نگاهی به نمایش «عزادار» و گفتوگو با کارگردان اثر
سوگ مکرر
۱۲ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۰۸
میگویند سوگ لایهای نامرئی اما محسوس بر همهچیز میپوشاند. مثل زمین دهانبازکردهای که ذرهذره هر چیزی را میبلعد؛ سوگی که تمام نشود، چهبسا بدتر و بلعندهتر. جهان نمایش «عزادار» حول محور ازدستدادن پدری است که رنجش برای خانواده تمام نمیشود. مرگ پدر نه پایان است و نه آغاز. یک ایست کامل است، گرهای کور در گلوی زمان که هیچکس جرئت گشودنش را ندارد. اعضای خانواده، بهجای وداع، به تکرار جای خالی او پناه میبرند. پدر نیست، اما پدران تازه میآیند، شکست میخورند، میروند. نه از سر بیلیاقتی، بلکه چون هیچکس نمیتواند جای خالی پدر بچهها را پر کند. هرچند که خاطرات بهجایمانده از پدر تلخ باشد و کدر، اما باز هم تکرار بودنش به نبودنش برای خانواده میارزد.
«امیر نجفی»، کارگردان این نمایش که در نمایش گذشته خود، «مشق شب»، پدر را بهعنوان ستون روانی و اجتماعی خانواده زیر ذرهبین برده بود، اینبار باز هم در اثر تازه خود با همراهی «عرفان غفوری» سراغ جایگاه پدر رفته است. مفهوم پدرسالاری در خانواده ایرانی اگرچه سالهاست ترک برداشته و اقتدار گذشتهاش را از دست داده، اما هنوز لایههایی از آن را میتوان دید. تماشاگر با دلهره، چرخهای بیپایان از جانشینیهای ناموفق را میبیند؛ چرخهای که درنهایت به یک راهحل میرسد: مادر تصمیم میگیرد جای پدر را بگیرد و نقش او را بازی کند. اما این تغییر نقش، بهجای رهایی، زخم تازهای میآفریند. حالا خانواده مادر ندارد و پدری دارد که فقط شمایلی از او را نشان میدهد و نه خود واقعیاش را.
میتوان از این نمایش چنین برداشت کرد که خانوادهای که عزادار است، عملاً نه در سوگ یک فرد، بلکه در سوگ مفهومی گمشده بهسر میبرد. فقدان پدر فقط استعارهای از گمشدن نقطه ثقل زندگی است. آنچه از دست رفته، صرفاً یک شخص نیست بلکه احساس پیوستگی، مرجعیت و معناست. به همین دلیل، جایگزینیها کارگر نمیافتند؛ چون در جستوجوی فرد نیستند. در همین راستا، نوع مواجهه شخصیتها با جایگزینهای پدرانه، نوعی تکرار بیحاصل است. گویی این خانواده گرفتار نوعی تعلیق شده؛ منتظر چیزی یا کسی است که هرگز نمیآید و چون نمیآید، دوباره و دوباره او را بازسازی میکنند. این چرخه، هم دلهرهآور است و هم آشنا. شاید از همین روست که نمایش با همه موقعیتهای نامتعارفش، کاملاً قابلدرک و باورپذیر جلوه میکند.
در کنار مادر و سه فرزند، عنصر مادربزرگ اگرچه در ظاهر منفعل و کماثر است، اما حضوری تأثیرگذار دارد. او گویی حافظهایست که فقط وجود دارد، بدون آنکه راهحل یا راهنشان باشد.
درعینحال، طراحی صحنه و نحوه جایگذاری شخصیتها و نورپردازی به تقویت این معنا کمک میکند. از طرف دیگر نمایش نه بهسوی شعار میلغزد، نه در دام سانتیمانتالیسم و استعارزدگی پیچیده میافتد. روایت بهظاهر سادهاش لایههای تأویلی عمیقی دارد که مخاطب را وادار به مشارکت فعال در درک معنا میکند.
در این میان، نمیتوان از تأثیر فیلم «آلپ» یورگوس لانتیموس بر ساختار ذهنی اثر غافل شد، هرچند که تأثیر مستقیم بر ذهن نویسندگان اثر نداشته باشد. اما در معنای هر دو اثر، فقدان نه با فراموشی که با جایگزینی جبران میشود. اما این جایگزینی نه مرهم است نه نجات. تنها چیزی که باقی میماند، ادامه سوگ است در لباس تازه.
نجفی در گفتوگو با «پیام ما» از چگونگی شکلگیری داستان و ایده اولیه عزادار میگوید و اینکه چرا باز هم «پدر» محور همهچیز است: «از دید من پاسخ به این سؤال دشوار است. نمیدانم ایدهها از کجا میآیند. گاهی از یک عکس میآیند، گاهی از یک لحظه یا داستانی که کسی برایت تعریف میکند. احتمالاً مسئله پدر در ناخودآگاه ذهن من پررنگ بوده. عدهای به من گفتند «عزادار» ادامه مشق شب است، اما موقع نوشتن این نمایشنامه با عرفان غفوری فکر نمیکردم که شبیه مشق شب باشد و همان تم را داشته باشد.»
او در مورد کاراکتر مادربزرگ و نقش او توضیح میدهد که حضورش برای فضاسازی بیشتر است: «بخش دیگر آن هم به این موضوع برمیگردد که میتواند یک مفهوم بسازد. در این اجرا، عباس جمالی خیلی باید سعی کند دیده نشود که کار سختی است. اما اینکه یک نفر در انفعال کامل باشد، برای خود من به اینصورت است که میتواند معکوس عمل و حسی را تولید کند.»
اگرچه میتوان از این اثر مفهومی سیاسی و اجتماعی برداشت کرد، اما نجفی میگوید قصد اولیه او نشان دادن چنین چیزی نبوده است: «ما میخواستیم «قصه» تعریف کنیم. بیشتر به ریاضی درام، کاراکترپردازی و فضا هنگام نوشتن فکر کردیم. منتها ازآنجاکه نمیشود چیزی را جدا از حال و فضای خودمان نوشت، میتوان آن را در کار هم دید.»
او درباره ارتباط اثر با فیلم «آلپ» میگوید از ابتدا قصد چنین ارتباطی را نداشته است: «اما اواخر نوشتن نمایشنامه متوجه شباهت شدم. لانتیموس از فیلمسازهای محبوب من است و بدون شک تأثیرش را میگذارد. همیشه چیزهایی که دوست دارید، تأثیرش را روی شما میگذارد.»
انتخاب بازیگران این اثر از ابتدا قطعی نبوده و تغییراتی داشته. نجفی درباره انتخاب بازیگران اشاره میکند که امروزه انتخاب بازیگر در تئاتر تبدیل به کار سختی شده است: «در انتخاب بازیگران تغییراتی داشتیم و یکی از بازیگران ما سر سریال بود و نتوانست برسد. اما بهطورکلی درباره انتخاب بازیگران تئاتر میتوان گفت بهدلیل تعدد سریالها و کارهای تصویری و از طرف دیگر مسئله اقتصادی، کار سختی است.»
نمایش «عزادار» این شبها در سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر، روایتی از یک سوگ پایانناپذیر را پیش چشم مخاطب میگذارد. عباس جمالی، آزاده صمدی، آنالی شکوری، فراز سرابی، نیما خطیب شاد، کورش دانشور و رضا محمدخانی با بازیهای خود روایتگران این تراژدی هستند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
نگاهی به زندگی و کارنامه موسیقایی «پهلوان آواز ایران»
صدایی ماندگار برای چند نسل
کاوشی در نقاشیهای سپیده شاهقلی
در مسیر رنگها
همزمان با آغاز پیشفروش بلیت روزهای اول
معرفی عوامل نمایش «شیزوفرنی+»
درگذشت حسین خواجهامیری(ایرج)؛ ستون آواز ایران آرام گرفت
نمایش میراث جهانی عکاسی در موزه هنرهای معاصر تهران
«رهروان امید» در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود
نگاهی به انیمیشن «جابهجا شده» و زنجیره شگفتانگیز حیاتوحش
چه سرسبز بود دره من
گور ایرانی در مسیر مهاجرت؛ تأکید محیط زیست بر ایمنسازی کریدورها
سه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسید
آغاز پرفروش نمایش «خوی حیوانی» در تالار محراب
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
هبــــوط خیـــــــال
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید