بایگانی مطالب :
تمدنی که زیر آب مدفون شد
|پیام ما| توسعه بیضابطه بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و محیطزیستی، سالهاست که میراث ارزشمند تاریخی ایران را در معرض نابودی قرار داده است. در رأس این طرحها، سدسازی بهعنوان یکی از پرهزینهترین اشکال مداخله در طبیعت، همواره با تخریب گسترده محوطههای باستانی، جابهجایی آثار تاریخی و بیتوجهی به الزامات قانونی همراه بوده است. در نشستی با حضور کارشناسان حوزه میراث و باستانشناسی، ابعاد این بحران و راهکارهای مواجهه با آن مورد واکاوی قرار گرفت. این نشست نگاهی انتقادی به سیاستهای توسعه و چالشهای قانونی، نهادی و فرهنگی در زمینه حفاظت از میراث تاریخی در برابر طرحهای عمرانی داشت.
چگاسفلا؛ آزمونِ «سواد میراثی» ما
عراق؛ از میدان جنگ تا مقصد گردشگری
|پیام ما| عراق که روزگاری خود را گهواره تمدن میخواند، سالها در دیکتاتوری صدام و پسازآن، زیر غبار جنگ و بیثباتی مدفون شد و از فهرست مقاصد گردشگری جهان خط خورد. امروز اما این کشور در پی ثبات نسبی، شاهد جرقههایی از امید و بازسازی است و در تلاش است گذشتهاش را به آیندهای روشن گره بزند. آمارهای گردشگری عراق در سالهای اخیر گواه این تلاش است. عربنیوز اخیراً گزارشی به قلم «جاناتان گورنال» درباره اقدامات این کشور در حوزه گردشگری منتشر کرده که نکات و آمارهایی قابلتأمل دارد. گورنال در این گزارش به تغییر سیاستهای فرهنگی عراق اشاره کرده و حمایتهایی که از نهادهای بینالمللی برای احیای میراث باستانی خود دریافت میکند. این رزوها بخش خصوصی ایران از تعامل در حوزه گردشگری با عراق میگوید، اما با بررسی دقیقتر سیاستهای دو کشور میتوان به این نتیجه رسید که این تعامل بیشتر مورد توجه عراق است که سالهاست گردشگران ورودیاش از ایران صرفاً در حوزه زیارت بودند. حالا این کشور با احیای نشانههای تمدنی چندهزارساله خود بهدنبال گردشگران فرهنگی، بهویژه از کشورهای همسایه از جمله ایران، است. درعینحال، ایران نه در حوزه گردشگری و نه در حوزه حفاظت و احیای نشانههای تمدنی، وضعیت مطلوبی ندارد. نگاهی به آمارهای رسمی منطقه نشان میدهد درحالیکه ایران بهکلی بازار گردشگری را به وقایع و سیاستهای اشتباه باخته است، کشورهای همسایه با اتخاذ سیاستهای بلندمدت در حال رشد و رکوردشکنی در این حوزهاند.
پاسداشت حافظه زمین و انسان
روز جهانی باستانشناسی
باستانشناسی، حافظه زمین و آیین خرد
بازی شکار گوزن و باستانشناسی!
چگونه خیر جمعی نادیده گرفته میشود؟
باستانشناسی، دانش ریشهها و افق آینده
ساخت غسالخانه روی محوطه ۷هزارساله
گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبتملیشده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوهبر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ میگویند غسالخانهای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستانشناسان را شگفتزده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یکبهیک سر از خاک بیرون میآوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که میتوانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کردهاند: «گودینتپه». بیمهریها به گودینتپه سابقه چند دههای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراثفرهنگی از سوی دیگر روبهرو است. شهرداری و اوقاف بیتوجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش میبرند، کارشناسان میراثفرهنگی نگراناند غسالخانه به بهرهبرداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراثفرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
بازگشت جام هخامنشی
بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالشهای بیشمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمیگردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینیشده (مولاژ) میشد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقابهای سیمین ساسانی و چینیهای آبی و سفید میشدند. مسئله اما اینجا بود که همزمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست به دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم میزد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفتوگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما بهعنوان یک روزنامهنگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبهها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.
سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران
وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیطزیست، برهمخوردن نظامهای هیدرولوژیک رودخانهها و نابودی زیستبومهای پاییندست است. اما کمتر گفته میشود که یکی از پیامدهای مهم و جبرانناپذیر سدسازی، ضربهای است که به پیکره میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی وارد میشود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نهتنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانیهای جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستینبار واکنش جامعه مدنی و رسانهها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراثفرهنگی بهطور جدی برانگیخت. در این یادداشت میخواهیم بهشکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهههای گذشته سدسازی چه بر سر میراثفرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیطزیست و میراثفرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفتهاند. این دو عرصه همزمان و همسرنوشت، قربانی توسعه شتابزده و بیمحابا شدهاند.
