بایگانی مطالب برچسب: اکوسیستم
جریمههای سنگین ترکیه برای حفاظت از گونههای گیاهی
استاد گیاهشناسی دانشگاه تهران میگوید: «کشور همسایه ما ترکیه از کشورهایی است که قوانین سفت و سختی در مورد برداشت از گیاهان و جانوران بومی و حفاظت شده دارد. بر اساس سالها تجربه همکاری با همکاران ترکیهای میدانم که حتی نمونهبرداری گیاهان برای تحقیقات علمی بسیار سخت و نیاز به مجوزهای لازم دارد. برای نمونه برداشتن برخی گونههای لاله واژگون در ترکیه تا ۱۵۰۰۰ دلار جریمه دارد. برداشت و تخریب زیستگاه نرگس دریایی تا ۹۰۰۰ یورو جریمه دارد.»
مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیهنشینان خزر
«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونهها را شاهدیم، این موارد نشاندهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیهنشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهههای اخیر گفتند. در کنار بیان این چالشها، «نسیم طوافزاده»، فعال محیطزیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم میتوانیم»، در غیر اینصورت هر روز زخمی به تالاب میزنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.
یزد در غبار
در سومین هفته فروردین استان یزد یک هفته در گردوغبار فرورفت. گردوغباری که بهگفته مدیرکل محیطزیست این استان امسال بهدلیل خشکسالی زیاد و کمبارشی تشدید خواهد شد و البته تا پایان هفته هم میهمان یزد خواهد ماند. براساس آنچه این مسئول اعلام میکند، کانونهای مستعد گردوغبار و فرسایش بادی در این استان بهطور متوسط در سال ۳۰۰ هزار تُن گردوغبار تولید میکنند. ضمن اینکه این استان که در مرکز کشور قرار دارد، همراه با بادهای شمالی از کویرهای سمنان، همراه با بادهای غربی از اطراف تالاب گاوخونی و یا سایر کانونهای فرسایشی استانهای همجوار هم میزبان گردوغباری میشود که حتی منشأ در خود استان ندارد. همچنین، بالغبر ۶۰۰ هزار هکتار مساحت جادههای این استان شامل جادههای مزارع، معادن، برخی از روستاها و آبادیها هم محدودههایی هستند که تولید گردوغبار میکنند و با وزش باد این گردوغبارها جابهجا میشوند.
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
جواهر زمینشناسی در تهدید گردشگری بیضابطه
نوروز ۱۴۰۴، سالی پرترافیک برای میراث فرهنگی ایران بود. نوروزی که مردم ترجیح دادند بهجای دیدوبازدیدهای بعد از افطار در ماه رمضان، عیدانه خود را در سفر باشند. اما در کنار اشتیاق به سفرهای نوروزی، آسیبهای بسیاری هم به اماکن تاریخی، طبیعی و محیطزیستی وارد شد که یکی از آنها موضوع خاکهای رنگین جزیره هرمز بود. خطر برداشت غیرمجاز این خاکهای رنگی تا جایی ادامه پیدا کرد که دلسوزان محیطزیست اقدام به راهاندازی کارزاری برای برگرداندن خاک هرمز، کردند تا شاید این خاک به خانهاش بازگردد و آرایش خاک سرخ در بهترین شرایط اصلاح شود. «احمد نادعلیان»، هنرمند سرشناس حوزه تجسمی که سالها در زمینه فرهنگسازی و خدمت به بومیان این منطقه فعالیت داشته، جزیره هرمز را «بهشت زمینشناسان» میداند و به «پیام ما» میگوید: «انگار عادت کردیم در دورهای نگران حیاتوحش و حیوانهایی مثل آهو و یوزپلنگ ایرانی باشیم و در روزگاری هم مثل امروز به یغما رفتن خاک هرمز را فریاد کنیم.»
انقراض ششم و خالی شدن حیات
در قرنهای اخیر شاهد افزایش شدید جمعیت انسانی و تشدید تأثیرات با منشأ انسانی بر اکوسیستمها و جوامع طبیعی هستیم. همین موضوع سبب شده است نرخ انقراض گونهها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پسزمینه باشد. طبق پیشبینیها ممکن است این رقم ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد. اگر این پیشبینیها تحقق یابند، نرخهای انقراض پیشبینیشده قطعاً قابلمقایسه با نرخهای انقراض در دورانهای انقراض جمعی گذشته خواهند بود.
مهاجرت،ایستگاه آخر
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
زنان، رهبران مقابله با آلودگی پلاستیکی در جهان
بانک جهانی در گزارشی از وضعیت مبارزه زنان با آلودگیهای پلاستیکی در جنوب آسیا، نمونههایی را بیان میکند که در آن زنانی یکتنه برای مهار این آلودگیها با وجود سختیها و تبعیضها گام برداشتهاند. «سیسیل فرمن» و «دینا اُمالی» در این گزارش به نمونههایی میپردازند که با کمک بانک جهانی توانستهاند در راه مهار آلودگی پلاستیکی گام بگذارند. اما این یکی از گزارشها درباره فعالیت زنان برای مقابله با آلودگی پلاستیکی است. نمونههای این فعالیتها در کشورهای مختلف متفاوت است، نمونهاش زیمباوه و مالاوی در آفریقاست که آنجا هم برای مدیریت پسماند جامد زنان با جدیت در این عرصه حضور دارند.
