بایگانی مطالب: سبک زندگی
رؤیای سلامت
تعرفههای جدید خدمات درمانی در حالی به مرحله اجرا در میآید که همزمان دارو و تجهیزات پزشکی نیز گران شده و با رشد این تعرفهها عملاً برخی از خدمات از سبد سلامت مردم حذف شده یا دیگر در اولویت آنها نخواهد بود. این به معنی افزایش بیماری در جامعه و افزایش هزینههای بیشتر برای خانوادهها و نظام سلامت کشور است.
بحران پشت ویترینهای شیک
صنعت مد، برای بیش از دو دهه، نقاب جذابترین صنعت جهان را بر چهره داشته است؛ اما پشت این ویترینهای پر زرقوبرق، یکی از بزرگترین ماشینهای آلاینده و تولیدکننده ضایعات کره زمین در حال فعالیت است. این صنعت در حال حاضر مسئول انتشار بین ۲ تا ۱۰ درصد کل گازهای گلخانهای جهانی است؛ رقمی خیرهکننده که از مجموع انتشار بخشهای حملونقل هوایی و دریایی جهان نیز فراتر میرود. این بحران دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ بلکه یک بحران عمیق اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی است که مصرفگرایی بیرویه را به چالش میکشد.
روایتی از «سفر به درون»
سفر به «بادرود» کاشان، برای بدرود با «تلههای شخصیتی» اتفاق افتاد؛ سفری که مقصدش نهفقط کویر که درون انسان بود. در این سفر شرکتکنندگان در تلفیق هنر، سفر و درمان، «تلههای شخصیتی» خود را در بستر هنردرمانی میشناختند. تجربهای که در آن شنهای روان کویر، استعارهای شد از ذهن انسان و هنر، آینهای برای دیدن امواج پنهان روح.
اروپا و مزرعههای آینده
گزارش اخیر کمیسیون اروپا نشان میدهد که بخش کشاورزی در اتحادیه اروپا در حال تطبیق با سه چالش عمده، یعنی تغییر اقلیم، رسیدن به شرایط پایدار و تغییر تقاضای مصرفکنندگان است. اگرچه اتحادیه اروپا همچنان صادرکننده خالص محصولات کشاورزی و غذایی باقی مانده و در بیشتر کالاها به خودکفایی رسیده است، اما تغییرات قابلتوجهی در بخشهای مختلف مشاهده میشود. این تغییرات شامل کاهش کلی تولید گوشت، تثبیت تولید غلات، رسیدن تولید شیر به سطحی ثابت و افزایش تولید گوشت مرغ و حبوبات است. باوجود تداوم عدم قطعیتها در زمینه تحولات اقتصاد کلان، تجارت و تغییر اقلیم، این گزارش بهبودهایی را در چندین شاخص زیستمحیطی و اقلیمی نشان میدهد که نشانگر گذار به سمت بخش کشاورزی پایدارتر از جنبه محیطزیست است.
کافه میراث یک مهاجرت ناخواسته
اوایل دهه ۷۰ با تغییرات فرهنگی و اجتماعی، کافههای بیشتری در گوشهوکنار تهران و دیگر شهرها سر بر آوردند و از دهه ۹۰ تا امروز، شمار آنها همچنان در حال افزایش است. حالا فرقی ندارد در کدام خیابان قدم بزنیم؛ تقریباً در هر خیابان میتوان محلی برای توقف، دیدار و گفتوگو پیدا کرد و فرهنگ کافهنشینی روزبهروز بیشتر جای خود را باز میکند و حتی به شهرهای کوچکتر نیز راه یافته است. اما ریشه فرهنگ کافهنشینی در ایران به سالهای دور برمیگردد، زمانی که گروهی از مهاجران ارمنی، که از نسلکشی و زخمی عمیق گریخته بودند، در ورود و بومیسازی نهادهای مدرن اجتماعی، مانند کافهها، در ایران پیشرو شدند. در نشست «کافهها و ارامنه» که روز چهاردهم دیماه در کافهموزه «تایپ» برگزار شد، نقش ارامنه در شکلگیری فرهنگ کافهنشینی ایرانیان بررسی شد و «سید احمد محیططباطبایی»، رئیس ایکوم ایران، و «وازریک نصیریان»، کارشناس و پژوهشگر، پیشینه تاریخی و نقش اثرگذار جامعه ارامنه در ترویج فرهنگ کافهنشینی در ایران را واکاوی کردند.
همهچیز روی دوش کارآموزان بود
در ظاهر «دیلارا فیندیکاوغلو» داستان موفقیت یک طراح نوآور در مد لندن است؛ اما پشت این تصویر، کارآموزانی ایستادهاند که میگویند ساعتهای طولانی بدون دستمزد کار کردهاند، هزینههای تولید را از جیب خود پرداختهاند و در فضایی سمی و فرساینده دوام آوردهاند. صورتهای مالی شرکت تنها یک کارمند رسمی را نشان میدهد، اما شهادتها حاکی از آن است که همهچیز بر دوش کارآموزان بوده است.
لباسی برای زمین
رگالهای مملو از لباس، سه جفت کفش، اسباببازی و لگو، چند جلد کتاب قدیمی، دکوری و دستگیرههای آشپزخانه در میان ازدحام جالبی از افراد مختلف اجزای چهارمین رویداد «بدهبستون» هستند. بدهبستون نام رویدادی داوطلبانه با هدف استفاده دوباره از محصولات و بازگرداندن اشیای غیر قابلاستفاده به چرخه مصرف است. رویدادی که اگرچه پاسخی در برابر مصرفگرایی فزاینده عصر جدید است، اما برای ما ایرانیان ریشه در فرهنگ قناعت و اسرافگریزی دارد. دختر جوانی روی مقوا در حال نوشتن این کلمات است: «تبادل، فروش، اهدا». تعدادی از شرکتکنندگان از رفع انباشت صحبت میکنند و بهانه حضورشان در این رویداد را کمکردن بار کشو و کمدهایشان میدانند. «مد پایدار»، «استفاده مجدد»، «بازطراحی لباس» و «ارتقای کاربری»، مفاهیم نوظهوری در عرصه مد هستند که نمود عملی آنها را میتوان در چهارمین رویداد فصلی بدهبستون دید.
آغاز سبک زندگی برجنشینی در پایتخت
بهبهانه ۵۰سالگی مجتمع مسکونی «آ. اس. پ»
«بلا حدید» و احیای نقشهای ایرانی در مد جهانی
پست تازه «بلا حدید» با لباسی الهامگرفته از فرش و عناصر ایرانی، موجی از توجه را برانگیخته و نگاهها را به هنر ماکسیمال و زیباییشناسی ایران بازگردانده است. این همکاری با یک طراح ایرانی، فقط یک انتخاب مد نیست؛ احیای حافظه جمعی و پیوند هویت فرهنگی با جریان معاصر مد است. این پروژه نمونهای از «فضای سوم» است؛ جایی که فرهنگهای حاشیهای زبان بصری تازهای میسازند و مد را از سطح زیبایی، به بستری برای بازخوانی ریشهها و روایتهای فراموششده تبدیل میکنند.
عدسپلو و ترشی انار؛ طعمی از زاگرس
