بایگانی مطالب برچسب: فرسایش خاک

تاغ؛ سپر سبز بیابان و نگهبان خاموش خاک ایران در برابر فرسایش

درختچه‌های «تاغ» به عنوان نگهبانان خستگی‌ناپذیر مناطق کویری ایران، نقشی حیاتی در تثبیت خاک، مقابله با ریزگردها و مدیریت منابع آب ایفا می‌کنند. با این حال، این اکوسیستم‌های حیاتی در برابر تهدیداتی همچون قاچاق چوب و آفات آسیب‌پذیر شده‌اند. در این گزارش، اهمیت استراتژیک تاغ‌زارها و ضرورت حفاظت از این سرمایه ملی را بررسی می‌کنیم.
تاغ؛ سپر سبز بیابان و نگهبان خاموش خاک ایران در برابر فرسایش

یادی از تلاشگران بی‌نام‌ونشان کشاورزی پایدار

خاورمیانه کانون اصلی بحران جهانی توفان‌های گردوخاک

احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی، با معرفی خاورمیانه به عنوان کانون اصلی توفان‌های گردوخاک، هشدار داد که این بحران زیست‌محیطی اکنون ۱۵۰ کشور جهان را تحت تأثیر قرار داده و مقابله با آن نیازمند عزم جهانی و سیاست‌گذاری‌های کلان بر مبنای توسعه پایدار است.
چرا خاورمیانه کانون بحران جهانی ریزگردهاست؟

شناسایی و اولویت‌بندی ۳۰ کانون بحرانی گردوغبار در ایران با همکاری سازمان ملل (UNDP)

در راستای مقابله علمی با چالش‌های اقلیمی، دبیرخانه ستاد ملی مدیریت پدیده گردوغبار با همکاری برنامه توسعه ملل متحد (UNDP)، ۳۰ کانون بحرانی تولید گردوغبار در ایران را شناسایی و اولویت‌بندی کرد. این طرح مبنایی دقیق برای تخصیص منابع، احیای پوشش گیاهی و تثبیت خاک در مناطق در معرض خطر فراهم می‌آورد.
جزئیات اطلس جدید کانون‌های بحرانی گردوغبار ایران با همکاری UNDP

ایران رتبه پنجم توسعه بیابان در جهان

پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی با هشدار نسبت به وضعیت تخریب خاک در کشور گفت: ایران از نظر توسعه بیابان رتبه پنجم جهان را دارد و روزانه ۴۰ هکتار زمین در کشور تخریب و به بیابان تبدیل می‌شود. به گفته فاطمه سعیدی‌نیا، ۱۲۵ میلیون هکتار از عرصه‌های ایران در معرض کاهش پتانسیل تولید قرار گرفته‌اند.
ایران رتبه پنجم توسعه بیابان در جهان عکاس :پوریا محمدی پیوند

آینده سیاه «آب‌سفید»

آیا قرار است «سبزکوه» هم مثل «تالاب خانمیرزا» در چهارمحال‌وبختیاری خشک شود؟ خانمیرزا را سال ۱۳۶۱ زهکشی کردند تا کشاورزی را توسعه دهند، حالا پس از ۴۰ سال بستر خشک تالاب منشأ گردوغبار شده ‌است. تجربه خانمیرزا مانع تکرار آن در منطقه‌ دیگری در همین استان نیست، تأمین آب شرب چهار شهر بروجن، خانمیرزا،‌ فلارد و لردگان بهانه‌ای شده تا پروژه انتقال آب از «آب‌سفید» مجوز محیط‌زیست را بگیرد. اما اصرار بر تأمین آب شرب چهار شهری که در تنش آبی نیستند، این فرض را تقویت کرده که پای ذی‌نفعانی مانند کارخانه‌های آب بسته‌بندی در میان باشد.

هزارسال پایداری در باغستان قزوین

|پیام ما| ایران تاکنون شش نظام کشاورزی خود را در این فهرست ثبت کرده است؛ نظام کشاورزی مبتنی‌بر قنات کاشان (۲۰۱۴)، نظام سنتی کشت زعفران مبتنی‌بر قنات گناباد و نظام تولید انگور و فرآورده‌های آن در دره جوزان ملایر (۲۰۱۸)، باغ‌های دیم انجیر استهبان فارس، نظام سنتی کشت گردوی تویسرکان و باغستان سنتی قزوین (۲۰۲۳).

«کوهرنگ» دیگر نمی‌جوشد

|پیام ما| کوهرنگ را پرآب‌ترین چشمه ایران می‌خوانند و در آوازهای بختیاری از زلالی‌اش می‌گویند. اما اکنون دبی این چشمه چنان کم شده که دیگر سرریزی ندارد. درواقع، تمام آبی که از این چشمه خارج می‌شود، به خط انتقال می‌رود تا آب شرب چند شهرستان را تأمین کند. با وجود تداوم خشکسالی و کاهش بارش در استان چهارمحال‌وبختیاری، این وضعیت قابل پیش‌بینی بود، اما با تشدید این روند، دور نیست که چشمه کوهرنگ برای نخستین‌بار در دهه‌های اخیر از جریان بیفتد و به‌طور کامل خشک شود.

مهاجرت زندگی در روستاهای خراسان‌جنوبی

معادن، صحنه درگیری‌های خونین

ضرورت‌های اقتصادی و نیاز کشور به توسعه و ایجاد اشتغال، همواره از جمله مفاهیمی بوده است که مدافعان و منتفعین بخش معدن برای توجیه گسترش فعالیت‌های خود در طبیعت نیمه‌جان ایران به آن استناد می‌کنند. ترجمه‌ دقیق‌تر این ادعا چنین است: گرچه محیط طبیعی و بنیان‌های حیاتی سرزمین در هم شکست و از کوه‌ها، رودها و جنگل‌های زیبا جز توده‌ای آلوده و سمی باقی نماند، اما درعوض، کشور ثروتمند شد، مردم به رفاه رسیدند و بخشی مهم از جامعه به شغلی مطمئن و با درآمد مکفی دست یافتند. ناترازی میان سرمایه‌های ازدست‌رفته‌ غیرقابل‌تکرار و دستاوردهای اقتصادی حاصل از این فرایند را کنار بگذاریم و ببینیم تا چه اندازه بخش «مثبت» این روایت، یعنی ایجاد ثروت و اشتغال، در عمل قابل تصدیق است. آنچه در میدان واقعیت دیده می‌شود، چندان هم‌راستا با این روایت پرطمطراق آن نیست. گزارش‌های رسمی، از جمله مطالعات مرکز پژوهش‌های مجلس، نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از معادن کشور نه‌‌تنها اشتغال پایدار و مولد ایجاد نکرده‌اند، بلکه در بسیاری از مناطق، موجب فروپاشی نظام‌های معیشتی بومی، تعمیق فقر و گسترش نابرابری‌های منطقه‌ای شده‌اند.

سرنوشت عشایر روی میز دولت

قرار است ۱۶ مهر شورای‌عالی اداری کشور در مورد طرحی برای انحلال سازمان امور عشایری ایران تصمیم‌گیری کند؛ دولت یا با انحلال آن موافقت خواهد کرد یا این سازمان را در سازمان‌های دیگری ادغام خواهد کرد. اتفاقی که در خود دولت نیز مخالفانی دارد، اما به‌اتفاق آرا، اعتراض جامعه عشایری کشور را به‌همراه داشته است. روز گذشته بیانیه‌ای از سوی فعالان و اعضای جامعه ایلاتی و عشایری کشور نگارش شده که در آن این تصمیم را هم‌سو با سیاست‌های «تخته‌قاپو و اسکان اجباری عشایر» رژیم گذشته توصیف کرده‌اند و این طرح را سیاستی با هدف نابودی و ریشه‌کنی عشایر دانسته‌اند. خبر احتمال انحلال سازمان عشایری در آستانه جشن روز ملی روستا و عشایر منتشر شده است و حالا عشایر ایران می‌گویند: «ما جامعه عشایری ایران، ضمن اعلام نارضایتی و نگرانی شدید از این تصمیم تبعیض‌آمیز، اعتراض خود را نسبت به انحلال یا ادغام سازمان امور عشایر کشور اعلام می‌کنیم و روز ملی روستا و عشایر را در اعتراض به حذف جامعه دیرپای عشایری از قشربندی اجتماعی کشور، روز عزای عشایر می‌نامیم.» معترضان به این اقدام دولت می‌گویند کشور بیش از هر زمان به انسجام ملی و همبستگی اقوام نیازمند است، اما این تصمیم امنیت روانی و آرامش اقوام را بر هم خواهد زد.

تیر خلاص به گون‌های قیصری

برداشت غیرقانونی گزانگبین‌ها از منطقه حفاظت‌شده قیصری چهارمحال‌وبختیاری امسال یک مصدوم داشت. «احمد»، از عشایر منطقه که از مدت‌ها قبل برداشت‌کنندگان غیرمجاز را دیده بود، در چندمتری سیاه‌چادرشان با تهدید تعدادی از آنها که مسلح بودند، روبه‌رو شد: «تفنگ را روی شقیقه‌ام گذاشت و گفت چرا زاغ‌سیاه ما را چوب می‌زنی و خبر آمدن ما را به محیط‌زیست دادی؟» بعد هم او را کتک زدند و حالا پرونده شکایت او از این افراد از چهارمحال به ایذه منتقل شده است. برداشت گزانگبین در مناطق حفاظت‌شده قیصری چندسالی است که به معضلی برای منطقه بدل شده و نابودی اکوسیستم برای عشایر نگرانی بزرگ‌تری است. این درحالی‌است که براساس قراردادهای مخفیانه، رقم‌های بالایی برای برداشت گزانگبین پرداخت می‌شود و تعدادی از متخلفان در منطقه قیصری در حال حاضر مسلح هستند.