منطق سیمان و بتن!
۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲
انتهای خیابان کارگر شمالی، آنجا که هیاهوی ممتد تهران به بنبستی از سکوت میرسد، بلواری خلوت میزبان درختانی است که دور از چشمزخم توسعه ناپایدار شهری، سبز ماندهاند. در حاشیه این قاب آرام، دو تیر چراغبرق بتنی زمخت نیز قد کشیدهاند؛ المانهایی نازیبا، اما بیخطر در گذرگاهی که اساساً نه گره ترافیکی دارد و نه ازدحام پیاده. در یک ساختار مدیریت شهری مبتنی بر عقلانیت، اگر هم قرار بر مداخله جدی در این گوشه سوتوکور تهران باشد، قاعدتاً باید به حذف یا جابهجایی این دو تیر سیمانی به نفع زیبایی بصری و حریم درختان بینجامد؛ و اگر آهی در بساط شهرداری و اداره برق برای جانمایی مناسب آنها نباشد، موضوع چندان بغرنج و حیاتی نیست که شهرداری را به حرکت ایذایی و نامعقول وادارد؛ میتوان از آن چشمپوشی کرد تا آیندگان با فراغ بال، آن را تدبیری کنند.
اما اکنون ماشین تخریب شهرداری تهران با توجیهات کارشناسینما به کار افتاده تا برای دردی که وجود ندارد، درمانی مرگبار تجویز کند. خروجی اتاق فکر شهرداری حیرتانگیز است: درختان، مزاحم و تیرهای بتنی در اولویت تشخیص داده شدهاند! قرار است هندسه خیابان تخریب شود و در آن گوشه دنج و بیترافیک، میدانی بیقواره احداث گردد تا دو تیر چراغبرق دیلاق، در حریم آن جای بگیرند و در حاشیه امن باشند. تاوان این مهندسی معکوس شهری چیست؟ قتلعام درختان سبز و زندهای که سایهشان «سد معبر» تلقی شده است. میشود تصور کرد که حتی خود آن تیرهای سیمانی چراغبرق نیز از این بلاهت سیستماتیک در مدیریت شهری شرمگیناند و انگشتبهدهان؛ چراکه میشود میدان را ساخت، تیرهای برق را عزیز و در حریم دانست، اما درختان را قطع نکرد! اما منطق مسئول قتل درختان در شهرداری چنان است که تا درختی قطع نشود، کار پیش نمیرود.
بااینحال، با نگاهی عمیقتر به منطق حکمرانی، این اقدام نه یک خطای محاسباتی، که نمادی تمامعیار از «تقابل ساختار با جامعه» است. این یک قانون نانوشته، اما اصولی است: «آنچه مطلوب مردم است، مغضوب است و آنچه مردم پس میزنند، عزیز.» در این استعاره تلخ شهری، درختان از جنس مردماند؛ زنده، ریشهدار، زیبا و البته مغضوب. پس باید تنبیه شوند و حذف. در مقابل، تیرهای بتنی از جنس مسئولاناند؛ صلب، خشن، بیروح و البته عزیز و در حریم.
سالهاست که رهگذران، چشم بر زشتی بتنها میبندند تا از طراوت درختان حظ ببرند. همین نادیده گرفته شدن نمادهای زمخت و توجه به زیباییهای طبیعی، کافی است تا سیستم مداخله کند. شهرداری در قامت وکیلمدافع سنگ و سیمان و فلز ظاهر میشود و انتقام بیتفاوتی مردم به تیرهای برق را از جان درختان بگیرد. این همان الگویی است که در تمام ساحتهای فرهنگی و اجتماعی نیز تکرار میشود: حذف هر آنچه جامعه دوست میدارد و تکثیر آمرانه هر آنچه جامعه طرد میکند.
میدان در دست احداث انتهای کارگر شمالی، یادگاری ناخوشایند خواهد بود از شهرداری منطقه شش، به همدستی اداره برق و پلیس راهور، در کارنامه مدیریت شهری تهران. دستمالی چرک برای سری که درد نمیکرد. تا دیر نشده، خیرخواهی پا در میانی کند، جان درختان را نجات دهد و آبروی مدیریت شهری را…
برچسب ها:
تخریب محیطزیست، تهران، توسعه ناپایدار، حفظ درختان، حکمرانی شهری، شهرداری منطقه شش، فضای سبز شهری، قطع درختان تهران، کارگر شمالی، مبلمان شهری، مدیریت شهری، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
میراثی که هنوز ادامه دارد
از کدام توسعهیافتگی سخن میگویید؟
سهم بازار تاریخی سمنان از درآمد «مجتمع نمدمالی»
چطور کاهش ازدواج، ذائقه مصرف را تغییر داد؟
تأثیر نامطلوب سهمیه مراکز دانشگاهی
چرا سیاست توسعه در کیش به افزایش تقاضای گردشگری تقلیل پیدا کرده است؟
امر اجتماعی کجای برنامهریزی شهری است؟
اینجا تخصص لازم نیست!
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید