بایگانی مطالب برچسب: سلامت روان
نشانههای اضطراب جنگ چیست؟
وقتی گروه، نجاتدهنده است
زیست اجتماعی، حس تعلق به قبیله و حمایت از گروه، مفاهیم مشترکی در ناخودآگاه و حافظه جمعی بشر هستند. اگرچه توسعه زندگی شهرنشینی و افزایش سرعت آن در سایه اینترنت بیشازپیش فردیت را گسترش میدهد، اما کماکان نیاز به حضور در گروه یک نیاز غیرقابلانکار است. در شرایط بحرانی که بقا تهدید شده و موجودیت افراد در معرض خطر است، عضویت در گروه و شنیدهشدن است که به آدمی اطمینان میبخشد. با توجه به وضعیت تعلیق و یأس فزایندهای که بهدنبال وقایع دیماه در جامعه ایران وجود دارد، گروههای متعددی بهصورت مستقل و عامالمنفعه اقدام به برگزاری گروهدرمانی حمایتی کردهاند. «رانه»، یکی از مراکز خصوصی در تهران است که با برگزاری جلسات گروهدرمانی حمایتی در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی و همراهی با مردم دردمند عمل میکنند.
زنان مدیران پنهان اضطرابهای جمعی
جامعه ایران همزمان با بحران اقتصادی و زیستن در زیر سایه جنگ، بهتعبیر جامعهشناختی، بدل به «جامعه ریسک» شده است. در چنین شرایطی که اضطراب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود، زنان از حاشیه به متن میآیند و با کار عاطفی تبدیل به مدیران خانواده میشوند و بار اصلی این اضطراب و حفظ انسجام خانواده را بر عهده میگیرند. بهگفته «فاطمه موسوی»، جامعهشناس، در این شرایط زنان از بدن خود هزینه میکنند و دچار مشکلات عدیده جسمی و روحی میشوند.
دیگر نمیخواهم زن باشم
«تقریباً همه زنهای اطرافم با ریزش مو درگیرن و با خونریزیهای عجیب و غریب قاعدگی.» این پست توسط یک کاربر در شبکه اجتماعی «ایکس» تا لحظه نوشتن این گزارش سه هزار و ۸۲۵ لایک دریافت کرده، بیش از ۸۹ هزار نفر آن را دیده، ۱۲۵ نفر آن را بازنشر کرده و بیش از ۷۰ زن هم کامنت گذاشته و از تجربه خودشان نوشتهاند، اینکه آنها هم در بدنشان شاهد تغییراتی هستند که تا حال تجربه نکرده بودند. یک مرد هم پیامی گذاشته و نوشته همسرش چنین وضعیتی را این روزها تجربه میکند.
جامعه در گرداب استیصال
پس از وقایع دیماه، جامعه وارد یک نوع استیصال شده است. دلایل این وضعیت بهگفته «حسین ایمانی جاجرمی»، ناشی از همزمانی بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اخیر است و چشمانداز روشنی از بهبود آن دیده نمیشود. این استیصال موجب کاهش مشارکت، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت کشور و فرسایش سرمایه اجتماعی شده است.
آمادهباش در سنگر اضطراب
|پیام ما| حتی در غیاب بمباران، واژههایی مانند «تشدید تنش» و «جنگ قریبالوقوع» احساس تهدید را زنده نگه میدارند و اضطرابی آرامناشدنی را تغذیه میکنند. در هفتههای اخیر و همزمان با تشدید لحن تهدیدآمیز میان ایالات متحده و ایران، بار دیگر احتمال تشدید نظامی در منطقه مطرح شده و بسیاری در وضعیت انتظار و تعلیق به سر میبرند تا ببینند این تحولات چگونه ممکن است بر زندگی روزمرهشان تأثیر بگذارد.
اگر موجی دیگر در راه باشد
اعتراض قرار بود فرصت بازگشت احساس عاملیت باشد؛ فضایی که نهتنها باعث بیان خواست جمعی به مستقیمترین شکل ممکن میشود که حتی شکافهای کهنه را هم کنار میزند و بین افرادی با زبان، جنسیت و سن متفاوت، هویتی تازه و باوری به سرنوشت مشترک میسازد. اما بعید است بتوان با این کلمات آنچه اتفاق افتاد و تجربه مردم معترض در دیماه را خلاصه کرد. حالا واژههای اصلی بهجا و بهیادمانده، «خشونت و مرگ» است و مردمی ماندهاند که بازماندگان و سوگواران آناند. خشونتی که نهتنها عاملیت را در هم میشکند، که سد روانی افراد برای آسیبرساندن به دیگران و حتی خود را هم سست میکند. به همین دلیل، افزایش نرخ خودکشی یکی از نگرانیهای پس از این حوادث است.
روایتی از «سفر به درون»
سفر به «بادرود» کاشان، برای بدرود با «تلههای شخصیتی» اتفاق افتاد؛ سفری که مقصدش نهفقط کویر که درون انسان بود. در این سفر شرکتکنندگان در تلفیق هنر، سفر و درمان، «تلههای شخصیتی» خود را در بستر هنردرمانی میشناختند. تجربهای که در آن شنهای روان کویر، استعارهای شد از ذهن انسان و هنر، آینهای برای دیدن امواج پنهان روح.
