پس از لکه‌های نفتی، چه بر سر قشم آمد؟





پس از لکه‌های نفتی، چه بر سر قشم آمد؟

24 مهر 1405، 21:14

در جزیره قشم، دریا فقط چشم‌اندازی طبیعی نیست. دریا تأمین‌کننده معیشت مردم، پشتوانه صیادی، سرمایه گردشگری و زیستگاه گونه‌هایی است که بقایشان به سلامت آب و ساحل وابسته است. به همین دلیل، آلودگی نفتی‌ای که در مرداد ۱۴۰۵ سواحل جنوبی جزیره و بخش‌هایی از آب‌های اطراف قشم و هنگام را درگیر کرد، با جمع‌آوری لکه‌های قابل‌مشاهده به پایان نمی‌رسد. با گذشت هفته‌ها از این رخداد، باید دید چه میزان از آلودگی در محیط باقی مانده است، زیست‌بوم چه آسیبی دیده و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم این آلودگی بر دوش چه کسانی خواهد بود؟

گزارش‌های منتشرشده در مردادماه از مشاهده لکه‌های نفتی در سواحل سوزا و شیب‌دراز و گسترش آلودگی به محدوده نقاشه و بخش‌هایی از زیست‌بوم حرا حکایت داشتند. در روزهای بعد، مقام‌های مسئول از آغاز عملیات مهار و پاک‌سازی خبر دادند و ۲۶ مرداد، سرپرست اداره‌کل بنادر و دریانوردی هرمزگان پایان عملیات پاک‌سازی سواحل سوزا و شیب‌دراز را اعلام کرد. اما پایان عملیات میدانی به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که همه آثار محیط‌زیستی آلودگی برطرف شده‌اند یا خسارت‌های احتمالی به فعالیت‌های اقتصادی و طبیعی منطقه به‌طور کامل ارزیابی شده‌اند.

 

از گزارش‌های مردمی تا واکنش میدانی

بر اساس گزارش تسنیم در ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، پس از دریافت گزارش‌های مردمی درباره مشاهده آلودگی در سواحل سوزا و شیب‌دراز، عملیات میدانی از صبح ۲۰ مرداد آغاز شد. تیم‌های کارشناسی محیط‌زیست دریایی و نیروهای عملیاتی بنادر، محدوده آلودگی را بررسی کردند و برای مهار و جمع‌آوری مواد نفتی از بوم‌های نفتی، ورق‌ها و پدهای جاذب و تجهیزات تخصصی استفاده شد.

در شهر بندری سوزا، عملیات پاک‌سازی مکانیکی با همکاری شهرداری و استفاده از ماشین‌آلات انجام گرفت. در روستای شیب‌دراز نیز نیروهای تخصصی با تجهیزات جاذب، آلودگی را جمع‌آوری کردند. همچنین، به گفته مقام مسئول، برای حفاظت از مزارع پرورش میگو و قفس‌های پرورش ماهی، اقدامات پیشگیرانه با هماهنگی شیلات در دستور کار قرار گرفت و تجهیزات جاذب در اختیار دهیاری شیب‌دراز گذاشته شد. آموزش نیروهای داوطلب محلی نیز بخشی از اقدامات اعلام‌شده بود.

این گزارش‌ها از آغاز عملیات و مشارکت دستگاه‌های مختلف حکایت دارند، اما برای سنجش میزان موفقیت این اقدامات، انتشار اطلاعات دقیق‌تری ضروری است: چه مقدار ماده نفتی جمع‌آوری شد؟ پسماند آلوده در کجا و با چه روشی دفع شد؟ چه بخش‌هایی از ساحل و بستر دریا بررسی شدند؟ آیا پس از پاک‌سازی نمونه‌برداری انجام شده و نتایج آن در دسترس عموم قرار گرفته است؟

بدون پاسخ مستند به این پرسش‌ها، اعلام پایان پاک‌سازی بیشتر بیانگر پایان یک مرحله عملیاتی است و به‌تنهایی بازگشت کامل محیط به وضعیت پیش از آلودگی را اثبات نمی‌کند.

 

اختلاف در گستره آلودگی نفتی

یکی از مهم‌ترین ابعاد این رخداد، تفاوت چشمگیر میان اعداد منتشرشده درباره گستره آلودگی است. در گزارش‌های رسانه‌ای به نقل از مقام‌های محیط‌زیستی، از تأثیر آلودگی بر حدود ۳۲ هزار مترمربع از ساحل و حدود ۹۰ هزار مترمربع از آب‌های ساحلی سخن گفته شد؛ اما در مقابل، پژوهشی که مؤسسه آب، محیط‌زیست و سلامت دانشگاه ملل متحد در اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، با بررسی تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده در ۱۰ اوت، گستره لکه نفتی در آب‌های قشم و هنگام را حدود ۱۰۰ کیلومترمربع برآورد کرد. البته این ارقام را نمی‌توان بدون توجه به روش اندازه‌گیری، زمان ثبت تصویر و تعریف «محدوده آلوده» با یکدیگر مقایسه کرد. مساحت لکه قابل‌مشاهده روی آب، محدوده‌ای که در معرض نفت قرار گرفته و مساحتی که آلودگی در آن تأیید شده است، یک مفهوم واحد نیستند. همین تفاوت‌ها ضرورت انتشار روش ارزیابی، نقشه محدوده‌های درگیر و نتایج نمونه‌برداری را افزایش می‌دهد.

تصاویر ماهواره‌ای به پژوهشگران امکان می‌دهند حرکت و گستره لکه‌ها را در سطحی وسیع‌تر از مشاهدات زمینی دنبال کنند، اما به‌تنهایی برای تعیین میزان آلودگی آب و رسوبات، بررسی زیستی و ارزیابی میدانی سواحل کافی نیستند. ترکیب این روش‌هاست که می‌تواند تصویری دقیق‌تر از گستره واقعی آلودگی و تغییرات آن در طول زمان ارائه کند.

گزارش دانشگاه ملل متحد همچنین به آلودگی محدوده حساس جنگل‌های حرا اشاره می‌کند. این یافته اهمیت پایش پس از پاک‌سازی را دوچندان می‌کند، زیرا آثار آلودگی ممکن است در نقاطی باقی بمانند که از سطح ساحل به‌آسانی دیده نمی‌شوند.

 

ناپدیدشدن لکه نفتی به‌معنای رفع خطر نیست

جنگل‌های حرا از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های ساحلی جنوب ایران‌اند. ریشه‌های درهم‌تنیده این درختان، پهنه‌های گلی و آبراهه‌های جزرومدی، زیستگاه و پناهگاه بسیاری از جانداران دریایی و پرندگان را شکل می‌دهند. این زیست‌بوم‌ها همچنین با چرخه تولیدمثل و رشد برخی آبزیان ارتباط دارند و سلامت آن‌ها برای تداوم فعالیت‌های صیادی و پایداری طبیعت ساحلی اهمیت دارد.

نفت می‌تواند در رسوبات ریزدانه و میان ریشه‌های حرا باقی بماند و به‌تدریج بر گیاهان، بی‌مهرگان و دیگر موجودات اثر بگذارد. میزان آسیب نیز به نوع ماده نفتی، غلظت، مدت تماس، شرایط جزرومد و ویژگی‌های زیستگاه بستگی دارد.

بنابراین، نمی‌توان صرفاً با مشاهده ظاهری ساحل درباره شدت خسارت یا زمان لازم برای ترمیم اکوسیستم قضاوت کرد. در چنین شرایطی، پاک‌سازی باید با ملاحظات بوم‌شناختی انجام شود. استفاده نامناسب از ماشین‌آلات، جابه‌جایی رسوبات آلوده یا مداخله غیرکارشناسی در ریشه‌ها و زیستگاه‌ها ممکن است خود به آسیب بیشتر منجر شود. همچنین، هرگونه استفاده از مواد شیمیایی برای تجزیه یا پراکندن نفت باید بر پایه ارزیابی تخصصی و بررسی پیامدهای احتمالی آن برای آبزیان و زیستگاه صورت گیرد.

در مورد حرا، پرسش اساسی این است که آیا ارزیابی مستقلی از آثار آلودگی انجام شده است؟ آیا از آب، رسوبات و بافت گیاهان در نقاط در معرض آلودگی نمونه‌برداری شده و تغییرات احتمالی پوشش گیاهی و جانوران منطقه ثبت می‌شود؟ همچنین، کدام نهاد مسئول پیگیری این ارزیابی در ماه‌های آینده است؟

انتشار نتایج این بررسی‌ها می‌تواند مشخص کند که پاک‌سازی تا چه اندازه مؤثر بوده و آیا برای کاهش آثار باقی‌مانده آلودگی، اقدام دیگری لازم است. این اطلاعات هم برای حفاظت از حرا و هم برای پاسخ‌گویی نهادهای مسئول و جلب اعتماد عمومی اهمیت دارد.

 

خسارت آلودگی بر صیادی دیرتر آشکار می‌شود

جوامع ساحلی قشم، آلودگی نفتی را فقط مسئله‌ای محیط‌زیستی نمی‌دانند. صیادان، فعالان آبزی‌پروری و خانواده‌هایی که درآمدشان به کیفیت منابع دریایی وابسته است، ممکن است به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گیرند. با این حال، میزان خسارت اقتصادی را نمی‌توان بدون داده‌های میدانی و بررسی تغییرات فعالیت‌های صیادی تعیین کرد.

نفت می‌تواند با آلوده‌کردن زیستگاه‌ها، تماس مستقیم با آبزیان و تغییر شرایط زیستی منطقه، بر بخش‌هایی از زنجیره غذایی دریایی اثر بگذارد. برخی پیامدها نیز ممکن است پس از ناپدیدشدن لکه‌های قابل‌مشاهده آشکار شوند. این احتمال به‌معنای اثبات کاهش ذخایر آبزی یا آلودگی محصولات صیدشده در قشم نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید نمونه‌برداری علمی و بررسی‌های تخصصی انجام شود. در کنار آثار زیستی، احتمال اختلال در فعالیت روزمره صیادان، نگرانی خریداران، افزایش هزینه‌های احتیاطی یا محدودشدن موقت فعالیت در برخی محدوده‌ها نیز باید بررسی شود.

اگر صیادی در منطقه‌ای برای مدتی متوقف یا محدود شده باشد، مدت توقف، میزان درآمد ازدست‌رفته و تعداد افراد متأثر باید مستند شود. در غیر این صورت، خسارت معیشتی ممکن است در میان گزارش‌های کلی عملیات پاک‌سازی دیده نشود.

برای روشن‌شدن وضعیت، شیلات و تعاونی‌های صیادی می‌توانند اطلاعاتی درباره میزان صید پیش و پس از رخداد، تغییر قیمت فروش، وضعیت بازار، شکایت‌های احتمالی و توقف‌های کاری منتشر کنند. البته ارزیابی این داده‌ها باید با درنظرگرفتن روند معمول فصلی صید انجام شود تا هر تغییر اقتصادی به‌اشتباه صرفاً به آلودگی نسبت داده نشود.

در همین چارچوب، سلامت محصولات دریایی و اعتماد مصرف‌کنندگان هم باید بر پایه نتایج آزمایشگاهی و اعلام شفاف نهادهای مسئول ارزیابی شود. نه ایجاد نگرانی عمومی بدون شواهد علمی قابل‌دفاع است و نه اطمینان‌بخشی کلی، بدون انتشار نتایج پایش، می‌تواند جایگزین اطلاع‌رسانی مسئولانه شود.

 

نگرانی‌هایی درباره گردشگری

قشم بخش مهمی از ظرفیت گردشگری خود را از طبیعت ساحلی، چشم‌اندازهای دریایی، جنگل‌های حرا و زیستگاه‌های حساس پیرامون جزیره می‌گیرد. کیفیت محیط‌زیست در این منطقه فقط موضوع حفاظت طبیعی نیست؛ بخشی از دارایی اقتصادی جزیره و پایه فعالیت بسیاری از کسب‌وکارهای محلی است.

انتشار تصاویر سواحل آلوده می‌تواند نگرانی گردشگران و فعالان گردشگری را افزایش دهد. با این حال، میزان اثر واقعی رخداد بر سفرها، اشغال اقامتگاه‌ها، فعالیت قایق‌های گردشگری یا درآمد کسب‌وکارها نیازمند داده‌های قابل‌سنجش است. بدون بررسی آمار لغو سفرها، تغییر رزروها، توقف فعالیت‌ها و گفت‌وگو با فعالان محلی، نمی‌توان از زیان مشخص یا افت قطعی گردشگری سخن گفت.

در چنین شرایطی، اطلاع‌رسانی درباره وضعیت سواحل باید دقیق، منطقه‌محور و مبتنی بر پایش روزآمد باشد. اگر محدوده‌ای پاک‌سازی شده اما بررسی‌های تکمیلی در آن ادامه دارد، این تفاوت باید روشن بیان شود. چنین رویکردی هم از بزرگ‌نمایی خطر جلوگیری می‌کند و هم مانع شکل‌گیری اطمینان کاذب می‌شود.

راهنمایان محلی، قایق‌داران، اقامتگاه‌های بوم‌گردی و دیگر کسب‌وکارهای گردشگری باید به اطلاعات معتبر و به‌موقع دسترسی داشته باشند تا بتوانند درباره وضعیت بازدید، محدودیت‌های احتمالی و شرایط فعالیت خود تصمیم بگیرند.

 

منشأ آلودگی و مسئولیت جبران خسارت

یکی از پرسش‌های کلیدی پس از هر رخداد نفتی، تعیین منشأ آلودگی و مسئولیت حقوقی آن است. در گزارش‌های منتشرشده در مرداد ۱۴۰۵، نام کشتی فله‌بر آسیب‌دیده «مینوان پایونیر» به‌عنوان یکی از منشأهای احتمالی آلودگی مطرح شد. پژوهشگران و رسانه‌ها با بررسی تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های دریایی، مسیر احتمالی حرکت لکه نفتی از محدوده این کشتی به‌سوی قشم را دنبال کرده‌اند. بااین‌حال، این شواهد به‌تنهایی برای تعیین قطعی منشأ آلودگی یا اثبات مسئولیت حقوقی کافی نیستند.

تعیین مسئولیت باید بر پایه مجموعه‌ای از شواهد انجام شود: اطلاعات حرکت و موقعیت کشتی، تصاویر ماهواره‌ای، نتایج نمونه‌برداری و مقایسه شیمیایی نفت، شرایط دریایی، گزارش‌های عملیاتی و نتایج بررسی نهادهای صلاحیت‌دار. پس از روشن‌شدن منشأ آلودگی نیز باید مشخص شود کدام خسارت‌ها قابل‌انتساب به رخداد هستند و جبران آن‌ها از چه مسیر حقوقی و با چه سازوکاری پیگیری می‌شود.

در این میان، مسئولیت دستگاه‌های داخلی در مدیریت بحران و مسئولیت احتمالی عامل آلودگی دو موضوع جداگانه‌اند. حتی تا زمان تعیین قطعی عامل آلودگی، نهادهای مسئول باید وظایف خود را در زمینه مهار، پایش، اطلاع‌رسانی، حفاظت از زیستگاه‌ها و مستندسازی خسارت انجام دهند. نامشخص‌بودن عامل آلودگی نباید ارزیابی آثار رخداد یا ثبت زیان‌های احتمالی جوامع محلی را به تعویق بیندازد.

 

ضرورت پایش بلندمدت

تجربه آلودگی نفتی قشم نشان می‌دهد که مدیریت چنین رخدادهایی نباید با جمع‌آوری مواد قابل‌مشاهده از ساحل پایان یابد. عملیات اضطراری مرحله نخست است؛ پس از آن، نوبت به بررسی پیامدهای محیط‌زیستی، ارزیابی خسارت اقتصادی، انتشار اطلاعات و ترمیم احتمالی زیستگاه‌ها می‌رسد.

برای پیگیری این مراحل، چند اقدام ضروری است: انتشار گزارش نهایی عملیات پاک‌سازی، شامل نقشه محدوده‌های درگیر، میزان مواد جمع‌آوری‌شده، روش‌های به‌کاررفته و شیوه دفع پسماندهای آلوده؛ اجرای برنامه نمونه‌برداری دوره‌ای از آب و رسوبات، به‌ویژه در سواحل درگیر و محدوده‌های حساس حرا؛ و انتشار نتایج آزمایشگاهی همراه با اطلاعاتی درباره روش و زمان نمونه‌برداری و محدودیت‌های تفسیر نتایج. همچنین باید خسارت‌های احتمالی به صیادی، آبزی‌پروری و گردشگری با مشارکت جوامع محلی و تشکل‌های مرتبط مستند شود و روند بررسی منشأ آلودگی و پیگیری حقوقی مسئولیت و جبران خسارت شفاف باشد.

در کنار این اقدامات، تقویت آمادگی برای رخدادهای مشابه از طریق آموزش نیروهای محلی، تأمین تجهیزات مناسب و تعیین روشن وظایف دستگاه‌های مسئول ضروری است. مشارکت مردم نیز نباید به استفاده از نیروی داوطلب برای جمع‌آوری آلودگی محدود بماند. گزارش‌های مردمی، تجربه صیادان و قایق‌داران و شناخت ساکنان از تغییرات ساحل می‌تواند به شناسایی نقاط حساس و ثبت تغییرات محیطی کمک کند؛ البته این مشارکت باید با آموزش لازم، رعایت اصول ایمنی و سازوکاری برای ثبت و بررسی اطلاعات همراه باشد.

 

معیار موفقیت چیست؟

آلودگی نفتی مرداد امسال در سواحل جزیره قشم بار دیگر نشان داد که آسیب به محیط‌زیست دریایی می‌تواند به‌سرعت به مسئله‌ای اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. در جزیره‌ای که زندگی بخش مهمی از مردم آن با دریا پیوند خورده است، سلامت زیست‌بوم، پایداری صیادی، آینده گردشگری و اعتماد عمومی از یکدیگر جدا نیستند.

پایان عملیات پاک‌سازی در سوزا و شیب‌دراز گامی مهم در مهار بحران بود؛ اما آثار باقی‌مانده آلودگی، وضعیت زیستگاه‌های حساس، خسارت‌های احتمالی و مسئولیت جبران آن‌ها هنوز نیازمند بررسی و پاسخ‌های مستند است. انتشار نتایج آزمایش‌ها، گزارش دقیق عملیات پاک‌سازی و اطلاعات مربوط به پیگیری خسارت‌ها می‌تواند روشن کند که اقدامات انجام‌شده تا چه اندازه مؤثر بوده‌اند و چه اقداماتی هنوز ضرورت دارند.

معیار موفقیت در مواجهه با آلودگی نفتی، فقط ناپدیدشدن لکه‌های سیاه از سطح آب نیست. معیار واقعی، بازگشت تدریجی زیست‌بوم به وضعیت سالم، حفاظت از معیشت ساحل‌نشینان و تضمین این است که هزینه یک بحران محیط‌زیستی بر دوش جوامعی نیفتد که کمترین نقش را در ایجاد آن داشته‌اند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *