه سرمایه اجتماعی و اعتماد کاهش پیدا کند، اتکا به قدرت و ثروت بیشتر میشود، اما بهترین وضعیت زمانی شکل میگیرد که این دو در کنار یکدیگر قرار بگیرند. توسعه محلی نه صرفاً با تزریق منابع و تصمیمگیری از بالا محقق میشود و نه میتوان همه بار آن را بر دوش اعتماد و مشارکت مردم گذاشت. آنچه به دستاوردهای مؤثرتر و ماندگارتر منجر میشود، ترکیبی از منابع و ظرفیتهای نهادی با اعتماد، مشارکت و دانش جامعه محلی است.»
کمجان؛ وقتی مردم تالاب را دوباره زنده کردند
در نخستین روایت نشست، سیروس زارع، دبیر «تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان»، روایت خود را از روستای کمجان در بخش کربال استان فارس و همراهی با روستاهای شمالی تالاب در محدوده ارسنجان آغاز کرد. خشکی تالاب در این منطقه معیشت، اشتغال و زندگی اجتماعی مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. ترکیبی از فقر، بیکاری، مهاجرت و از دست رفتن فرصتهای شغلی، او را به فکر فعالیت اجتماعی در منطقه انداخت.
زارع که خود اهل کمجان است، در آنجا سکونت داشته و سالها کارخانه فرآوری برنج داشته است، جامعه محلی را از نزدیک میشناسد. به باور او، برای ورود به یک فعالیت اجتماعمحور، طرح یک ایده بهتنهایی کافی نیست. مهمتر از آن، چگونگی اجرای ایده است. آنچه در کمجان دنبال میشد، تحمیل یک تغییر تازه نبود، بلکه نوعی بازگشت به داشتههای فراموششده مردم بود.
او گفت: «شکلگیری مشارکت متأثر از دو عامل اصلی است؛ درد مشترک اجتماعی و آگاهی اجتماعی. در کمجان، خشکی تالاب و بیکاری به درد مشترک مردم تبدیل شده بود و شناخت علل خشک شدن منطقه نیز به آگاهی آنان کمک میکرد.»
به باور زارع، صرف صحبت کردن درباره اهمیت محیطزیست برای جلب اعتماد کافی نیست. باید مردم را در عمل همراه کرد و به آنان نشان داد که میتوانند در حفاظت از محیطزیست نقش داشته باشند.
به همین دلیل، برنامهها، همایشها و جشنهایی در روستا برگزار شد و مدیران شهرستان و استان، فرماندار، مدیران دستگاههای اجرایی، رسانهها و دیگر افراد اثرگذار به این برنامهها دعوت شدند تا مردم روستا احساس کنند فعالیتی که انجام میدهند، دیده میشود و از حمایت برخوردار است. حضور مسئولان و رسانهها در کنار مردم میتوانست اعتمادبهنفس جامعه محلی را افزایش دهد و این باور را تقویت کند که خودشان توانایی انجام کارهای مؤثر را دارند. در این برنامهها تلاش شد از ظرفیت همه گروههای اجتماعی، از امامجمعه و مدیران گرفته تا دانشجویان، کودکان و خانوادههای روستایی، استفاده شود. یکی از اهداف اصلی نیز بردن مردم به محل تالاب و گفتوگو درباره اهمیت آن بود، چراکه بسیاری از اهالی حتی نمیدانستند این تالاب چه پیشینه و اهمیتی دارد.
زارع گفت: «جامعه محلی بیشتر از طریق مشاهده نتیجه اقدامات به همکاری ترغیب میشود. در سال ۱۳۸۸، با ایجاد نخستین آببند و مشاهده حضور پرندگان و شکلگیری سطح اولیه آبگیری، اشتیاق مردم برای همراهی بیشتر شد.»
به روایت زارع، نتیجه این همراهی احیای تالاب و بازگشت بخشی از زندگی اقتصادی و اجتماعی به روستا بود. او گفت: «دامداریهای سنتی رونق گرفت، مهاجرت کاهش یافت و گردشگران طبیعتدوست برای بازدید از تالاب به منطقه آمدند.»
مهمترین درس او از این تجربه، تکیه بر توان جامعه محلی بود: «به خودمان تکیه کنیم و چشمبهراه هیچ مسئولی نباشیم.»
بلوچستان؛ توسعه از دل جامعه محلی
دیگر روایتگر این نشست، کلثوم بَزی، فعال اجتماعی و تسهیلگر محلی در سیستان و بلوچستان و مدیرعامل پیشین «مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت» بود. او تجربه خود را از فعالیتهای توسعهمحور در دهستان توتان روایت کرد. این تجربه بر آموزش، توانمندسازی و مشارکت مردم در شناسایی و حل مسائل منطقه استوار بود.
به گفته بَزی، مؤسسه توسعه پایدار اردیبهشت یک سازمان مردمنهاد محلی در زاهدان است که در سال ۱۳۹۵ ثبت شد و بخش عمده فعالیتهای آن در دهستان توتان از توابع نیکشهر بلوچستان متمرکز بوده است. آموزش کودکان و نوجوانان از طریق قصهگویی، داستاننویسی، نقاشی و نجوم، حمایت از آموزش دختران و پیگیری نیازهای آموزشی آنان، از جمله تلاش برای ساخت مدرسه، بخشی از فعالیتهای مؤسسه بوده است. این مجموعه همچنین پس از سیل دیماه ۱۳۹۸ در روستاهای آسیبدیده جنوب بلوچستان در حوزه امدادرسانی فعالیت کرد.
از جمله تجربههای قابلتوجه این مؤسسه، اجرای طرحی برای توانمندسازی اقتصادی خانوادهها در روستای توتان بود. طرح با مشارکت مردم در خرید دام (بز و بزغاله) و سپردن آن به خانوادههای روستایی آغاز شد تا فرصتی برای فعالیت اقتصادی و تقویت معیشت فراهم شود.
بَزی دراینباره گفت: «انتخاب خانوادهها با نظر و مشارکت خود اهالی و براساس معیارهایی انجام شد که در تعیین آنها نقش داشتند. در ابتدا دو الی سه رأس بز و بزغاله خریداری شد و در اختیار خانوادهها قرار گرفت تا فعالیت خود را آغاز و بهتدریج توسعه دهند. در جریان سرشماری و جمعآوری اطلاعات از روستا، تیم بهتدریج اعتماد مردم را جلب کرد.»
به گفته بَزی، در روزهای نخست حتی میان تیم و مولوی روستا شناخت و هماهنگی کاملی وجود نداشت، اما بهمرور مشخص شد همه یک هدف مشترک دارند و آن هم این است که صدای جامعه محلی را منتقل کنند و پیگیر مشکلات مردم باشند. او گفت: «تیم تلاش کرد بدون پیشداوری با خانوادهها ارتباط برقرار کند. تصور اولیه این بود که افرادی با اعتیاد، بحران مالی یا مشکلات خانوادگی ممکن است تمایلی به مشارکت نداشته باشند، اما در پایان کار دیدند هم خانوادههای مرفه و هم خانوادههای درگیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی در فرایند مشارکت کردهاند. بسیاری از مردم خودشان برای مشارکت پیشقدم میشدند و میگفتند ما هم میتوانیم در این کار خیر سهیم باشیم و به دیگران کمک کنیم. آنها نشان دادند که برای انجام فعالیتهای خیرخواهانه و اجتماعی، لزوماً نیازی به تحصیلات دانشگاهی یا تخصص ویژه نیست، بلکه انگیزه، احساس مسئولیت و تمایل به مشارکت میتواند زمینهساز اقدامات مؤثر باشد.»
در ادامه، برخی خانوادهها توانستند فعالیت اقتصادی خود را توسعه دهند و تعداد دامهای بعضی از آنها به حدود سه برابر مرحله نخست رسید، هرچند همه خانوادهها نتایج یکسانی نگرفتند.
اما برای او، اتفاقی که ارزش و معنای بیشتری داشت، به سال بعد بازمیگشت، زمانی که سیلی در منطقه کنارک رخ داد. او گفت: «مردم روستای توتان با دیدن تصاویر سیلزدگان، خودشان تصمیم گرفتند برای کمک اقدام کنند. یک وانت از کمکها و زیراندازهای حصیری تهیه کردند و گفتند میخواهند این کمکها را به آسیبدیدگان برسانند. مردمی که روزی خود در موقعیت دریافت کمک بودند، حالا میخواستند به دیگران کمک کنند و احساس میکردند میتوانند در حل مشکلات دیگران نقش داشته باشند.»
برای تیم تسهیلگری بَزی، مهمترین دستاورد این تجربه صرفاً افزایش دارایی یا بهبود وضعیت اقتصادی خانوادهها نبود، بلکه تقویت حس کرامت انسانی، افزایش اعتمادبهنفس و شکلگیری حس مسئولیت اجتماعی در میان مردم بود.
نکته محوری روایتهای این تسهیلگر بلوچ، تفاوت میان اجرای یک پروژه و تحقق توسعه بود. به باور او، ساخت مدرسه یا اختصاص منابع مالی برای اجرای یک طرح، بهخودیخود به معنای توسعه نیست. اگر نیازهای واقعی مردم پیش از اجرای پروژه شناسایی نشود و جامعه محلی در تصمیمگیری سهمی نداشته باشد، ممکن است نتیجه فعالیتها کوتاهمدت باقی بماند. از نگاه او، توسعه محلی زمانی اتفاق میافتد که مردم صرفاً دریافتکننده خدمات نباشند، بلکه در تعیین اولویتها و شکل دادن به آینده محل زندگی خود نقش داشته باشند. اعتماد نیز زمانی شکل میگیرد که مردم در تصمیمگیریها سهم داشته باشند، تواناییهایشان دیده شود، به انتخاب و هویت آنها احترام گذاشته شود و احساس کنند در فرایند تغییر نقش واقعی دارند.
تهران؛ شکلگیری «ما» در محله سیروس
در این میان، حامد معنویپور هم تجربه خود را از محله سیروس در منطقه ۱۲ تهران روایت کرد. این تجربه هفت تا هشتساله، به گفته او، از یک پروژه عمرانی آغاز شد، اما بهتدریج به بخشی از هویت و زندگی محله تبدیل شد. سیروس محلهای قدیمی و تاریخی است که با وجود برخورداری از ظرفیتهای اجتماعی، با مشکلاتی مانند فرسودگی، کاهش فعالیتهای اقتصادی، محدودیت فرصتهای شغلی زنان، مسائل آموزشی کودکان و کاهش سرمایه اجتماعی روبهروست.
او گفت که در سال ۱۳۹۸ از مسیر فعالیتهای عمرانی وارد محله شد و تصور اولیهاش این بود که میتوان از طریق پروژههای ساختمانی فعالیت کرد. اما خیلی زود دریافت مسئله محله تنها کمبود سرمایه یا فرسودگی ساختمانها نیست. خانهها، حیاطها، فضاهای کوچک، زنان، کودکان، کسبه و روابط میان مردم، ظرفیتهایی بودند که کمتر دیده میشدند.
به گفته معنویپور، اعتماد اولین گام برای شکلگیری مشارکت بود و این اعتماد نه با برگزاری جلسههای رسمی و ارائه طرح و برنامه، که از طریق حضور مستمر در محله شکل گرفت، با کنار مردم نشستن، گفتوگو کردن و شنیدن حرفهایشان.
او ادامه داد که محله سیروس بافتی مذهبی دارد و بخش زیادی از ارتباطات و گفتوگوهای مردم در خانهها، مسجد و فضاهای جمعی شکل میگیرد. وقتی در این فضاها کنار مردم مینشست، کمکم روایتهای شخصی، دغدغهها و مسائل واقعی محله را میشنید.
این گفتوگوها باعث شناخت او از محله شد و مردم هم فرصت پیدا کردند او را بشناسند. او فردی غریبه بود که وارد محله شده بود و طبیعی بود که مردم در ابتدا درباره حضورش سؤال و تردید داشته باشند. بهویژه اینکه افراد و نهادهای مختلفی پیش از این وارد محله شده و مداخلاتی انجام داده بودند، اما بسیاری از آن مداخلات به نتیجه مطلوب مردم نرسیده بود.
بنابراین، شکلگیری اعتماد به زمان نیاز داشت. مردم باید میدیدند کسی که وارد محله شده، قرار نیست صرفاً طرحی را اجرا کند و برود، بلکه قرار است بماند، بشنود و در کنار آنها باشد.
بعد از مدتی، براساس همین شناخت، ایده «بام سبز» مطرح شد که قرار بود با مشارکت خود مردم و برای محله شکل بگیرد. معنویپور گفت: «البته در ابتدا مشارکت چندانی وجود نداشت و مردم بهراحتی اعتماد نمیکردند. فعالیت با توزیع گلدانهای آلوئهورا در خانهها آغاز شد و بهتدریج تعدادی از خانوادهها را در نگهداری گلدانها همراه کرد. کمکم مردم در نگهداری و مراقبت از بخشهایی از فضا مشارکت کردند. بعد از آن، حتی افرادی که در محله نقش مدیریتی و اثرگذاری داشتند نیز وارد گفتوگو شدند و پیشنهاد دادند افراد بیشتری را درگیر کنند.»
از جایی به بعد، دیگر تنها مجریان نبودند که درباره بام سبز و مشارکت مردم صحبت میکردند. خود اهالی دیگران را دعوت میکردند، موضوع را پیش میبردند و برای ادامه کار انگیزه ایجاد میکردند. به گفته معنویپور، این همان نقطهای بود که «ما شدن» اتفاق افتاد. او گفت: «زمانی که شنیدم شهرداری قصد دارد در بخشی از محله مداخلهای انجام دهد و مردم به آن اعتراض کردهاند، احساس کردم پروژه بام سبز نهتنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه به بخشی از هویت و زندگی محله تبدیل شده است. گلخانه گلشن نیز از یک فضای کوچک به محیطی برای آموزش، مطالعه و فعالیت اجتماعی تبدیل شد و تصمیم شهرداری برای تعطیلی آن با مخالفت ساکنان روبهرو شد.»
معنویپور ادامه داد: «مشارکت باید به شکلی طراحی شود که همه افراد محله بتوانند در آن سهم داشته باشند و هر فردی متناسب با استعدادها، تواناییها و ظرفیتهایش امکان حضور و نقشآفرینی پیدا کند. مشارکت زمانی معنا پیدا میکند که افراد از حضور در آن منفعتی به دست بیاورند. این منفعت لزوماً مالی و اقتصادی نیست و ممکن است منفعتی عاطفی، تقویت ارتباطات اجتماعی، ایجاد فرصتهای تازه یا احساس ارزشمندی و تعلق باشد. هدف این بود که مردم خودشان را جزئی از محیط بدانند و احساس کنند فضا متعلق به آنهاست.»
او در ارزیابی تجربه خود به یک محدودیت نیز اشاره کرد و گفت که تصمیمگیری در همه مراحل کاملاً مشارکتی نبوده است. در بسیاری از موارد، ایده اولیه از سوی مجریان شکل گرفته و پس از آن مردم به فعالیت پیوستهاند. به همین دلیل، یکی از اهداف امروز او حرکت از مشارکت مردم در اجرای یک ایده بهسمت مشارکت آنان در تعریف مسئله و تصمیمگیری است. معنویپور همچنین تأکید کرد: «هنوز نمیتوان گفت این الگو به مرحلهای رسیده که بدون حضور مجریان به شکل کامل و پایدار ادامه پیدا کند. اگر با رفتن مجری همهچیز متوقف شود، احتمالاً تنها یک پروژه ساخته شده است، نه یک ظرفیت محلی.»
اعتماد؛ «روغن چرخهای جامعه»
حسین ایمانی جاجرمی، رئیس «مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» (دانشکده علوم اجتماعی)، نیز در جمعبندی این بخش از نشست، اعتماد را به «روغن چرخهای جامعه» تشبیه کرد و گفت: «سه تجربه مطرحشده در نشست نشان میدادند که اعتمادسازی فرایندی فوری نیست و ممکن است دستکم هشت تا ده سال زمان ببرد. همچنین، شناخت افرادی که امکان مخالفت یا توقف فرایند را دارند، از جمله مقامهای رسمی و غیررسمی، ضروری است، چراکه کارگزار توسعه باید این بازیگران را بشناسد، با آنان رابطهای اعتمادآمیز برقرار کند و آنان را در جریان روند تغییرات قرار دهد.»
او درباره نتایج عملی این تجربهها برای توسعه جماعتی افزود: «مجموع تجربههای ارائهشده در نشست نشان میدهد که اعتماد نه یک ابزار جانبی، بلکه زیرساخت رابطهای توسعه جماعتی است و شکلگیری آن به زمان، حضور مستمر، صداقت، شفافیت، شناخت زمینه محلی و امکان مشارکت واقعی مردم نیاز دارد.»
به اعتقاد این پژوهشگر، مداخله مؤثر از مسئلهای آغاز میشود که جامعه محلی آن را معنادار میداند و در مسیر اجرا، ظرفیتها و ذینفعان بهتدریج شناسایی و گسترش مییابند.
او ادامه داد: «بر این اساس، چند اصل راهنما برای کارگزاران توسعه قابل استخراج است. نخست، از گروه کوچک و مسئلهای مورد توافق آغاز کنند. دوم، پیشرفت و منابع را شفاف و قابل مشاهده سازند. سوم، به دانش و فرهنگ محلی و رهبران رسمی و غیررسمی توجه کنند. چهارم، برای شنیدهشدن گروههای کمصدا سازوکار ایجاد کنند. پنجم، استقلال تشکلهای محلی را حفظ کنند و سرانجام، زمان کافی برای اعتمادسازی و شکلگیری هویت و کنش جمعی در نظر بگیرند.»
محلهمحوری، عرصه شکلگیری سرمایههای اجتماعی
«محمد ایرانمنش» نیز در بخش پایانی این نشست، چارچوب مفهومی سلسلهنشستهای عبور از تنگنا را توضیح داد و محلهمحوری را بهعنوان توانایی یک محله در تأمین نیازهای روزمره، ایجاد تعاملات اجتماعی، حفظ هویت، جلب مشارکت اهالی و مدیریت منابع محلی تعریف کرد. به گفته او، محله بهدلیل ارتباطهای روزمره و رودرروی شهروندان، یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری سرمایه اجتماعی است. در محله، افراد ناآشنا بهتدریج به «غریبههای آشنا» تبدیل میشوند. او مشارکت مدنی در سطح محله را عاملی برای تقویت وفاق اجتماعی و کاهش بار تصدیگری دولت دانست و هدف نهایی این نشستها را ارائه الگویی برای تقویت تابآوری محلهها در برابر بحرانهای فزاینده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی معرفی کرد.
برچسب ها:
اعتمادسازی، تالاب کمجان، توسعه محلی، سرمایه اجتماعی، سعید مدنی، سیستان و بلوچستان، مؤسسه رحمان، محله سیروس تهران، محیطزیست، مشارکت اجتماعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جنگل زیر بار کمپهای گردشگری
پنج دهه استخراج از معدن چناره در اندیمشک، با اعتراض اهالی به تخریب طبیعت، کاهش منابع آب و بیتوجهی به زندگی روستاهای اطراف همراه بوده است
رونق معدن، زوال زندگی در دامنه زاگرس
نان زنان ماهیگیر «هنگام» به امنیت دریا گره خورده است
توقیف محموله ۳۰۰ کیلوگرمی ماهی صید غیرمجاز در خداآفرین
دستگیری شکارچی باسابقه و کشف سلاح غیرمجاز در پارک ملی بمو
توسعه منابع آب غیرمتعارف و مدیریت کمآبی
اجرای طرح ارتقای تصفیهخانه فاضلاب فدک شاهرود
پیشبینی بارشهای شدید و سیلاب
صدور هشدار سطح قرمز هواشناسی در کهگیلویه و بویراحمد
کشف لاشه یک نهنگ بزرگ در ساحل غربی جزیره کیش و آغاز اقدامات برای تعیین تکلیف آن
بیانیه سازمان حفاظت محیطزیست درباره جزئیات و روند قانونی اصلاح مرز غربی پارک ملی بمو
شناسایی ۲۴۶ متخلف زیستمحیطی و کشف ۱۰۶ قبضه سلاح شکاری در اصفهان
وب گردی
- «مقصد مهمه، رانندگی ایمن مهمتر»؛ کمپین جدید اسنپ برای ترویج رانندگی ایمن
- بهترین سایت های خرید تور لوکس
- تهران در مهر؛ ۵ تجربه متفاوت برای خداحافظی با پاییز
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید