بایگانی مطالب برچسب: آثار تاریخی

پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بی‌پناه است. بنایی نیست که در گذر کوچه‌های بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانه‌ها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشسته‌اند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها از بحران و بن‌بست سخن گفته‌اند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیش‌روی افکار عمومی و رسانه‌ها این است: آیا اصفهان همچنان می‌تواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظاره‌گر مرگ تدریجی بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی خود باشد؟

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

«قصر یعقوب»، نگهبان جشن باستانی

صبح آخرین جمعه مهرماه اهالی روستای «قصر یعقوب» راه می‌افتند به‌سمت امامزاده شهدا. می‌روند که نماز بخوانند و شکرگزاری کنند. مانند نیاکانشان که در این روز به عبادتگاه می‌رفتند و این روز برایشان مانند نوروز بود. این آغاز جشن «مهرگان» برای اهالی روستایی است که در ۱۸۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد و در طول تاریخی چندهزارساله، مهرگان از یادشان نرفته. هرچند که با گذشت سال‌ها شکل و شیوه آن، تغییر کرده و آن‌طورکه یکی از اهالی روستا به «پیام ما» می‌گوید، دیگر خبری از آیین‌ها و رسوم گذشته نیست و به چند سنت ساده تقلیل یافته است.

قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت

|پیام ما| دو دهه پیش تکه‌سفال‌های پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا می‌رفتند، توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسی‌های اولیه، گمانه‌زنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان می‌داد شهر قدیم قاین که در سفرنامه‌های تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانه‌هایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. به‌گفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوش‌های قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساخته‌شده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراث‌فرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراث‌فرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمین‌هایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیین‌تکلیف زمین‌هایشان شده‌اند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراث‌فرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری می‌اندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشم‌پوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراث‌فرهنگی کشور است.

کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز

قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گره‌گاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نام‌هایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمی‌شد. روایت‌ها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقه‌اش «شکر اصفهانی» می‌گویند و نشانه‌های معماری موجود، لایه‌هایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان می‌دهد. همین درهم‌تنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعین‌حال، مغفول‌ترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.

زمین، کاروانسراهای جهانی را می‌بلعد

پهنه‌های فرونشست زمین در ایران چنان گسترش یافته‌اند كه ۳۵۹ دشت كشور را در خطر فرونشست قرار داده‌اند. براساس گزارشی، ۴۱ كاروانسرا از ۵۴ كاروانسرای ثبت‌جهانی‌شده ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند و كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده در تهران، اصفهان، البرز، سمنان، مركزی، یزد، بوشهر و خراسان‌جنوبی هستند. خطر فرونشست علاوه‌بر كاروانسراهای ثبت‌جهانی‌شده ایران آثار تاریخی دیگر كشور را نیز تهدید می‌كند.

اعلامیه فوت قناتی زنده

«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئت‌امنای قنات و بهره‌برداران محلی در جلسه‌ای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاری‌اش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگ‌های نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب می‌کند. با لوله پولیکایی که از قنات به‌سمت زمین‌های کشاورزی کشیدند، مزرعه‌هایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه می‌شود؟

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟