بایگانی مطالب: فرهنگ

آخرین سفر تمبر

در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنی‌بلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدین‌شاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی به‌نام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز می‌گذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بی‌هویت سفیدی تبدیل شده‌است. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعه‌ای از تمبرهای چاپ‌شده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. به‌این‌ترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده می‌شود. این مهم گواه اهمیت و نقش بی‌بدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا می‌کند. به‌ مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر می‌دانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدین‌شاه را مرور می‌کنیم.

صدای روزنامه از پادکست می‌آید

سال ۹۶ در مخزن روزنامه‌ کتابخانه ملی «الهه خسروی»، روزنامه‌نگار، با مجموعه‌ای از روزنامه‌های تاریخی چون وقایع‌‌ اتفاقیه، حبل‌المتین، اختر و قانون مواجه شد‌. قدمت این مجموعه در کنار نگهداری نامناسب روزنامه‌ها، این آرشیو را تحت‌تأثیر قرار داده و حتی در مواردی در تماس با دست پودر می‌شوند. نبود اسکنر ویژه برای عکس‌برداری از نشریات، مطبوعات تاریخی ایران را محکوم به فراموشی و زوال کرده بود. ایده حفظ و انتشار این آرشیو، نخست در قالب کتاب به ذهن خسروی رسید، اما پیشنهاد ساخت پادکست از جانب دوستی مطرح شد و او یکسال بعد اولین شماره پادکست «گازت» را منتشر کرد.

تراژدی‌های فراموش‌شده

پس از سال ۹۵ تعداد پادکست‌های فارسی به‌سرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکست‌های پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر می‌شود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره‌ این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناخته‌شده که معمولاً اطلاعات چندانی درباره‌‌اش نیست یا فراموش شده‌، می‌پردازد.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

جشنواره با طعم نان تازه

|پیام ما| صبح سه‌شنبه، پانزدهم مهرماه، موزه نگارستان تهران حال‌وهوای خاصی داشت؛ جایی که از پوستر سومین جشنواره ملی نان با حضور «محسن تویسرکانی»، شهردار کرمان، رونمایی شد. در این آیین، از شهری سخن رفت که می‌خواهد نان را نه‌فقط به‌عنوان خوراک، که به‌عنوان بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی دوباره به یادها بیاورد؛ کرمانی که پاییز امسال میزبان جشنواره‌ای خواهد بود در ستایش نان، آیین و زندگی.

موسیقی نواحی، صدای اقلیم

«ما راویان قصه‌های رفته از یادیم…» این را «فؤاد توحیدی»، موسیقیدان پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، می‌گوید. او نزدیک به سه دهه روی موسیقی نواحی استان کرمان پژوهش و آلبوم‌هایی چون «صدا، صدای کویر» که ساز آواهای نواحی کرمان را دربرمی‌گیرد، منتشر کرده است. از دیگر کارهای او می‌توان به کتاب «دوره عالی دف‌نوازی» و «نگاهی به موسیقی نواحی کرمان» که شامل ویژگی‌های موسیقی محلی کرمان، سازها، آداب و رسوم و معرفی انواع موسیقی نواحی مختلف این استان است و مجموعه «کویرانه» که دربردارنده ۲۰ آلبوم جداگانه موسیقایی است، نام برد. این نوازنده و پژوهشگر موسیقی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چالش‌های پیش رو می‌گوید.

«راکفلر» روشنایی، نه تاریکی

|پیام ما| ۱۰ سال از مرگ «عبدالرحیم جعفری»، بنیانگذار انتشارات «امیرکبیر» و از پیشتازان فرهنگ ایران، گذشته است، اما هنوز یادش در میان بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر این سرزمین زنده است. امسال نیز بزرگداشت او به کوشش «کاظم موسوی بجنوردی»، رئیس دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و «محمدرضا جعفری»، فرزند عبدالرحیم و مدیر نشر نو، در مرکز همایش‌های بین‌المللی برگزار شد. «سید محمد کاظمی بجنوردی»، بنیانگذار و رئیس مرکز دائرةالمعارف اسلامی در این نشست، نقش عبدالرحیم جعفری در نشر ایران را بی‌بدیل دانست و از حسودان و کج‌نظرانی گلایه کرد که علیه جعفری توطئه و اموال او را مصادره کردند: «مصادره‌ای که حتی به‌زعم جامعه‌ مدرسین قم، نامشروع بوده، اما مصالحه‌نامه‌ اجباری‌ای از عبدالرحیم جعفری گرفتند که او در آن ۸۰ درصد اموالش را بخشیده بود و این امر باعث شد موضوع مسکوت بماند.» عبدالرحیم بعد از مصادره اموالش پس از انقلاب سال‌ها برای بازپس‌گیری آنها تلاش بی‌وقفه کرد، اما چشم از جهان فروبست و نتوانست حقش را زنده کند. زندگی او یکی از تراژیک‌ترین اتفاقات تاریخ معاصر ایران است.

حکمرانی سبز، حکمرانی سیاه

جایگزین انرژی‌های پاک، تنها گریزگاه انسان

جنگلی که ما را بلعید

|پیام ما| کتاب «جنگلی که ما را بلعید» نوشته «منصور علیمرادی» از سوی انتشارات «پرتقال» به چاپ رسیده است. منصور علیمرادی نویسنده، شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ اصالتاً اهل جنوب کرمان است. علاوه‌بر داستان‌نویسی و سرودن شعر، در زمینه فرهنگ بومی جنوب استان کرمان هم پژوهش‌هایی انجام داده.

کنسرت به‌مثابه میدان جنگ

هنوز حواشی لغو برگزاری کنسرت «همایون شجریان» تمام نشده که پنجشنبه (سوم مهرماه) خبر لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در کاخ نیاوران حاشیه‌ساز شد. «دیگر توان جنگیدن نداریم» جمله‌ای بود که سیروان خسروی در اجرای پایانی خود گفت و اعلام کرد اجراها با فشار «وزارت میراث‌فرهنگی» لغو شده است. «پیام ما» در پیگیری‌های خود از وزارت میراث‌فرهنگی و معاونت فرهنگی کاخ نیاوران به نتیجه نرسید؛ اما دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد با انتشار اطلاعیه‌ای، دلیل را «اعتراض اهالی نیاوران» عنوان کرد. دلایلی که به‌نظر می‌رسد در شرایطی که مردم به فضاهای شاد نیاز دارند، برگزاری کنسرت‌ها را تبدیل به یک چالش پیچیده کرده است. اگرچه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی چالشی است که مسئولان میراث‌فرهنگی تا کنون نتوانستند برای با اعلام دستورالعملی از پس آن برآیند اما مسئله اینجاست که در اظهارنظرهای شده کسی داد بناهای تاریخی را نمی‌ستاند و آسایش همسایه‌ها گویا مسئله اصلی است.