بایگانی مطالب برچسب: مدیریت شهری
قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت
|پیام ما| دو دهه پیش تکهسفالهای پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا میرفتند، توجه باستانشناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسیهای اولیه، گمانهزنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان میداد شهر قدیم قاین که در سفرنامههای تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانههایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. بهگفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوشهای قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساختهشده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطههای تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراثفرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراثفرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمینهایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیینتکلیف زمینهایشان شدهاند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراثفرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری میاندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشمپوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراثفرهنگی کشور است.
کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز
قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گرهگاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نامهایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمیشد. روایتها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقهاش «شکر اصفهانی» میگویند و نشانههای معماری موجود، لایههایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان میدهد. همین درهمتنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعینحال، مغفولترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
تسخیر فضای سبز
حق عمومی یا مالکیت خصوصی؟
کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تختجمشید
برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تختجمشید در روزهای اخیر هر یک بهدلیلی جنجالآفرین شدهاند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سالهاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام میشود، از سوی مسئولان امر بیپاسخ مانده و یا با پاسخ کلی «همهچیز رو به راه است، نگران نباشید» روبهرو شده است. اما اگر وزیر میراثفرهنگی با قاطعیت میگوید: «در این رویدادها تمام نظامهای مراقبتی و حفاظتی رعایت میشود.» لازم است درباره جزئیات این «نظامهای مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آییننامهای از سوی وزارت میراثفرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرتها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقفاند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی میافتد؟ وقتی در تمام این سالها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، میتوان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرتهای متعدد در بناهای تاریخی برگزار میشود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامهها با اعمال محدودیتها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا میشود. درحالیکه در ایران بهوضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، بهطور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده میشد.
حق گمشده عابران
پیادهروهای تهران علیه شهروندان
برجها خط آسمان زایندهرود را شکستند
زایندهرود، شاهرگ تاریخی اصفهان، امروز زیر سایه برجهای سر به فلک کشیده و دیوارهای شیشهای، نفسنفس میزند. هر طبقه اضافه، بخشی از هویت تاریخی شهر را فرو میبلعد و چشمانداز منحصربهفرد اصفهان را درهم میشکند. رودخانهای که روزگاری قلب حیات فرهنگی و اجتماعی شهر بود، اکنون در معرض تخریب تدریجی قرار دارد. خط آسمان تاریخی اصفهان در حال فروپاشی است و روند شتابان ساختوساز، هیچ نشانهای از توقف ندارد. هر مجوز بیرویه، زخمی تازه بر پیکره میراث طبیعی و فرهنگی شهر وارد میکند و فرصتی که برای حفظ هویت تاریخی باقی مانده، در حال تباهشدن است. این تهدید، هر شهروند و گردشگری را که به حریم زایندهرود میآید، به سکوتی پر از اضطراب و نگرانی میکشاند. این گزارش با هدف واکاوی دقیق برجسازیها در حریم زایندهرود و پیامدهای خطرناک آن برای هویت تاریخی اصفهان تهیه شده است. در ادامه، کارشناسان، معماران و مسئولان مرتبط، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیات تهدیدهای جاری را بیان میکنند و هشدارهای جدی خود را درباره نابودی میراث فرهنگی شهر مطرح میکنند.
بوی رستگاری از شهر نمیآید
پایتخت در دور باطلی گرفتار است؛ سالها هشدار درباره آلودگی هوا و نابرابریهای شهری بیثمر مانده و کیفیت زندگی در سایه رشد بیمهار و مدیریتهای ناپایدار قربانی شده است. به باور «حسین ایمانی جاجرمی»، استاد مطالعات توسعه، نبود زیرساختهای واقعی، تبعیض فضایی و نگاه ضدشهری حاکم بر سیاستگذاری، باعث شده است مردم امیدی به اثرگذاری مطالبات خود نداشته باشند. بهگفته او، این تناقضها تهران را به شهری بدل کرده که در آن منافع گروههای قدرتمند بر منافع عمومی چون «هوای پاک» غلبه دارد. این جامعهشناس در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل جا ماندن از توسعه شهری میگوید و اینکه در شرایط کنونی، سیاستهای نمادین مشکل بزرگی چون آلودگی هوا را حل نمیکند.
اعتراض انجمن اوتیسم به مجسمههای بدقواره
وقتی هنر قرار است روایتگر هویت یک شهر باشد، چگونه میتواند به موضوعی جنجالی و دردسرساز تبدیل شود؟ در روزهای اخیر تصاویری از مجسمههایی بدقواره در امکان شهرهای مختلف بهخصوص رشت منتشر شده که بحث و نقدهای زیادی را برانگیخته و سوالهای جدی درباره نحوه طراحی و اجرای این پروژهها مطرح کردهاند. پس از سیل نقدهای مختلف، گفته شد که این مجسمهها کار کودکان اوتیسم است که در فضای شهری نصب شده اما انجمن اوتیسم طی بیانیهای اعلام کرد اجرای ناشیانه چنین پروژههایی، نهتنها کمکی به پذیرش اجتماعی افراد دارای اوتیسم نمیکند، بلکه آنان را در معرض استهزا و آسیبهای روحی و روانی بیشتری قرار میدهد. البته که برخی از شهرسازان هم معتقدند این مجسمهها کار کودکان اوتیسم نمیتواند باشد و تنها یک بهانه برای توجیه است.
