۱۰۰ روز از ناپدید شدن یک لنج صیادی ایرانی در اقیانوس هند گذشته و خانواده‌های ملوانان چشم‌انتظار عزیزانشان هستند

معمای «شاهین ۲» و بالگردهای آمریکایی

لنج‌های همراه، حملهٔ امریکایی‌ها به یک کشتی تجاری در مجاورت شاهین ۲ را دیده‌اند و می‌گویند بالگرد امریکایی سعی در متفرق کردن لنج‌های دیگر داشت





معمای «شاهین ۲» و بالگردهای آمریکایی

۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۲۶

۱۵ اردیبهشت برای «لنج صیادی شاهین ۲» در اسکله صیادی «کنارک» سیستان و بلوچستان، مانند هر روز دیگری که عازم دریا بود، شروع شد. قرار بود همراه با شش لنج دیگر راهی اقیانوس شود تا تورهای ماهیگیری را بگستراند و دست‌پر، دوباره به کنارک برگردد. هر صیاد خرج بیش از یک خانواده را می‌دهد و همین بود که صیادان در روزهای جنگ هم باید رهسپار دریا می‌شدند. اما دریا آن روزها رازآلود و خطرناک بود. شاهین ۲ تا همین حالا هم به ساحل برنگشته و سرنوشت ۱۷ جاشو و ناخدایش در هاله‌ای از ابهام مانده است. هیچ‌کس نمی‌داند چه بر سر آنها آمده است. فقط همین را می‌دانیم که لنج‌های دیگر، اصابت موشک‌های امریکایی به کشتی‌ای در نزدیکی شاهین ۲ را دیده‌اند. پس از آن دیگر هیچ‌کس این لنج را ندید. چند ماه پیش از آن هم، در روزهای نخست جنگ ۴۰ روزه، «اسلامی ۲» لنجی بود که در دریا مورد اصابت پرتابه‌هایی قرار گرفت که معلوم نیست موشک بود یا پهپاد. با این حال، شش نفر از صیادان در همان دریا جان باختند و مابقی پس از سه روز بلاتکلیفی در دریا، با کمک یک ناو نظامی هندی به عمان منتقل شدند و بعد از ۷۰ روز به خانه بازگشتند. مسئولان هنوز جزئیات اصابت پرتابه به «اسلامی ۲» را تأیید نکرده‌اند. درباره شاهین ۲ نیز، با وجود گزارش‌های محلی و لنج‌هایی که به دریا رفت‌وآمد کرده‌اند، هنوز هیچ مقام رسمی گزارشی از اصابت موشک به این شناور صیادی ارائه نکرده است. حالا خانواده‌ها می‌گویند منتظریم تا پدران و همسرانمان به خانه برگردند. شاید آنها هم مانند صیادهای لنج اسلامی ۲، جایی اسیر باشند.

ناخدا «حمید بلوچ»، «مهران بلوچ»، «مهران رنجبر»، «اقبال گنگذاری»، «اسماعیل بکرای»، «عادل، فرید و محمد رزمی»، «عبدالله روزافزا»، «رضا پیرایش»، «محمد رئیسی»، «جاسم، مهرزاد و حامد دهانی» و «مرادبخش نوحانی» نام ۱۷ صیادی است که روی لنج «شاهین ۲» در «کنارک» سیستان و بلوچستان کار می‌کنند و مانند همه صیادان این منطقه، وقت صید دل به دریا می‌زنند و تا آب‌های آزاد پیش می‌روند. بامداد ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ اما سرنوشت برای ناخدا حمید و ۱۶ جاشو و صیاد لنجش، اتفاقی عجیب رقم زد. از آن روز تا امروز، خبری از آنها نیست.

ناپدید شدن از رادار

ساجد، مالک اصلی و پدر ناخدا «حمید» است: «لنج شاهین ۲ روز ۱۵ اردیبهشت از بندر کنارک عازم آب‌های آزاد می‌شود. کنارک یک شهر صیادی است و اکثریت مردان صیاد هستند. صیدگاه آنها در اقیانوس هند است. شاهین ۲ هنگام حرکت ۱۷ سرنشین داشت که یک نفر آنها پاکستانی و بقیه ایرانی بودند. آنها به‌همراه شش لنج دیگر عازم شده بودند. لنج‌های همراه می‌گویند که بامداد ۱۷ اردیبهشت حوالی ساعت ۱۲:۳۰ تا یک بامداد، در ۸۰ مایلی سواحل عمان، به‌طور ناگهانی شاهین ۲ از صفحه ناوبری و ردیابی آنها ناپدید می‌شود و کمی بعد یک بالگرد امریکایی را می‌بینند که سعی در متفرق کردن این گروه لنج‌ها دارد. تا الان نیز هیچ خبری از شاهین ۲ نداریم. خانواده‌های خدمه این لنج بسیار نگران عزیزانشان هستند و از مسئولان توقع دارند که به‌جای گمانه‌زنی، واقعیت ماجرا را کشف کنند و به اطلاع آنها برسانند.»

ساجد توضیح می‌دهد: «ما در نامه‌ای که به سفارت عمان ارسال کردیم، درخواست بررسی موضوع را کرده‌ایم اما آنها می‌گویند در اطراف عمان کسی چنین اتفاقی را گزارش نکرده است. در صورتی که در اوایل جنگ چهل‌روزه، در آخرین روزهای سال ۱۴۰۴، حادثه مشابهی برای یک لنج (اسلامی ۲) رخ داد و همان زمان هم به نامه مشابهی که ارسال شده بود، همین جواب را دادند. در صورتی که تعدادی از خدمه‌ای که زنده مانده بودند در اختیار کشور عمان بودند و به ایران بازگردانده شدند. به همین خاطر، خانواده‌های خدمه شاهین ۲ نیز انتظار پیگیری بیشتر دارند تا وضعیت عزیزانشان مشخص شود. این ۱۷ نفر نان‌آور خانواده‌شان هستند و هر کدامشان را که پیگیری کنید، می‌بینید که از خانواده‌ای کم‌درآمد هستند و نبودن آنها باعث فشار زیادی به خانواده‌هایشان می‌شود. مثلاً سه برادر از یک خانواده و سه برادر از خانواده‌ای دیگر در همین لنج بوده‌اند. یعنی مردان نان‌آور دو خانواده در همین لنج بوده‌اند که وضعیتشان مشخص نیست.»

یکی از دریانوردان این لنج نوجوانی ۱۷ ساله است که چون پدرش را قبلاً از دست داده، برای تأمین مخارج خانواده مجبور به کار روی لنج شده است. بقیه نیز در سنین بین ۲۶ تا ۳۲ سال هستند. مسن‌ترین آنها که آشپز لنج است، حدوداً ۴۰ ساله است.

شایعهٔ هدف‌قرارگرفتن مستقیم لنج

«رحیم» یکی از صیادان کنارکی است که با لنج برادرش، «ناخدا منصور»، دو هفته پس از این حادثه، درست به نقطه‌ای می‌رسند که لنج شاهین ۲ از صفحه رادار محو شد: «لنج‌های دیگر آن زمان در دریا به ما خبر دادند که شاهین ۲ مورد حمله ناوهای امریکایی قرار گرفته است. این ماجرا پس از شروع محاصره دریایی بود. گویا ناو امریکایی به یک کشتی تجاری هشدار می‌دهد که متوقف شود، اما کشتی از موقعیت خودش خارج می‌شود. شاهین ۲ هم در نزدیکی کشتی قرار داشته است. لنج‌های اطراف، انفجار کشتی را دیده‌اند. ناخداها اینجا مختصات دقیق را هم می‌دانند. این اتفاق نزدیکی خط استوا افتاده است.»

رحیم تعریف می‌کند که در شهر کنارک هم قبلاً شایع شده بود که شاهین ۲ هدف حمله مستقیم قرار گرفته است. این حرف‌ها همه از دریا می‌آید و ملوان‌هایی که می‌آیند تعریف می‌کنند: «ما ابتدا گفتیم شایعه است. اما وقتی رفتیم دریا، مطمئن شدیم. گویا کشتی‌ها با سیستم AIS در دریا تماس‌هایی با ناوهای امریکا داشته‌اند. در خط استوا بودیم که به ما خبر دادند که حتماً مورد اصابت قرار گرفته است. لنج‌هایی که سِنگار (دو یا چند لنج که در کنار هم حرکت می‌کنند) هم بودند، گفتند ما دیدیم که این لنج منفجر شد. البته همه اینها را ما شنیده‌ایم، ولی با چشم ندیده‌ایم چه اتفاقی افتاده است. اما دقیقاً این را گفتند: لنج منفجر شده است.»

AIS یک سیستم فرستنده ـ گیرنده است که هویت، موقعیت و سایر اطلاعات حیاتی کشتی را منتقل می‌کند و می‌تواند برای کمک به ناوبری، بهبود ایمنی دریایی و ردیابی شناورها برای مدیریت ناوگان یا اجرای قانون دریایی استفاده شود.

هیچ‌کس هنوز نمی‌داند چه بر سر صیادها آمده است. هیچ مسئولی پاسخ دقیقی نمی‌دهد. حالا نه‌فقط ۱۷ صیاد مفقود شده‌اند، بلکه خانواده‌های آنان نیز شرایط بحرانی را تجربه می‌کنند؛ شرایطی که در روزها و شب‌های زیر بمباران، اوضاع را وخیم‌تر هم کرده بود. برخی از این خانواده‌ها بیش از یک فرزند در لنج داشتند. برخی از این صیادها، نان بیش از یک خانواده را می‌دادند.

«همه‌چیز را نسیه می‌خریم»

«نادیه» همسر «اقبال گنگذاری» است: «فقط می‌دانیم که بی‌سیم قطع شده است و دیگر خبری از صیادها نیست. هیچ مسئولی پیگیری نکرد. برای همین ما از هیچ‌چیز خبر نداریم. فقط صیادهای دیگر در لنج‌های دیگر گفتند که دو بالگرد امریکایی آمدند بالای لنج و از همان زمان صدا قطع شد. این را لنج‌های دیگر تعریف کرده‌اند. این لنج‌ها بعد از ۷۰ روز آمدند و به ما گفتند که آخرین بار «شاهین ۲» با بالگردهای امریکایی دیده شده است.»

نادیه و اقبال سه فرزند دارند: طهورا ۱۱ ساله، صدف ۷ ساله و تارای ۴ ساله. سه فرزند پدری که خودش متولد ۱۳۷۹ است: «در این مدتی که اقبال نیست، ما همه‌چیز را نسیه از مغازه‌ها تهیه می‌کنیم. اقبال سرپرست دو خانواده بود. مسئول زندگی پدر و مادرش هم بود. الان هیچ‌کدام دیگر کسی را نداریم تا نان‌آورمان باشد. منتظر هستیم تا اقبال بیاید و بتوانیم پولشان را بدهیم. خانم، برای ما پیگیر باشید. ما از شما انتظار داریم. ما فکر می‌کنیم اقبال و همکارانش اسیر هستند. ما فکر می‌کنیم امریکا اینها را اسیر کرده و به یکی از کشورهای عربی برده است.»

«جمیله» خواهر اقبال است. او می‌گوید: «اقبال چهار خواهر دارد و خودش همین یک پسر است. پدرم پیر است. سه ماه است این اتفاق افتاده است، اما کسی جز پدر ناخدا موضوع را پیگیری نمی‌کند.»

«عبدالله» پسر «مرادبخش نوحانی» است؛ پسری که حالا در نبود پدر تلاش می‌کند تا خانواده را اداره کند: «ما شش بچه‌ایم؛ سهیلا، عبدالله، داوود، رحمت‌الله، بیت‌الله، نصرالله. سهیلا که فرزند اول پدرم است، ازدواج کرده و با ما زندگی نمی‌کند. من بزرگ‌ترین پسر مراد هستم که ۱۵ سال دارم. برادرهایم از من کوچک‌تر هستند.»

عبدالله می‌گوید که در نبود پدر باید به کارها و امور خانه رسیدگی کند، اما جایی برای کار کردن ندارد تا بتواند گره‌ای از مشکلات مالی خانواده در این چند ماه باز کند: «ما ساکن باهوکلات هستیم. من در دشتیاری (نزدیک‌ترین شهر به باهوکلات) خیلی به شرکت‌ها یا جاهایی که می‌شود کار کرد، سر می‌زنم، اما شرکت‌ها به من کار نمی‌دهند. می‌گویند سنت کم است. پدربزرگ من فوت شده است و عمو و دایی‌هایم هم از ما خیلی دور هستند. حالا مادربزرگمان یا کسی برایمان چیزی می‌آورد. مادرم موضوع مفقود شدن بابا را خیلی پیگیری کرده است. اما همه می‌گویند خبری نداریم. حالا فقط انتظار می‌کشیم تا پدر برگردد.»

«برادرم هنوز نمی‌داند قرار است پدر شود»

«سارا» خواهر «مهران رنجبر» است: «مهران حدود ۲۳، ۲۴ سال دارد. زنش باردار است، اما خودش خبر ندارد. وقتی رفت، خانمش فهمید که حامله است. هنوز نمی‌داند قرار است پدر شود.»

سارا می‌گوید پیگیری‌های زیادی انجام داده‌اند، اما به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌اند: «تا تهران رفتیم، سراغ نماینده را هم گرفتیم. هلال‌احمر هم رفتیم. فقط می‌گویند ما پیگیری می‌کنیم، اما ما هنوز نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاده است. مهران و همسرش خانه و زندگی جدا نداشتند. مهران هرچه درمی‌آورد، به ما هم می‌داد. پدرم زنده است، اما پیر و مریض است و نمی‌تواند کار کند. پدر حالا بازنشسته است. الان زندگی خیلی سخت شده است. ما داریم با یارانه و کالابرگ زندگی می‌کنیم. آن‌چنان هم جواب نمی‌دهد. همان اول هلال‌احمر کمی خوراکی به ما داد. ما هم گرفتیم و خدا را شکر کردیم.»

ماجرایی مشابه برای لنجی دیگر

هیچ مسئولی تا زمان تنظیم این گزارش، اظهار نظر رسمی درباره این حادثه نکرده است. نه ابعاد آن معلوم است و نه گمانه‌زنی درباره سرنوشت ۱۷ صیاد لنج شاهین ۲. اما روایت‌ها همه بر مداخله امریکایی‌ها پس از محاصره دریایی ایران حکایت دارد. اگرچه این نخستین حادثه مفقودی لنج در دوره جنگ ۴۰ روزه نبود.

«عبدالصمد آیین»، مالک «اسلامی ۲»، لنج صیادی مورد اصابت قرار گرفته، درباره این حادثه تعریف می‌کند: «۲۰ اسفند ۱۴۰۴، در حالی که حدود ۴۰ تن ماهی داشتیم، مورد حمله موشکی قرار گرفتیم. در زمان حادثه، بی‌سیم لنج روشن بود و پس از اصابت نخستین موشک یا پهپاد، بلافاصله از طریق کانال ۱۶ بین‌الملل اعلام کردیم که ما یک شناور صیادی هستیم. اما هیچ توجهی به این اعلان نشد و در ادامه دو موشک دیگر نیز به سمت لنج شلیک شد.»

عبدالصمد تعریف می‌کند: «در نهایت، لنج متلاشی و کاملاً غرق شد. خدمه با استفاده از تورها و وسایل شناوری که به یکدیگر متصل کرده بودند، روی آب ماندند. روز اول، در شرایط سخت، بدون آب و غذا، در میان امواج دریا سپری کردیم و مجروحان ما به‌دلیل شدت جراحت جان باختند. روز دوم، یک ناو امریکایی ما را دید، اما با وجود اینکه دید مجروح داریم، هیچ اقدامی نکرد. شب سوم، ناو ارتش هندوستان ما را نجات داد. بعد از انجام اقدامات اولیه درمانی، با هماهنگی کشور عمان، به عمان منتقل شدیم.»

عبدالصمد می‌گوید: «با وجود درخواست‌های مکرر برای تماس با خانواده‌ها یا مقامات در ایران، تا حدود دو ماه چنین اجازه‌ای نداشتیم. سرانجام با پیگیری سفارت ایران در عمان، ما به خانه برگشتیم.»

«محمد گریک گلستان»، از خدمه اسلامی ۲ که در شب حادثه از ناحیه دست و گردن آسیب دید نیز همین روایت را دارد.

هنوز شهادت دریانوردان احراز نشده است

«واحد بهش عنبری»، «نذیر بلوچ»، «محمد بادره»، «دانیال خاتونی»، «محمد خویی» و «جاسم خدازاده» در این حمله جان باختند و عبدالصمد می‌گوید: «ناخدای لنج، محسن آیین، محمد گریک گلستان، سعید آیین، ازبر افضل زایی، عبدالغنی رئیسی، عبدالرحمن بادروزه، صمد و حسن بلوچ آن روز مجروح شدند. ما تلاش کردیم که شهدای این حادثه از سوی بنیاد شهید به‌عنوان شهید وطن پذیرفته شوند، اما هنوز مسئولان آن را نپذیرفته‌اند.»

عبدالصمد می‌گوید: «همه‌چیز ما نابود شد. لنج به‌تمامی از دست رفت. حالا خانواده‌های جان‌باختگان مانده‌اند بدون درآمد، مستمری یا هیچ‌چیز دیگری. امیدوارم بررسی آنچه بر لنج ما گذشته است، هرچه زودتر تمام شود. امیدوارم صیادان لنج شاهین ۲ هم جایی زنده باشند. حداقل اسیر شده باشند تا مثل ما، حتی بعد از گذشت چند ماه هم که شده، به خانه برگردند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

مرگ مادری به بم رسید

مرگ مادری به بم رسید