بایگانی مطالب: روستا
شیور، میدان انفجارهای ویرانگر
«در دامن کوه بزرگ شدهایم، زندگی ما به کوه بسته است.» این را اهالی پاییندست «کوه شِیور» در اهر میگویند. کوهی تاریخی با پوشش گیاهی و جانوری خاص و محل ییلاق و قشلاق عشایر، جایی که سال ۱۳۹۷ بهعنوان منطقه شکارممنوع توسط سازمان حفاظت محیطزیست اعلام شد تا تیری در آن رها نشود، اما سالهاست انفجار معادن سنگآهن و مس، کوه و اهالی آن را به لرزه درآورده. شیور برای اهالی روستاهای انجرد، زندآباد، جوبند، مزرعه، صومعه و گاودل بهمعنای زندگی است، اما زندگی در این منطقه با پروانههای اکتشاف مدامی که صنعت و معدن صادر میکند، به خطر افتاده. حالا در منطقهای که چند معدن فعالاند یک مجوز اکتشاف دیگر صادر شده؛ همه این معادن در نزدیکی یکدیگر و در فاصله چند کیلومتری با روستاها مشغول به کارند و آنطورکه رئیس اداره محیطزیست اهر به ما میگوید، این منطقه دیگر امکان تغییر از منطقه شکارممنوع به حفاظتشده را ندارد؛ چراکه سراسر پهنههای این منطقه بهعنوان پهنه معدنی ثبت شده است.
کوه رادون تکهتکه میشود
بادهای موسمی هربار که از غرب به شرق میوزند، گردوغبار اکتشاف معدن، روستای امینآباد را در خود غرق میکند. اهالی امینآباد که در ۴۵ کیلومتری شهرضا هستند، از ابتدای امسال با بیل مکانیکی و لودر سنگین در منطقهشان روبهرو شدهاند و حالا نگران از بین رفتن کشاورزی، دامداری و پوشش گیاهی منطقه و گیاهانی دارویی که بر روی ۱۰ رشته قنات روستا قرار دارند، هستند. آنها میگویند معدنکاوی در پنج کیلومتری روستا و تنه به تنه زمینهای کشاورزی یعنی نابودی شغل آنها به قیمت سود عدهای خاص. آنها حتی هنوز بهدرستی نمیدانند چه معدنی قرار است آنجا راه بیفتد. به آنها گفتهاند «سنگ مرمریت سیاه و چیزهای دیگر» اما به گفته عضو شورای روستای امینآباد، راه افتادن معدن یعنی خشک شدن ۱۰ رشته قتات منطقه، قناتهایی که آب شرب بیش از هزار نفر از اهالی روستا را تأمین میکند.
گاز در شمال ایران نایاب شد
بهمن به نیمه رسیده بود که بالاخره زمستان روی خودش را به کشور نشان داد و تقریباً تمام استانهای کشور را با کاهش دمای قابلتوجه روبهرو کرد. بهنظر میرسد سه استان شمالی بیشترین تأثیر از موج سرمای بهمن را تجربه کردند. افت فشار گاز در هر سه استان که موجب قطع گاز برخی مناطق شمالی شده، ارمغان سرما بوده است. مدیران عامل هر سه شرکت گاز میگویند با وجود استفاده صنایع از سوخت جایگزین روند مصرف همچنان افزایشی است. روز گذشته گاز شهروندان در کلاردشت مازندران و همچنین چمستان، آمل، بهشهر و چالوس نیز بهعلت کاهش فشار و افزایش مصرف قطع شده است. همچنین، گزارشهایی از گرگان از سوی شهروندان منتشر شده است که با قطع گاز بهدلیل افت فشار مواجه شدهاند.
گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد
«زندگی در شمال یعنی زیستن در طبیعت»، این گفته «مبینا نورمحمدیان»، کارشناس محیطزیست و معیشت پایدار مؤسسه «توسعه پایدار و محیط زیست» یا همان «سنستا»، است. او بیش از یک دهه در این مؤسسه بوده و در انواع و اقسام پروژههای داخلی و بینالمللی با موضوع عشایر و بازتوانمندسازی جامعه بومی و محلی حضور داشته است. از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ در این سالها در کدام مناطق کار کرده؟ آیا تفاوتی بین کار زنان و مردان در پروژههای مرتبط با جامعه محلی وجود دارد و مشارکت مردم در تصمیمگیریها آیا به رسمیت شناخته شده است یا خیر!
«خوشبخت» و «شور» زیر لایههای بتن
اهالی افین یکبار دیگر پلاکارد بر دست روی بتنهایی که آب رود را از آنها دریغ کرده ایستادهاند و میگوید «چرا «خوشبخت» و «شور» را از ما گرفتید؟» خوشبخت و شور رودهای روانی بودند که حالا دو دهه است روی آنها بتن ریختهاند و آب آن توسط لولههایی در زیر زمین به اسفدن میرود. شهری در نزدیکی افین و ۵۰ کیلومتری قاینات. افینیها میگویند حدود بیست سال است صدایشان به جایی نمیرسد. قناتها و توت ۳۵۰ساله روستا خشک شده و جان زرشکها در خطر است؛ آنهم برای بتنریزی و حذف رودخانه از مسیر اصلیاش. حالا در هفتههای اخیر کار دوباره شروع شده. آمدهاند تا لولهها را لایروبی کنند و لوله جدید بگذارند. افینیها میپرسند «پول بیتالمال چرا باید صرف چنین نابودیای شود؟» اداره محیطزیست و منابعطبیعی شهرستان میگویند از نظر قانونی اتفاق رخداده به آنها ارتباطی ندارد و آبمنطقهای مسئول است و مسئولان آبمنطقهای هم به ما میگویند «درباره اتفاقات ماههای اخیر اداره امور آب مجوزی نداده بلکه تصمیمگیری درباره تعمیر و لایروبی و کارهای دیگر توسط شورای تأمین استان مصوب شده است.» در میان کشوقوس مسئولانی که هرکدام تقصیر را به گردن دیگری میاندازند و میگویند از نظر قانونی مسئول نیستند! سالیان سال است که بتنها جای آب روان را گرفته، کوههای اطراف خوشبخت و شور تخریب شده و دیگر خبری از پوشش گیاهی نیست و محلیها میگویند «روی بتنها، آنجا که قبلاً رودخانه بود اشک میریزیم.»
از آغاز، نابرابری را منحل کنیم!
حقوق کودکان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی است که با چالشهای زیادی روبهروست. در گفتوگو با «ژیلا مدنی»، فعال اجتماعی حقوق کودکان، به بررسی چالشها و مشکلاتی پرداختیم که کودکان در مناطق محروم با آن مواجه هستند. او بر اهمیت آموزش پیشدبستانی بهعنوان یک ابزار کلیدی برای کاهش فقر و نابرابریهای اجتماعی تأکید کرد. مدنی همچنین به ضرورت تقویت سیستمهای آموزشی با هدف برابری در دسترسی به آموزش اشاره کرد و نقش دولت و بخش خصوصی در حمایت از این حرکت را مهم دانست. ژیلا مدنی همچنین به مشکلات فرهنگی و اقتصادی که مانع از دسترسی کودکان به آموزش میشود، پرداخته و راهکارهایی برای رفع این مسائل مطرح کرد. این مطلب در پی میآید.
دستهای خالی، قلبهای پر از امید
گزارشی از شرایط ناگوار پیشدبستانیها در روستاهای زابل
سکوی پرتاب به مدرسه
پیشدبستانی، آموزش غیررسمی و مزایای آن برای تکامل فکری و اجتماعی کودکان
۱۰ سال انتظار برای پلناتمام قارخون
«تلخهرود» روستای «قارخون» در شهرستان سراب آذربایجانشرقی را تقسیم کرده است: ده بالا و ده پایین. ۱۰ سال از تخریب پل روستا بر این رودخانه میگذرد و اما نهادهای دولتی برای بازسازی آن اقدامی نکردند. سال ۱۳۹۸ اهالی تصمیم به بازسازی گرفتند و پنج دهنه از شش دهنه پل با کمک خیران ساخته شد، اما استانداری آذربایجان آن را نپذیرفت و از همکاری با آن بهدلیل «غیرمهندسیساز بودن» سر باز زد. حالا همان پل نیمهکاره هم دیگر قابلیت استفاده ندارد. ویدئویی در فضای مجازی نشان داد دانشآموزان این روستا باید از رودخانه عبور کنند، اما مسئولان میگویند فقط شش دانشآموز و اهالی ساکن در پایین ده این چالش را دارند، نه همه مردم روستا. قرار است پلی موقت برای روستا ساخته شود تا تصمیمگیری برای احداث پلی دائم انجام شود. ساخت پل موقت هم به ماههای آتی موکول شده است. اگرچه زمان دقیق احداث پل موقت هم معلوم نیست، اما آنچه مشخص است اینکه در زمستان سرد «سراب» دانشآموزان پایین ده هنوز باید چکمهپوش از رودخانه عبور کنند یا کسی آنان را به دوش بکشد، نهفقط دانشآموزان مقطع ابتدایی بلکه همه اهالی که پایین ده خانه دارند، تا بلکه گره پل روستا بعد از ۱۰ سال باز شود؛ آنهم شاید در بهار یا تابستان. این میان دغدغه اصلی مسئولان چندوچون ویدئوست؛ اینکه چه کسی دانشآموز را بر دوش گرفته یا چه کسی نریشن میگوید.
ابیانه؛ یک امضا تا جهانی شدن
ابیانه، روستای سرخپوش ایران، با قدمتی بیش از هزار و ۸۰۰ سال (برخی قدمت آن را بیش از چهار هزار سال تخمین زدهاند)، یکی از شاخصترین مناطق تاریخی کشور بهشمار میرود. این روستا که در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته، سالهاست که در انتظار ثبت جهانی در یونسکو است. اما با وجود پیگیریهای مکرر، همچنان موانعی در مسیر این ثبت وجود دارد که روند آن را با چالشهایی مواجه کرده است. باتوجهبه اهمیت این روستا از منظر فرهنگی، تاریخی و گردشگری، ثبت جهانی آن میتواند تحولی مهم در حفظ بافت سنتی و توسعه پایدار منطقه ایجاد کند. اما آیا مشکلات زیرساختی و تغییرات ناهمگون در فضای روستا، مانعی جدی در این مسیر محسوب میشود؟ گزارش پیش رو، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و دیدگاههای کارشناسان، مسئولان و مردم محلی را درباره این چالشها منعکس میکند.
