بایگانی مطالب برچسب: هنرهای تجسمی
جشنِ بینشاط
نگاهی به اجرای «جشن ملی نشاط اجتماعی ایرانیان» که به دستور رئیسجمهوری برگزار شد
تنها صداست که میماند
آنچه روزگاری از امواج رادیو شنیده میشد، حالا از گوشیهای هوشمند به گوش میرسد: «پادکست». رسانهای که میلیونها شنونده در سراسر جهان پیدا کرده و در ایران هم در چندین سال گذشته بهسرعت محبوب شده. هشتم مهرماه، روز جهانی پادکست است؛ روزی برای شنیدن صداهای متفاوت که از دل روایتهای شخصی و بومی، جهانی تازه ساختهاند. ما در «پیام ما» به سراغ این جهان تازه رفتیم و تلاش کردیم با تعدادی از سازندههای پادکستهای پرمخاطب همچون «رادیوتراژدی» و «گازت» گفتوگو کنیم تا از ایدهها و چالشهایشان برایمان بگویند. در مسیر تهیه این گزارش، محبوبیت پادکستهای بومی ما را بر آن داشت که گپوگفتی هم با سازندگان رادیو «جمعه»، «اسفار» و «مگون» داشته باشیم.
یک قدم تا مصالحه
یک خبر، هنرمندانی را که در سالهای گذشته با عنوان «برگزاری نمایشگاه دائمی» یا «تأسیس موزه» برای سهراب سپهری و فروغ فرخزاد آثارشان را به ستاد بزرگداشت این دو چهره فرهنگی اهدا کرده بودند یا به امانت داده بودند، امیدوار کرده است. این هنرمندان میگویند با هدف نمایش دائمی یا تشکیل موزه آثارشان را به «علیرضا عزیزی» که خود را مدیر و مؤسس این ستاد معرفی کرده، هدیه دادهاند و قراری بر فروش آنها نبوده است، اما در آنسوی ماجرا نهتنها خبری از تأسیس موزه نیست، بلکه بهگفته عزیزی، آثار به شخص او اهدا شدهاند. حالا در تازهترین واکنش بعد از اعتراض جمعی و ماهها انتظار، دبیر کارگروه حقوقی معاونت امور هنری وزارت ارشاد به هنرمندان اطلاع داده که عزیزی موافقت خود را برای کلیات سازوکار پیشنهادی این کارگروه اعلام کرده است.
تسهیلگر یا ناکارآمد؟
|پیام ما| وقتی اشتباه به عادت تبدیل میشود، عذرخواهی دیگر نشانه مسئولیتپذیری نیست، بلکه اعترافی بیاثر به تکرار است. در روزهای اخیر لغو کنسرت خیابانی «همایون شجریان» در میدان «آزادی» حاشیهساز شد و شهرداری تهران در حالی از برگزاری کنسرت در ورزشگاه آزادی خبر میداد که نه موافقتی از سوی شجریان وجود داشت و نه وزارت ارشاد پاسخگوی این ناهماهنگی بود. درنهایت ۴۸ ساعت بعد از این حواشی طول کشید تا «نادره رضایی»، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد، بهدلیل لغو این کنسرت از مردم عذرخواهی کند و بابت این موضوع توضیح دهد؛ عذرخواهیای که یادآور اقدامات و تصمیمات اخیر این معاونت در برنامههایی مانند فستیوال کوچه یا جشنواره موسیقی فجر است که نقش تسهیلگری آن را در سایه برده.
کارت زرد به وزیر یا احساس خطر؟
|پیام ما| روز سهشنبه، هفتم مردادماه، «فتحالله توسلی» نماینده کبودرآهنگ، «سید عباس صالحی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را به مجلس فراخواند تا او را بهدلایل «بیتوجهی و ترک فعل درباره وظایف اصلی وزارتخانه»، «بیتوجهی به تعهدات وزارتخانه در نقاط مختلف کشور و توزیع ناعادلانه اعتبارات در کشور» و «انتصابات خاص در وزارتخانه» مورد پرسش قرار دهد.
زنان نوگرا در مرکز روایتگری
گذر زمان طولانی لازم بود تا زنان ایرانی از سوژههایی برای خلق آثار تجسمی به خالق آثار تبدیل شوند. این تحول نقش زنان در جامعه را میتوان بهمثابه نشانهای بارز از گذر فرهنگ از سنت به مدرنیته دانست؛ گذری که هنر یکی از مهمترین ابزارهای روایت و نقد آن بوده است. نام برخی از این زنان شنیده و ثبت شد و برخی دیگر هم ناشنیده باقی ماند. اما موزه هنرهای معاصر در تازهترین نمایشگاه خود با عنوان «به گزارش زنان» سعی کرده اینبار علاوه بر نمایش آثاری از زنان نوگرا که در گنجینه خود نگهمیدارد، سراغ غایبان گنجینه هم برود؛ ۱۲۵ اثر از ۶۵ هنرمند زن از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران حالا روی دیوارها رفته و آثار خارج از گنجینه هم در خانه هنرمندان و سایر گالریها به نمایش گذاشته شده است.
فرصت یا معضل؟
سند هنرهای تجسمی از آن دست سندهای ملی است که با وجود آنکه تدوین آن از سال ۱۳۹۹ آغاز شده است، اما هنوز جزئیات دقیق و نحوه اجرای آن بهطور کامل اعلام نشده. این درحالیاست که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف شده در راستای اجرای اقدام ملی ۱۴ ذیل راهبرد کلان ۹ نقشه مهندسی فرهنگی کشور و با توجه به مفاد بند ۲ شق (الف) ماده واحده وظایف و ترکیب اعضای ستاد هماهنگی نقشه مهندسی فرهنگی کشور (مصوب جلسه ۷۴۸ مورخ ۱۳۹۳/۳/۲۷) سند ملی هنرهای تجسمی را با رعایت چارچوب تدوین اسناد ملی حوزه فرهنگ، تدوین و به ستاد هماهنگی نقشه مهندسی فرهنگی کشور ارائه کند.
فشن ایرانی؛ بازتاب امید و آشفتگی
پیشرفت صنعت مد و فشن و پرداختن به مقولههای مربوط به دیزاین در سالهای اخیر، توجه علاقهمندان این حوزه را به خود معطوف کرده است، تا جایی که بهتازگی برنامهها و رویدادهای زیادی در این زمینه برگزار میشود. رویدادهای مد و فشن در ایران اتفاقی تازهاند و کمکم تقویم سالانه این رویدادها درحال شکلگیری است. اما اگر بخواهیم با استانداردهای جهانی بسنجیم، فشنایونتهای ایرانی شبیه کودکی است که تازه راهرفتن یاد گرفته؛ هیجانانگیز، اما پر از زمینخوردن.
