بایگانی مطالب: فرهنگ
نگاهی به کتاب «آخرین شب دیکتاتور» که به چاپ چهارم رسید
به نام صیانت، به کام محدودگران
در روزهایی که مردم ایران با تعلیق درباره آینده کشور و تورمی افسارگسیخته مواجهاند و امسال برای دومینبار محدودیت دسترسی به اینترنت بینالملل را تجربه کردهاند، نمایندگان مجلس شورای اسلامی بهدنبال تقنین طرحی برای اعمال محدودیتهای جدید در فضای مجازی هستند. طرح «قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی» در آبانماه امسال و بیسروصدا اعلام وصول شد و اگرچه از آن با عنوان ساماندهی فعالیتهای صوتی و تصویری در فضای مجازی یاد میشود، اما نگاهی به جزئیات طرح نشان میدهد هرگونه تولید محتوای صوتی و تصویری نیاز به مجوز از «صداوسیما» دارد و قرار است تمام اختیارات به این نهاد واگذار شود تا نقش ناظر و رقیب را همزمان بازی کند. طرحی که از همان ابتدای کلیدخوردنش گفته شد بهنوعی نسخه بهروزرسانیشده طرح «صیانت» مجلس یازدهم است و حالا بسیاری از آن با عنوان «صیانت ۲» یاد میکنند. «افشین عزیزی»، کارشناس حقوق رسانه و وکیل دادگستری، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیات این طرح را واکاوی میکند و از مخدوششدن مرز میان ناظر و رقیب بهدنبال اجراییشدن آن میگوید.
روایت یک زوال پنهان
شناخت نسبت میان خلاقیت و نوآوری یکی از مباحث بنیادین در فهم جایگاه این دو مفهوم در فرهنگ، تمدن و تاریخ زیست فرهنگی ایران است. این نسبت، نه یک بحث انتزاعی یا تزئینی، بلکه یکی از ستونهای اصلی دوام اجتماعی و توان بقا در سرزمینی بوده که در طول تاریخ با دهها تهدید طبیعی، محیطی و انسانی روبهرو شده است.
زیستن با مرگ
سوگ این روزها تمام نمیشود. اندوه و رنج در هوا معلق است و ما فقط برای یک نام سوگواری نمیکنیم؛ برای تداوم فقدانها سوگواریم. در چنین روزهایی، سوگواری از یک آیین خانوادگی به تجربهای جمعی تبدیل شده و مرز میان عزای ما و عزای دیگران فرو ریخته است. اندوه معنای دیگری پیدا کرده و عزاداری به آیینی تمامنشدنی بدل شده که در آن جامعه میکوشد رنج خود را بلند و عمومی بیان کند. بسیاری از آیینهای سوگواری که امروز میبینیم، تاریخی طولانی دارند. «ژیلا مشیری»، پژوهشگر پژوهشکده مردمشناسی، از لایهمند بودن الگوی سوگواری در ایران و آداب و آیینهای آن در طول تاریخ میگوید.
مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند
«ای جوون، ای نوجوون، ای نونهالُم/ به جوونی مردنت، سُهد پروبالم» (ای جوان، ای نوجوان، ای نونهال من/ مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند)؛ صدای شیون و آوازهای حزین از گوشهگوشه ایران در عزای از دست دادن جانهای شیرین به گوش میرسد. این صدای آوای غمناک زنانی است که هر بار با ازدسترفتن یک زندگی در گلویشان مینشیند و چون چکاوکی اندوه را فریاد میزند. اکنون هزاران جوان جان دادهاند و هزاران چکاوک آوازی غمناک میخوانند. این آواها و نواها از دورترین ادوار تاریخ از زبان مادران و زنان چون میراثی به دست ما رسیده است. مرثیهسرایی فرهنگی کهن است که در ایران پیشازاسلام رواج داشته؛ مثل رسای «مرزکو» (از پیشوایان دینی) که به زبان پهلوی اشکانی پرتوی سروده شده است.
سوگ سرو
چهلم آخرین روز خداحافظی با عزیز ازدسترفته است. روزی که میپذیری معجزهای برای بازگشت آنکه زیر خاک خفته وجود ندارد و «فقدان»، واژهای میشود که بر تن زندگی نشسته است. چهلم، پایان رؤیای بازگشت است. اما سوگ برای آنان که سروهای فروافتاده شدند، معنای دیگری دارد. این سوگ امتداد پیدا میکند و راهی برای جاری شدن در زمان میجوید. تاریخ ما پر است از سوگواریهای جمعی. سوگواریهایی که در بزنگاههای تاریخی معناهای متفاوتی پیدا میکند. «مریم سامعی»، معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران، از سیر تاریخی برگزاری آیین «چهلم» و ریشههای آن در ایران میگوید.
روایتی زنانه از مهاجرت
نگاهی به «حریر غزاله» که نمونهای از ادبیات پسااستعماری زنانه در جهان عرب است
بچهها سیاسی نیستند
انگار به بحرانهای زودهنگام داریم عادت میکنیم. حتی به آنها که هنوز اتفاق نیفتادهاند. انگار ذهن جمعی ما خستهتر از آن شده که هر بار از نو شوکه شود. یک ماه از زخمی که بر جانمان نشست، گذشته است و پیشبینیهای متفاوتی برای آینده ایران یکی پس از دیگری در برابر هم قد میکشند. اما در حاشیه همه اینها کودکان و نوجوانانی ایستادهاند که هیچ نسبتی با جهان ناامن و زندگی غیر قابل پیشبینی این روزها ندارند. هر نوع بحرانی بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی روزمره آنها اثر میگذارد. افزایش بیاعتمادی، تعطیلی کلاسهای درس و اختلال در آموزش، محدودشدن روابط اجتماعی و قرارگرفتن خواه یا ناخواه در معرض اخبار نگرانکننده میتواند احساس امنیت را در آنها تضعیف کند. در این روزها که سایه جنگ و اخبار خشونتآمیز روان همه ما را نشانه گرفته، مهم است بدانیم چطور از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم و پناه امنتری برایشان بسازیم. در رویداد «زندگی در سایه جنگ» که روز جمعه (۲۴ بهمن) در مؤسسه رعد برگزار شد، روانشناسان و فعالان حوزه کودک از مرزهای صحبت با کودکان و مراحل همراهی و پذیرندگی احساسات آنها صحبت کردند.
پروانههای سیاه در آسمان شهر شناورند
هنر علیه ترس
موشکی که در آسمان جای خورشید را گرفته، یک دیو یا اژدها و رنگها بهجای لغات روی کاغذ مینشینند تا پل ارتباطی میان کودکان و بزرگسالان باشد. در بحرانهای اجتماعی که کمتر خبری از زندگی روزمره است و کودکان بیشتر در معرض اخبار و احوالات نامناسب بزرگسالان قرار میگیرند، فعالیتهای هنری راهی هستند تا کودک بتواند احساسات خود را نشان دهد. هنردرمانی ساختارمند، ابزاری برای کودک است تا خاطرات دشوار را پردازش و با استرس مقابله کند. به همین دلیل لازم است والدین یا مراقبان کودک، به هنر اعم از موسیقی، تجسمی، نمایشی و ادبیات بهعنوان شکلی از برقراری ارتباط با آنان نگاه کنند. در این گزارش، مربیان هنر کودکان از اهمیت این موضوع و تجربههای خود در فعالیت با این گروه در بحرانهای اجتماعی میگویند.
