مرز را پرواز تیری میدهد سامان!
۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۳
آرش کمانگیر، یا آرش شیواتیر، پهلوانی نامدار است که در افسانههای ایرانی بهعنوان نماد جانفشانی و عشق به سرزمین شناخته میشود. داستان زندگی و مرگ او آنچنان پرشکوه است که سدهها الهامبخش شاعران و نویسندگان بوده است.
روایت معروف آرش به روزگاری بازمیگردد که منوچهر، شاه ایران، پس از سالها جنگ با افراسیاب تورانی در طبرستان به محاصره افتاده بود. برای پایاندادن به این جنگ فرسایشی، دو پادشاه تصمیم گرفتند مرز دو کشور را با پرتاب یک تیر مشخص کنند؛ جایی که تیر بر زمین مینشست، مرز ایران بهشمار میآمد.
در سپیدهدمی، منوچهر فرمان داد آرش برای این کار خطیر آماده شود. آرش بر بلندای کوه طبرستان یا به روایتی دماوند ایستاد و تیر را با همه توان و جان خود بهسمت شرق پرتاب کرد. تیرش به یاری بادها، از کوههای طبرستان گذشت و درنهایت بر شاخه درختی در نواحی خراسان یا کرانههای جیحون نشست. آن نقطه بهعنوان انتهای خاک ایران تعیین شد.
اما این پرتاب شگفتانگیز بهای سنگینی داشت؛ آرش که همه نیروی زندگی خود را در تیر نهاده بود، بر زمین افتاد و جان سپرد. مرگ آرش، پایانی بر جنگ و آغازی بر افسانهای شد که نسلبهنسل در ذهن ایرانیان زنده ماند.
نام او در متون کهن با لقبهایی چون «شیباتیر» بهمعنی «دارنده تیر برقآسا» آمده و در آثار حماسی مثل ویس و رامین «کمانگیر» خوانده شده است. کهنترین اشاره به آرش در اوستا و بخش تیشتریشت است؛ جایی که تیر او به پرواز ستارهای تشبیه شده است و از کوه «ایریوخشهاوثه» تا کوه «خونونت» میرسد. در متون زرتشتی مثل رساله «ماه فروردین روز خرداد»، تیر آرش نماد بازپسگیری سرزمینهای ازدسترفته و قدرت اراده ایرانیان معرفی شده است.
در دوران اسلامی، نویسندگانی چون ابوریحان بیرونی و ابومنصور ثعالبی، داستان آرش را با جزئیات روایت کردهاند. ابوریحان نوشته که تیر آرش هزار فرسنگ پرواز کرد و ثعالبی به محل پرتاب و فرود تیر در کوه رویان، خلم، خونوند و کرانههای جیحون اشاره کرده است. در بسیاری از روایتها آمده است فرشته باد تیر آرش را در مسیری طولانی هدایت کرد تا خاک ایران از چنگ دشمنان بیرون آید.
هرچند فردوسی در شاهنامه داستان کامل آرش را نیاورده، اما در ابیات متعددی به او اشاره کرده است. نام آرش در آثار تاریخی و ادبی از تاریخ طبری تا اشعار نظامی، خاقانی، قطران، انوری و خواجوی کرمانی نیز جاودانه شده و همواره او را پهلوانی دانستهاند که عشق به میهن را به زیباترین شکل به تصویر کشیده است.
در دوران معاصر، اسطوره آرش دوباره جان گرفت. پژوهشگرانی مانند احسان یارشاطر تلاش کردند این روایت کهن را به نسل جدید بشناسانند و شاعرانی چون سیاوش کسرایی در منظومه «آرش کمانگیر» او را به نمادی از امید و مقاومت تبدیل کردند. در همین دوره، آثاری همچون قصیده ارسلان پوریا، داستان نادر ابراهیمی، مثنوی مهرداد اوستا و نمایشنامه «آرش» از بهرام بیضایی، جان تازهای به حماسه این پهلوان ایرانی بخشیدند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
جنگ و دگرگونی زبان محاوره
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
«مارگون» بر بستر ناپایـــــدار
«سیراف»؛ میراث جهانی خلیج فارس
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید