ترس، پنهانکاری، انقراض
30 تیر 1404، 18:37
چند ماه پیش، مقالهای با عنوان «ترس از شکست در حفاظت: مشکل و راهحلهای بالقوه برای کمک به حفاظت از جمعیتهای بسیار کوچک» نوشته ماریا مییک و همکارانش (منتشر شده در Biological Conservation ،۲۰۱۵) را خواندم که از آن زمان تاکنون ذهنم را به خود مشغول کرده است. این مقاله به بررسی چالشهای حفاظت از گونههای بهشدت در حال انقراض با جمعیتهای کوچک میپردازد و نشان میدهد چگونه ترس از شکست میتواند تلاشهای حفاظتی را فلج کند. آنچه این مقاله را برای من خاص کرد، انطباق آن با تجربیات شخصیام در حفاظت از یوزپلنگ ایرانی و کار با سازمان حفاظت محیطزیست ایران بود.
علم و جسارت در حفاظت
نویسندگان استدلال میکنند که حفاظت از گونههایی با جمعیتهای بسیار کوچک نیازمند ترکیبی از درایت علمی و شجاعت در تصمیمگیری است. آنها تأکید میکنند ترس از شکست اغلب باعث میشود مدیران بهسمت محافظهکاری بیشازحد بروند، که میتواند به تأخیر در اقدامات ضروری یا انتخاب راهحلهای کماثر منجر شود.
بهعنوان مثال، مقاله به پروژه حفاظت از کرکس کالیفرنیایی اشاره میکند. در این پروژه، تیم حفاظت با پذیرش ریسکهای بالا، از روشهای نوآورانهای مانند پرورش در اسارت و رهاسازی مجدد استفاده کرد و توانست جمعیت این گونه را از آستانه انقراض نجات دهد. در مقابل، مثالهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد تأخیر یا عدم اقدام بهدلیل ترس از عواقب، مانند گونهای از ماهیان در رودخانههای آمریکا، به کاهش شدید جمعیت و ازدسترفتن فرصتهای نجات منجر شده است.
یکی دیگر از نکات کلیدی مقاله، اهمیت شفافیت و صداقت علمی است. نویسندگان هشدار میدهند که مخفیکاری میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کند و حمایت از برنامههای حفاظتی را کاهش دهد؛ موضوعی که در ایران نیز مصداق دارد.
یوزپلنگ قربانی محافظهکاری نامعقول
در طول سالها کار با سازمان حفاظت محیطزیست، بارها شاهد بودهام که مدیران بهدلیل ترس از شکست یا ناراحت کردن مقامات بالاتر، از اقدام جسورانه خودداری کردهاند. برخی نگران بودند که مبادا نتیجه کارشان مورد پسند رئیس سازمان (یا دستگاههای امنیتی) نباشد یا جایگاه شغلیشان به خطر بیفتد. دیگران، از ترس ایجاد حواشی یا شکست احتمالی، یا هیچ کاری نکردند یا به سراغ گزینههای کمریسک اما کماثر رفتند. اما این رویکرد محافظهکارانه اغلب به شکستهای بزرگتری منجر شد؛ شکستهایی که نهتنها به خودشان، بلکه به گونههای تحت حفاظت نیز آسیب رساند.
این رفتار بهویژه در مورد گونههایی مانند یوزپلنگ آسیایی، که جمعیت بسیار محدودی دارد، خطرناک است. حفاظت از این گونهها نیازمند تصمیمگیری سریع و شجاعانه است، اما ترس از شکست اغلب مانع این امر میشود.
شفافیت و علم، کلید موفقیت
مقاله تأکید میکند شفافیت و پایبندی به علم میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. در ایران، عدم شفافیت در برخی پروژهها، مانند حفاظت از یوزپلنگ، به شایعات و انتقادات دامن زده و اعتماد عمومی را خدشهدار کرده است. این موضوع نهتنها اعتبار سازمان را زیر سؤال میبرد، بلکه حمایت مالی و مردمی را نیز کاهش میدهد.
شفافیت به ما اجازه میدهد مشکلات را صادقانه بررسی کنیم، از شکستها درس بگیریم و راهحلهای بهتری پیدا کنیم. همانطورکه مقاله پیشنهاد میدهد، باید ترس از شکست را بهعنوان بخشی از فرایند یادگیری پذیرفت، نه مانعی برای اقدام.
مشکلات بخشی از حفاظت هستند
حفاظت از گونههای در حال انقراض نباید قربانی ترس از شکست یا نگرانی از ناراحت کردن «افراد مهم» شود. ما نه باید آنقدر عجول باشیم که بیمحابا عمل کنیم و آسیب بزنیم و نه آنقدر محتاط که فرصت نجات گونهها را از دست بدهیم. بهترین راه، استفاده از دانش علمی موجود، پذیرش ریسکهای محاسبهشده و کار با شفافیت کامل است.
مییک و همکارانش نشان میدهند موفقیت در حفاظت اغلب نیازمند قدم گذاشتن در مسیرهای ناشناخته است. ما نیز باید این شجاعت را داشته باشیم که چالشها را در آغوش بگیریم و اجازه ندهیم ترس افق دیدمان را محدود کند. آینده گونههایی مانند یوزپلنگ آسیایی به این رویکرد وابسته است و شاید این تنها راه برای حفظ آنها برای نسلهای بعد باشد.
از سوی دیگر، من معتقدم حفاظتگر موظف است چشمانداز خود را از آینده بهدرستی ترسیم کند و بهطور مداوم بهروزرسانی کند. درواقع، ما نباید در برنامهها حفاظتی، تنها امروز و یک سال دیگر گونهها را ببینیم. باید بدانیم براساس روند یک دهه پیش گونه تحت حفاظت، چشمانداز ۱۰ساله چیست. اگر به تصویر بزرگ نگاه کنیم و روند وضعیت گونه را با وجود تمام مشکلات ترسیم نکنیم، قربانی ترس و واکنشهای احساسی میشویم و ناگهان میبینیم زمانی برای نجات گونه باقی نمانده است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
برگزاری دوره منطقهای توانمندسازی تشکلهای مردمنهاد محیطزیستی در مشهد
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تکذیب تلفشدن جدید یوزپلنگ در میاندشت و پایش وضعیت تلما و تولههایش
درس بزرگ چوپان چرامی در مواجهه با خرس؛ پرهیز از شلیک در اوج خطر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید