بایگانی مطالب : کشاورزی
زندگی پنهان در موزههای تهران
موزهها فقط یادآور گذشته یا مکانی که تاریخ را حبس کنند، نیستند. آنطورکه «محمدرضا رکنی»، پژوهشگر میراثفرهنگی، میگوید موزهها کارکرد مهم دیگری هم دارند: «حفظ تنوعزیستی». او این زاویهدید را در هفتمین سالگرد راهاندازی موزه خیابان ولیعصر که شانزدهم مهرماه در خانه تاریخی مینایی برگزار شد، مطرح میکند. تحقیقات او بهصورت تخصصی روی تهران، شهر موزههای ایران، است. موزههایی که هر کدام قصهای دارند و موجودات دیگری بهجز انسانها در آنها زندگی میکنند. شاید برای شما هم سؤال باشد که این موجودات چه هستند و در موزهها چه میکنند؟ در این مطلب همراه با پژوهشگر حوزه میراثفرهنگی و تنوعزیستی به موزههای «سعدآباد»، «گلستان»، «ملک»، «نیاوران»، «نگارستان» و «پارک شهر» میرویم تا آنها را بشناسیم و بدانیم که حالوروزشان چگونه است.
اثر تغییراقلیم بر رخداد بلایای طبیعی
نیمی از باغها در خشکسالی سوخت
|پیامما| سال آبی گذشته عنوان پنجمین سال خشک کشور و البته یکی از خشکترین سالهای ۵۰ سال اخیر را به خودش اختصاص داد. خشکسالی بیبدیلی که همه بخشهای کشور بهویژه بخش کشاورزی را تحتتأثیر قرار داد. برآورد خسارتهای بخش کشاورزی در شش ماه نخست ۱۴۰۴ نشان میدهد حتی پرآبترین استانهای ایران مانند چهارمحالوبختیاری، مادر بزرگترین رودخانههای کشور، نتوانستند آب مورد نیاز بخش زراعت و باغی را تأمین کنند. طبق اعلام وزارت جهادکشاورزی خشکسالی گسترده در سال زراعی جاری، با کاهش سطح کاشت و برداشت، بیش از ۴۴۰ هزار میلیارد تومان به بخش کشاورزی کشور خسارت وارد کرده است.
پرونده چای سنواتی بعد از ۲۵ سال بسته شد
|پیامما| وزیر جهادکشاورزی اعلام کرده است پرونده چایهای سنواتی در کشور، چایهایی که عمر مفیدشان را سپری کردهاند و دیگر برای انسان قابلشرب نیستند، بعد از ۲۵ سال تعیینتکلیف شدهاند و قرار است تبدیل به کمپوست شوند. این درحالیاست از سال ۱۳۹۰ تاکنون، دو بار دیگر این خبر و صدور مصوبه برای این محموله از سوی دولتهای وقت اعلام شده بود. بهنظر میرسد با وجود مصوبه روشن از سال ۱۳۹۰ مبنیبر ضرورت خروج این محموله از کشور یا تبدیل به کمپوست در داخل کشور، این چایهای فاسد همچنان بلاتکلیفاند.
آبنشینها یا تختکنشینهای اطراف هامون
«تختکنشینها»، آرامآرام با خشکیدن هامون ناپدید شدند. روزگاری زمینهای سیستان سبز بود و پرآب، اما حالا فقط در خاطرهها باقی مانده است. کاهش بارندگی و سدسازیهای بالادست رود هیرمند، این دریاچه بزرگ را به پهنهای از خاک و نمک تبدیل کرده؛ دریاچهای که با بیابانشدنش، زندگی را در جزیرههای کوچکش و میان مردمانی که روزی بر آب میزیستند، خاموش کرد. آنها خانههایشان از گل و نی بود و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا. صیاد، کشاورز و دامدار بودند و زندگیشان با آب گره خورده بود. «کلثوم بزی»، نویسنده و تسهیلگر اجتماعی، خود از میان همین مردم تختکنشین آمده است. او در کتاب «آبنشینها» از قصه زندگی روزمره زنانی گفته که در گذشتهای دور در میان آبهای هامون میزیستند؛ قصههایی که نشان میدهد چگونه جامعهای کوچک، با سختیها و امیدهایش، در پهنه آب و نیزار هامون شکل گرفته بود. قصه، بخش پررنگی از فرهنگ آنها بود و شاید اگر این قصهها نبودند که نسلبهنسل نقل شوند، همین یک قطره کوچک از زندگی آنها نیز باقی نمانده بود.
باستانشناسی، حافظه زمین و آیین خرد
زایندهرود یا توسعه کشاورزی؟
وعده مبهم پزشکیان به کشاورزان
|پیامما| بهار و تابستان برای کشاورزان اصفهانی پر از چالش بود. سال را با تلاش برای قطع خط لوله انتقال آب از اصفهان به یزد شروع کرده بودند و با وجود همه تلاشها برای تحقق حقابه، دستآخر حتی در بخش کشت دیم هم به مشکل خوردند: آبی در سد زایندهرود برای تحویل به کشاورزان اصفهان وجود نداشت. وزارت نیرو اعلام کرده است چارهای جز کاهش توسعه اراضی باغی و زراعی در این حوضه آبریز ندارد. کشاورزان میپرسند پس معیشت و شغل ما چه میشود؟ رئیسجمهوری به اصفهان سفر کرده است و به کشاورزان قول داده مشکلشان را حل کند. کارشناسان اما میگویند: پزشکیان وعده سر خرمن داده است. کشاورزی اصفهان و استانهای برداشتکننده از زایندهرود باید کوچک شود، راه دیگری نیست.
توسعه پایدار و تابآوری: دو روی یک سکه در مدیریت بحرانها
تباهسازی متقابل در جامعه مخاطرهآمیز
ما هر روز از طریق شبکههای اجتماعی و رسانهها پیامهای زیادی درباره انواع خطرات دریافت میکنیم. بسیاری از آنها مربوط به آب، هوا، غذا و خاک و محیط ما میشوند. اینکه یک ماده غذایی را نباید خورد، از آن آب نباید استفاده کرد. آلودگی هوا، گرما، کیفیت آب، پارازیت ماهواره و تشعشعات مراکز هستهای از جمله خطرات زمانه ما هستند.
