بایگانی مطالب برچسب: هنر
روایت یک زوال پنهان
شناخت نسبت میان خلاقیت و نوآوری یکی از مباحث بنیادین در فهم جایگاه این دو مفهوم در فرهنگ، تمدن و تاریخ زیست فرهنگی ایران است. این نسبت، نه یک بحث انتزاعی یا تزئینی، بلکه یکی از ستونهای اصلی دوام اجتماعی و توان بقا در سرزمینی بوده که در طول تاریخ با دهها تهدید طبیعی، محیطی و انسانی روبهرو شده است.
نمیگذاریم مرگ فرزندانمان بیسوگ بماند
روزگار آشفته فرهنگ و هنر
صفهای طولانی جشنواره فجر در خاطرتان هست؛ آن هیجان دیدن فیلمها و خرید بلیت و نقدهای مفصلی که دربارهشان نوشته و گفته میشد؟ چه کسی است که آن روزها را از یاد ببرد و حتی مقایسهای تصادفی از روزگار اکنون هنر با آن سالها در ذهنش نگذرد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران باعث شد جشنوارهها یکییکی از سوی هنرمندان تحریم شوند و آنچه باقی ماند فیلمهای کمرمق بود و نشستهای خبری کمرمقتر و سینماهای خلوت. پس از سال ۱۴۰۱ هنرمندان زیادی ممنوعالکار شدند و ممنوعالکار باقی ماندند. حوادث امسال در همزمانی با جشنواره تئاتر و فیلم فجر به این منجر شد که بسیاری از شرکت و حضور در این جشنوارهها کنارهگیری کنند تا شاهد همراهی کمرنگ دوباره هنرمندان با جشنواره فجر باشیم. اما این موضوع تنها بخش تاریک این روزهای فرهنگ و هنر نیست و نهادهای صنفی این حوزه از بازداشت و دستگیری بسیاری از هنرمندان موسیقی و سینما خبر دادهاند؛ هرچند که آمارها هنوز شفاف و دقیق نیست.
باغ سنگی سیرجان؛ هنر در عصر نازایی
جمعهای میان دیوارها، دریا و خاطرات
آشفتگی در آینه هنر
سال ۲۰۲۵ برای فرهنگ و هنر جهان، سال امیدهای بزرگ نبود؛ سالی بود که در آن هنر کمتر از ساختن آینده گفت و بیشتر به ثبت اضطرابهای اکنون و بازگشتهای ناخواسته به گذشته پرداخت. جهانی که زیر فشار بحرانهای اقتصادی، اقتدارگرایی سیاسی، جنگ روایتها و شتاب سرسامآور فناوری نفس میکشید، این آشفتگی را بیواسطه در آینه هنر دید. آثار هنری این سال، پر بودند از نشانهها، استعارهها و واکنشها؛ از توالت طلایی ۱۲ میلیوندلاری که به نمادی از فروپاشی اخلاقی بدل شد، تا اجراهای بدنی و آیینی که فریادی علیه فراموشی جسم و تاریخ بودند. فرهنگ در ۲۰۲۵، بیش از هر چیز، از بقا، مقاومت و تکرار سخن گفت؛ گویی مرگ هنر نه یک پایان، بلکه نیروی محرک آن شده بود.
بازپسگیری شهر با هنر غیررسمی
فضای عمومی همیشه فقط محل عبور، تماشا یا مصرف نبوده است؛ جایی بوده برای دیدهشدن، اعتراضکردن و ساختن معنا. خیابان، میدان و دیوارها در طول تاریخ به بستر کنشهای مدنی و سیاسی بدل شدهاند؛ از نخستین حکاکیهای اعتراضی قرن هجدهم گرفته تا پوسترها، گرافیتیها و مداخلات شهری امروز. هنر غیررسمی و هنر اعتراضی دقیقاً در همین فضاها و در دل زیست روزمره و در تماس مستقیم با شهر و بدنهای ساکن آن شکل گرفتهاند. پیش از عصر دیجیتال، چاپ و تصویرسازی با قابلیت تکثیر بالا، پیامهای اعتراضی را منتقل میکردند و همراه با روایتهای شفاهی، داستانی از قدرت، خشونت و مقاومت میساختند. امروز ابزارها تغییر کردهاند، اما منطق کنش باقی است: مداخله در فضا برای بازگرداندن صدا به کسانی که حذف شدهاند. در این میان، زیست شهری به عرصهای تعیینکننده برای مقاومت خلاقانه تبدیل شده است. شهر نهفقط پسزمینه هنر، بلکه میدان اصلی آن است. انجمن علمی مطالعات شهری دانشگاه تهران با همکاری گروه جامعهشناسی شهر روز یکشنبه، هفتم دیماه، نشستی با موضوع «هنر غیر رسمی: عرصه مقاومت خلاقانه در زیست شهری» برگزار کرد. در این نشست که دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میزبان آن بود «پوریا جهانشاد»، پژوهشگر مطالعات انتقادی شهر، از زیست شهری به میدان مقاومت خلاقانه صحبت کرد.
حکایت مرد دانا
