بایگانی مطالب برچسب: انرژی
زخمهایی که خبر نمیشوند
| پیام ما | در خیابانهای تهران، اصفهان و کرمانشاه، صدای جنگنده هنوز در گوشها میپیچد. مادری که شبها از خواب میپرد و فرزندش را در آغوش میگیرد تا مطمئن شود زنده است، پیرمردی که نام شهیدان جنگ هشتساله را با نام شهیدان جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در ذهنش به هم میآمیزد، نوجوانی که در فاصله یک سال یاد گرفته پناهگاه را از کلاس درس بهتر بشناسد. اینها چهرههای جامعهایاند که در فاصلهای کوتاه دو جنگ را پشت سر گذاشته و اکنون در سکوت آتشبسی شکننده، با زخمهایی نشسته است که خبرها از کنارش میگذرند. پرسش دیگر فقط درباره میدان نظامی نیست؛ پرسش این است که این جامعه فرسوده، عزادار و دوپاره، با چه سرمایهای از همدلی روزهای پیش رو را خواهد گذراند.
پایان عصر بنزین در «استانبول»
صبح روی پل «بسفر» که حالا «شهدای ۱۵ ژوئیه» نام دارد، ترافیک مثل همیشه سنگین است. استانبول تازه بیدار شده و صف خودروها، دو سوی بسفر را بههمدوخته است. اما در میان صدای بوق و شلوغی شهر، چیزی بیش از همه جلبتوجه میکند؛ خودروهای برقی که بیصدا از کنار ماشینهای قدیمی عبور میکنند. چیزی که تا چند سال پیش در استانبول عجیب و حتی لوکس به نظر میرسید، حالا آرامآرام به بخشی از منظره روزمره شهر تبدیل شده است.
وعدههای سبز، سودهای سیاه
| پیام ما | در سالهایی که بحران اقلیمی از سطح هشدارهای علمی فراتر رفته و به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره جهان تبدیل شده، شرکتهای بزرگ نفت و گاز بیش از هر زمان دیگری از «پایداری»، «انتقال انرژی» و «کربن خنثی» سخن میگویند. اما همزمان، سودهای کلان ناشی از جنگها و تنشهای ژئوپلیتیک، افزایش تولید سوختهای فسیلی و عقبنشینی از تعهدات اقلیمی، تصویر دیگری از واقعیت صنعت انرژی ترسیم میکند. روزنامه «گاردین» در مجموعه گزارشهای تحلیلی اخیر خود، این تناقض را در عملکرد غولهایی چون «BP»، «Shell» و «Total Energies» زیر ذرهبین برده و نشان داده چگونه «شستوشوی سبز» به بخشی ساختاری از اقتصاد جهانی انرژی تبدیل شده است. پدیدهای که نهتنها اعتماد عمومی به ESG (گزارش پایداری شرکتی) را تضعیف میکند، بلکه آینده توسعه پایدار را نیز با تهدید روبهرو ساخته است.
تجدیدپـذیرها در مسیـر گـذار از حمایت دولتی به رقابت
سالها توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در ایران بر یک فرمول ساده استوار بود: نیروگاه بساز، برق را با قرارداد «خرید تضمینی» به دولت بفروش و منتظر دریافت مطالبات بمان. این مدل در سالهای نخست برای توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی جذاب بود، چون ریسک فروش برق را کاهش میداد و سرمایهگذار از ابتدا مشتری خود را میشناخت. اما بهتدریج شرایط اقتصادی این مدل را فرسوده کرد. جهش نرخ ارز، افزایش هزینه تجهیزات، تحریمها و محدودیت منابع مالی دولت باعث شد مطالبات نیروگاهها با تأخیر پرداخت شود. از سوی دیگر، نرخهای خرید تضمینی نیز متناسب با تورم و هزینههای جدید اصلاح نشد. نتیجه، کندشدن توسعه تجدیدپذیرها و افزایش بیاعتمادی در میان سرمایهگذاران و حتی بانکها بود. همزمان، ناترازی برق به یکی از چالشهای مهم اقتصاد ایران تبدیل شد و سیاستگذاران را به سمت مسیرهای تازه برای توسعه برق پاک سوق داد. یکی از مهمترین این مسیرها «تابلوی سبز» در بورس انرژی است؛ بازاری که برق تجدیدپذیر را میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ قابلمعامله میکند. بااینحال این پرسش همچنان مطرح است: آیا تابلوی سبز میتواند به رونق سرمایهگذاری در برق تجدیدپذیر و کاهش فشار بر شبکه کمک کند، یا صرفاً تجربهای تازه در اقتصاد همچنان دستوری برق ایران خواهد بود؟
سخنگوی صنعت آب: کشور مطلقاً وارد ترسالی نشده است
سخنگوی صنعت آب کشور با اشاره به شرایط بارشهای کشور گفت: اینکه گفته میشود کشور وارد دوره ترسالی شده، «مطلقاً درست نیست» و نباید چنین برداشتی از وضعیت فعلی داشت.
پیشبینی قطعی روزانه ۲ ساعت برق در تابستان؛
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی با اشاره به وضعیت تأمین برق در کشور اعلام کرد به نظر میرسد در تابستان امسال خاموشیهای برنامهریزیشده ادامه داشته باشد و روزانه حدود دو ساعت قطعی برق در بخشهای خانگی، تجاری و اداری اعمال شود؛ به گفته او، بخش صنعت نیز همچنان در اولویت قطعیها قرار خواهد داشت.
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
وقتی از مناطق نفتخیز جنوب کشور گذر میکنی، حضور مشعلهای متعدد فلرسوزی، یک امر کاملاً متداول و طبیعی است که جزء جدانشدنی زندگی مردمان بومی محسوب میشود. این در حالی است که برای کسانی که زیر سایه این شعلهها زندگی میکنند، این آتش دائمی نه فقط یک چشمانداز جالب، بلکه یک چالش عمیق در زیست روزمره محسوب میشود. این مشعلهای همیشه روشن که برای سوزاندن گازهای اضافی استخراج شده همراه نفت تعبیه شدهاند با نفوذ در لایههای زندگی مردم بومی، بهمثابه نشانگان نابرابری عمل میکنند که نباید آنها را صرفاً یک چالش صنعتی یا معضل محیطزیستی تقلیل داد؛ بلکه باید آن را به منزله شکلی از خشونت فضایی و تغییر اجباری زیستبوم به بهانه توسعه خوانش کرد.
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
