بایگانی مطالب برچسب: میراث فرهنگی

پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بی‌پناه است. بنایی نیست که در گذر کوچه‌های بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانه‌ها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشسته‌اند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها از بحران و بن‌بست سخن گفته‌اند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیش‌روی افکار عمومی و رسانه‌ها این است: آیا اصفهان همچنان می‌تواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظاره‌گر مرگ تدریجی بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی خود باشد؟

مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطوره‌ها و آیین‌های مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگ‌اندیشی و «مرگِ خوب» به‌سوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده می‌شود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیست‌افزایی و زندگی‌خواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم به‌شکلی عادلانه و برابر. اگر می‌خواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروه‌های بی‌صدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوخت‌بر سیستان‌وبلوچستان، کودکان کار و جوانان بی‌اشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمی‌یابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری به‌مثابه آفریده‌ای اهریمنی شناخته می‌شود. پیام مهرگان، برچیدن شکاف‌های طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختی‌ها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانه‌شدن، کودکانه‌شدن، قومی‌شدن، زیست‌محیطی‌شدن و میراثی‌شدنِ فقر نخواهد بود.

ایران تماشاگر، عربستان و ترکیه پیشتاز

|پیام ما| پشت تریبون‌های رسمی، همه‌چیز روبه‌راه است؛ قرار است نوروز امسال گردشگری شکوفا شود، صدها هتل‌ ساخته شود، گردشگران روانه کشور شوند و تفاهمنامه‌های همکاری امضا شوند. بازارهای جدید پیدا شده است و گردشگران جدید روانه‌اند به‌سوی مقاصد و جاذبه‌های ایران. گویی پشت تریبون‌ها فضایی دیگر حاکم است و حقیقت نقل دیگری از روایت گردشگری دارد. راهنمایان گردشگری هنوز به‌دنبال شغل‌های جدید هستند، اقامتگاه‌ها یکی پس از دیگری تعطیل شده‌اند و ساختمان‌های نیمه‌کاره هتل‌ها، از سرمایه‌گذاری‌های نیمه‌تمام و ورشکستگی‌های مالی می‌گویند. گردشگری ایران با تمام مشکلاتش، در ورطه‌ بحران و انکار گرفتار شده. باید باور کرد تا زمانی که واقعیت‌ها دیده و پذیرفته نشوند، امیدی به درمان این زخم وجود ندارد. مواجهه صادقانه با بحران، اولین گام برای رفع آن است؛ نه انکار و به پستو راندنش.

بازاریابی نوین؛ کلید تحول گردشگری

داستان کلاسیک‌بازها

دسته‌ای حرکت می‌کنند، یک جای مشخص قرار می‌گذارند، جمع می‌شوند و معمولاً خانوادگی به دل جاده می‌زنند. همین حرکت دسته‌جمعی و دورهمی‌شان است که جذابیتشان را بیشتر می‌کند. خودروهایی که ۳۰ الی ۵۰ سال پیش تولید شده‌اند و برای چند نسل خاطره‌سازی کرده‌اند، همچنان سرپا هستند و حالا به یکی از جذابیت‌های گردشگری و سفر تبدیل شده‌اند.

هزار سفر نرفته به زخم

وقتی صحبت از گردشگری به میان می‌آید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوه‌های سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه به‌دنبال زیبایی‌های طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطره‌های تلخ تغذیه می‌کند. گردشگری سیاه به بازدید از مکان‌هایی گفته می‌شود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خورده‌اند. بازدید از اردوگاه‌ مرگ نازی‌ها، موزه‌های فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکان‌های سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار می‌گیرند. گردشگری سیاه به انسان‌ها این امکان را می‌دهد تا با بخش تاریک تاریخ روبه‌رو شوند؛ بخش‌هایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعه‌ای مهم از گردشگری سیاه است. در این‌گونه سفرها، گردشگران به مکان‌هایی می‌روند که در گذشته صحنه جنگ بوده‌ یا آثار آن را در خود حفظ کرده‌اند. این نوع گردشگری می‌تواند بازدید از موزه‌های جنگ و نمایشگاه‌های نظامی، یادمان‌ها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدان‌های نبرد قدیمی و مناطق ویران‌شده، خانه‌ها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستان‌های جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه‌ سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشت‌ساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... به‌جا گذاشته است. هم‌زمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفت‌وگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سال‌ها علاقه‌مندان را با گوشه‌گوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشی‌ها و ناخوشی‌های مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.

ویترین‌های ناامن، حافظان خائن

|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزه‌های قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزه‌ها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعی‌کننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهت‌هایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابل‌تأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوب‌کردن آن، بی‌شباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سال‌ها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعی‌اش هنوز در ابهام است.

پادکست خبری ۲۶ شهریور