بایگانی مطالب برچسب: تاریخ

یادمان غریب پدر نثر فارسی

با وجود گذشت نزدیک به هزار سال از نگارش «تاریخ بیهقی»، یاد «ابوالفضل بیهقی» چنانکه باید، در زادگاهش زنده نیست. بنای یادمان او در روستای «حارث‌آباد» بیست سال است که نیمه‌تمام رها شده، اما هم‌زمان گروهی از پژوهشگران و دوستداران زبان فارسی تلاش کرده‌اند با برگزاری مراسمی در روز بیهقی، اول آبان، در کنار همین بنای نیمه‌کاره در حارث‌آباد، یاد نویسنده‌ بزرگ نثر فارسی را زنده نگه دارند. «مهدی سیدی‌فَرُّخَد»، پژوهشگر تاریخ بیهقی، از جمله افرادی است که سال‌ها بر روی نسخه‌های خطی این اثر کار کرده و حالا از ضرورت توجه دوباره به میراث بیهقی می‌گوید: «اهل قلم و سواد باید بیهقی را بخوانند و با آن آشنا شوند. هر کس قلم به دست می‌گیرد، باید بداند پشتوانه‌ زبان فارسی در نثر، از او آغاز می‌شود.»

باستان‌شناسی، دانش ریشه‌ها و افق آینده

در میانه میدان، مراقبتی فمینیستی

مروری بر کتاب «شعاع؛ میدان تحریر، برداشت دوم»

شعر؛ شهر بی‌دفاع

آنچه سلبریتی‌ها بر سر ادبیات می‌آورند

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.

پارادوکسِ خلاقیت و میراث‌فرهنگی

بازخوانی طنزآمیزِ شاهنامه

مسئله‌مندی عباس‌میرزا