بایگانی مطالب: منابع طبیعی
هفت ماه حبس تعزیری برای انتشار فیلم قطع درخت
نگاهی گذرا به منابع طبیعی در سال ۱۴۰۳
وقتی تورم نفس طبیعت را میگیرد
تورم لجامگسیخته بهعنوان یکی از چالشهای اساسی اقتصادی، تأثیرات گستردهای بر تمامی ابعاد زندگی انسانها دارد و محیطزیست نیز از این قاعده مستثنا نیست. در ایران، افزایش بیرویه قیمتها و کاهش ارزش پول ملی، علاوهبر اینکه معیشت مردم را تحتفشار قرار داده، روند تخریب منابع طبیعی را نیز تسریع کرده است. در چنین شرایطی، دولت که با کاهش درآمدهای واقعی مواجه است، اولویتهای خود را به مسائل فوری اقتصادی و اجتماعی معطوف کرده و سرمایهگذاری در پروژههای زیستمحیطی را به حاشیه میراند.
طبیعت در گذر ۱۴۰۳
آزادی کارشناسان محیطزیست، تغییر مدیران در سازمان محیطزیست و منابعطبیعی، کسب جایزههای جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمنهای ایران، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق، ثبت هفتمین سمندر بهنام ایران، درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شبهای بخارا با موضوع محیطزیست، جادهکشی در جنگلهای شمال، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران، نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشهای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیطزیست و منابعطبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعینحال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم، از انعکاس دیدگاههای نسل جدید کارشناسان حیاتوحش گرفته تا چالشهای پیش روی زنان حفاظتگر، یا انتشار خلاصهای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شدهاند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتادهاند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه میتوانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیطزیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.
زمان نگرانی رسید
اثرات تغییراقلیم وقتی حادتر از آنچه تا به امروز دیدهایم خودش را نشان دهد، میتواند چهرهای حقیقتاً ترسناک داشته باشد. چهرهای که بهنظر میرسد زودتر از پیشبینیهای جهانی در حال بروز است. «احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی کشور، در گفتوگو با پیامما از آنچه چشمانداز آینده ایران، خاورمیانه و مناطق جنب حارهای درصورت تداوم روند انتشار کربن و تشدید اثر تغییراقلیم است، میگوید. او معتقد است ایران در برابر تغییراقلیم بسیار ضربهپذیر است. ما چارهای جز پیوستن به توافق پاریس نداریم و چه آن را بپذیریم و چه نه، باید برای کاهش انتشار کربن فکری کنیم. وظیفه میگوید جهان آستانههای افزایش دما را خیلی زودتر از آنچه انتظار داشت، رد کرده است و اگر به اهداف کاهش کربن دست پیدا نکند، باید در انتظار فجایع اقلیمی باشد؛ بهویژه کشورهایی مانند ایران که بهدلیل نوع روابط سیاسی و اقتصادی در جهان به منابع طبیعی خود بسیار وابسته است.
آبسفید، مرگ یک چشمه
|پیام ما| چشمه «آب سفید» در استان چهارمحالوبختیاری بهعنوان منبع پایدار برای تأمین آب شرب شش شهر و ۱۱۵ روستا تعیین شده است. این درحالیاست که آبسفید در محدوده امن منطقه حفاظتشده سبزکوه است. عنوان تأمین آب شرب برای این پروژه فشارهای سیاسی و اجتماعی را برای تصمیمگیران دوچندان کرده و سازمان محیطزیست را بر دوراهی تأمین نیاز مردم و حفاظت سایر زیستمندان قرار داده است؛ درحالیکه بررسی دقیقتر موضوع زوایای دیگری را روشن میسازد که تأمین آب از آبسفید لزوماً ارزانترین و پایدارترین گزینه نیست.
درخواست جلوگیری از فروش و واگذاری سواحل جزیره قشم
جنگلهای گلیران دیگر امن نیستند
در سالهای اخیر، اخبار متعددی درباره تلاش مردم منطقه گلیران در بندپی شرقی مازندران برای مقابله با تخریب محیطزیست منتشر شده است. اهالی این منطقه، که قرنها در همزیستی مسالمتآمیز با طبیعت زندگی کردهاند، اکنون با چالشی بزرگ مواجه شدهاند: نابودی جنگلهای هیرکانی، جادهسازیهای بیرویه و توسعه معادن که بقای این اکوسیستم ارزشمند را تهدید میکند. جنگلهای گلیران، بخشی از جنگلهای هیرکانی با قدمتی بیش از ۴۰ میلیون سال هستند که بهعنوان میراث طبیعی جهانی ثبت شدهاند. این جنگلها علاوهبر ارزش اکولوژیکی، نقش حیاتی در تولید و تنظیم آب، تقویت سفرههای زیرزمینی و تأمین آب رودخانه بابلرود ایفا میکنند. رودخانهای که آبیاری بیش از ۵۰ هزار هکتار از اراضی شالیزاری بابل را ممکن میسازد. اما این میراث گرانبها، امروز زیر تیغ توسعه ناپایدار و شاید مافیایی قرار گرفته است و این درحالیاست که نایبرئیس فراکسیون محیطزیست به «پیامما» میگوید احتمال این که پروژه گازرسانی به منطقه در واقع پوششی برای توسعه معدن زغالسنگ باشد وجود دارد. بنابراین، از تمام نهادهای رسمی دولتی و مردمی و رسانهها که اطلاعات دقیقی در این باره دارند میخواهم این گزارشها را در اختیار ما بگذارند تا ورود مجلس و فراکسیون محیطزیست به این قضیه تسریع شود.
ما با هم میتوانیم
صدایی ناشناس از بلندگو از اهالی میخواهد در حسینیه جمع شوند، مردان و زنان دست از کار میکشند و بهسمت صدا و حسینیه روانه میشوند تا ببینند چه خبر است. چند نفر به روستایشان آمدهاند، میگویند فعال محیطزیست هستند و میخواهند به راهحلی برسند که هم مشکلات مردم برطرف و هم حیاتوحش منطقه حفاظت شود. از دل اولین جلسات درخت مشکلات روستا درمیآید و گروههای زنان و مردان شکل میگیرند. این رویهای مرسوم درباره حفاظت مشارکتی در ایران است؛ اما تنها مدل نیست. در پارک ملی کویر مدیران پارک بهدنبال جلباعتماد و حمایت روستاهای حاشیه و شکارچیان هستند. در پارک ملی گلستان همیارانی از روستاهای حاشیه پارک برای حفاظت از تنوعزیستی منطقه بهکار گرفته شدهاند و در کنار آن جلساتی هم با شکارچیان و سایر اهالی برگزار شده است. در هر دو پارک ملی گروهی از کارشناسان، حفاظتگران و مستندسازان نیز به کمک محیطبانان آمدهاند تا حفاظت بهتری اتفاق بیفتد. آیا هرکدام از این مدلها را میتوان نمونه موفقی از حفاظت مشارکتی دانست؟ امکان الگوبرداری از یک مدل به سایر مناطق وجود دارد؟ در گفتوگو با «محمود صوفی»، پژوهشگر مؤسسه بومشناسی و حفاظت «دارل» در دانشگاه «کنت» انگلیس، از او دراینباره پرسیدیم.
مسیر نابودی
جادهسازی در منطقه بندپی بابل به رسم دائم بدل شده. یکبار برای لولهکشی گاز، بار دیگر برای معدن و دسترسی راحتتر و حالا به بهانه رانش زمین در روستای سماکوشمحله. این در حالی است آنجا یک جاده وجود دارد و «داریوش عبادی»، دبیر شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی مازندران به «پیام ما» میگوید «به بهانه رانش میخواهند جاده جدید بسازند و میگویند در زمین مستثنیات است. اما تمام این زمینها اراضی جنگلی است. نباید این اتفاق بیفتد.» در نزدیکی این منطقه در سالهای گذشته جادهسازی عواقب سختی برجا گذاشته. خرداد ماه امسال جنازه ۴۱ اصله درخت قطور توسکا در حاشیۀ جادۀ مواصلاتی فیروزجا به گلیران (کیلومتر ۱۹) منتهیبه معدن زغالسنگ البرز و مراتع بالادست پیدا شد. مهر ماه هم محلیها با تشکیل کارزاری خواستار حفظ جنگلهای گلیران به عنوان شاهرگ حیاتی بابل شدند چراکه به بهانه آسفالت و گازرسانی در مناطق بالادست بندپی شرقی این جنگلهای انبوه در معرض تخریب قرار گرفتهاند. جادهسازیها تخلفات زیادی داشته و به بهانه معدن و بعدها گازرسانی به مناطق بالادست بخش بزرگی از جنگلها را به نابودی کشانده و حالا هم رانش زمین مشکلی بر مشکلات دیگر است. ساخت جادهها باعث افزایش قاچاق و از بین رفتن حیاتوحش شده و هر جاده در این اراضی جنگلی، نابودی بخش بزرگی از منطقه را به دنبال خواهد داشت.
