بایگانی مطالب برچسب: آثار تاریخی
عملیات پنهان در قلب شبستان
مسجد کازرونی عباسآباد اصفهان، یکی از بناهای مذهبی-تاریخی این شهر، این روزها به کانونی از نگرانیهای میراثی تبدیل شده است؛ بنایی که پس از سالها بیتوجهی و در میانه اعتراض نمازگزاران و فعالان میراثفرهنگی، سرانجام در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. اما درست در همان مقطع، نشانههایی از مداخلات فیزیکی، تخریبهای پنهان و پروژههایی مبهم در حریم آن مشاهده شد؛ مداخلاتی که نهتنها شفافسازی روشنی درباره آنها صورت نگرفته، بلکه با پوشاندن کامل بدنه جنوبی مسجد و محدود کردن دسترسی عمومی، بر دامنه ابهامها افزوده است.
خانه تاریخی در اردکان ویران شد
|پیام ما| تخریب بناهای تاریخی در تعطیلات؛ یکی از رویههای جدیدی است که متخلفان برای پیشبرد پروژهها و اهداف خود، بهویژه در مورد بناهای تاریخی، در سالهای اخیر در پیش گرفتهاند. آنها از فرصت نبود نیروهای ناظر و یگان حفاظت میراث سوءاستفاده میکنند و دست به تخریب بناهایی میزنند که نتوانستهاند مجوز تخریب از میراثفرهنگی دریافت کند. با این روش نهادهای ناظر را در مقابل عمل انجامشده قرار میدهند. هرچند قوانینی برای این متخلفان و مجازات آنها وجود دارد، اما تجربه ثابت کرده چنین پروندههایی معمولاً با پرداخت جریمه نقدی و مماشات نهادهای متولی بسته میشوند.
موزهها تعطیلاند؛ جامعه تنهاست
|پیام ما| موزهها و مراکز تاریخی ایران امسال تعطیلی کمسابقهای را تجربه کردند. در مقطعی همزمان با جنگ تعطیل شدند و حالا هم بیش از یک ماه است که با شروع ناآرامیها، درهایشان را به روی بازدیدکنندگان بستهاند. هرچند این تعطیلیها بهدرستی و برای حفاظت از اشیای موزهها صورت گرفته -البته هنوز کسی نمیداند موزهها تا چه اندازه به مخازن امن مجهز هستند و اشیا تا چه اندازه در این مخازن در اماناند- اما با نگاهی به توصیههای نهادهایی از قبیل ایکوم برای ایفای نقش اجتماعی موزهها در بحرانها، میتوان گفت موزههای ایران تبدیل به یک انبار برای حفاظت از آثار شدهاند. بی آنکه تلاشی برای ایفای نقش اجتماعی خود در جامعهای که دچار یک ترومای جمعی شده؛ داشته باشند. موزهها برای حفاظت از آثار تعطیلاند و در عرصه اجتماع، غایب.
عتیقههای خونین
|پیام ما| تجربه کشورهایی که دچار جنگ، بیثباتی سیاسی یا ناآرامیهای گسترده شدهاند، نشان میدهد میان کاهش کنترل حاکمیتی و افزایش حفاریهای غیرمجاز رابطهای مستقیم وجود دارد. در چنین شرایطی آثار تاریخی تنها قربانی تخریب نیستند، بلکه به کالایی اقتصادی تبدیل میشوند که میتواند هزینه ادامه درگیریها را تأمین کند.
هشدار پیش از فاجعه
مسجدجامع عتیق اصفهان، کهنترین سند زنده معماری اسلامی در ایران و یکی از شاخصترین آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، این روزها با بحرانی چندوجهی روبهروست؛ بحرانی که دیگر صرفاً در حد «نمزدگی موضعی» یا «نشتی محدود تأسیسات» باقی نمانده و بهگفته کارشناسان، به مرحله هشدار جدی رسیده است. شکستگیهای مکرر لولههای آب و فاضلاب در حریم و جوار مسجد، افزایش محسوس رطوبت در بدنه و پی بنا و همزمانی این رخدادها با عبور خط ۲ متروی اصفهان از نزدیکی این مجموعه تاریخی، مجموعهای از نگرانیهای فنی، حقوقی و مدیریتی را ایجاد کرده که نمیتوان آن را با توضیحات مقطعی یا اقدامات کوتاهمدت فروکاست.
«قلات» زیر آوار توسعه بیضابطه
|پیام ما| گردشگری روستایی در سخنان مسئولان بهعنوان موتور توسعه پایدار و راه نجات اقتصاد روستاها معرفی میشود؛ مدلی که قرار است هم اشتغال ایجاد کند و هم از میراث و طبیعت محافظت کند. با همین رویکرد تلاشهایی برای ثبت روستاها در فهرست دهکدههای جهانی در سالهای اخیر شکل گرفته که البته اقدام مهمی است، اما واقعیت جاری در روستاهای شاخص ایران گاهی با این اظهارات و سیاستها در تناقض است. یکی از بارزترین این تناقضات را میتوان در روستای قلات در شیراز مشاهده کرد. روستایی که بافت تاریخی ارزشمند آن به ثبت ملی رسیده، اما ساختوسازهای غیرقانونی و تخریب محیط طبیعی آن و بدتر از تمام اینها، سکوت نهادهای متولی نهتنها منجر به آسیب جدی به چشمانداز و طبیعت روستا شده که هویت تاریخی و معماری آن را هم بهشکل جدی تهدید میکند.
راز پنهان پناهگاههای جنوب
«شوادانها»، شهر پنهان زیر خانههای دزفول و شوشتر، سالهاست که از حافظه جمعی این شهرها کنار رفتهاند. فضاهایی دستکند که زمانی هم پناه مردم از گرمای سوزان جنوب بودند و هم در روزهای جنگ، جان هزاران نفر را نجات دادند. بسیاری از این سازهها امروز پر از خاک و متروکهاند، اما حالا میراثفرهنگی دوباره به آنها توجهی نشان داده است. بهگفته سرپرست میراثفرهنگی دزفول، برنامههایی برای تعریف کاربریهای فرهنگی و گردشگری در شوادانهای قابلبازدید در دست اجراست. این کار تلاشی است برای حفظ بخشی از معماری منحصربهفرد و فراموششده این شهرها.
انزوای خاموش موزهها
|پیام ما | سالهاست که موزهها و میراثفرهنگی ایران زیر فشار سیاستگذاریهای اشتباه و نگاه مقطعی، کمجان و کماثر شدهاند؛ آنقدر که تعطیلیهای پیاپی و طولانی و حتی حذف تدریجیشان از عرصه عمومی، دیگر به چشم کسی نمیآید. قطعی اینترنت در این میان نه یک بحران تازه برای موزهها که حلقهای دیگر از زنجیره تصمیمهایی است که موزهها را به حاشیه رانده، انفعال و انزوا را در آنها تبدیل به امری عادی میکند؛ وضعیتی که اگرچه امروز چندان ملموس نیست، اما در بلندمدت میتواند به محو نقش موزهها در حیات فرهنگی کشور بینجامد.
