بایگانی مطالب برچسب: شبکه‌های اجتماعی

مترجمی ‌میان انسان و طبیعت

روایت تازه‌ای از آب؛ بازاندیشی ارتباط با مردم

بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله‌ای مهندسی باشد، مسئله‌ای اجتماعی و فرهنگی است. جامعه‌شناسی تأکید دارد بدون تغییر در معنا و ارزش اجتماعی آب، هیچ اصلاح فنی و مدیریتی به نتیجه پایدار نمی‌رسد. بنابراین، ساخت «روایت جدید آب» ضرورتی حیاتی است؛ روایتی که با زبان مردم سخن بگوید و به‌جای نصیحت، از گفت‌وگو بهره برد.

مبارزه برای بقا در حفاظتگری

«من هرگز حذف نشدم، بلکه بقا پیدا کردم. در این حوزه ماندن و ادامه دادن خودش شکلی از بقاست.» اینها گفته «پانته‌آ اردانی» است. فعالیت میدانی این حفاظتگر با وجود داشتن مسئولیت‌های خانواده سؤال بزرگی بود که بایست هر روز در مواجهه با دیگران به آن پاسخ می‌داد. پس از گذشتن از این «خوان»‌، تازه نوبت به دولت و سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌رسید؛‌ آنها هم موانعی پیش روی حضور زنان در مناطق می‌گذاشتند و گاه امروز هم می‌گذارند. زنان حفاظتگر مانند اردانی برای بقا جنگیدند و‌ در این راه همکاران حفاظتگر مردشان هم کنارشان قرار گرفتند. آنها در ادارات کل چانه‌زنی می‌کردند و نمی‌پذیرفتند همکارشان صرفاً به‌واسطه جنسیت حذف شود. امروز اندکی راه هموارتر شده، بااین‌حال تا رسیدن به وضعیت ایدئال هنوز فاصله است. پانته‌آ اردانی متولد سال ۱۳۵۲ است. او در دانشگاه امیرکبیر در رشته فیزیک کاربردی لیسانس گرفت. سال ۹۱ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته زیستگاه‌ها و تنوع‌زیستی از دانشگاه علوم تحقیقات تهران دریافت کرد. سال ۱۴۰۰ در کارشناسی ارشد اکولوژی کاربردی شروع به تحصیل و در یک برنامه مشترک بین دانشگاه کیل آلمان، دانشگاه کویمبرای پرتغال و گراند دو سول برزیل شرکت کرد. او در حال حاضر دانشجوی دکترای اکولوژی در دانشگاه کویمبرای پرتغال است. از او درباره شروع فعالیتش در حوزه محیط‌زیست،‌ چالش‌های پیش روی زنان و آینده حفاظت پرسیدیم.

انکار واقعیت، سرآغاز بی‌اعتمادی

قتل بر سر آب

«حالا رعیت سر آب خون می‌کنه، واسه چار چیکه آب، چِل تا رو بی‌جون می‌کنه.» خبر درگیری خونین بر سر حقابه کشاورزی در روستایی به‌نام «دیزج دول» در شهرستان ارومیه، این شعر احمد شاملو را تداعی می‌کند. یک کشته و ۱۳ زخمی حاصل نزاعی بود که برای معیشت و آب در حاشیه دریاچه خشکیده ارومیه و نزدیک «نقده» اتفاق افتاد. این اتفاق فقط چند روز پس از برگزاری آخرین جلسه شورای‌عالی آب کشور رخ داد؛ جلسه‌ای که سخنگوی دولت می‌گوید بخشی از آن به ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از درگیری و مناقشات مردم با یکدیگر بر سر آب اختصاص داشت.

زندگی در تعلیق

«فاطمه» اخیراً در آزمون استخدامی، پذیرفته شده، «علی» مدتی است که به توسعه شغلش فکر می‌کند و «رضا» و «الهه» به بچه‌دار شدن فکر می‌کنند، اما جنگ ناگهان همه برنامه‌ها و پیش‌بینی‌های آینده را دگرگون کرد و حتی اکنون، روزها پس از آتش‌بس، آنها هیچ نشانه‌ای از کنترل موقعیت را برای خواسته‌هایشان نمی‌بینند. این روایت‌ها نمونه‌های از بلاتکلیفی گسترده‌ای است که جامعه با آن روبه‌روست. بحرانی که ریشه در نیاز ذاتی انسان به پیش‌بینی و کنترل دارد. زمانی که این نیاز برآورده نمی‌شود، پیامدهای روانی آن از اضطراب فلج‌کننده تا تعلل در تصمیم‌گیری، گریبانگیر فرد و جامعه می‌شود. این مقاله می‌کوشد با نگاهی روانشناختی، هم به ریشه‌های این پدیده و ارتباط آن با نیاز ذاتی ما به کنترل بپردازد و هم راهکارهای عملی برای تقویت «تحمل بلاتکلیفی» ارائه دهد؛ از سطح فردی تا جمعی. زیرا درک این مکانیسم، اولین گام برای تبدیل تهدید بلاتکلیفی به فرصتی برای رشد انعطاف‌پذیری روانی است. هدف نهایی، نه حذف کامل عدم قطعیت -که امری ناممکن است- بلکه افزایش توانایی ما برای زندگی کردن در میانه طوفان، بدون ازدست‌دادن توانِ عمل و امید است.

تفریح انسان‌ها به قیمت رنج حیوانات

|پیام ما| دو سال پیش مرگ یک اسب کالسکه‌ در منهتن، منجر به تدوین قانونی در شورای شهر نیویورک شد که هدف آن حذف کالسکه‌های اسب‌کش از سنترال‌پارک و دیگر بخش‌های منهتن بود. قانونی که به یاد همین اسب «رایدر» نام‌گذاری شد. حالا شهردار نیویورک از شورای شهر درخواست کرده تا هرچه سریعتر قانون «رایدر» را تصویب کند و کالسکه‌ها از سنترال‌پارک جمع‌آوری و کالسکه‌ یا ماشین‌های برقی جایگزین شود. حذف کالسکه‌های اسب‌کش با رویکرد مخالفت با بهر‌ه‌کشی از حیوانات برای گردشگری در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده است. در ایران هم این مسئله، به‌ویژه درباره وضعیت نامناسب اسب‌های درشکه در میدان نقش‌جهان اصفهان و ارگ شیراز، سال‌هاست مطرح است. اوج حساسیت‌ها زمانی بود که در تابستان ۱۳۹۸ یکی از اسب‌ها در میدان نقش‌جهان بر اثر شدت گرما از حال رفت؛ اما پیگیری‌ها مقطعی ماند و درنهایت منجر به تصمیم‌گیری یا اقدامی اساسی نشد. هرچند در مورد اقداماتی که برای برچیدن این درشکه‌ها صورت گرفته، حرف و سخن فراوان است.

سفیر مرگ در «قُلقُله»

شلیک به معترضان معدن طلای «قلقله» در سقز، جان جوانی ۲۲‌ساله را گرفت. عصر دوشنبه (۲۴ شهریور)، وقتی اهالی روستای «پیرعمران» برای اعتراض تجمع کردند، با سلاح گرم به معترضان شلیک شد؛ «محمد رشیدی» جان باخت و سه نفر دیگر مجروح شدند. از مدت‌ها پیش کسی به انتقادها درباره راه‌سازی‌های این معدن طلا و آلایندگی آن توجهی نکرد و چندین تجمع اعتراضی مردم محلی بی‌جواب ماند. اکنون جسم بی‌جان یکی از جوانان روی دست اهالی مانده است.