بایگانی مطالب برچسب: جنگ تحمیلی

هزار سفر نرفته به زخم

وقتی صحبت از گردشگری به میان می‌آید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوه‌های سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه به‌دنبال زیبایی‌های طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطره‌های تلخ تغذیه می‌کند. گردشگری سیاه به بازدید از مکان‌هایی گفته می‌شود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خورده‌اند. بازدید از اردوگاه‌ مرگ نازی‌ها، موزه‌های فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکان‌های سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار می‌گیرند. گردشگری سیاه به انسان‌ها این امکان را می‌دهد تا با بخش تاریک تاریخ روبه‌رو شوند؛ بخش‌هایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعه‌ای مهم از گردشگری سیاه است. در این‌گونه سفرها، گردشگران به مکان‌هایی می‌روند که در گذشته صحنه جنگ بوده‌ یا آثار آن را در خود حفظ کرده‌اند. این نوع گردشگری می‌تواند بازدید از موزه‌های جنگ و نمایشگاه‌های نظامی، یادمان‌ها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدان‌های نبرد قدیمی و مناطق ویران‌شده، خانه‌ها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستان‌های جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه‌ سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشت‌ساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... به‌جا گذاشته است. هم‌زمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفت‌وگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سال‌ها علاقه‌مندان را با گوشه‌گوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشی‌ها و ناخوشی‌های مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.

آخرین شهید؛ یک نونهال

«امیرعلی»، چهارساله. انگار باید این نام را پشت کاغذ نقاشی که از یک دفتر جدا شده و قرار است بر دیوار اتاقی آویز شود، نوشته‌ باشند. اما این نام حالا روی سنگ مزاری نوشته شده است: «امیرعلی فلاح»: آخرین شهید جنگ تحمیلی دوزاده‌روزه ایران و اسرائیل. امیرعلی و دوستانش در حاشیه روستای «رازباشی» بیرانشهر، وقتی بقایای مهمات را مانند یک اسباب‌بازی در روستا پیدا کرده و مشغول بازی بودند، در اثر انفجار جان داد. بازی، با احتمالاً عجیب‌ترین شیئی که در طول عمر کوتاهش دیده بود، آخرش مرگ بود.

بی‌پناه در شهر بی‌پناهگاه

تجربه تاریخی ایران از هشت سال جنگ تحمیلی عراق و تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی طی دوازده روز اخیر، بار دیگر اهمیت زیرساخت‌های دفاع شهری و ضرورت آمادگی شهرها برای مواجهه با بحران‌های نظامی را به صدر اولویت‌های حوزه مدیریت شهری و شهرسازی کشور بازگردانده است. در روزهای پرالتهاب اخیر که حملات موشکی، شهرهای کشور را در وضعیت آماده‌باش قرار داد، غیبت پناهگاه‌های عمومی استاندارد و نبود طراحی‌های ایمن در بسیاری از مناطق شهری، به‌ویژه کلانشهرهایی همچون اصفهان، به‌وضوح احساس شد.

ایران عاشورایی یا عاشورای ایرانی

دوباره می‌سازمت وطن

در پاسداشت و اهمیت زنده‌نگاه‌داشتن گوهر «امید» در روزهای پس از جنگ تحمیلی

زخم مکرر خوزستان

پیکر هفت‌ساله را خاک هم گردن نمی‌گیرد. خاک خوزستان شرم می‌کند از اینکه کودکان هنوز نابالغ و ناشکفته را به خوابی ابدی همراهی کند. مگر چند سال از تحمیل جنگی خانمان‌سوز گذشته است که حالا یک‌بار دیگر نوبت مرگ جانسوز کودکان فرارسیده باشد؟ کاش مادرش نداند. کاش پدرش نبیند. نه می‌دانند و نه می‌بینند. آرمین به‌همراه پدر و مادر، زیر آفتاب داغ اندیشمک، روی زمینی تفیده به قصد کشت و زراعت از خانه خارج شدند و هرگز برنگشتند. چه شدند؟ شهید. مگر جنگ تمام نشده؟ یک‌بار دیگر به آب و خاک ایران تحمیل شده است.

قلب‌هایی که برای ایران می‌تپد

۱۰ روز می‌شود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بی‌وقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنت‌ها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران مانده‌اند، از لحظه‌های سکوت و زمانی که جنگنده‌های اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمی‌دارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهران‌اند، سخت کرده؛ بی‌خبری رنج بزرگ دیگری است. عده‌ای در این شرایط اعلام کرده‌اند به آنها که در تهران مانده‌اند سر می‌زنند؛ اگر کسی می‌خواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدم‌اند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.

جنگ بدون فیلتر

نگاهی به تصاویر خرمشهر به مناسبت سالروز آزادسازی