بایگانی مطالب برچسب: شبکههای اجتماعی
چشیدن میوه ممنوعه به سبک طالبان
|پیام ما| چندی پیش ویدئوی عجیبی توسط طالبان در شبکههای اجتماعی منتشر شد، با تصاویری که وحشت آشنا در حکومت طالبان را به سخره گرفته بود، سعی داشت گردشگران را به این کشور دعوت کند. طالبان در دوره دوم حکومت خود سیاستهای جدیدی درباره موضوع گردشگری و میراثفرهنگی در پیش گرفته است؛ سیاستهایی که هم ردپای افراطیگری در آن دیده میشود و هم سعی دارد همراه با جریانهای جهانی باشد. از تأسیس موزه انتحاری در کابل تا دعوت از ترکیه برای همکاری در بازسازی بناهای تاریخی و آثار باستانی. از دعوت گردشگران آمریکایی به افغانستان تا اجازه فعالیت به زنان برای راهنمایی و همراهی با گردشگران زن که به افغانستان سفر میکنند. «قدرتالله جمال»، معاون گردشگری وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، به آسوشیتدپرس گفته افغانستان سال گذشته میزبان حدود ۹ هزار گردشگر خارجی بوده و در سهماهه اول امسال سه هزار گردشگر وارد این کشور شدهاند. اینها بازی رسانهای است یا حقیقت؟ هر کس پاسخی دارد. در هفتههای اخیر چند رسانه بینالمللی گزارشهای متعددی درباره تورهای گردشگری زنان به افغانستان منتشر کردهاند و آزادیهای نسبی که طالبان برای گردشگران زن در این کشور اعمال میکند را بازتاب دادهاند. برخی هم این آزادی نسبی را با محدودیتهای روزافزون طالبان علیه زنان در افغانستان مقایسه کردهاند. برخی رسانهها با خوشبینی به تربیت زنان راهنمای گردشگری اشاره کردهاند و برخی به محدودیتهایی پرداختهاند که زنان در حکومت طالبان برای حقوق اولیه خود از جمله تحصیل دارند. برخی هم بهنقل از زنان اهل افغانستان این رفتار طالبان را سفیدشویی سرکوب سیستماتیک زنان و آنچه آنها «شرایط خفهکننده» دانستهاند، عنوان کردهاند.
شش گزاره اشتباه درباره فیلم گوزن زرد
کشتار هدفمند راویان واقعیت
«اگر این واژگان به شما رسید، بدانید که اسرائیل در کشتن من و خاموشکردن صدایم موفق شده». این پیامی است که در حساب کاربری ایکس «انس الشریف»، خبرنگار ۲۸ساله «الجزیره» که بهطور گستردهای حملات اسرائیل در شمال غزه را پوشش میداد، منتشر شده است. یکشنبهشب او بههمراه چهار خبرنگار دیگر الجزیره در چادری در نزدیکی بیمارستان «الشفاء» در حملهای از سوی ارتش اسرائیل کشته شد.
بیخوابی، انتقام از زندگی
ساعت ۲ نیمهشب است، چراغِ کمنور اتاق روشن و یک رمان درحال خواندهشدن. در خانهای دیگر، زیر پنجره، کسی با هدفون آهنگ موردعلاقهاش را زمزمه میکند و پاهایش بیاختیار با ریتم موسیقی حرکت میکنند. در جایی، یک فیلم کلاسیک روی پرده لپتاپ جریان دارد؛ همهچیز در سکوت است، گویی جهان برای این ساعات دزدیدهشده، نفسش را حبس کرده است. این صحنهها آشنا هستند: شورشِ آرام آدمهایی که روزها را از دست میدهند و شب آن را پس میگیرند. آنها میدانند فردا با خستگی به سرکار خواهند رفت، میدانند که این بیداری عمدی، هدیهای سمی است، اما همین لحظات خلوت، تنها زمانی است که حس میکنند زندگیِ واقعی جریان دارد؛ برای کتابی که روزها وقت خواندنش را نداشتند، فیلمی که باید در سکوت دیده میشد یا حتی رقصِ تنهایی که بدن را از قید تنشهای روزانه رها میکند. این همان انتقام شیرین و ویرانگر است: وقتی بیخوابی، نه یک اختلال، که یک انتخاب آگاهانه میشود.
خانه آرزوها فروخته میشود
|پیام ما| «اینجا فقط یه مجموعه نیست؛ اینجا خونه خاطرهها و آرزوهامونه.» این بخشی از یک آگهی است. آگهی فروش یک اقامتگاه بومگردی در روستای غرقاب گلپایگان، اقامتگاه «تیمره» برای بسیاری از اهالی سفر نام آشنایی است. در روزهای جنگ «تیمره» نخستین اقامتگاهی بود که اعلام کرد حاضر است بهصورت رایگان میزبان کسانی باشد که میخواهند مدتی در جایی امن اقامت داشته باشند. حالا اما این اقامتگاه در آستانه تعطیلی است و «رسول مجیدی» آگهی فروش آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و نوشته است: «تیمره، تکهای از قلبمونه که حالا بهخاطر شرایط سخت اقتصادی و نبود هیچ حمایت دولتی، مجبوریم ازش دل بکنیم.» فروش اقامتگاه بومگردی و تعطیلی بسیاری از بخشهای مرتبط با گردشگری به روشنی نشاندهنده شرایط سخت فعالان گردشگری است. شرایطی که گویی برخی مدیران ارشد این حوزه بهجای تلاش برای تغییر و بهبود آن، چشم بر آن بستهاند و تصویر دیگری از وضعیت گردشگری ایران در ذهن دارند، تصویری که اختلافی معنادار با حقیقت جاری در این بخش دارد.
خودسوزی «هور» در ریه خوزستانیها
آتشی که بر بستر خشک «هورالهویزه» افتاده، هنوز آرام نگرفته است. دود سیاه و غلیظ از آن سوی مرز عراق، در استان «العماره» تا غرب و جنوب خوزستان، نفس چند میلیون نفر را تنگ کرده است. حالا پنج ماه بعد از آغاز خودسوزی گسترده در هورالهویزه، نارضایتیهای مردمی بالا گرفته است. کاربران شبکههای اجتماعی اعتراض خود را نسبت به آلودگی هوا و انتشار دود غلیظ و بوی نامطبوع در شهرها بهویژه اهواز اعلام میکنند و پویش مردمی درخواست رسیدگی به آتشسوزی هورالعظیم با عنوان «من نمیتوانم نفس بکشم» در اینستاگرام به راه افتاده است. همچنین، کارزاری با عنوان «درخواست پیگیری آلودگی هوا ناشی از سوزاندن هورالعظیم» امضاهایش اکنون به بیش از ۱۵ هزار رسیده است. امضاکنندگان این کارزار که خطاب به رئیسجمهوری، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس و رئیس سازمان حفاظت محیطزیست نوشته شده، خواستار تشکیل کارگروهی ویژه و با اختیارات کامل شدند تا به وضعیت آلودگی شدید هوای خوزستان، بهویژه کلانشهر اهواز، دشت آزادگان و هویزه رسیدگی شود. در متن این کارزار آمده: «طی سالهای اخیر وضعیت آلودگی هوا ناشی از سوزاندن هورالعظیم در این مناطق به طرز غیر قابل تحملی تشدید شده است؛ بهطوریکه میزان ذرات معلق و غلظت آلایندهها در بسیاری از روزها رکورد آلودگی هوا در کشور است و این معضل، زندگی شهروندان را با مشکلات فراوانی مواجه ساخته است. بحران آلودگی هوا، خصوصاً دود ناشی از سوزاندن هورالعظیم، در کنار معضلات آبوفاضلاب، زندگی در این شهرها را برای مردم، بهویژه کودکان و سالمندان، بسیار دشوار کرده و مشکلات تنفسی و بیماریهای مختلف را بهصورت تصاعدی افزایش داده است.»
کند، مختل، سانسورشده
تازهترین گزارش کیفیت اینترنت در ایران، برای پنجمین بار، بر ادامه وضعیت بحرانی اینترنت کشور تأکید میکند: کُند، پراختلال و محدود. طبق بررسی انجمن تجارت الکترونیک تهران، کیفیت کلی اینترنتی که کاربران ایرانی تجربه میکنند، در میان ۱۰۰ کشور، رتبه ۹۷ را دارد و از نظر محدودیت روی پله ۹۹ ایستاده و بعد از کشور چین بیشترین محدودیت و سانسور را دارد.
جنگ نابرابر کورهها و فیوزها
هنوز موانع صادراتی، بازاریابی و رعایت حقوق مالکیت فکری و معنوی در حوزه صنایعدستی بهصورت کامل رفع نشده که قطعی برق و خاموشیهای گسترده، دردسرهای هنرمندان و تولیدکنندگان را مضاعف کرده است. یکی از هنرمندان فعال در حوزه سفال و سرامیک از مشکلات ناشی از قطعی برق در کارگاهش میگوید و معتقد است قطع سراسری برق نهتنها به توزیع یکنواخت انرژی کمک نمیکند، بلکه موجب مصرف انرژی و آلودگیهای محیطزیستی بیشتر حداقل در حوزه صنایعدستی میشود. او که هشتسالی میشود در حوزه سرامیک کار میکند و هنوز هم بیمه صنایعدستی ندارد، بدون پشتوانه مالی و با سختیهای بسیاری مسیرش را ساخته و حالا عمده محصولاتش به کشورهای دبی، بحرین، فرانسه و کانادا صادر میشوند.
