بایگانی مطالب: فرهنگ

امسال با چهره‌ای جدید از نوروز مواجه‌ایم

امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیاز داریم

نوروز معجزه تاریخی

|پیام ما| بهار در چند قدمی است. امسال اما انتظار بهار شکل دیگری دارد. ما دیگر آن آدم‌هایی که یک سال قبل چشم به راه بهار بودیم، نیستیم. ما سالی را پشت سر گذاشتیم پر از داغ و درد، پر از تلخی و رنج، پر از آتش و گلوله. حالا اما چیزی به نورزو نمانده است. همان آیین باشکوهی که یاریگر ایرانیان در تمام تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین بوده، ما امروز در حالی به استقبال نوروز می‌رویم که بیش از همیشه به عناصر زندگی بخش این آیین نیاز داریم. در روزهایی که عزیزان بسیاری دیگر در کنار ما نیستند. در روزهایی که بسیاری از همشهریان ما خانه‌ای ندارند در پس بمباران‌های بی‌امان. روزهایی که بسیاری زخمی‌اند؛ زخمی بمب و گلوله. سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخم‌ها بود. زخم‌هایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است. مرهم تمام زخم‌های تاریخ ما. نوروز قرار است تسکین ما باشد و یاری‌مان کند برای گذر از این رنج‌های بی‌امان. گذری که ما را پخته‌تر آبدیده‌تر و بزرگتر و همراه‌تر می‌کند. نوروز مبارک.

از رنگ گل تا رنج خار

بحران، خواه جنگ، نسل‌کشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همه‌گیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل می‌کند. بحران نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایت‌های بنیادینی را که انسان‌ها از خود و جهان دارند، متزلزل می‌سازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصه‌ای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل می‌شوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط به‌معنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر می‌تواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسل‌های بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمی‌تواند بی‌طرف بما‌ند و سکوت هنرمند، بی‌معنا به نظر می‌رسد. ازاین‌روست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه‌‌ «در انتظار گودو» را می‌نویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو می‌ریزد و بی‌معنایی جهانِ پس از فاجعه را به بی‌ساختاری در فرم تبدیل می‌کند. «پیام ما» در گفت‌وگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روان‌شناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدم‌ها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟

هیچ جنگی بی‌نویسنده نیست

جنگ کابوسی ا‌ست که بارها تاریخ بشر را سیاه کرده. آینده‌ مبهم، خشونت، ویرانی و از‌دست‌دادن عزیزان، زخم‌هایی عمیق بر دل‌ می‌زنند. اما در میان این همه تلخی، آدمی همیشه به‌دنبال راهی برای تسکین دردها و یافتن معنا بوده‌ است. یکی از این راه‌ها ادبیات است؛ جهانی که در آن، نویسندگان و شاعران با کلمات، داستان جنگ را از زاویه‌ای دیگر روایت می‌کنند. آنها نه‌تنها وحشت جنگ را به تصویر می‌کشند، بلکه از قدرت عشق، مقاومت و امید هم حرف می‌زنند. اما چگونه در طول تاریخ، ادبیات، تصویرگر روزهای دشوار جنگ بوده؟ و کتاب‌درمانی چطور در روزگار جنگ و سوگ می‌تواند برای ما نجات‌بخش باشد؟

مرگ در میان آوار اخبار

«احمد امین‌نظر»، نقاش معاصر در سکوت و بی‌خبری درگذشت

درگذشت «احمد امین‌نظر»، نقاش معاصر، در سکوت و بی‌خبری

مرگ شاهنامه‌پژوه گمشده در هیاهوی جنگ

|پیام ما| «اگر فردوسی بزرگ ۳۰ سال برای سرایش شاهنامه وقت گذاشت، جلال خالقی مطلق ۳۵ سال از عمر خود را برای تصحیح آن صرف کرد.» این جمله را «ژاله آموزگار»، اسطوره‌شناس و پژوهشگر زبان‌های باستانی، درباره «جلال خالقی مطلق» گفته بود. حالا در روزهایی که ایران زیر بمب و موشک است و روزگاری تیره را می‌گذراند، رسانه‌ها روز شنبه (۹ اسفند) از درگذشت خالقی مطلق در ۸۸سالگی در آلمان خبر داده‌اند. خبری که در میان هیاهوی اخبار جنگ گم شد و کمتر به کسی که سال‌های طولانی عمرش را صرف تصحیح و پژوهش درباره شاهنامه کرد، پرداخته شد و درباره او نوشتند.

ماندگار در حافظه‌ تاریخ هنر ایران

درباره «منصور قندریز» که شصتمین سال درگذشت او سپری شد

یادآر ز شمع مرده یار آر!