بایگانی مطالب برچسب: جامعه محلی
نجات از گودال در هشت ساعت
«یکی-دو روز زودتر رسیده بودیم، سه بز کوهی تلفشده زنده میماندند»، این گفته «محمد پیروزی» از اهالی روستای صالحآباد بندرلنگه است. این روزها فیلمی از او که بههمراه «محمد دژپناه»، «محمد علیشاپور» و «محمد راهنشین» در شبکههای اجتماعی بهشکل گسترده پخش شده که ۲۴ فرد کل و بز را نجات میدهند. آنها حدود هشت ساعت در حال امدادرسانی بودند و درنهایت حوالی ۹ شب به خانه برگشتند و ویدئویی کوتاه را در صفحه شخصیشان در اینستاگرام گذاشتند. فیلم نهتنها در اینستاگرام بلکه در سایر شبکههای اجتماعی بهسرعت دستبهدست شد و آنها را به شخصیتهایی شناختهشده بدل کرد.
مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیهنشینان خزر
«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونهها را شاهدیم، این موارد نشاندهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیهنشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهههای اخیر گفتند. در کنار بیان این چالشها، «نسیم طوافزاده»، فعال محیطزیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم میتوانیم»، در غیر اینصورت هر روز زخمی به تالاب میزنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.
نظام ارزیابی محیطزیستی ناکارآمد است
چندی است که موضوع «پروژههای فاقد مجوزِ دارای پیشرفت فیزیکی» موجب بحث و نگرانی در میان فعالان محیطزیست شده است. چنین پروژههایی بدون اینکه «مجوز ارزیابی محیطزیستی» را از سازمان حفاظت محیطزیست دریافت کنند، عملیات اجرایی پروژه را شروع کردهاند و درواقع، معطل دریافت مجوز نماندهاند. در این یادداشت، ضمن مرور وضعیت فعلی و دیدگاههای مطرحشده، دیدگاه تحلیلی «دیدهبان ارزیابی محیطزیستی ایران» نسبت به این موضوع نیز بیان میشود.
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
برکناری در سایه آلودگی
کمتر از یک ماه از معرفی پالایشگاه بیدبلند بهبهان بهعنوان صنعت آلاینده و تشکیل پرونده قضائی برای آن، سرپرست اداره حفاظت محیطزیست بهبهان از کار برکنار شد. «عالیه چنگیزی» خردادماه امسال بهعنوان دومین مدیر زن در مجموعه ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان منصوب شده بود و از ابتدای کارش پیگیر آلودگی شدید و تخلفات پالایشگاه بیدبلند بود که بهدلایل نامعلومی چندسال عنوان «صنعت سبز» را یدک میکشید. این پالایشگاه در شهرستان بهبهان در شرق خوزستان، از سال ۱۳۹۹ متعهد بود گازهای همراه ۵۲ مشعل در شرق کارون را جمعآوری کند که معادل ۶۵۰ میلیون فوتمکعب گاز است، اما این تعهد تاکنون عملی نشده است. علاوهبراین، حوضچه تبخیر و سوزاندن هزاران تن گازهای اسیدی، اعتراض اهالی و کنشگران محیطزیست بهبهان و شورای شهر بهبهان را نیز بهدنبال داشته است. مسئله صنایع آلاینده بهبهان اما به پالایشگاه بیدبلند ختم نمیشود. چنگیزی در ۹ماه حضورش، ۲۵ واحد صنعتی در شهرستان بهبهان را برای نخستینبار بهعنوان صنعت آلاینده معرفی کرد و ۱۲ صنعت آلاینده از جمله یک شرکت نفت و گاز و یک کارخانه سیمان را نیز در شرف ثبت در فهرست صنایع آلاینده داشت که چند روز قبل از نهایی کردن این فهرست برکنار شد تا همه نگاهها متوجه فشارهای صنایع آلاینده بر مدیران محیطزیست بهویژه در شهرستانها شود.
آینده مسئولیت اجتماعی شرکتها در بودجه ۱۴۰۴
مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) بهعنوان یکی از ارکان مهم توسعه پایدار، در سالهای اخیر مورد توجه دولتها و شرکتها در سراسر جهان قرار گرفته است. در ایران نیز با وجود تلاشهای دولتهای مختلف برای تدوین قوانین و مقررات در این حوزه، چالشهای عمیقی از جمله نبود شفافیت، ضعف در اجرا و عدم مشارکت جوامع محلی همچنان پابرجاست. اخیراٌ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی نقاط ضعف و قوت سیاستهای اخیر ایران در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتها پرداخته است. این گزارش نشان میدهد که قوانین موجود در این حوزه، از جمله ماده ۸۰ قانون برنامه ششم توسعه و ماده ۲۲ قانون برنامه هفتم پیشرفت، نتوانستهاند به نتایج مطلوب برسند. همچنین، لایحه بودجه ۱۴۰۴ که بخشی از بودجه مسئولیت اجتماعی شرکتها را به دولت واگذار میکند، مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است. در این گزارش به چالشهایی مانند سبزشویی، روابط فاسد اقتصادی و کمتوجهی به جوامع محلی اشاره شده و پیشنهاداتی برای بهبود سیاستها ارائه شده است.
داستان مرگ ناگهانی اکد و شهر سوخته
«شهر سوخته» را یکی از عجیبترین تمدنهای کهن بشری در جنوبشرق ایران میدانند. تمدنی با پنج هزار سال قدمت و مردمانی بسیار پیشرفته در مقایسه با تمدنهای همدورهشان! که در علم، صنعت و اقتصاد حرف اول را میزدند. در هنر چنان پیشرو بودند که در جامی زیبا نخستین انیمیشن جهان را خلق کردند. کشفیات این شهر باستانی نشان میدهد ساکنانش جمجمه جراحی و چشم مصنوعی طراحی میکردند. اما شهر سوخته با تمدن عجیب و پیشرفتهایی که داشت، یکباره از صفحه روزگار ناپدید شد. باستانشناسان سالیان طولانی گورها و تپههای شهر سوخته را کاویدند تا شاید دلیلی محکم و قانعکننده برای فروپاشی ناگهانی تمدن بزرگ مردمان شهر سوخته پیدا کنند؛ چراکه تمدن شهر سوخته با آنهمه ویژگیهای منحصربهفرد تمدنی، هیچگاه نتوانست در طول تاریخ احیاء شده و به اوج شکوفایی بازگردد. باستانشناسان براساس یافتههای علمی میگویند چراغ زیباترین و روشنترین تمدن بشری جهان در شرق ایران ناگهان و برای همیشه خاموش شد و از هزارههای گذشته تا آغاز دوره اسلامی در دل تاریکی فرو رفت. بهاعتقاد آنها، شهر سوخته تنها تمدنی نبود که به این سرنوشت محکوم شد، بلكه تمدن اکد در بینالنهرین بهعنوان بزرگترین تمدن بشری جهان نیز دچار همین سقوط تاریخی شد. اما دلیل نابودی این تمدنها چه بود؟ این گزارش براساس مستندات علمی و در گفتوگو با «حسن فاضلی نشلی» پاسخهایی برای این سؤال دارد.
صد روز نگهبانی از مرالها
«نازگل»، «کاووس»، «مژده»، و «باران» حوالی نیمهشب بیهوش به نوشهر رسیدند. وزن هر کدامشان ١۵٠ تا ٣٠٠ کیلوگرم بود و در حالت بیهوش سنگینتر هم حس میشدند. منتقل کردن آنها به بالادست سختتر شده بود. «مهران قزوینی»، «فردین اکبرزاده»، «کریم شیرمحمدی»، «سلمان زالکانی» و «غلامحسن زالکانی» بهتنهایی از پس این کار برنمیآمدند. باید دست به دامن اهالی روستا میشدند، وگرنه نقشه رهایی آنها به سرانجام نمیرسید. لحظه به لحظه اثر داروی بیهوشی کمتر میشد و این چهار نفر با خود میگفتند چگونه از پس این چهار سنگینوزن بربیایند؟ اگر اهالی و همیاران محلی دو روستای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا»، مهرداد قزوینی و شهروز احمدی به کمکشان نمیآمدند، هرچه رشته بودند پنبه میشد. ۱۷ نفر از مردان روستا بهسرعت خودشان را رساندند و با زحمت جعبهها را بالا بردند. کار که به سرانجام رسید، اثر داروی بیهوشی هم کم شده بود، وقتی چشم گشودند دیدند همهچیز دوروبرشان تغییر کرده است، چهار قرقبان برای صد روز ۲۴ساعته دور فنس نگهبانی میدادند؛ مبادا کسی به آنها نگاه چپ کند. روز صدم در میان چشمان اشکبار و امیدوار این چهار مأمور و جمعی از مسئولان و درحالیکه هرکدام گردنبند ردیاب به گردن داشتند، در میان جنگل رها شدند تا نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی مرال در ایران رقم بخورد، در جنگل تحقیقاتی نوشهر!
