بازخوانی جهان عروسکی «بهرام بیضایی» با صدای پنج نوجوان

پهلوان دیــــــو را نکُشت





پهلوان دیــــــو  را نکُشت

۱ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۲۱

پهلوانی برای آسایش معشوقش راهی نبرد با دیوی می‌شود که در آن سوی برکه‌ای سبز زندگی می‌کند؛ اما پیش از آنکه نبرد او آغاز شود، روایت دیو از رنج و تبعید، همه‌چیز را تغییر می‌دهد. پهلوان درمی‌یابد شاید آنچه آدمیان «دیو» نامیده‌اند، آینه‌ای برای پنهان‌کردن زشتی‌های خودشان بوده است. او از کشتن دیو سر باز می‌زند، اما مرشد خیمه‌شب‌بازی تاب برهم‌خوردن قصه‌ای را که از پیش برای عروسک‌هایش نوشته، ندارد. این روایت از نمایشنامه «غروب در دیاری غریب»، نوشته «بهرام بیضایی»، روز چهارشنبه، ۲۸ مرداد، در قالب نمایشنامه‌خوانی با حضور پنج نوجوان و به کارگردانی «کیوان کثیریان» در مؤسسه فرهنگی و هنری «برگ» اجرا شد؛ اجرایی که نوجوانان را به جهان یکی از نمایشنامه‌های عروسکی بیضایی برد.

«کیانا ایرانی»، «بامداد راکی»، «برنا راکی»، «پارسا رمضانی» و «علی رنجبر» پنج نوجوانی بودند که با نقش‌خوانی شخصیت‌های «غروب در دیاری غریب» به جهان عروسکی بهرام بیضایی قدم گذاشتند. کیوان کثیریان می‌گوید ایده این نمایشنامه‌خوانی‌ها از روزهایی آغاز شد که پس از اعتراضات دی‌ماه و هم‌زمان با قطع اینترنت، بار دیگر به سراغ آثار بیضایی رفت: «بعد از اعتراضات دی‌ماه و ازآنجاکه بیضایی هم به‌تازگی فوت کرده بود، در فضای قطعی اینترنت شروع به خواندن نمایشنامه‌های او کردم. در آن شرایط حس کردم متن‌های بیضایی چقدر به‌روز و با وضعیت ما هماهنگ‌اند. همان‌جا به این فکر افتادم که بد نیست این نمایشنامه‌ها را برای دیگران هم بخوانم و بعدتر ایده نمایشنامه‌خوانی با دیگران شکل گرفت.»

به گفته او، آثار بیضایی اغلب زبان و مفاهیمی دشوار دارند و برای ورود به جهان آنها، به آشنایی و زمینه‌ای اولیه نیاز است. به همین دلیل، از میان سه نمایشنامه عروسکی بیضایی، «غروب در دیاری غریب» را انتخاب کرد؛ متنی که به نظر او واژه‌های ساده‌تر و پیچیدگی کمتری دارد و می‌تواند نقطه آغاز مناسبی برای ورود نوجوانان به جهان او باشد.
کثیریان توضیح می‌دهد هدف فقط خواندن یک متن نبوده است: «سعی کردیم ابتدا درباره نمایشنامه حرف بزنیم تا بچه‌ها آن را بفهمند. اصرار من در همه کارها این است که کسانی که اجرا می‌کنند، متن را درک کنند، درباره‌اش حرف بزنند و نظر داشته باشند؛ چون وقتی خودشان متن را بفهمند، مخاطب هم آن را بهتر می‌فهمد.»

تمرین‌ها از اواخر دی‌ماه آغاز شد، اما با وقوع جنگ متوقف ماند و پس از آن، دوباره از سر گرفته شد. کثیریان قصد دارد در آن نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های بیضایی را با گروه‌های مختلف بخواند و اجرا کند. این پنج نقش‌خوان، متولد سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ هستند و در کنار آنها، او با گروه‌های دیگری هم سراغ آثار دیگر بیضایی رفته است.
کثیریان می‌گوید تلاش دارد این نمایشنامه‌خوانی‌ها را در مکان‌های مستقل و نقاط مختلف تهران برگزار کند.

به گفته او، قرار است نمایشنامه‌خوانی متن‌های بیضایی ادامه پیدا کند؛ از «چهارصندوق»، «مرگ یزدگرد» و «ضیافت» گرفته تا متن‌هایی که تاکنون در ایران یا اساساً هیچ‌جا اجرا نشده‌اند.

 

بیضایی و بازآفرینی نمایش سنتی

این نمایشنامه‌خوانی با حضور «محمد چرمشیر»، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر تئاتر، برگزار شد. چرمشیر درباره جایگاه سه نمایش عروسکی بهرام بیضایی و تغییری که او در ساختار نمایش‌های سنتی ایران ایجاد کرد، توضیح داد: «غروب در دیاری غریب در سال ۱۳۴۲ نوشته شده و در کنار دو نمایش دیگر قرار دارد که همان سال، یکی به کارگردانی بیضایی و دیگری به کارگردانی «عباس جوانمرد» اجرا شدند. این سه نمایش حاصل پژوهش‌های بیضاییِ جوان درباره نمایش‌های سنتی ایران بودند؛ پژوهشی که به تغییر آنها انجامید.»

چرمشیر برای توضیح اهمیت این تغییر، ابتدا به ویژگی‌های نمایش‌های سنتی پیش از بیضایی اشاره کرد: «این نمایش‌ها برخلاف تئاتر امروزی، وابسته به سالن و مکان مشخصی نبودند و باید خودشان به سراغ تماشاگر می‌رفتند. از سوی دیگر، ساختارشان بر بداهه استوار بود؛ اجراکنندگان طرحی کلی در ذهن داشتند و داستان را در جریان اجرا و با توجه به واکنش تماشاگر شکل می‌دادند. سادگی هم یکی دیگر از ویژگی‌های این نمایش‌ها بود، چراکه برای مخاطب کوچه و بازار اجرا می‌شدند و محل اجرا و نوع مخاطب، پیچیدگی چندانی را طلب نمی‌کرد.»

به گفته چرمشیر، بیضایی در مواجهه با این میراث نمایشی، دست به تغییری اساسی زد. او گونه‌های مختلف نمایش سنتی، از مرشدبازی و سیاه‌بازی گرفته تا دیگر شکل‌های نمایشی را در یکدیگر ادغام کرد و آنها را به سالن تئاتر برد: «بنابراین، نمایش دیگر برای یافتن تماشاگر در کوچه و بازار حرکت نمی‌کرد؛ مخاطب به سالن می‌آمد و همین تغییر، امکان نوشتن متن، تمرین و حفظ‌کردن آن را برای بازیگران فراهم می‌کرد. در نتیجه، عنصر بداهه نیز که یکی از پایه‌های اصلی نمایش سنتی بود، دستخوش تغییر شد.»

اما مهم‌ترین تغییر، به باور چرمشیر، در مضمون این نمایش‌ها اتفاق افتاد: «شخصیت‌هایی که در شکل سنتی، ساده و آشنا بودند، در آثار بیضایی به حاملان مفاهیم پیچیده‌تری تبدیل شدند. سیاه در سیاه‌بازی دیگر فقط شخصیتی ساده‌لوح با اشتباهات کلامی نبود؛ می‌توانست حرف‌های اصلی نمایش را بزند و آدم‌های بد قصه را به چالش بکشد. مرشد نیز از قالب آشنای خود فاصله گرفت و در ساختار تازه، بخشی از یک بده‌بستان داستانی شد.»

چرمشیر اضافه کرد در نمایش‌های سنتی، الگوی داستانی معمولاً ساده بود: «پهلوان یا جوانی خوب، دختری زیبا که عاشق اوست و شخصیتی که مانع رسیدن این دو به یکدیگر می‌شود. اما با ورود بیضایی، عناصر و موضوعات تازه‌ای به این ساختار اضافه شد. شوخی‌های بداهه نیز جای خود را به شوخی‌هایی داد که از پیش توسط نویسنده طراحی شده بودند و شخصیت منفی داستان دیگر فقط یک آدم بد نبود، بلکه می‌توانست نشانه‌ای از یک طیف بزرگ‌تر باشد.»

از همین‌جا، به گفته او، وجه سیاسی در نمایش‌های سنتی ایران پررنگ شد؛ وجهی که در سال‌های بعد نیز گسترش پیدا کرد. چرمشیر سه نمایش عروسکی بیضایی را نقطه‌ای مهم در تاریخ نمایش سنتی ایران دانست: «وقتی از نمایش سنتی ایران صحبت می‌کنیم، نباید فقط به شکل‌های پیش از این آثار اشاره داشته باشیم؛ بلکه باید آن را گونه‌ای دانست که در طول زمان پرورده و رشد کرده است.»

او درباره اهمیت کار بیضاییِ جوان در شرایط تاریخی آن دوره گفت: «بهرام بیضایی کار بسیار بزرگی کرده است. بزرگ از این بابت که شاید امروز درک آن سخت باشد. درباره روزگاری صحبت می‌کنیم که از ۱۳۰۰ به بعد با موج فزاینده ترجمه‌های نمایشنامه‌های فرنگی مواجه هستیم و ساختار اجرای تئاتر هم در حال تغییر است. همه اینها به این معناست که نمایش‌های سنتی دارند از جامعه رخت می‌بندند و باب طبع جامعه روشنفکری نیستند.»

به گفته چرمشیر، بیضایی با هجوم‌بردن به استخوان‌بندی این نوع نمایش و افزودن ویژگی‌های امروزی‌تر، دو کار کرد؛ آن نوع نمایش را از دورافتادگی به بطن تئاتر ایران برگرداند و نشان داد اگر می‌خواهیم تئاتر سنتی باقی بماند، دیگر نمی‌توانیم به همان شکلی که هست به آن نگاه کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

چرخهای که بدون زنان نمی چرخد

روایت یک فرصت فراموش‌شده در پسماند نساجی

چرخهای که بدون زنان نمی چرخد

دوازده پرده از خشکسالی

گفت‌وگو با «صالح تسبیحی» درباره پروژه «افراسیاب»؛ روایتی از بحران آب در ایران

دوازده پرده از خشکسالی

قواعد تازه مد در جهان گرم تر

درس‌های گردشگری پایدار برای مواجهه صنعت مد با بحران اقلیمی

قواعد تازه مد در جهان گرم تر

صد و بیست و سه نامه دلتنگی

نامه‌های عاشقانه ادیب جان‌سِوِر، شاعر برجسته ترک، به فارسی منتشر شد

صد و بیست و سه نامه دلتنگی

شعر پس از آشویتس در وزن دنیا

شعر پس از آشویتس در وزن دنیا

توقیف قانونی هنر

بررسی پیامدهای طرح جدید مجلس برای فرهنگ و هنر در گفت‌وگو با یک وکیل و یک منتقد سینما

توقیف قانونی هنر

جزئیات مرحله دوم نقل‌وانتقالات فرهنگیان و ساماندهی منابع انسانی

مرحله دوم نقل‌وانتقالات فرهنگیان آغاز شد

جزئیات مرحله دوم نقل‌وانتقالات فرهنگیان و ساماندهی منابع انسانی

وسوســــــه ثبت جهـان

نگاهی به نمایشگاه «این صورت باقی» در موزه هنرهای معاصر تهران به بهانه دویستمین سال اختراع عکاسی

وسوســــــه ثبت جهـان

صدای نسل جوانی که به سانسور اهمیتی نمی‌دهد

واکنش رئیس کانون کارگردانان خانه سینما به موضوع سینمای زیرزمینی

صدای نسل جوانی که به سانسور اهمیتی نمی‌دهد

زیبایــــــــی یک زوال

نگاهی به نمایشگاه «زیبایی‌شناسی زوال یک کارخانه» در کاشان

زیبایــــــــی یک زوال