روایت سوگی که هزاران سال در صدای مادران ادامه یافته است

مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند





مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند

۲۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۲۰

«ای جوون، ای نوجوون، ای نونهالُم/ به جوونی مردنت، سُهد پروبالم» (ای جوان، ای نوجوان، ای نونهال من/ مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند)؛ صدای شیون و آوازهای حزین از گوشه‌گوشه ایران در عزای از دست دادن جان‌های شیرین به گوش می‌رسد. این صدای آوای غمناک زنانی است که هر بار با ازدست‌رفتن یک زندگی در گلویشان می‌نشیند و چون چکاوکی اندوه را فریاد می‌زند. اکنون هزاران جوان جان داده‌اند و هزاران چکاوک آوازی غمناک می‌خوانند. این آواها و نواها از دورترین ادوار تاریخ از زبان مادران و زنان چون میراثی به دست ما رسیده است. مرثیه‌سرایی فرهنگی کهن است که در ایران پیش‌ازاسلام رواج داشته؛ مثل رسای «مرزکو» (از پیشوایان دینی) که به زبان پهلوی اشکانی پرتوی سروده شده است.

Download


در تاریخ مسعودیه می‌خوانیم: «مردم بخارا را در کشتن سیاوش نوحه‌هاست، چنان‌که در همه ولایت معرف است و مطربان آن را سوگ ساختند و می‌گویند قوالان آن را مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است.»

مراسم سوگ بختیاری با موسیقی همراه است و موسیقی سوگ دو بخش دارد؛ یکی ساز چپی (وارونه‌نوازی) و دیگری آوازی. سوگ‌آواها از بخش‌های موسیقی آوازی است که با اشعار، ریتم خاص و جمعی اجرا می‌شود. زنان بختیاری به سوگ‌آواهای خود «گاگریو» یا گاه «سرو» (سرود) می‌گویند. گاگریو بخشی از ادبیات محلی بختیاری است که سینه‌به‌سینه در طول سالیان دور شکل گرفته و مانند دیگر ابیات محلی در زمره ادبیات شفاهی قرار می‌گیرد. برای این واژه تعریف واحدی وجود ندارد. در کتاب «موسیقی بختیاری»، نوشته «کاظم پوره»، در توضیح گاگریو آمده است: «گاگریو کلمه‌ای است مرکب از دو مصدر گودن و گریوستن (معادل گفتن و گریستن).»

دختری در تنهایی خویش گاگریو می‌کند. اشک چشم‌هایش را پر می‌کند. آوازی می‌خواند و می‌گوید: «به ‌این می‌گویند دُندال.» وقتی آیین گاگریو در تنهایی اجرا می‌شود، به آن «دندال» می‌گویند. بغض راه گلویش را می‌بندد. خواهرش را به‌تازگی از دست داده؛ خواهری جوان و زیبا. خودش نمی‌داند، اما در دستگاه ماهور با متر آزاد می‌خواند.

محتوای اشعار گاگریو معمولاً با توجه به سن، جنس و موقعیت اجتماعی متوفی متفاوت است و به توصیف ویژگی‌های او می‌پردازد. گاگریو خواندن آداب دارد. زنان بختیاری به‌سوی خانه صاحب‌عزا می‌روند؛ دو گروه روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. زنان سیاه‌پوش پر چادر را به پشت سر گره می‌زنند؛ یعنی حالا دیگر به کار و زندگی‌شان گره افتاده. زنان صورت‌ها را می‌خراشند و «ووی، ووی» سر می‌دهند. به این مراسم «یابُنگ» می‌گویند. صدای «سرمویه‌خوان» در فضا طنین‌انداز می‌شود. بانگ هم‌سرایان نظم می‌گیرد و سوگ‌آوا را ادامه می‌دهند. هر یک بیتی می‌خوانند و اشکی می‌ریزند. سرمویه‌خوان دست را به نشانه امر بالا می‌گیرد و شعرش لحنی حماسی دارد: «دات بُرا، ددوت برا، همه بُران می/ همه به کارد کدت، زینه‌ت به قیچی» (مادر و خواهرانت گیسوان را از غم ازدست‌دادن تو ببرند/ همه با چاقوی روی کمر تو و زنت با قیچی) این اشاره‌‌ای به رسم گیسوبران در داستان سوگ سیاوش شاهنامه است.

در مجلس عزا، دور خواندن می‌چرخد و به کس دیگری می‌رسد و بقیه جواب آواز می‌دهند. مراسم گاه ممکن است ساعت‌ها به طول بینجامد. صاحب‌عزا همان ابتدا یا در روز اول قادر به خواندن نیست، تا چند روز بعد که بتواند مرگ را باور کند. در این روزهاست که بستگان، برای درگذشته گاگریو می‌خوانند.

در گورستان خانواده‌ها پراکنده بر سر مزارها نشسته‌اند. بر گور مردان شیرهای سنگی می‌غرند و بر مزار زنان طرح شانه و گل نقش بسته. زنی بر مزار پسرش نشسته می‌خواند: «ای جوون وقتت نبید، دات کارد خوره سیت/ کی نهاد برد شلال به چال تشنیت؟» (ای جوان وقت مردنت نبود، مادرت برایت بمیرد/ چه کسی توانست با دیدن جوانی تو سنگ بر مزار تو بگذارد؟) زن دیگری می‌خواند: «ای دا! بی‌کسمی.» (ای مادر، تو تنهایی).

«طوبا» زنی است سردی و گرمی روزگار چشیده که مو سفید کرده و در بسیاری از مجالس سوگ گاگریو می‌خواند. طوبا این اشعار را از مادرش آموخته که زنی خوش‌آواز و خوش‌صدا بود. او برای شرکت در مراسم چهلم یکی از کشته‌شدگان به میان‌رودان در شرق لرستان رفته و در نقش سرمویه‌خوان آوازهای سوگ سر می‌دهد. در غروب خورشید سایه شیرهای سنگی بر گورها پهن شده است. زنان سیاهپوش بر سر گوری می‌نشینند، صورتشان را می‌خراشند و با دست‌ها روی پا می‌کوبند و می‌خوانند در وصف جوانی و دلاوری. صدای طوبا در سراسر گورستان می‌پیچد. از عمق جان می‌خواند. غمی در صدایش دل‌ها را می‌سوزاند. مراسم تمام می‌شود و زنان صاحب‌عزا گره از چادر مهمانان می‌گشایند به‌رسم گره‌گشایی.

امروز چهل روز است که بر مزار عزیزان گاگریو می‌خوانیم. شاید این آوای کهن مرهمی باشد بر دل‌های زخم‌خورده ما.

 

منابع:

سوگینه‌خوانی در ایل بختیاری، اردشیر صالح‌پور

موسیقی مذهبی ایران، محمدتقی مسعودیه

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

این اشیا، حافظه دارند

نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایع‌دستی

این اشیا، حافظه دارند

پایداری از دل زندگی

گفت‌وگو با «رضا عسگری»، سازنده پادکست «رِضونانس»

پایداری از دل زندگی

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

گفت‌وگو با هنرمندان پیکرتراشی، درباره جایگاه صنایع‌دستی در زندگی انسان

پیکرتراشی چوبی هنری بی‌پشتوانه

«زندیه» زیر تیغ گودبرداری

«پیام ما» مداخلات عمرانی در بافت تاریخی «شیراز» را بررسی می‌کند

«زندیه» زیر تیغ گودبرداری

رهاسازی ۷۵ میلیون قطعه ماهی در ۳۳ رودخانه مازندران + اینفوگرافی

گامی بزرگ برای احیای ذخایر دریای خزر

رهاسازی ۷۵ میلیون قطعه ماهی در ۳۳ رودخانه مازندران + اینفوگرافی

چهره‌ای انسانی از عراق

نگاهی به کتاب «روی پل جمهوری» که روایتی شاعرانه از بغداد زخمی است

چهره‌ای انسانی از عراق

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن

«شــــاه‌دژ»؛ روایــــــت ناتمام «اسماعیلیان» پیش از الموت

عضو هیئت علمی باستان‌شناسی دانشگاه هنر اصفهان در گفت‌وگو با «پیام ما» از اهمیت و آسیب‌های شاه‌دژ می‌گوید

«شــــاه‌دژ»؛ روایــــــت ناتمام «اسماعیلیان» پیش از الموت

چه سرسبز بود دره من

نگاهی به انیمیشن «جابه‌جا شده» و زنجیره شگفت‌انگیز حیات‌وحش

چه سرسبز بود دره من

متـــــــرو در حریم تاریخ

ادعای آسیب به ۴۰ بنای تاریخی اصفهان بر اثر عبور خط ۲ مترو زیر تیغ راستی‌آزمایی

متـــــــرو در حریم تاریخ

بیشترین نظر کاربران

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن