بایگانی مطالب برچسب: سلامت روان

استرس پساجنگ در کمیـــن ایرانیـــــان

بیش از دو ماه از پایان جنگ چهل‌روزه در ایران می‌گذرد، جنگی که پس از دو بحران دیگر بر جامعه ایران تحمیل شد و بسیاری از شهروندان را در سراسر کشور تحت‌تأثیر قرار داد، این وضعیت موجب شده است تا بسیاری نگران تشدید اختلال‌هایی مانند «سندروم اختلال استرس پس از حادثه» در ایران شوند. به گفته مقامات سازمان بهزیستی پیش‌بینی می‌شود که ۲۰ درصد جامعه دچار این اختلال شوند، اگرچه رئیس «انجمن روان‌پزشکی ایران» در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید که افراد حادثه‌دیده ممکن است شرایط بدتری را تجربه کنند.

«ازدواج سفید» در ایران بیشتر اجبار پنهان است تا انتخاب

علیرضا شریفی یزدی، روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه، با اشاره به افزایش جمعیت مجردان و دشوارتر شدن ازدواج، می‌گوید «عدم ازدواج» یا «ازدواج سفید» در بسیاری موارد انتخاب آزادانه نیست، بلکه واکنشی به فشارهای اقتصادی و اجتماعی و نوعی «تکلیف تحمیل‌شده» است؛ وضعیتی که می‌تواند پیامدهایی مانند کاهش زاد و ولد، تشدید تنهایی و افزایش آسیب‌های روانی را به دنبال داشته باشد.
در گفت‌وگو با ایلنا مطرح شد: تشکیل خانواده سنتی برای بسیاری ناممکن شده؛ ازدواج سفید اجبارِ پنهان است نه انتخاب تشکیل خانواده سنتی برای بسیاری ناممکن شده؛ ازدواج سفید اجبارِ پنهان است نه انتخاب کد خبر : 1788891 روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه گفت: تشکیل خانواده سنتی برای بسیاری غیرممکن یا بسیار دشوار شده است، در این حالت، «عدم ازدواج» یا «ازدواج سفید» نه یک خواسته قلبی، بلکه واکنشی به فشارهای محیطی است. پس این انتخاب، بیشتر یک «تکلیف تحمیل‌شده» است تا یک اراده آزادانه. به گزارش خبرنگار ایلنا، رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت به تازگی اعلام کرده است: ۱۲ میلیون جوان بالای ۲۰ سال در کشور داریم که هرگز ازدواج نکرده اند. حدود ۸۲۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال و ۳۴۰ هزار زن بالای ۴۵ سال نیز در ایران مجرد هستند. بیش از یک میلیون و ۱۶۰ هزار نفر هم از سنین باروری و ازدواج عبور کرده و در وضعیت تجرد قطعی قرار گرفته‌اند. همچنین معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان نیز اعلام کرده که بیش از ۱۸ میلیون نفر در کشور هرگز ازدواج نکرده‌اند. «علیرضا شریفی یزدی» روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا به بررسی تبعات جامعه‌شناسی و روانشناختی این پدیده در کشور پرداخت و گفت: نکته‌ی اول این است که به نظر می‌رسد بخشی از جامعه در حال وارد شدن به فضایی جدید است. به این معنا که مفهوم خانه و خانواده، آن‌گونه که به‌طور سنتی در طول تاریخ - نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان - تعریف شده بود، در میان گروه قابل‌توجهی از اعضای جامعه در حال شکسته شدن است. بسیاری از افراد دیگر حاضر نیستند بر اساس آن تعریف سنتی از خانواده زندگی کنند و مسیر خود را ادامه دهند. بخشی از این جمعیت، کسانی هستند که این سبک زندگی را به‌عنوان یک انتخاب برگزیده‌اند. وی افزود: جمعیت قابل‌توجهی متشکل از ۸۲۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال و ۳۴۰ هزار زن بالای ۴۵ سال وجود دارد که هرگز ازدواج نکرده‌اند و وارد دوره تجرد قطعی شده اند. مفهوم این آمار آن است که نسل‌های بعدی که زیر ۴۵ سال و زیر ۵۰ سال سن دارند، احتمالاً با همین وضعیت مواجه خواهند شد و در سال‌های آینده شاهد افزایش پدیده‌ی تجرد مطلق در میان آنان خواهیم بود. به گفته این جامعه شناس، این بخشی از مسئله است. بخش دیگر قضیه از منظر جامعه‌شناسی این است که گویا شرایط اقتصادی و سیاست‌های اقتصادی که در دو تا سه دهه گذشته در کشور ما به دلیل بیکاری، تحریم‌ها و مباحثی مشابه وجود داشته، موجب شده است که گروهی از افراد نه به صورت انتخابی، بلکه به صورت اجباری به سمت تجرد حرکت کنند و آن مسئله به آنان تحمیل شده بود. افزایش جمعیت مجردان مطلق در سال‌های آینده شریفی یزدی در ادامه توضیح داد: با توجه به شرایط اقتصادی که به‌ویژه در چند سال اخیر در جامعه حاکم شده است، نسل‌های بعد نیز همین رویه را در پیش خواهند گرفت. در حقیقت در سال‌های آینده شاهد افزایش جمعیت مجردان مطلق خواهیم بود. دهه هفتاد، دهه شصتی‌ها هنوز وارد این آمار نشده‌اند. این روانشناس اجتماعی با بیان اینکه اولین پیامد این معضل کاهش‌زاد و ولد است، گفت: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که به سمت پیری جمعیت در حال حرکت است و پیش‌بینی‌ها این است که تا سال ۱۴۲۲، جمعیت کثیری – تقریباً نزدیک به ۲۳ درصد از جمعیت ایران – جمعیت سالمند خواهند بود. زیرساخت‌های کشور، از نظر بهداشتی و صندوق بازنشستگی، پاسخگوی این وضعیت نیستند. بنابراین، اولین پیامد آن، مسئله کاهش نرخ‌زاد و ولد در کشور خواهد بود. دولت اصلا توان نگهداری از سالمندان آینده را ندارد وی تأکید کرد: وقتی ما به صورت مجرد مطلق زندگی می‌کنیم و سنمان بالا می‌رود، وابستگان خونی‌مان یا فوت می‌کنند، یا خودشان نیز دچار مشکلات می‌شوند، یا به دنبال زندگی خودشان هستند و دیگر نمی‌توانند حمایتی را فراهم کنند. به‌عنوان مثال، فرض کنید خواهر و برادر یا پدر و مادر فوت کنند. در چنین شرایطی این جمعیت کثیر تنها به‌طور طبیعی به دست دولت می‌افتد. با شرایطی که اکنون ما سراغ داریم، دولت اصلاً توان نگهداری از این افراد را ندارد و جامعه وارد یک فاز بسیار خاص خواهد شد. شریفی یزدی تصریح کرد: نشانه منفی بعدی که این قضیه می‌تواند در پی داشته باشد این است که انسان موجودی اجتماعی و در پی برقراری ارتباط است. طبیعتاً وقتی که ازدواجی صورت نمی‌گیرد، روابط به سمت روابط کوتاه‌مدت و سطحی می‌رود. نیازهای عمیق و لایه‌های زیرین در آن رابطه پاسخ داده نمی‌شود؛ مشابه همان روابط دختر و پسری که این روزها زیاد دیده می‌شود.وقتی لایه‌های عمیق عاطفی در یک رابطه پاسخ داده نمی‌شود، زمینه برای انواع اختلالات روانی مثل افسردگی و اضطراب فراهم می‌شود. احساس تنهایی، دوست داشته نشدن و عدم تعلق، آسیب‌های اجتماعی ریز و درشتی به همراه می‌آورد که افکار خودکشی یکی از جدی‌ترین آن‌هاست. این موارد همه به نوعی همدیگر را تقویت می‌کنند. ازدواج سفید پاسخگوی نیازهای عمیق و پایدار عاطفی نیست به گفته وی، وقتی افراد دچار تجرد مطلق می‌شوند و از سن ازدواج به معنای یک رابطه عمیق و ماندگار عبور می‌کنند، مجبور می‌شوند نوع جدیدی از خانوار را تشکیل بدهند. این خانواده‌ها معمولاً تحت عنوان «cohabitation» یا با ترجمه رایج اما نه‌چندان دقیق «ازدواج سفید» در فارسی معنا پیدا می‌کنند. این سبک زندگی هرچند نیازهای سطحی را پوشش می‌دهد، اما اغلب پاسخگوی نیازهای عمیق و پایدار عاطفی نیست و خود می‌تواند چالش‌های جدیدی ایجاد کند. این جامعه‌شناس با اشاره به اینکه در کشورهای غربی، پدیده‌ای تحت عنوان «هم‌خانگی» دارای پشتوانه قانونی و حقوقی مشخص است و به‌عنوان یک نوع نهاد خانواده به رسمیت شناخته می‌شود، گفت: اما در ایران، به دلیل موانع حقوقی، فرهنگی و عرفی، این سبک زندگی عموماً به‌عنوان یک خانواده رسمی پذیرفته نمی‌شود. پیامد این وضعیت آن است که هر دو طرف، و به‌ویژه زنان، به دلیل فقدان حمایت‌های قانونی و اجتماعی، آسیب‌های جدی‌تری متحمل می‌شوند. این نارضایتی‌ها و سرخوردگی‌ها، نه‌تنها سلامت روان افراد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، بلکه از منظر اجتماعی نیز چالش‌برانگیز است. روابطی که فاقد چارچوب مشخص و حمایت قانونی هستند، ذاتاً شکننده‌اند و می‌توانند منجر به بروز مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی گسترده‌ای برای جامعه شوند. به گفته وی، به ویژه در برخی از این ازدواج‌های سفید که به‌صورت منسجم شکل می‌گیرند و منجر به فرزنددار شدن می‌شوند، کودک با شرایط بسیار خاصی روبرو می‌شود و تجربیات منحصربه‌فردی را پشت سر می‌گذارد. این کودکان اغلب به دلیل نداشتن چارچوب قانونی و حمایت‌های اجتماعی مشخص، با چالش‌های هویتی و عاطفی عمیقی مواجه‌اند. در همین راستا، سازمان بهزیستی گاهی در مورد این کودکان و آسیب‌های احتمالی ناشی از این نوع ساختارهای خانوادگی هشدار می‌دهد و به دنبال ارائه راهکارهایی برای حمایت از آن‌هاست. نبودِ تعهد قانونی و اجتماعی می‌تواند امنیت روانی کودک را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار دهد و آینده‌ای نامشخص برای او رقم بزند. ازدواج سفید اجبار پنهان است نه انتخاب آزادانه شریفی یزدی با تایید اینکه بسیاری از این افراد اگرچه ظاهراً «انتخاب» کرده‌اند که ازدواج نکنند، اما این انتخاب، یک انتخاب آزادانه و آگاهانه نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به یک «اجبار پنهان» یا «ناگزیر» است، خاطرنشان کرد: واقعیت این است که وقتی شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به‌گونه‌ای شکل می‌گیرد که تشکیل خانواده سنتی برای بسیاری غیرممکن یا بسیار دشوار شود، فرد عملاً «انتخابی» بین ازدواج و تنهایی ندارد. در این حالت، «عدم ازدواج» یا «ازدواج سفید» نه یک خواسته قلبی، بلکه واکنشی به فشارهای محیطی است. پس این انتخاب، بیشتر یک «تکلیف تحمیل‌شده» است تا یک اراده آزادانه. به گفته وی، آن دسته از افرادی که خودشان را «انتخابگر» می‌دانند، واقعاً در دو مسیر اصلی قرار می‌گیرند که هر دو ریشه در شرایط خاص دارند. در واقع، این دسته از افراد اگرچه خودشان را «انتخابگر» می‌دانند، اما در واقع تحت تأثیر ترس‌ها، تجربیات تلخ یا فشارهای محیطی هستند که آن‌ها را از ازدواج دور کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که «انتخاب» در بسیاری از موارد، یک واکنش دفاعی یا نتیجه‌ی شرایط خاص است، نه یک تصمیم کاملاً آزادانه. شریفی یزدی در پاسخ به این پرسش که آیا اساسا انسان بدون تشکیل خانواده می‌تواند ادامه دهد، گفت: در اوایل قرن بیستم، برخی متفکران و ایده‌پردازان تلاش کردند تا با تکیه بر اصولی مثل «از بین بردن مالکیت خصوصی» و «جامعه‌گرایی افراطی»، نهاد سنتی خانواده را بشکنند. ایده این بود که بچه‌ها از والدین جدا شوند و در مراکز جمعی (مثل پانسیون‌ها یا مهدکودک‌های دولتی) تحت نظارت متخصصان بزرگ شوند. زندگی فردی و خصوصی جای خود را به زندگی کاملاً جمعی بدهد. پیوندهای عاطفی خانوادگی ضعیف شده و جای خود را به تعهدات اجتماعی بدهد. اما تجربه نشان داد که این طرح‌ها به‌شدت شکست خوردند. این جامعه‌شناس افزود: مشکلات عمیقی مانند بحران هویت و عاطفی در کودکان که نیاز به پیوند عاطفی عمیق و پایدار با والدین داشتند که در محیط‌های جمعی تأمین نمی‌شد. ضعف در تربیت و رشد روانی، فقدان محیط خانوادگی منجر به مشکلات رفتاری و عاطفی گسترده شد. همچنین ناکارآمدی اجتماعی بدین معنا که جامعه بدون خانواده، نه‌تنها پایدار نشد، بلکه دچار بی‌ثباتی و فروپاشی‌های اخلاقی شد. در نهایت، این آزمایش‌ها دوباره ثابت کردند که خانواده یک نیاز ذاتی و غیرقابل‌حذف برای جامعه است. شریفی یزدی تصریح کرد: هیچ سیستم اجتماعی نمی‌تواند بدون نهاد خانواده، به‌ویژه در تربیت نسل آینده و ایجاد امنیت عاطفی، پایدار بماند. این تجربه‌ها درس بزرگی برای همه جوامع بود که «طبیعت انسانی» و «نیاز به عشق و تعلق خانوادگی» را نمی‌توان با قوانین یا ایدئولوژی‌ها نادیده گرفت. شکل و ساختار خانواده در طول تاریخ همیشه در حال تغییر و تکامل بوده، اما «نیاز به خانواده» به‌عنوان یک نهاد بنیادین، هرگز از بین نرفته است. نقش‌های مرد و زن در خانواده دستخوش تغییرات عمیقی شده است به گفته وی تغییر ساختار از خانواده‌های گسترده (چندنسلی) به خانواده‌های هسته‌ای (پدر، مادر و فرزندان) تغییر کرده است. تغییر در الگوی ازدواج وجود داشته و از چندهمسری که در برخی تمدن‌های قدیم رایج بود، به تک‌همسری در اکثر جوامع مدرن رسیده‌ایم. تغییر در نقش‌ها دیده شد و نقش‌های مرد و زن در خانواده و جامعه دستخوش تغییرات عمیقی شده است. این روانشناس اجتماعی در پایان تأکید کرد: اما یک اصل ثابت باقی مانده است؛ هیچ جامعه‌ای در طول تاریخ وجود نداشته که بدون نهاد خانواده باشد. حتی در جوامعی که ساختار خانواده‌شان کاملاً متفاوت بوده، باز هم یک نوع پیوند خانوادگی برای تربیت نسل بعد و ایجاد امنیت عاطفی وجود داشته است. از منظر جامعه‌شناسی، خانواده یکی از پنج نهاد اصلی جامعه (در کنار اقتصاد، سیاست، آموزش و دین) است که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند بدون آن به‌طور پایدار وجود داشته باشد. تغییر شکل خانواده نشانه‌ی انعطاف‌پذیری و سازگاری آن با شرایط جدید است، نه حذف آن. بنابراین، بحث درباره‌ی آینده‌ی خانواده، باید حول محور «تغییر شکل» باشد، نه «حذف» آن.

قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟

| پیام ما | حدود ۲۰۰۰ ساعت است که دسترسی به اینترنت جهانی در ایران قطع شده است. در میان بحران‌های متعدد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، ازجمله اخبار مربوط به خشونت‌های گسترده، اعدام‌ها و جنگ، مسئله قطع اینترنت جهانی در نگاه نخست ممکن است موضوعی فنی یا موقتی به نظر برسد. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، درمی‌یابیم که اینترنت صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه به بخشی از زیرساخت زندگی روزمره، آموزش، ارتباطات، خدمات و مشارکت اجتماعی تبدیل شده است. جمعی از فعالان حقوق کودک با بررسی آثار این خاموشی طولانی می‌گویند محدودشدن اینترنت می‌تواند آثار گسترده‌تری از آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد بر جای بگذارد؛ به‌ویژه برای کودکان که از آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی هستند.

نبرد حقوقی با شبکه‌های اجتماعی

| پیام ما | درحالی‌که شهروندان ایرانی سومین ماه قطعی اینترنت را پشت سر می‌گذارند که آموزش عمومی را هم به خطر انداخته، جهان شاهد یک نبرد حقوقی میان نهادهای آموزشی و شرکت‌های بزرگ فناوری است. سه پلتفرم بزرگ شبکه‌های اجتماعی به‌تازگی یک پروندهٔ تاریخی را به طور توافقی حل‌وفصل کرده‌اند؛ پرونده‌ای که می‌تواند نحوه شکایت مدارس از شرکت‌های فناوری را تغییر دهد. «اسنپ‌چت»، «یوتیوب» و «تیک‌تاک» با مدرسه‌ای در ایالت «کنتاکی» به توافقات محرمانه‌ای رسیدند. این منطقه مدرسه‌ای ادعا کرده بود که این پلتفرم‌ها بحران سلامت روانی را در میان نوجوانان ایجاد کرده‌اند که بودجه مدارس را هم تحت‌فشار قرار داده است. این توافق درست اندکی پیش از برگزاری دادگاه حاصل شد و حالا تنها شرکت «متا» (مالک فیس‌بوک و اینستاگرام) به‌عنوان متهم باقی مانده است؛ شرکتی که این پرونده برای بیش از هزار شکایت مشابه در سراسر آمریکا به یک پرونده راهنما تبدیل شده است.

بهبود سلامت روان با پرنده‌نگری

پرنده‌نگری تنها یک سرگرمی نیست، بلکه می‌تواند نقطه تلاقی سلامت روان، آموزش محیط‌زیست و سیاست‌های شهری پایدار باشد. در جهانی که انسان هر روز بیشتر از طبیعت فاصله می‌گیرد، بازتعریف این پیوند از طریق تجربه‌های معنادار و آگاهانه یکی از کلیدهای بازیابی تعادل روانی و محیط‌زیستی است. «ایمان ابراهیمی»، «فاطمه کاظمی» و «محمدعلی آقاابراهیمی» در پژوهشی با عنوان «Birdwatching vs. nature walks: a randomized trial to compare mental health outcomes in Iran در انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم انجام و نتایج آن را به‌تازگی در «Human Dimensions of Wildlife» منتشر کرده‌اند، این پژوهش تأثیر پرنده‌نگری بر سلامت روان را نشان می‌دهد.

تاب‌آوری برای زندگی

|پیام‌ ما| مردم نه شروع‌کننده جنگ‌اند و نه قدرت پایان دادن به آن را دارند. در این شرایط تنها چیزی که کمی می‌تواند روان ما مردم را آرام کند، احساس کنترل هرچند اندک بر زندگی‌مان است. اینکه با کارهای کوچک مانند تعیین نقطه امن‌ خانه، تنظیم خواب و یا برگشتن به کار و فعالیت، به چنین کنترلی دست یابیم. اینها را «امیرحسین جلالی ندوشن» روان‌پزشک به «پیام ما» می‌گوید؛ آن‌هم در شرایطی که بیش از دو هفته از قطعی اینترنت می‌گذرد و هیچ راه ارتباطی‌ای با جهان نداریم و حالا مدام از خود زخم خورده‌مان می‌پرسیم آیا کسی در جهان می‌داند ما زیر بمباران چه می‌کشیم و چطور صدایمان از دست رفته است؟

در شرایط جنگی چطور خانه را به یک «لنگرگاه» امن تبدیل کنیم؟

آتش‌بس در میان قصه‌ها

در روزهای جنگ درباره مراقبت از کودکان مدام صحبت می‌شود؛ مراقبت از طریق صحبت‌کردن، در آغوش‌گرفتن و بازی‌کردن و غیره. جهان ذهنی آنها باید امن باشد، حتی اگر بیرون از خانه و در خیابان ناامنی مداوم جریان دارد. «علی جانب‌الهی»، فعال حوزه کودک و بازی‌پرداز، از ایده خود در این روزها برای مراقبت عاطفی از کودکان به «پیام ما» می‌گوید و روایت یک روز از اجرای این ایده را شرح می‌دهد.