بایگانی مطالب : میراث

میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان می‌گوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمی‌شود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان می‌پرسم، می‌گوید: «شما کی هستی؟ از کجا می‌دانی؟» بالاخره در را باز می‌کند و می‌گوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیده‌اند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانه‌ای کردند، نه مسئولان میراث‌فرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، به «پیام ما» می‌گوید: «پژوهشگاه میراث‌فرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسی‌ها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشف‌شده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانه‌ای از انجام مطالعات باستان‌شناسی در محوطه محصورشده دیده نمی‌شود و نگهبان هم می‌گوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری به‌دست آمد، مسئولان در مورد حفاری‌های بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراث‌فرهنگی ابراز بی‌اطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.
میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراث‌فرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که می‌تواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت می‌کنند و حتی سال‌ها بعد می‌توان به آن‌ها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلم‌های مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراث‌فرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار می‌شد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سال‌های گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را می‌توان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.
«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

رقص «گوران» روی موج‌های خلیج‌فارس

ریش‌سفیدها با آن دشداشه‌های پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق می‌زند، پا‌به‌پای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفته‌اند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را به‌سمت دریا می‌برند. ریش‌سفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر می‌کنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوان‌ها اما به اولین لنجی که به دریا می‌برند، به «گوران»، فکر می‌کنند، به آینده لنج‌سازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و می‌رقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع هم‌سن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه می‌کوبد و یک نفر میان‌داری می‌کند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانی‌اش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیج‌فارس روان شود. آن تلاش عرق‌ریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، می‌گوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدم‌هایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشته‌اند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راه‌اندازی شده هر چند بندری‌ها دردودل‌ها دارند آن‌ها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر می‌گوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جام‌جهانی از آن بهره‌برداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.
رقص «گوران» روی موج‌های خلیج‌فارس

نغمه‌هایی برای ایستادگی «فلک‌الافلاک»

ارکستر سمفونیک تهران در حالی «فلک‌الافلاک» را در تالار وحدت نواخت که سال‌هاست پرونده ثبت جهانی این بنای تاریخی به تعویق افتاده است، آیا گره‌خوردن نغمه‌های موسیقی و میراث‌فرهنگی می‌تواند نویدی برای شنیدن صدای آثار خاموش ایران به جهانیان باشد؟
نغمه‌هایی برای ایستادگی «فلک‌الافلاک»

حذف تاریخ از نقشه شهرری بدون مجازات

|پیام ما| «یک تپه باستانی در شهرری غیب شد.» این خبر دی‌ماه ۱۴۰۲ تیتر رسانه‌ها شد. تپه قمی‌آباد که کاوش‌های باستان‌شناسی در آن انجام شده و آثار تاریخی در آن به دست آمده بود، تسطیح شده و برای همیشه از بین رفته بود. مسئولان شهرستان و وزارت میراث‌فرهنگی زیر بار این اتفاق نرفتند و موضوع را از اساس تکذیب کردند و گفتند تپه‌ای که تسطیح شده ارزش تاریخی نداشت. بعدها مشخص شد پروژه امضای معاون میراث‌فرهنگی تهران را داشته است. تپه قمی‌آباد ثبت ملی نشده بود و این درحالی‌است که آثاری از دوره پیش از تاریخ تا دوره اسلامی در آن یافت شده بود. دو سال از این موضوع گذشته است. بدون اینکه پرونده قضائی برای این تخلف تشکیل شود، مقصران و عاملان این تخریب شناسایی یا معرفی شوند، مسئولانی که مجوز این تخریب را صادر کرده‌اند، پاسخگو باشند و ابعاد موضوع به‌صورت دقیق بررسی شود.
حذف تاریخ از نقشه شهرری بدون مجازات

خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد

|پیام ما| «کشاورزی و دامپروری گسترده و تداوم کشت برنج و ذرت، برداشت آب از منابع زیرزمینی به میزان بسیار زیاد موجب فرونشست‌هایی در فاصله ۱۰ متری نقش‌رستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تخت‌جمشید شده است که به‌صورت شکاف‌های عظیم قابل‌مشاهده هستند.» این سخنان «مهدی زارع» که در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث فرهنگی» مطرح شده است، خبر تازه‌ای نیست. بی‌توجهی مسئولان نسبت به این سخنان نیز تازگی ندارد. وضعیت فرونشست در دشت مرودشت سال‌هاست مرز بحران را گذرانده، اما هنوز چاه‌های غیرمجاز و کشاورزی بی‌ضابطه در این دشت، جان مرودشت را می‌مکد و آن را از درون تهی می‌کند. این روند نه‌تنها منجر به مرگ این دشت حاصلخیز می‌شود و به‌گفته زارع: «بر تحریک گسل‌های فعال تأثیرگذار است»، بلکه تمام نشانه‌های تمدنی بی‌نظیر آن را برای همیشه از بین خواهد برد.
خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد

کلاه‌فرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه

|پیام‌ما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغان‌ها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیج‌فارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفت‌وآمد هلندی‌ها‌ و انگلیسی‌ها و عمانی‌ها تا امروز که متروک و فراموش‌شده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کرده‌اند. اینجا عمارت کلاه‌فرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. هم‌زمان با هفته میراث‌فرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهش‌های «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که به‌خوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحب‌نظران در دوره‌های مختلف بر اهمیت آن تأکید داشته‌اند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبت‌ملی‌شده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراث‌فرهنگی شهر، به‌راحتی امکانپذیر نیست.
کلاه‌فرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه

نبض گردشگری پایدار در روستاها می‌زند

گردشگری مبتنی‌بر جامعه به‌عنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصت‌های بی‌نظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، فرهنگی و اجتماعی به‌وجود می‌آورد. در این مدل، جامعه محلی نه‌تنها بهره‌بردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.
نبض گردشگری پایدار در روستاها می‌زند

ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

چه کسی دروازه‌های نقش‌جهان را به روی خودروهای دیپلمات‌ها گشود؟
ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان

قرآن‌های تاریخی طلاکوب در ازای بدهی

| پیام‌ما | مرد ۴۲ساله پشت به دوربین ایستاده. همین چندروز پیش بود که با خیال آسوده در‌حالی‌که چند کتاب نفیس تاریخی در دست داشت و کلاه نقابداری به سر، از مقابل دوربین دیگری عبور کرد. تصویر ثبت‌شده‌اش در عصر روز پنجشنبه که در صفحه اینستاگرامی روزنامه «پیام‌ما» برای نخستین بار منتشر شد، پرده از یک سرقت عجیب برداشت. حالا نیمه‌شب گذشته دستگیر شده است و پشت به دوربین در اداره آگاهی روایتش را خلاصه می‌کند در یک جمله که: «فروردین برای بازدید موزه رفتیم، وقتی قرآن‌ها رو دیدم کنارشون نوشته بود قرآن با آب‌طلا وسوسه شدم. به‌خاطر مشکل مالی، گفتم یه دونه از اینها رو بفروشم، مشکلاتم حل میشه.»
قرآن‌های تاریخی طلاکوب در ازای بدهی