بایگانی مطالب: فرهنگ

بازگشت جامعه به مأموریت موزه هنرهای معاصر

زمین با دستان زنان نفس می‌کشد

در جهانی که هر روز، بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر می‌شوند، بسیاری از کنشگران محیط‌زیست می‌کوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابع‌طبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم به‌عنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یک‌سو می‌تواند به پاسداری از محیط‌زیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساخت‌های ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بی‌بهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیط‌زیست پررنگ‌تر کرده‌ است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی امکان‌پذیر است. کمک به حفاظت از ارزش‌های بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژه‌ای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفت‌وگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربه‌اش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که می‌خواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.

این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است

نمایش و نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» با حضور ناصر صفاریان (کارگردان و تهیه‌کننده)، حسین شیخ‌الاسلامی (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی)، علی‌اکبر زین‌العابدین (پژوهشگر) و سید احمد محیط‌طباطبایی (رئیس ایکوم و پژوهشگر میراث فرهنگی)، روز گذشته، چهارشنبه ۱۶ مهرماه، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

آخرین سفر تمبر

در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنی‌بلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدین‌شاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی به‌نام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز می‌گذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بی‌هویت سفیدی تبدیل شده‌است. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعه‌ای از تمبرهای چاپ‌شده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. به‌این‌ترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده می‌شود. این مهم گواه اهمیت و نقش بی‌بدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا می‌کند. به‌ مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر می‌دانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدین‌شاه را مرور می‌کنیم.

صدای روزنامه از پادکست می‌آید

سال ۹۶ در مخزن روزنامه‌ کتابخانه ملی «الهه خسروی»، روزنامه‌نگار، با مجموعه‌ای از روزنامه‌های تاریخی چون وقایع‌‌ اتفاقیه، حبل‌المتین، اختر و قانون مواجه شد‌. قدمت این مجموعه در کنار نگهداری نامناسب روزنامه‌ها، این آرشیو را تحت‌تأثیر قرار داده و حتی در مواردی در تماس با دست پودر می‌شوند. نبود اسکنر ویژه برای عکس‌برداری از نشریات، مطبوعات تاریخی ایران را محکوم به فراموشی و زوال کرده بود. ایده حفظ و انتشار این آرشیو، نخست در قالب کتاب به ذهن خسروی رسید، اما پیشنهاد ساخت پادکست از جانب دوستی مطرح شد و او یکسال بعد اولین شماره پادکست «گازت» را منتشر کرد.

تراژدی‌های فراموش‌شده

پس از سال ۹۵ تعداد پادکست‌های فارسی به‌سرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکست‌های پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر می‌شود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره‌ این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناخته‌شده که معمولاً اطلاعات چندانی درباره‌‌اش نیست یا فراموش شده‌، می‌پردازد.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

جشنواره با طعم نان تازه

|پیام ما| صبح سه‌شنبه، پانزدهم مهرماه، موزه نگارستان تهران حال‌وهوای خاصی داشت؛ جایی که از پوستر سومین جشنواره ملی نان با حضور «محسن تویسرکانی»، شهردار کرمان، رونمایی شد. در این آیین، از شهری سخن رفت که می‌خواهد نان را نه‌فقط به‌عنوان خوراک، که به‌عنوان بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی دوباره به یادها بیاورد؛ کرمانی که پاییز امسال میزبان جشنواره‌ای خواهد بود در ستایش نان، آیین و زندگی.