بایگانی مطالب : جامعه

«بازار فرانسه» کیش جولانگاه مارمولک‌ها

پنج سال از اعلام ثبت ملی بازار فرانسه کیش به‌عنوان یکی از بناهای شاخص دوره معاصر در فهرست آثار غیرمنقول تاریخی فرهنگی ایران می‌گذرد. قرار بود این بنا بعد از مرمت و باززنده‌سازی تبدیل به موزه شماره۲ ایران باستان شود، درحالی‌که هر روز متروکه‌تر از قبل و به محل زندگی پرندگان، مارمولک‌ها و جانوران دیگر تبدیل می‌شود.
«بازار فرانسه» کیش جولانگاه مارمولک‌ها

زیبایی‌شناسی فروریخته

در میان ساختمان‌های کوتاه و بلند لار، جایی که گرمای آفتاب با خاک بومی درهم می‌آمیزد، ساختمانی قد علم کرده است که نه‌تنها نقش یک بانک را بازی می‌کند، بلکه جلوه‌ای از گفت‌وگویی بصری میان سنت و مدرنیته را پیش چشم می‌گذارد: بانک ملی شعبه لار! پی‌رنگ دراماتیک ساخت بنای بانک ملی با زلزله ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در لار و با حضور ریاست جمعیت شیر و خورشید، شمس پهلوی آغاز می‌شود.
زیبایی‌شناسی فروریخته

دیدگاه فمینیستی و شهر ۱۵دقیقه‌ای

دیدگاه فمینیستی و شهر ۱۵دقیقه‌ای

مردانگی سمی

اشکی که فرو می‌رود، مُشتی که فرود می‌آيد
مردانگی سمی

فقرا بالقوه مجرم نیستند

چاقو به دست دارند، صورتشان زخمی است و برای «ناموس» هر کاری می‌کنند. الفاظ رکیک به زبان می‌آورند و لباس‌های گشاد می‌پوشند و لحنشان عصبانی است. این تصویر در ماه‌های اخیر بارها و بارها در سریال‌های شبکه نمایش خانگی، فضای مجازی و… تکرار شده است. تصاویری که دهک‌های پایین اقتصادی، ساکنان نواحی حواشی و … را بزهکار می‌داند. بعد از انتشار هر خبر قتل یا خشونتی این تصاویر بازنمایی می‌شوند. از نگاه «سمیه توحیدلو»، جامعه‌شناس اقتصادی، سرمایه اقتصادی می‌تواند عامل بسیاری از بزه‌ها نباشد و آن چیزی که باید ردپایش را در جرایم پیدا کرد، سرمایه فرهنگی است. از نگاه «پیر بوردیو»، سرمایه اشکال مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها سرمایه فرهنگی است؛ سرمایه‌ای که به سه شکل تجسم‌یافته، عینی‌شده و نهادینه‌شده است. از نگاه او سرمایه فرهنگی به آن فوریتی که سرمایه اقتصادی به‌دست می‌آید، نیست و ارزش آن بسته به میدانی که در آن عمل می‌کند، قابل‌تغییر است. جامعه‌شناسان می‌گویند مقوله‌هایی مانند آموزش هم می‌تواند در این سرمایه فرهنگی مؤثر باشد. در این گفت‌وگو رابطه میان سرمایه فرهنگی، میزان تحصیلات و حتی سرمایه اقتصادی را با جرایمی مانند زن‌کشی جست‌وجو کردیم.
فقرا بالقوه مجرم نیستند

دختران دریا

|پیام ما| «نئارخوس»، دریانورد و فرمانده ناوگان دریایی اسکندر مقدونی، در قرن چهارم پیش ازمیلاد در سفر دریایی‌اش به خلیج‌فارس، از جزیره هنگام یاد کرده است. در قرن‌های شانزدهم و هفدهم نیز نیروهای نظامی پرتغال این جزیره را اشغال کردند. در سال ۱۹۱۳ بریتانیا پایگاه دریایی‌ای در آن ایجاد کرد. از اواخر دهه ۱۹۴۰ کشتی‌های نفتکش در مسیر خود به تنگه هرمز، که حدود ۶۰ کیلومتر از هنگام فاصله دارد و یکی از نقاط کلیدی تجارت جهانی نفت است، از نزدیکی این جزیره عبور می‌کنند. اینها همه نشان از موقعیت استراتژیک این جزیره گرمسیری کوچک در انتهای خلیج‌فارس دارد که همیشه مورد توجه بوده است. اما امروزه جزیره هنگام شهرت دیگری هم دارد؛ «دختران دریا» و تنها زنان ایرانی‌ای که به حرفه ماهیگیری مشغول‌اند.
دختران دریا

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

اصفهان، شهری که آوازه‌اش با کاشی و قلم‌زنی و مینا گره خورده، سال‌هاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایع‌دستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایع‌دستی» عنوان‌هایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایع‌دستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایت‌هایی نهفته است که کمتر شنیده شده‌اند؛ روایت‌هایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.
با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

«پشت انگشت‌ها و بند انگشت‌ها را نخ‌های عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبره‌بسته بود. کارگاه نیم‌تاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایین‌تر بود... بچه‌ها مثل مارمولک به قالی نیمه‌بافته چسبیده بودند. روی رنگ‌ها کله می‌کشیدند. چشم‌ها در تاریک‌روشن قالیباف‌خانه برق می‌زد. چشم‌ها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورت‌های زرد، نخ را می‌پاییدند. نگاه‌ها و پنجه‌ها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گل‌های ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگ‌های سبز قالی بودند.» در طول گفت‌وگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاه‌های صنایع‌دستی و قالیبافی می‌گفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» ترسیم کرده بود، مرور می‌کردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان می‌داد. در روزگار آنها که این حرف‌ها جایی نداشت و این واژه‌ها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمت‌های قصه عوض شده، علم می‌تواند به کمک هنرمندان بیاید؛ می‌تواند بخشی از آن آسیب‌هایی را که سال‌ها به جان بچه‌های قالیباف‌خانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیباف‌خانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه می‌روند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. می‌تواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایع‌دستی لذت می‌برد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علوم‌پزشکی شیراز است. او در پژوهش‌هایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایع‌دستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوه‌بر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بین‌المللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی که در مسیر تحول صنایع‌دستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفت‌وگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایع‌دستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایع‌دستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاش‌ها و پژوهش‌هایش را در سطح گسترده و در بازار صنایع‌دستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقه‌ای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایع‌دستی وصل کند.
دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

هزاره سوم با تمام دستاوردهای نوین و تحولات چشمگیرش در عرصه فناوری و علم، همچنان با دلهره و چالش‌های زیادی برای انسان همراه است. تغییراقلیم، تبعیض اجتماعی و نابرابری اقتصادی، فقر، ناامنی، جنگ و نیز بحران‌های جمعیت و محیط‌زیست از جمله این موارد به‌شمار می‌روند. پدیده‌هایی که هر کدام در بطن خود بحران‌های متعددی را در مسیر زیست انسان بر سیاره زیبای زمین قرار می‌دهد. در مواجهه با این شرایط پیچیده، از ابتدای قرن ۲۱ توجه ویژه‌ای نسبت به مفهوم خلاقیت در کسب‌وکارها و اقتصاد ناشی از آن شکل گرفت و از رهگذر بازخوردهای مثبت و پایدار این حوزه‌ها و تاب‌آوری چشمگیرشان در برابر نوسانات اقتصادی و اجتماعی، به‌گونه‌ای محسوس تمرکز دولت‌ها و سازمان‌ها به‌سمت توسعه صنایع خلاق و اقتصاد ناشی از آن سوق پیدا کرد. عرصه‌ای متنوع و غنی که از جمله مصداق‌های برجسته آن در ایران، صنایع‌دستی و گستره وسیع هنرهای سنتی ایرانی است.
صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

«سیه‌مار» هنوز جان می‌گیرد

زهرش را دوباره به دل مردم ریخته… زهر سیه‌مار در همین خرداد «اسامه بلوچی»،‌ «سدیس بلوچی» و «میرخاتون بلوچی» را کشت. مردم بجوکان در بخش لاشار نیک‌شهر این شب‌ها خواب ندارند. ترس در دل همه‌شان خزیده. یکی از اهالی روستای بجوکان می‌گوید: «خدا شاهد است از وقتی این اتفاق افتاده شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. ساعت ۵ صبح خوابم برد. همه‌اش نور گوشی‌ام روشن است. خانه ما امنیت ندارد،‌ نه ماشین هست‌، نه آنتن موبایل. تا «چانف» ۱۵ کیلومتر جاده خاکی است و میلیونی از ما پول می‌گیرند تا به درمانگاه برسیم.» مردم روستا شب‌ها تا صبح بیدارند، نقل ترس از خوابیدنشان را نمی‌توانند به خبرنگاران مرکزنشین بگویند، آنها نمی‌توانند فارسی صحبت کنند و خبرنگاران هم بلوچی نمی‌دانند! اینها گفته‌های «زابد آهورانی» بهورز روستاست که صدای اهالی شده. در روستا وضع همه شبیه زابد است. بیدار ماندن، نور انداختن به اطراف و هر گوشه را گشتن!
«سیه‌مار» هنوز جان می‌گیرد