بایگانی مطالب برچسب: تاریخ

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.

پارادوکسِ خلاقیت و میراث‌فرهنگی

بازخوانی طنزآمیزِ شاهنامه

مسئله‌مندی عباس‌میرزا

جنبش مشروطه‌ زنان ادامه دارد

۱۲۰ سال از روز امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدین‌شاه می‌گذرد؛ جنبشی که نقطه عطفی در ورود مدرنیسم به ایران بود و زنان هم نقش اثرگذاری در آن داشتند. آنان نخستین تلاش‌ها را برای برداشتن موانع حضور زنان در جامعه انجام دادند. زنانی که پرده‌نشین بودند و حتی اجازه تحصیل به آنها داده نمی‌شد. در منابع تاریخی آمده در یکی از مبارزات زمان مشروطه در تبریز، مبارزی مورد هدف واقع شده بود که اجازه درمان نمی‌داد. این گزارش را به ستارخان دادند. ستارخان از مبارز پیگیر شد و می‌گویند در گفت‌وگویی که در خلوت داشتند ستارخان می‌فهمد که این مبارز زن است و در پوشش مردانه تفنگ به دست گرفته و به میدان آمده. گزارش‌های جسته‌وگریخته دیگری هم نشان می‌دهد که زنان در بسیاری پشت‌صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حضور یافتند و با تشکیل انجمن‌ها، حمایت از اعتصاب‌ها و برپایی مدارس دخترانه، پیش‌گام شدند. اگرچه نام برخی از این زنان پیشرو در تاریخ ثبت شده، اما بسیاری دیگر گمنام باقی‌مانده‌اند؛ زنانی که در سایه‌ها با جسارت، پیگیر حقوق و آزادی‌های خود بودند و به گفته «فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ جنبشی که آغاز کردند، تا امروز ادامه دارد.

جنگ، بی‌فیلتر برای نسل Z

«خانواده‌ام با ناراحتی و به اصرار من در تهران ماندند. تهران جنگ‌زده آدرنالین خاصی داشت که می‌خواستم حسش کنم.» این‌ها بخشی از تجربه زیسته «سالار» ۱۹ساله در هنگامه جنگ ایران و اسرائیل است. جنگ برای سه نسل از جوانان ایران، زندگی نزیسته‌ای بود که در بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ طعم تلخ واقعیت گرفت. متولدین هر دهه به فراخور جهان‌بینی مشترکشان، واکنش مشابهی نسبت به جنگ بروز می‌دهند؛ اما دهه‌هشتادی‌ها یا نسل Z به‌واسطه زندگی در عصر اینترنت و شبکه‌های مجازی روایت متفاوتی از حضور و مواجهه با جنگ دوازده‌روزه‌ داشتند.

خاطره‌های شکسته در آیینه آینده

مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان!

دوباره می‌سازمت وطن

در پاسداشت و اهمیت زنده‌نگاه‌داشتن گوهر «امید» در روزهای پس از جنگ تحمیلی

هیچ خونی سرخ‌تر نیست

چه کسی خاطره‌های ما را ثبت می‌کند؟

قلم‌های مستندنگار؛ چراغی روشن در میدان جنگ