بایگانی مطالب برچسب: آثار تاریخی

قنات‌ها زنده شوند، زمین جان می‌گیرد

| پیام ما | اینکه در تمام نشست‌های تخصصی مسئله فرونشست و تهدید آثار تاریخی پای ثابت سخنان کارشناسان و هشدارهای آنان شده، موضوع نگران‌کننده‌ای است و نشان از بحرانی جدی دارد که اگر از کنارش عبور کنیم، ضربه‌ای مهلک ما را بیدار خواهد کرد و بیداری دیرهنگام ثمری جز حسرت ندارد. در نشست‌های متعددی که با حضور کارشناسان حوزه میراث فرهنگی در هفته اخیر و به‌بهانه روز جهانی بناها و محوطه‌های تاریخی برگزار شد، خبرهای نگران‌کننده‌ای درباره وضعیت بناهای تاریخی در معرض فرونشست مطرح شد. هرچند در این میان خبری هم به گوش رسید، اما هنوز جزئیات آن منتشر نشده است. «حمید پورمحمدی»، رئیس سازمان برنامه‌‌و‌بودجه، در نشستی که با وزیر میراث‌فرهنگی و معاونان این وزارتخانه داشت از «آغاز طرح ملی پایش فرونشست در محدوده بناهای تاریخی» خبر داده است. باید دید این پایش و بررسی از چه زمانی آغاز می‌شود و قرار است با تکیه بر اطلاعات آن چه اقدامی از سوی وزارت میراث‌فرهنگی انجام شود. باید منتظر ماند و دید تا چه اندازه در حل بحران فرونشست به دانش بومی و میراث گذشتگان توجه می‌شود. پیشکسوتان میراث فرهنگی معتقدند توجه به دانش گذشتگان از جمله احیای قنات‌ها تا حد زیادی راهگشاست.

اعتراف، انتقاد یا شعار؟

|پیام ما| یک مناسبت دیگر از سر میراث فرهنگی ایران گذشت و بزرگداشت و سخنرانی و برنامه و نشست هم به‌بهانه آن برگزار شد. سخنانی گفته شد و نقدهایی مطرح شد؛ گاهی تکراری، گاهی هم مناسب تیتر یک خبرگزاری‌ها، گاهی نقدی محافظه‌کارانه یا جسورانه، و گاهی وعده‌ای که گوینده هم به تحققش امیدی ندارد. اما آنچه در پس تمام این اتفاقات حقیقتی عریان را به نمایش می‌گذارد، وضعیت بناها و محوطه‌های تاریخی است که همچنان بدون هیچ تغییر مثبتی قرار است به حال خود رها شوند و شاید ماندن در وضعیت فعلی و تشدید نشدن بحران‌های موجود در آنها بهترین اتفاقی باشد که برای این محوطه‌‎ها و بناها می‌افتد. نگاهی به اظهارات و واکنش‌ها و نقدهای مطرح‌شده در این چندروز در نشست‌های مختلف و کنار هم گذاشتن سخنان و کارنامه عملکرد دستگاه‌ها و انجمن‌ها و شوراهای تخصصی نشان می‌دهد قرار نیست کسی در روال و روند مدیریتش تغییری ایجاد کند. قرار نیست محوطه‌ها و بناهای تاریخی و در نگاهی جامع‌تر، میراث فرهنگی ایران شاهد تغییری مثبت در حوزه مدیریت باشد.

معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، فرصتی‌ است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشته‌ای که آینده را شکل می‌دهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بین‌المللی مطرح می‌شود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی می‌تواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آن‌گونه که باید از این گنجینه بی‌همتا صیانت کرده‌ایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعه‌ای بی‌هویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بی‌ضمانت است؟

بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی

|پیام ما| مرکز پژوهش‌های مجلس در اظهارنظری کارشناسانه درباره لایحه اصلاح قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی-فرهنگی، این لایحه را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهایی برای بهبود آن ارائه کرده است. یکی از مهمترین مواردی که این گزارش بر آن تأکید دارد، موضوع مردمی‌سازی حفاظت از این بافت‌ها و همچنین تأمین منابع مالی پایدار برای این حفاظت است. اما نکته قابل‌توجه در این گزارش تأکیدی است که بر موضوع بیمه بناهای تاریخی شده است. مسئله‌ای که بارها از سوی ناظران و کنشگران مطرح شده، اما موانع متعدد باعث کنار گذاشتن آن شده است. این گزارش اما راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه کرده است که می‌تواند راهگشا باشد؛ هرچند موانع دیگر از جمله عدم تمایل شرکت‌های بیمه به این مقوله به‌دلایل مختلف، همچنان بر قوت خود باقی است.

سریال تاریخی علیه بنای تاریخی؟

سه سال پیش وقتی فیلمبرداری سریال سووشون در باغ عفیف‌آباد و مسجد نصیرالملک شیراز همراه با وارد آوردن آسیب به این آثار ملی شد و اعتراض فعالان میراث فرهنگی و کنشگران محلی را به‌دنبال داشت، «نرگس آبیار» در صفحه اینستاگرامش توضیحاتی را منتشر و در بخشی از آن تأکید کرد: «خودم یک فعال میراث فرهنگی هستم و دغدغه میراث فرهنگی دارم.» اما او به‌عنوان «فعال میراث فرهنگی» وقتی سریال بعدی خود را کلید زد و باز هم برای لوکیشن سریالش به سراغ بناهای تاریخی رفت، باز هم بی‌توجهی به ضوابط میراث فرهنگی در حفاظت از بناهای تاریخی را در پیش گرفت. چندی پیش تصاویری از حسینیه امینی‌ها در قزوین منتشر شد که نشان می‌داد عوامل سریال «بامداد خمار» بدون توجه به قدمت بنا داربست‌ها و الحاقاتی به آن اضافه کرده‌اند و حالا تصاویری از مسجد عتیق قزوین منتشر شده است که نشان می‌دهد دیوارهای این بنای ثبت ملی به‌شکل غیرمسئولانه‌ای توسط گروه فیلمبرداری رنگی شده و آسیب دیده‌ و بعد از اتمام فیلمبرداری به حال خود رها شده است؛ هرچند پس از رسانه‌ای شدن موضوع، روابط‌عمومی این سریال رنگ‌پاشی به دیوارهای مسجد را تکذیب و اعلام کرد: «تا جایی که امکانپذیر بوده از دیوارهای کاذب و پرتابل در این پروژه استفاده شده است». این اولین‌بار نیست که موضوع آسیب گروه‌های فیلمبرداری به بناهای تاریخی موجب نگرانی می‌شود. پیش‌ازاین، بارها این مسئله محل اعتراض فعالان میراث فرهنگی بوده است، اما گویا نه وزارت میراث‌فرهنگی در اجرای قانون جدیت لازم را دارد و نه گروه‌های فیلمبرداری توجهی به رعایت ضوابط فعالیت در این اماکن دارند.

خطر سقوط دوباره سلجوقیان

در قلب فلات ایران، جایی که تاریخ در گوشه‌گوشه شهر نفس می‌کشد، اصفهان با گنجینه‌ای از یادگارهای هزارساله، به خواب رفته است؛ خوابی نگران‌کننده در برابر لرزشی که شاید فردا از راه برسد. زلزله تهدیدی که سال‌ها از آن به‌عنوان «خطر بالقوه» یاد شده، اکنون نه یک احتمال بلکه یک واقعیت گریزناپذیر است. سکوت در برابر این خطر، به‌معنای پذیرش تدریجی مرگ هویتی است که در سنگ‌به‌سنگ مساجد، بازارها، کاروانسراها و مناره‌ها تنیده شده است. در روزهای آغاز سال نو، خبر تلخ فروریختن کاروانسرای تاریخی شهرستان نطنز اصفهان در اثر زلزله، بار دیگر زنگ هشدار را برای میراث تاریخی ایران به صدا درآورد. با تخریب سردر این کاروانسرا که جزو آثار ثبت ملی ایران است، چشم‌ها دوباره به اصفهان دوخته شد که با ۳۳ شهر تاریخی، ده‌ها بنای ثبت ملی و جهانی و صدها اثر آسیب‌پذیر روی لبه ناپایدار ناشی از فرونشست، خاک ضعیف و بی‌توجهی مدیریتی در حال لغزیدن‌ است. این گزارش که حاصل گفت‌وگو با کارشناسان برجسته حوزه مرمت و ژئوتکنیک لرزه‌ای است، تلاش دارد پیش از آنکه فاجعه‌ای غیرقابل‌جبران رخ دهد، واقعیتی تلخ را بیان کند و آن اینکه: بناهای تاریخی اصفهان نه‌فقط مستعد آسیب هستند، بلکه بسیاری از آن‌ها در برابر زلزله، عملاً هیچ مقاومتی ندارند.

کاوش‌های مبهم

|پیام ما| در روزهای گذشته تصاویری از حصارکشی در بخشی از قطعه ۲۵۲ بهشت زهرا در تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که متن همراه آن، خبر از کشفیاتی در محدوده محصورشده می‌داد. شایعه‌ای که درصورت مواجهه نادرست مسئولان و اطلاع‌رسانی نادرست، می‌تواند تبعات خسارت‌باری به‌دنبال داشته باشد. هرچند دستگاه‌های مربوطه از سازمان بهشت زهرا و شهرداری تا شورای شهر آن را تکذیب کردند، اما اداره‌کل میراث‌فرهنگی تهران اظهارنظر دقیق در مورد این حفاری را به‌ بعد از بررسی‌های دقیق موکول کرد و برخی کارشناسان در گفت‌وگو با رسانه‌ها احتمال وجود آثار در این محدوده را دور از ذهن ندانستند. هرچند اطلاع‌رسانی در مورد این خبر باید با حساسیت‌هایی همراه باشد، اما به‌نظر می‌رسد نهادهای مربوطه هم پختگی و دقت لازم را در مورد واکنش به چنین خبری مدنظر قرار نداده‌اند؛ بدون اینکه توجه داشته باشند که بی‌احتیاطی در چنین مواردی در کنار بی‌اعتمادی عمومی به اخبار رسمی، می‌تواند منجر به بروز چه اتفاقاتی در آینده شود. علاوه‌براین، مسئولان شهری با تکذیب قاطعانه خبر، راه را برای انجام کاوش‌های علمی و ورود وزارت و پژوهشگاه میراث‌فرهنگی در این منطقه می‌بندند. درحالی‌که با‌توجه‌به اظهارات کارشناسانی که در جنوب تهران کاوش و مطالعات باستان‌شناسی انجام داده‌اند، احتمال وجود لایه‌های تاریخی در این محدوده محتمل و نیازمند بررسی و مطالعات دقیق است.

میراث‌فرهنگی بر مدار بی‌برنامگی

|پیام ما| «سیدرضا صالحی امیری» جمعه‌شب گذشته مقابل دوربین‌های تلویزیون نشست تا از برنامه وزارتخانه متبوعش در سال جدید بگوید و مروری بر عملکرد چندماهه این حوزه داشته باشد. چکیده سخنان او در این گفت‌وگو در جمله‌ای بود که در پاسخ به مجری برنامه درباره ارزیابی عملکردش در وزارت میراث‌فرهنگی بیان کرد: «بین وضع موجود و وضع مطلوب فاصله زیادی داریم». او اما درباره اینکه برای کمتر شدن این فاصله در سال پیش رو چه برنامه دقیق و مدونی دارد، چیزی نگفت. صالحی امیری در پاسخ به سؤال مجری درباره تاراج خاک‌ سواحل جزیره هرمز و آسیب رساندن مسافران به آثار تاریخی، گفت: «ما تنها مسئول حفاظت از آثار ثبتی هستیم» و بر اهمیت فرهنگسازی اشاره کرد. درحالی‌که بخش عمده‌ای از وظیفه فرهنگسازی به‌ویژه در حوزه مواجهه مردم با آثار تاریخی و رفتار صحیح در مقاصد گردشگری به‌طور مستقیم به وزارتخانه متبوع او مربوط است. در مجموع این گفت‌وگو هم بر سیاق قبل، کلی‌گویی‌هایی بود از روزهای نیامده و همچنان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری ایران بر همان مدار بی‌برنامگی می‌چرخد و پیش می‌رود.