بایگانی مطالب برچسب: شبکههای اجتماعی
«حمید مرادی»، بیستمین شهید زاگرس شد
صبحانه در تهران، شام در وین
یکی از کاربران توییتر با انتشار تصویری از دفتر هواپیمایی «ایران ایر» در وین از تبدیل آن به دونرفروشی خبر داده است. تصویری که یادآور روزهای شرکت هواپیماییای است که روزگاری عنوان بلندترین پرواز غیرتجاری بدون توقف دنیا را یدک میکشید و با شعارهایی مانند «پرواز روزانه بدون توقف به فرانکفورت»، نماد پیشرفت ایران بود.
صورت انسانی اخراجها پس از ۱۲ روزِ سرنوشتساز
جان پدر کجاستی؟
کودکان، قربانیان کوچک تصمیمهای بزرگ
اینترنت طبقاتی علیه اینترنت آزاد
با گذشت بیش از ۲۰ روز از اعلام آتشبس، اینترنت هنوز به وضعیت قبلی برنگشته است. البته وضعیت قبلی هم هیچوقت عادی نبود. اختلالهای گاهوبیگاه، کیفیت و سرعت کم و حتی قطعی کامل، تجربه همیشگی کاربران از اینترنت ایران بوده است. اینبار اما علاوهبر افزایش اختلالها، با ایدههایی مثل «اینترنت اضطراری»، «منطقه آزاد سایبری»، «دسترسی سازمانی» و اینترنتهای مجوزمحور و سطحبندیشده مواجهایم. طرح قدیمی اینترنت طبقاتی با نامهایی گمراهکننده بازسازی شده است: تقسیم مردم به «دارندگان اینترنت آزاد» و «محرومان از آن». با اینکه بعضی مسئولان از مخالفتشان با تبعیض دیجیتال سخن میگویند، مصوبات شورایعالی فضای مجازی بر محدودیت بیشتر تمرکز دارد و ادامه اختلالات، ادعاها درباره پایبندی به «اینترنت آزاد» را رد میکند.
نیروی پنهان برای نجات طبیعت
بیخانمانی یک ساعت پیش از آتشبس
«در تماس اول به پدرم گفتم خسارت جزئی است، ساعتی بعد دوباره صحبت کردیم و گفتم اندکی بیشتر از جزئی، چند ساعت بعد دوباره پدرم زنگ زد، اینبار گفتم ساختمان ریزش دارد و ناپایدار است. در چهارمین تماس بالاخره حقیقت را گفتم؛ خانهمان بهشکل کامل تخریب شده؛ نه تنها خانه ما، بلکه کل ساختمان.» اینها را «سینا طوسی»، عضو داوطلب هلالاحمر که تکتک روزهای جنگ دوازدهروزه در تهران مشغول امدادرسانی در خانههای ویرانشده از حملات اسرائیل به ایران بود، میگوید. ساعت ۴ صبح همزمان با آتشبس پدرش از شمال با او تماس گرفت و گفت همسایهها خبر دادهاند انفجاری در حوالی خانهشان رخ داده است. سینا در تمام طول مسیر تمرین کرد آرام باشد و خودش را نبازد. نیروهای هلالاحمر در کوچه حاضر بودند، گفتند شما را چه کسی اعزام کرده؟ جواب داد: اینجا خانه ماست. همه شوکهشده کنار رفتند و راه را باز کردند، سینا برادرش را دید که سفینه اسباببازی پرتشده بر اثر انفجار از انبار را در دست گرفته بود و گریه میکرد. همزمان با تسلی دادن به برادر، چشمش به خانه و ساعت دیواری بود، همان ساعتی که از کودکی تا همین شب قبل هر بار که بیدار میشد، چشمش به آن میافتاد و بیش از هر شیء دیگری در خانه برایش عزیز بود. بیل مکانیکی آمد و ضربهای به دیوار خانه زد، به یکباره همه خاطرات ویران شد، ساعت دیواری، مجسمه محبوب مادر و هزاران چیز دیگر که ماحصل یک عمر تلاش پدرش از کار نجاری بود.
رازهای پنهان قاتل الهه حسیننژاد
بهمن در بازجوییها گفت که الهه به عنوان مسافر سوار ماشینش شده، اما حرفهایی زده که او را عصبانی کرده و به همین دلیل با ضربات چاقو، جان این دختر جوان را گرفته است. عامل این جنایت به زودی و در وقت فوقالعاده در دادگاه کیفری محاکمه خواهد شد.
چرخ گردشگری دیگر نمیچرخد
|پیام ما| گردشگری در بحرانها همواره نخستین بخشی است که در معرض آسیب قرار میگیرد و آخرین بخشی که احیا میشود و به چرخه فعالیت بازمیگردد. این قاعدهای جهانی است و بسیاری از فعالان این صنعت در کشورهای مختلف همواره آن را «صنعتی ترسو» میدانند که با کمترین تغییرات بیشترین آسیبها را تجربه میکند. با توجه به این قاعده جهانی، گردشگری در ایران که حدود شش سال است بهطور مستمر با انواع بحرانهای داخلی و خارجی و بینالمللی مواجه بوده، نمیتواند شرایط مناسبی داشته باشد. حال به تمام این بحرانها مدیریت غیرتخصصی و نبود حمایتهای لازم از فعالان این بخش را هم که اضافه کنیم، گردشگری ایران همین که تا امروز دوام آورده و ایستاده، مدیون فعالان و دغدغهمندانی است که از دل تمام بحرانها کورسوی امیدی جسته و به آن امید بستهاند تا گردشگری را در کشوری کهن با ظرفیتهای قابلتوجه، زنده نگهدارند. جنگ ۱۲روزه اما ضربه مهلکی به این بخش وارد کرد. از لغو پروازها تا بروز ناامنی و در کنار تمام آنها، شروع بازداشت گردشگران در شهرهای مختلف، تعطیلی سفارتخانهها و هشدار به شهروندان کشورهای مختلف برای سفر به ایران، همه دستبهدست هم داد تا گردشگری باز هم تن به رکودی اجباری و آسیبهای اقتصادی قابلتوجه بدهد. آمار رسمی و منسجمی از میزان آسیب جنگ به این بخش در دست نیست، اما آمارهای جسته و گریخته از سوی برخی منابع اعلام شده که نشان میدهد خسارات جبرانناپذیری هم به سرمایه اقتصادی و هم به سرمایه انسانی این بخش وارد شده است.
زخمی آتشبس
دستگیری و اخراج مهاجرین و محرومشدن آنها از خدمات رفاهی، آموزشی و سلامت ادامه داشت که جنگ ۱۲روزه علیه ایران آغاز شد. جنگی که توقف آن به سرعتگرفتن و گستردهشدن روند اخراج و تجربه تبعیض و اتهام برای افغانستانیهای ساکن منجر شده است. «پیام ما» در این گزارش با زنان جوان افغانستانیای صحبت کرده است که لزوماً در خطر مستقیم اخراجشدن نیستند. آنها از ماندن و تلاش برای زندگی میگویند، از ناامن شدن شهر برای آنها، از آزار در فضای مجازی و رنج چندباره تجربه جنگی که مادرانشان پیشتر در سرزمین دیگری آن را به چشم دیده بودند. نامهای کوچک در این گزارش به خواست افرادی که با آنها مصاحبه شده است، تغییر پیدا کردند و روایتها بازنویسی شدند. از «مرضیه حیدری» که در جمعآوری این روایتها نقش اصلی داشت، تشکر میکنیم.
شلیک جنگ به جان ورزشکاران ایرانی
در جریان جنگ اخیر ۶۸ نفر از ورزشکاران کشور به شهادت رسیدند
روایتسازی و انسانزدایی
درباره موج افغانستانیستیزی
