نادیدهگرفتن مفاد کنوانسیونهای ژنو در حمله عراق به خرمشهر
عراقیها به غیرنظامیهای ایرانی رحم نکردند
2 خرداد 1404، 20:27
وقتی «ممد» بود و بچههای محل دورش را گرفته بودند تا مانع تصرف خرمشهر به دست لشکرهای عراق شود، وقتی هنوز گردان تکاوران دریایی بوشهر جان مقابله با لشکر عراق را داشت، وقتی هنوز گردان دژ نیروی زمین ارتش ایران کوچهبهکوچه شهر را با خون خود از اشغال نجات میداد، همه رو به جلو بودند و رو به جنگ. کسی به پشت سر نگاه نمیکرد و آوارگان بلاتکلیف بودند. مردم غیرنظامی که بیشتر سالمندان، زنان و کودکان بودند، گیر افتادند و در میان محاصره آتش دشمن سرگردان شده بودند.
طبق موازین International Humanitarian Law یا همان حقوق جنگ، بیمارستانها از آتش جنگ در امان هستند. مردم هم فکر کردند که بیمارستان «منطقه امن» است. آنها به بیمارستان «شیر و خورشید» یا «مصدق» پناه بردند، ولی دیری نپایید که هواپیماهای عراقی این بیمارستان را بمباران کردند.
نیروهای شیروخورشید سرخ که کمتر از سه ماه از تغییر عنوان و نشانشان به هلالاحمر میگذشت، با مشاهده وضعیت بیمارستان توانستند نقشه را عملی کنند.
«عبدالرضا ارغایی»، رئیس شعبه هلالاحمر در سال ۵۹، میگوید: «مردم را از بیمارستان به نخلستان کنار شهر میکشیدیم که خودش نوعی استتار بود. قایقهای مردم در حاشیه کارون رها شده بودند. ما از کنار هم چیدن قایقها پلی میساختیم تا در تاریکی شب مردم را از روی آن عبور دهیم و به جاده اصلی برسانیم و اینگونه، مردم را با کمک خودشان از منطقه خارج میکردیم تا بهسمت شادگان بروند. موج بزرگی از غیرنظامیها اینگونه موفق به ترک منطقه شدند.»
داوطلبان هلالاحمر خرمشهر بهعنوان بخشی از نهضت جهانی صلیب سرخ وظیفه داشتند بدون دخالت در جنگ، مردم غیرنظامی را نجات دهند و به حال زخمیها رسیدگی کنند.
اما چه بر سر بیمارستان شیروخورشید آمد؟ این بیمارستان که هنوز در خرمشهر فعال است و امروزه نام آن به ولیعصر تغییر پیدا کرده؛ شاهد روزهای سخت خرمشهر بود. دیوارهای آن قبل از هر کس میدانستند که جنایت بعدی در خرمشهر چه خواهد بود. دیوارها همه گوش بودند و از تصمیمهای فرماندهان عراقی خبر داشتند. پس از تصرف خرمشهر بیمارستان مصدق بهدلیل ساختمان جاندار و سخت خود، مرکز فرماندهی و ستاد جنگ عراقیها شده بود.
این راز را نخستینبار «علی اصغری» و «مجید فلاحی» برملا کردند. سوم خرداد که خونینشهر آزاد شد، «علی راستکار» از ستاد جمعیت هلالاحمر این دو را بهعنوان تیم تجهیز و راهاندازی مجدد بیمارستان مصدق راهی خرمشهر کرد.
اصغری میگوید: «در جلوی ورودی سنگرهای شنی مرتب و تر تمیزی بود. در سالن اصلی وارد اتاق بزرگی شدیم که مبلمان بسیار مجللی داشت، نظافت خیلی خوب، لوازم شیک و عکس بزرگی از صدام حسین که زیر نور میدرخشید.»
اصغری و تعدادی از داوطلبان که در روزهای بعد به او پیوستند، توانستند بیمارستان را در مدت ۱۳ روز تجهیز کنند و در اختیار بهداری منطقه قرار دهند. بیمارستان مصدق و نیروهای هلالاحمر گواهی هستند بر آنچه رژیم بعث عراق بر سر غیرنظامیها آورد و نیروهای صلح و امکانات آنها را نادیده گرفت. آنچه در خرمشهر اتفاق افتاد، نمونهای از نادیده گرفتن حقوق جنگ برآمده از کنوانسیون ژنو و پروتکلهای الحاقی آن است. چرا پس از جنگ حساب نقض این قوانین از عراق پس گرفته نشد و پس از امضای قطعنامه ۵۹۸ عملاً تلاشها برای محکومیت بینالمللی عراق به فراموشی سپرده شد.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
قالی قهری؛ راوی صبری ناتمام
همه لحظههای کودکی برای تماشا نیست
حق عابر پیاده کجاست؟
میدانگاه شمسالعماره؛ ردپای قنات در حافظه تهران
امنیت روانی در محیط کار
وقتی جسارت، سوخت یادگیری میشود
اشتغال در ایران؛ از ایجاد شغل تا خلق ارزش
روز جهانی غذا و سهم هر انسان از سفره جهان
از مغالطه سعدآباد تا کشتی تسئوس چند گُداره؟!
هنر زیستن در تضاد
طراحی شهری مُرد؛ زنده باد طراحی شهری!
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




علی اصغری
تا دیر نشده و اینکه یادگاران دوران دفاع مقدس و تاریخچه زنده هلال احمر را از دست نداده ایم، بهتر است یک بار برای همیشه نقش جمعیت هلال احمر در دفاع مقدس ثبت و ضبط شود و بصورت کتاب به چاپ رسیده و در اختیار نسل حاضر و آینده شود.