بایگانی مطالب برچسب: جامعه محلی
قصه رنج زایندهرود و گاوخونی
در دهههای اخیر، خشکی رودخانه زایندهرود و تالاب گاوخونی به یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی اصفهان تبدیل شده است. کاهش بارندگی، سوءمدیریت منابع آبی و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی ازجمله عواملی است که منجر به خشک شدن این دو عنصر حیاتی در قلب فلات ایران شدهاند. این امر نهتنها زندگی موجودات زنده وابسته به این اکوسیستمها را تهدید، بلکه سلامت و رفاه شهروندان اصفهانی و استانهای همجوار را نیز به خطر انداخته است. در چنین شرایط بحرانی، آگاهیرسانی و جلب مشارکت عمومی برای حفاظت و احیای این اکوسیستم ارزشمند از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان، هنر، بهویژه هنر تئاتر، میتواند نقش مؤثری در افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به مسائل محیطزیستی داشته باشد.
گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد
«زندگی در شمال یعنی زیستن در طبیعت»، این گفته «مبینا نورمحمدیان»، کارشناس محیطزیست و معیشت پایدار مؤسسه «توسعه پایدار و محیط زیست» یا همان «سنستا»، است. او بیش از یک دهه در این مؤسسه بوده و در انواع و اقسام پروژههای داخلی و بینالمللی با موضوع عشایر و بازتوانمندسازی جامعه بومی و محلی حضور داشته است. از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ در این سالها در کدام مناطق کار کرده؟ آیا تفاوتی بین کار زنان و مردان در پروژههای مرتبط با جامعه محلی وجود دارد و مشارکت مردم در تصمیمگیریها آیا به رسمیت شناخته شده است یا خیر!
از آغاز، نابرابری را منحل کنیم!
حقوق کودکان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی است که با چالشهای زیادی روبهروست. در گفتوگو با «ژیلا مدنی»، فعال اجتماعی حقوق کودکان، به بررسی چالشها و مشکلاتی پرداختیم که کودکان در مناطق محروم با آن مواجه هستند. او بر اهمیت آموزش پیشدبستانی بهعنوان یک ابزار کلیدی برای کاهش فقر و نابرابریهای اجتماعی تأکید کرد. مدنی همچنین به ضرورت تقویت سیستمهای آموزشی با هدف برابری در دسترسی به آموزش اشاره کرد و نقش دولت و بخش خصوصی در حمایت از این حرکت را مهم دانست. ژیلا مدنی همچنین به مشکلات فرهنگی و اقتصادی که مانع از دسترسی کودکان به آموزش میشود، پرداخته و راهکارهایی برای رفع این مسائل مطرح کرد. این مطلب در پی میآید.
ابیانه؛ یک امضا تا جهانی شدن
ابیانه، روستای سرخپوش ایران، با قدمتی بیش از هزار و ۸۰۰ سال (برخی قدمت آن را بیش از چهار هزار سال تخمین زدهاند)، یکی از شاخصترین مناطق تاریخی کشور بهشمار میرود. این روستا که در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته، سالهاست که در انتظار ثبت جهانی در یونسکو است. اما با وجود پیگیریهای مکرر، همچنان موانعی در مسیر این ثبت وجود دارد که روند آن را با چالشهایی مواجه کرده است. باتوجهبه اهمیت این روستا از منظر فرهنگی، تاریخی و گردشگری، ثبت جهانی آن میتواند تحولی مهم در حفظ بافت سنتی و توسعه پایدار منطقه ایجاد کند. اما آیا مشکلات زیرساختی و تغییرات ناهمگون در فضای روستا، مانعی جدی در این مسیر محسوب میشود؟ گزارش پیش رو، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و دیدگاههای کارشناسان، مسئولان و مردم محلی را درباره این چالشها منعکس میکند.
نفت، مسئول همهچیز
خوزستان به صنعت نفت گره خورده است و اکنون که این استان درگیر مشکلات فراوانی است، تمام مشکلات به صنعت نفت حواله میشود و رفع این مصایب نیز بر گردن این صنعت انداخته میشود. در سفر اخیر دولت به خوزستان بار دیگر رفع همه کموکاستیها برعهده صنعت نفت گذاشته شده است. این درحالیاست که خوزستان نیز همچون تمام پهنه کشور سهمی از درآمد نفتی کشور دارد و حاکمیت و دولت وظیفه دارد با سیاستگذاری درست رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مردمان این حیطه را تأمین کند. مسئولیت اجتماعی وزارت نفت باید به مسائلی چون رفع آسیبهای محیطزیستی و اجتماعی ناشی از فعالیتهای توسعهای و بهرهبرداری و صرفا در محدوده منطقه فعالیتش بپردازد، نه اینکه کمکاریهای دولت را جبران کند. اما توقعات و انتظاراتی که بهواسطه ناآگاهی جامعه و سخنان اشتباه دولتمردان ایجاد شده است، مانعی است برای توجه شایسته این صنعت به مسئولیت اجتماعی حقیقی و درست خود.
کوچ زندگی از خانههای تاریخی شیراز
بافت تاریخی شیراز از زندگی تهی شده است؛ موضوعی که هم تخریبکنندگان بافت و هم حافظان بر آن تأکید دارند. کوچهپسکوچههای بافت تاریخی این شهر که زمانی قلب تپنده شیراز بود، در بیتوجهی سالهای گذشته تا امروز خالی از روح شدهاند. شاید به همین دلیل است که وقتی هنرمندی شیرازی با خلاقیت هنری خود چهرههای رنگین را بر جدارههای این بافت خلق کرده است، رهگذران و گردشگران را به کوچهای باریک هدایت میکند تا لحظهای احساس زندگی کنند. این گزارش حاصل مشاهدات میدانی خبرنگار «پیام ما» از بافت تاریخی شیراز و گفتوگو با ساکنان این بافت، با همراهی مدیر گروه مرمت دانشگاه هنر و معماری شیراز و متخصص مرمت و حفاظت بافتها و بناهای تاریخی کشور است؛ گزارشی که چگونگی محو شدن زندگی از بافت تاریخی شیراز را روایت میکند و از بیپناهی خانههای تاریخی این بافت خبر میدهد.
توران تکهای از وجود من است
دهه ۸۰ بهار انجمنهای محیطزیستی بود، پروژه حفاظت از یوز آسیایی در همین دهه کلید خورد و بخش بزرگی از کارشناسان شاخص حیاتوحش ایران در دل آن رشد کردند و توانستند تجربهشان را به نسل بعدی منتقل کنند. «دلارام عشایری» در همین دهه وارد عرصه حفاظت شد، مشابه بسیاری دیگر کارش را با انجمن طرح سرزمین شروع کرد، بعدتر به مؤسسه حیاتوحش میراث پارسیان رفت و در ادامه با دوستانش تصمیم گرفتند سازمان مردمنهاد دیگری را تأسیس کنند که در این راه با چالشهایی مواجه شدند. او که یکی از فعالترین زنان در عرصه میدانی در دهه ۸۰ و سالهای ابتدایی دهه ۹۰ بود، این روزها بهشکل مستقل فعالیت میکند. در آن دهه فعالیت زنان چطور تعریف میشد؟ آنها بیشتر در روستا حضور داشتند یا در زیستگاههای حیاتوحش؟ با چه شرایطی حاضر است به کار میدانی بازگردد؟ در گفتوگو با این حفاظتگر از او در این باره پرسیدیم.
توجه به سلامت و آموزش یا بیتوجهی به محیطزیست
مسئولیتهای اجتماعی شرکتی در ایران با چالشهای بسیاری همراه است که شاید بتوان اساسیترین آنها را نبود رویکرد حرفهای و تخصصی و برخوردهای سلیقهای با این مبحث است. متأسفانه، مقولهای که اساساً توسعهمحوراست با رفتارهای نسنجیده و غیرحرفهای به میدانی برای سبزشویی، سفیدشویی و رانت و فساد بدل شده است. بهنظر میرسد اکنون در دولت چهاردهم تلاش بر این است که رویه مسئولیت اجتماعی شرکتی در شرکتهای دولتی اصلاح شود و از بودجههای کلانی که در این مسیر به هرز میرود، استفاده بهینه بهعمل آید. اما این نگرانی وجود دارد که استفاده دولت از منابع مسئولیت اجتماعی شرکتها مانع فعالیتهای اصلی آنها برای رفع آسیبهای وارده به محیطزیست و جامعه محلی شود. باتوجهبه وضعیت آلایندگی صنایع بزرگ دولتی، همچون صنایع نفت، پتروشیمی و معادن، باید تلاش برای رفع یا کاهش آلایندگی در اولویت این صنایع قرار بگیرد، اما با برنامههایی که دولت به صنایع ابلاغ میکند، این نگرانی وجود دارد که اجرای برنامههای دولت نهتنها در اولویت CSR صنایع دولتی قرار گیرد که حتی به تنها اقدام مسئولانه این شرکتها تبدیل شود.
